بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 96

سفيد


صفحه 97

فصل چهارم: اخلاق معيشت: اهداف‌

از دانشجو انتظار مى‌رود پس از فراگيرى اين فصل:

1. با نقش كار در شكل‌گيرى شخصيت فردى و اجتماعى انسان و بهداشت روانى او آشنا شود؛

2. ضمن آشنايى با ديدگاه اسلام در باره ارزشمندى كار و كارگر و بى‌ارزشى بيكارى و بيكاران، هيچ كارى را تحقير نكند و هيچ لحظه‌اى را به بطالت نگذراند؛

3. نوع نگاه او به مسئله كار و فعّاليت عوض شود و آن را به‌عنوان وظيفه‌اى دينى و يكى از بهترين عبادت‌ها تلقى كند؛

4. با شناخت رابطه ميان اخلاق‌نيك و گشايش در رزق‌هاى معنوى و مادى و همچنين اخلاق بد و تنگدستى، در اصلاح اخلاق خود جديت بيشترى به‌كار گيرد.


صفحه 98

سفيد


صفحه 99

ما تسلط و مالكيت و حكومت بر زمين را براى شما قرار داديم و انواع وسايل زندگى را براى شما فراهم ساختيم؛ اما كمتر شكرگزارى مى‌كنيد.[1]

1. اهميت و جايگاه‌

در اين فصل، بر آنيم كه برخى از مهم‌ترين اخلاقيات مربوط به معيشت را يادآور شويم. البته روشن است كه هر كسى به تناسب استعدادها و توانايى‌هاى ذاتى خويش و يا به اقتضاى شرايط اجتماعى و محيطى، براى تأمين معيشت خويش شغل خاصى را برمى‌گزيند و هر شغلى نيز اخلاقيات خاص خود را مى‌طلبد. مسائل اخلاقى مورد نياز كارمند بانك با مسائل اخلاقى مورد حاجت آموزگار يا استاد دانشگاه، در بسيارى از موارد متفاوت است. مسائل اخلاقى كارگر ساختمانى با مسائل اخلاقى مدير فرودگاه متفاوت‌اند. با وجود اين، تأمين معاش، به طور كلى و صرف‌نظر از اينكه در قالب چه شغل يا تخصصى باشد، احكام اخلاقى مشتركى دارد كه در اين بخش مى‌خواهيم برخى از مهم‌ترين آنها را مورد توجه قرار دهيم. پيش‌تر لازم است مطالبى را در زمينه اهميت كار و فعاليت و نقش آن در سازندگى روحى و معنوى انسان و همچنين جايگاه آن در اسلام و نزد اولياى دين، يادآور شويم.

مسئله معيشت و مسائل مرتبط با آن، يكى از مهم‌ترين و پايدارترين مسائل بشرى است. هيچ كسى نيست كه به نوعى دغدغه معيشت را نداشته باشد. اين مسئله، مخصوصاً براى قشر جوان‌

[1]- وَ لَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فى اْلأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فيها مَعايِشَ قَليلًا ما تَشْكُرُونَ.( اعراف( 7): 10)


صفحه 100

جامعه، يكى از اساسى‌ترين مسائل است. داشتن شغلى آبرومند و درآمدى مناسب، شرط لازم داشتن يك زندگى خوب و موفق است. بيكاران، هر چند از نظر اقتصادى نيازمند نباشند، باز هم انسان‌هايى موفق تلقى نمى‌شوند. با كار و تلاش است كه زندگى انسانى شكوفا مى‌شود و در سايه كار و تلاش است كه سعادت دنيا و آخرت فرد و جامعه تأمين مى‌گردد.

كار كردن و داشتن شغلى آبرومند، نه تنها وسيله‌اى براى امرار معاش و تأمين مايحتاج مادى زندگى است، بلكه از عوامل بسيار مهم در احساس شخصيت، عزت، استقلال و اعتماد به نفس است.

كسانى كه با حاصل دسترنج خود امرار معاش مى‌كنند، در باطن احساس افتخار و عزت و سربلندى دارند و خود را يك عضو فعال و تأثيرگذار در جامعه مى‌دانند. در مقابل، بيكارى موجب يأس و سرخوردگى و احساس ضعف و بى‌شخصيتى مى‌شود. بيكار، از نظر ديگران، يك عضو بى‌فايده جامعه تلقى مى‌شود. خود او نيز در تصميم‌گيرى‌هاى اجتماعى مشاركت جدى و فعال نخواهد داشت. افزون بر اين، يكى ديگر از آثار مخرب بيكارى يا نداشتن شغلى مناسب، بدبينى‌هاى غيرواقع‌بينانه به ديگران، به‌ويژه تصميم‌گيران جامعه است كه به نوبه خود پى‌آمدهاى ناگوار فردى و اجتماعى‌اى را خواهد داشت.

به علاوه، «كار» يك وظيفه و مسئوليت اجتماعى هم هست. يعنى حتى اگر ما شخصاً، هيچ احتياجى نداشته باشيم، باز هم وظيفه اجتماعى و مسئوليت اخلاقى ما اقتضا مى‌كند كه بيكار نمانيم.

در همين جايى كه نشسته‌ايم اگر دقت كنيم و به اطراف خود نظرى بيفكنيم، مى‌بينيم كه غرق در محصولات و نتايج كارهاى ديگرانيم. اگر نگاهى به ميز و صندلى و تخته و دفتر و كتاب و قلم و كيف و در و ديوار و پنجره و شيشه و ده‌ها و صدها چيز ديگرى كه در اطراف ما هست بيفكنيم، خواهيم ديد كه حاصل كارهاى ديگران است. وظيفه انسانى و اخلاقى ما اقتضا مى‌كند كه ما نيز خدمتى به ديگران كنيم و در تأمين بخشى از ما يحتاج ديگران سهمى داشته باشيم.

مى‌توان گفت مؤمنانِ شاغل محبوب خداوندند. اسلام عزيز، پاداش كسانى را كه در راه تأمين معاش خود و خانواده‌شان تلاش مى‌كنند، همسنگ پاداش مجاهدان و رزمندگان راه خدا[1]و بلكه‌

[1]- امام صادق7: الكادُّ على عيالِهِ كالمجاهِدِ فى سبيلِ اللَّهِ؛ كسى كه براى‌تأمين مخارج خانواده‌اش تلاش مى‌كند مانند كسى‌است كه در راه خداوند جهاد مى‌نمايد.( محمد بن يعقوب كلينى، الفروع من الكافى، ج 5، كتاب المعيشة، باب« من كد على عياله»، ص 88، حديث 1)


صفحه 101

بالاتر از اجر آنان‌[1]قرار داده است. پيامبر اكرم6در حديثى مى‌فرمايد:

عبادت و پرستش خداوند هفتاد جزء دارد كه بالاترين و برترين جزء آن، طلب روزى حلال است.[2]

امام باقر7در باره كار مى‌فرمايد:

كسى كه براى بى‌نيازى از مردم و رفاه خانواده و كمك به همسايگانش در طلب روزى حلال باشد، در روز قيامت خداوند را در حالى ملاقات مى‌كند كه چهره‌اش مانند ماه شب چهارده مى‌درخشد.[3]

نتيجه آنكه اسلام هرگز كار كردن و تلاش براى تأمين معاش را جداى از عبادت و پرستش نمى‌داند. پيامبر اعظم6، زمانى كه از جنگ تبوك به مدينه باز گشت، سعد انصارى‌[4]كه نتوانسته بود همراه پيامبر به جنگ برود، به استقبال آن حضرت آمد. وقتى پيامبر، دستان خشك و خشن و تركيده او را ديد، از او پرسيد: «صدمه‌اى به دستانت رسيده است؟» سعد در پاسخ گفت: «براى تأمين مخارج اهل و عيالم با طناب و بيل كار مى‌كنم.» پيامبر بر دستان او بوسه زد و فرمود: «اين دستى است كه در آتش جهنم نمى‌سوزد.»[5]

در مقابل، انسان‌هاى بيكار و كسانى كه بار زندگى خود را بر دوش ديگران مى‌اندازند و از زير كار و فعّاليت شانه خالى مى‌كنند، مورد لعن و نفرين اسلام و اولياى اسلام‌اند. پيامبر گرامى اسلام مى‌فرمايد:

كسى كه بار زندگى خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است.[6]

[1]- امام رضا7: الذى يَطلُبُ مِن فضلِ اللَّهِ عزوجل ما يَكُفُّ به عيالَه اعظمُ اجراً من المجاهدِ فى سبيلِ اللَّهِ عزوجل؛ كسى كه به‌منظور تأمين مايحتاج خانواده‌اش در پى كسب روزى الهى است، پاداشى برتر از پاداش مجاهد در راه خداوند دارد.( همان، ص 78، باب الحثّ على الطلب و التعرض للرزق، حديث 5)

[2]- العبادةُ سبعونَ جزءاً افضَلُها طلبُ الحلال.( همان، حديث 6)

[3]- من طلب‌[ الرزق فى‌] الدنيا استعفافاً عن الناسِ و تَوسيعاً على اهلِهِ و تَعَطُّفا على جاره لَقِىَ اللَّهَ عزوجل يومَ القيامةِ و وجهُهُ مثلُ القَمَرِ ليلةَ البدرِ.( همان، حديث 5)

[4]- با توجه به اينكه در ميان انصار پيامبر افراد متعددى« سعد» نام داشتند، در ميان مورخان اختلاف است كه اين‌سعد انصارى، چه كسى بوده است، آيا سعد بن معاذ بوده است يا سعد بن عباده يا شخصى ديگر؟ البته اين مسئله براى بحث ما مهم نيست؛ آنچه كه مهم است برخورد پيامبر6با كارگر و اشخاصى است كه براى كسب درآمد و تأمين مخارج زندگى كار مى‌كنند

[5]- ابن اثير، اسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج 2، ص 269

[6]- ملعونٌ من القى‌ كَلَّه على الناس.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 77، باب 7، ص 142، حديث 1)


صفحه 102

امام باقر7مى‌فرمايد:

حضرت موسى از خداوند سؤال كرد: خدايا مبغوض‌ترين بندگان در نزد تو چه كسانى هستند؟ خداوند در پاسخ فرمود: كسانى كه شب تا صبح همچون جسد مرده‌اى مى‌خوابند و روز خود را به بطالت و بيكارى مى‌گذرانند.[1]

يكى از ياران امام صادق7مى‌گويد: از آن حضرت در باره شخصى پرسيدم كه مى‌خواهد در خانه خود بنشيند و به نماز و روزه و عبادت خداوند بپردازد و از تلاش براى كسب درآمد خوددارى كند و معتقد است كه به هر حال، خداوند روزى او را به گونه‌اى تأمين خواهد كرد. امام صادق7در پاسخ فرمودند: اين شخص از كسانى است كه دعاى آنان به اجابت نمى‌رسد؛[2]يعنى مورد توجه خداوند قرار نمى‌گيرند. آن حضرت در روايت ديگرى، انسان‌هايى را كه براى حفظ آبرو و اداى دين خود و كمك به اقوام و بستگانشان كار نمى‌كنند، بى‌فايده و بى‌ارزش معرفى كرده و مى‌فرمايد:

كسى كه نمى‌خواهد از راه حلال مالى را فراهم آورد كه با آن آبروى خود را حفظ نمايد و دينش را ادا كند و صله رحم را به جا آورد، خيرى در او نيست.[3]

2. كار در سيره اولياى دين‌

همه پيامبران و امامان براى تأمين مخارج زندگى خود و خانواده‌شان كار مى‌كردند.[4]هيچ يك از آنان، به‌رغم وجود كسانى كه حاضر بودند با افتخار براى آنان و به جاى آنان كار كنند و با وجود امكانات و داشتن منابع مالى لازم، خود را از كار و تلاش بى‌نياز نمى‌ديدند. ما در اينجا به ذكر دو نمونه از ميان صدها مطلب تاريخى و روايى در اين‌باره بسنده مى‌كنيم.

[1]- جيفةٌ بالليل بَطّالٌ بالنهار.( شيخ عباس قمى، سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار، ج 8، ص 368، ذم كثرة النوم)

[2]- محمد بن يعقوب كلينى، الفروع من الكافى، ج 5، ص 77، باب الحثّ على الطلب و التعرض للرزق، حديث 1

[3]- لاخَيرَ فى مَنْ لايُحِبُّ جَمعَ المالِ من حلالٍ يَكُفَّ به وجهَهَ و يَقضى به دَينَه و يَصِلَ به رَحِمَه.( همان، ج 5، ص 72، باب الاستعانة بالدنيا على الاخرة، حديث 5)

[4]- بنگريد به: همان، ج 5، ص 75 و 76، باب ما يجب من الاقتداء بالائمة:فى التعرض للرزق، حديث 10


صفحه 103

شخصى به نام محمد بن منكدر مى‌گويد: در روزى گرم به بيرون از مدينه رفتم. محمد بن على (امام باقر7) را ديدم كه با دو غلام سياه مشغول كار كردن بود. از مشاهده اين وضعيت كه كسى در طلب دنيا اينگونه به خود سختى بدهد، ناراحت شدم و با خود گفتم كه بايد او را موعظه كنم. به او نزديك شدم. سلام كردم. در حالى كه از شدت خستگى نَفَس مى‌زد و عرق از سر و رويش مى‌ريخت، پاسخم را داد. به او گفتم: «آيا هيچ فكر كرده‌اى كه اگر در اين حالت مرگ تو فرا رسد، پاسخ خدا را چگونه خواهى‌داد؟!» امام باقر7در پاسخ فرمود: «اگر در اين حالت مرگ من فرا رسد، در حقيقت، در حالتى مرگ من فرا رسيده است كه مشغول پرستش خداوند هستم. من با اين عبادت، خودم و عيالم را از تو و ديگران بى‌نياز مى‌كنم. در صورتى بايد از فرا رسيدن مرگ مى‌ترسيدم كه در حال معصيت و نافرمانى‌خداوند مرگ من فرا برسد.»[1]

يكى از ياران امام صادق7مى‌گويد: امام صادق7را ديدم در حالى كه بيلى در دست و جامه‌اى خشن و زبر بر تن داشت و در زمين شخصى خود مشغول كار بود و عرق از پشتش مى‌ريخت. به حضرت عرض كردم: «اجازه دهيد من به جاى شما كار كنم.» در پاسخ فرمود: «من دوست دارم كه انسان براى‌تأمين معاش و در طلب معيشت، سختى و آزار آفتاب گرم را تحمل كند.»[2]

3. نقش نيت در ارزشمندى كار

در مباحث گذشته، اين نكته را بارها يادآور شديم كه يكى از مهم‌ترين اركان ارزشمندى كارهاى اختيارى انسان، نيّت و انگيزه فرد از انجام آن است. كار و تلاش براى تأمين مخارج روزمره زندگى نيز از اين امر مستثنا نيست. آن همه ارزشى كه در اسلام براى كار ذكر شده است، همگى مبتنى بر داشتن نيت و انگيزه خوب است. اگر انگيزه افراد در كار، انگيزه‌اى الاهى و خدايى باشد، كار آنان از ارزش اخلاقى برخوردار خواهد بود، وگرنه داراى ارزش معنوى و اخروى نخواهد بود. به همين دليل است كه در احاديث متعددى بر داشتن نيت الاهى در انجام كار تأكيد شده است. در روايتى آمده است كه روزى پيامبر اكرم6با جمعى از ياران و اصحاب خود نشسته بود؛ جوانى نيرومند و توانا را ديدند كه از همان ابتداى صبح، مشغول كار و تلاش شده بود. پاره‌اى از صحابه پيامبر با نگاه تأسف‌آميزى به آن جوان نگريسته و گفتند: «اى كاش اين شخص، جوانى و نيروى خود را در راه خدا صرف مى‌كرد.» پيامبر اكرم فرمود: «چنين نگوييد؛ زيرا اين شخص اگر براى حفظ خود از درخواست از ديگران و به منظور بى‌نيازى از ديگران كار مى‌كند، در آن صورت او در راه خداست و اگر براى تأمين مخارج پدر و مادر پير و ضعيفش و يا خانواده ناتوانش كار مى‌كند، در آن صورت نيز در راه خدا است.

[1]- همان، ج 5، ص 73 و 74، باب ما يجب من الاقتداء بالائمة:فى التعرض للرزق، حديث 1

[2]- همان، ج 5، ص 76، باب ما يجب من الاقتداء بالائمة:فى التعرض للرزق، حديث 13