4. او خليفه و رهبر و امام دوازدهم از ائمه اثنى عشر است كه پيغمبر، امت را به امامت آنها بشارت داده و بر طبق روايات كثير مسند احمد، صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابى داوود و كتابهاى معتبر ديگر اهل سنت، امامتشان ثابت است[1].
5. حضرت مهدى، بر تمام كشورها و شهرها مستولى مىشود و لشكرهاى كفر را شكست مىدهد.
6. دين اسلام و توحيد به وسيله آن حضرت، عالمگير خواهد شد و در زمين كسى نماند، مگر اينكه به توحيد خدا گواهى دهد.
7. در زمان مهدى (عج) آنچنان مردم در نعمت و وسعت خواهند بود كه نظير آن در هيچ عصرى نبوده است.
8. او همنام و همكنيه حضرت رسول است و مردم را به سنت و شريعت و ملّت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله برگردانده و كتاب و سنّت را زنده مىسازد.
9. عيسى بن مريم، فرود آيد و در نماز به مهدى (عج) اقتدا كند و ....
چكيده ديدگاه اهل سنّت درباره «مهدويت» را مىتوان در اين كلام ابى الحسن آبرى به دست آورد:
«به تحقيق [در اين زمينه] روايات متواتر است و از رسول خدا بهطور مستفيض رسيده كه مهدى از اهل بيت او است. او هفت سال حاكم (جهان) مىشود و زمين را از عدل آكنده مىسازد. عيسى عليه السّلام براى كمك به او در كشتن دجال خروج مىكند. مهدى (عج) امام و پيشواى اين امت است و عيسى در پشت سر او نماز مىخواند»[2].
2- 2. ديدگاه شيعه دوازده امامى
شيعه، اعتقاد و باورى ژرف و آگاهانه نسبت به «مهدويت» دارد و آينده جهان و جامعه آرمانى، به روشنى در آن ترسيم و تصوير شده است. شيعه با مهدى موعود زندگى
[1]. ر. ك: لطف اللّه صافى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 313.
[2].« و قد تواترت الاخبار و استفاضت عن رسول اللّه( ص) بذكر المهدى من اهل بيته و أنّه يملك سبع سنين و أنه يملأ الأرض عدلا و أن عيسى( ع)، يخرج فيساعده على قتل الدجال و أنّه يؤمّ هذه الأمّة و يصلّى عيسى خلفه»: عبد العليم عبد العظيم البستوى، المهدى المنتظر،( مكة: مكتبة المكيّة، 1240)، ج 1، ص 60.
مىكند و با آرمان «مهدويت» نفس مىكشد و در هر لحظهاى، منتظر رسيدن فرج و ظهور او است. اين باور به قدرى ضرورى و مسلّم است كه هيچگونه كژتابى و سستى در آنرا نمىپذيرد و هيچ وقت از تأخير ظهور، آزرده و مأيوس نمىشود. مهمترين انگاره و چشمداشت شيعه از ظهور مهدى (عج)، تشكيل دولت جهانى و نابودى دولتهاى باطل (كفر و فساد) است. در باور شيعه: مهدى موعود، امام دوازدهم و پيشواى حقيقى انسانها است. او عصاره خلقت و جانشين به حق تمامى پيامبران و اوصياى الهى است. او تنها كسى است كه موفّق مىشود حكومت و فرمانروايى سراسر جهان را در دست گيرد و معنويت، عدالت، عقلانيت و امنيت را براى بشر به ارمغان آورد. در عصر طلايى حكومت او، چهره كريه كفر و ظلم و فساد از بين مىرود و يكتاپرستى و حقمدارى غلبه مىيابد.
شيعه معتقد است: دوازدهمين امام- كه پس از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله عهدهدار حفظ دين و نگهبان اسلام و مسلمين است- حضرت مهدى (عج)، فرزند امام حسن عسكرى (ع) از فرزندان امام حسين عليه السّلام است. به گفته پيامبر صلى اللّه عليه و اله، مهدى امام مسلمين به امر خداى متعال است. او همان منجى موعود در اديان الهى (به خصوص اسلام) است و هرگونه تشكيك و ترديد در آن، موجب بيرون رفتن از مذهب مىگردد. شيعيان اماميه به اجماع بر امامت آن حضرت متفقاند و او را زنده و از انظار غايب مىدانند. به نظر آنان، هرگاه حكمت الهى اقتضا كند، او ظهور كرده، خلافت و امامت جهان را در «عصر ظهور» به دست خواهد گرفت. ديدگاه شيعه اثناعشرى در فصلهاى بعد بهطور مفصل بررسى خواهد شد.
2- 3. ديدگاه فرقههاى ديگر شيعه
عبارت «شيعه» در اين پژوهش، مترادف با اماميه اثناعشرى و دوازده امامى گرفته شده است. از ميان شيعه، فرقههاى ديگرى نيز وجود دارد كه به اختصار، ديدگاه متفاوت و انحرافى آنان درباره «مهدويت» بيان مىگردد:
1. كيسانيه: آنان به امامت محمد حنفيه (فرزند امير مؤمنان على عليه السّلام) اعتقاد دارند.
برخى از آنها، مرگ او را انكار كرده، گفتند: وى نمرده و نمىميرد و زنده است. اما غايب
شده در كوه رضوى پنهان است تا روزى كه به او امر شود و ظهور كند.[1]كيسانيه و گروههاى مرتبط با آن گرايش انقلابى و تمايل به سوى نوعى آرمانگرايى افراطى داشتند كه در اصل مهدى پنهان شده و متضمن انتقامجويى و خواستههاى سياسى بود[2].
به اعتقاد كيسانيه محمد بن حنيفه روزى باز مىگردد تا بر جهان حكومت كند. اعتقادات مشابهى نيز در خصوص پسر محمد بن حنفيه به نام ابو هاشم، عبد اللّه بن معاويه، محمد ابن عبد اللّه نفس زكيه و ... وجود دارد[3].
2. واقفيه: فرقهاى از شيعه هستند كه امام موسى بن جعفر عليهما السّلام را آخرين امام مىدانند و مىگويند: او زنده است و همو مهدى منتظر مىباشد. به نظر بيشتر آنان، او وفات نيافته و در جايى زنده و پنهان است. آنها به گفتههاى منسوب به امام عليه السّلام استناد مىكردند مبنى بر اينكه او مهدى قائم ناميده شده؛ زيرا پس از وفات برمىخيزد (يقوم).[4]
3. اسماعيليه: اين فرقه پس از امام ششم صادق عليه السّلام، به امامت فرزند بزرگ او اسماعيل (يا فرزند وى محمد)، معتقد شدند. پس از شهادت امام صادق عليه السّلام گروهى مرگ اسماعيل را در زمان آن حضرت انكار كردند و او را امام غايب و قائم دانستند.[5]
4. باقريه: اينان، امام باقر عليه السّلام را مهدى منتظر مىدانستند و معتقد به رجعت او بودند.[6]
5. موسويه: آنان طرفدار امامت موسى بن جعفر عليهما السّلام و منتظر رجعت او بودند.
عدهاى از آنان مىگفتند: امام كاظم عليه السّلام نمرده است تا اينكه شرق و غرب عالم از آن او
[1]. محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل،( قاهره: مصطفى البابى الحلبى، 1381)، ج 1، ص 149.
[2]. ميرچا اليادة، دائرة المعارف دين، فصلنامه انتظار، ش 8 و 9، ص 218.
[3]. مهدويت از ديدگاه دينپژوهان و اسلامشناسان غربى، ترجمه دائرة المعارف اسلام( چاپ كمبريج)، فصلنامه انتظار، ش 10، ص 139.
[4]. همان، ص 140؛ محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى،( مشهد: بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1375)، ص 455.
[5]. ابو محمد حسن بن موسى نوبختى، فرق الشيعه،( قم: دار الذخائر للمطبوعات)، ص 69؛ ابو منصور عبد القاهر بغدادى، الفرق بين الفرق،( تهران: اشراقى)، ص 34.
[6]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 96.
شود و جهان را پر از عدل و داد كند. او مهدى قائم است ... عدهاى نيز مىگويند او مرده است؛ ولى بار ديگر برمىخيزد و رجعت مىكند (به مانند عيسى) و پس از قيام، جهان را پر از عدل و داد مىكند.[1]
6. ناووسيه: آنان به حيات امام صادق عليه السّلام اعتقاد داشته و منتظر ظهور آن حضرت بودند. مىگويند: او همان قائم مهدى است. در آخر الزمان آشكار مىشود و بر مردمان فرمانروايى مىكند[2].
7. مغيريه (محمديه): آنان پيروان نفس زكيه (محمد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن ابن على بن ابى طالب) بودند. به نظر ايشان، او كشته نشده و در كوه هاجر (در نجد) پنهان است و تا فرمان خدا به او نرسد، از آنجا بيرون نمىآيد. مغيرة بن سعيد عجلى، مىگويد:
محمد بن عبد اللّه، مهدى آينده است؛ زيرا وى همنام رسول خدا و پدرش نيز همنام پدر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است[3].
8. جاروديه: به نظر آنان امامت از امام سجاد عليه السّلام، به زيد بن على و پس از او، به محمد بن عبد اللّه ... رسيده است. او كشته نشده و حىّ و باقى است و بعدا خروج كرده و عالم را به عدل آراسته خواهد نمود[4].
سه. جامعه موعود شيعه
براساس روايات شيعه، جامعه آرمانى مهدوى از تصويرى جامع و كامل برخوردار است. اين تصوير واقعبينانه و تحققيافتنى، سير تاريخ بشر را نمايان مىسازد و پرده از نقش مهم پيامبران و امامان معصوم، در اين حركت برمىدارد؛ زيرا هدايت، راهنمايى و حيات مادى و معنوى بشر با ايشان شروع شده است و مرحله متكامل و متعالى زندگى نيز
[1]. همان، ص 430؛ ابو محمد نوبختى، فرق الشيعه، ص 79- 85.
[2]. ابو منصور بغدادى، الفرق بين الفرق، ص 33؛ محمد جواد مشكور، فرهنگ اسلامى، ص 436.
[3]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 393؛ محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 194.
[4]. محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 207.
با آنان خواهد بود. دولت فراگير آنان در نهايت در همين دنيا شكل خواهد گرفت و حركت تاريخ نيز به سمتى مىرود كه با حضور مستقيم و بدون واسطه آنان در رأس اداره امور جهان (به دست پر كفايت قائم آل محمد)، مردم از بركات و عنايات وجودى آنان برخوردار گشته و از نقص به كمال، از ظلم و ستم به عدل و داد، از فساد و بىدينى به يكتاپرستى و نيك اخلاقى و ... رهنمون خواهند شد. تصوير اين بشارت و وعده حتمى الهى را مىتوان در مؤلفههاى زير بهدست آورد:
3- 1. آغاز و انجام جهان
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «اى مردم! كجا مىرويد و به كجا برده مىشويد؟! خداوند اوّل شما را به دست ما هدايت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام مىرساند. اگر شما دولت زودگذر داريد، دولت پايدار از آن ما است. پس از دولت ما ديگر دولتى نيست؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم ...».[1]براساس اين روايت و احاديث ديگر، امامان معصوم عليه السّلام جايگاه مهم و محورى در آغاز و انجام جهان دارند و فرجام واپسين حيات نيز با نابودى دولتهاى گذرا و باطل و تشكيل دولت طولانى مدت صالحان خواهد بود. نجات و رستگارى انسانها- پس از مدتهاى مديد- به وسيله ايشان و در حكومت عدل مهدى تحقق خواهد يافت. حضرت على عليه السّلام درباره پايان جهان مىفرمايد: «اين امر به دست ما آغاز شد و به دست ما پايان مىيابد. خداوند به وسيله ما انسانها را در آغاز زمان رهايى بخشيد و به وسيله ما در پايان جهان، عدالت گسترده مىشود»[2].
3- 2. ظهور و قيام
مرحله سرنوشتساز حيات بشرى، با حضور و ظهور امام معصوم عليهم السّلام شروع مىشود. در اين مرحله امام مهدى (عج) از پرده غيبت بيرون مىآيد و ظهور مىكند. از
[1].« ايّها الناس! اين تذهبون و اين يراد بكم؟! بنا هدى اللّه اولكم و بنا يختم آخركم، فان يكن لكم ملك معجّل، فانّ لنا ملكا مؤجلا و ليس بعد ملكنا ملك لانا اهل العاقبة ...»: ابى جعفر محمد بن يعقوب كلينى، كافى،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1365)، ج 1، ص 471، ح 6.
[2].« بنا فتح الامر و بنا يختم بنا استنقذ اللّه الناس فى اوّل الزمان و بنا يكون العدل فى آخر الزّمان»: سليمان كامل، يوم الخلاص، ج 2، ص 595، ح 766.
نظر شيعه، موعود نجاتبخش، به دنيا آمده و الان زنده است و در جامعه حضور پنهانى دارد. هروقت خداوند متعال اراده كند، او ظهور كرده و قيام عليه جبهه كفر و باطل را رهبرى خواهد كرد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله به فرزند گرامىاش سالار شهيدان حسين عليه السّلام مىفرمايد: «آنگاه امير اميران ... پادشاه منتظر- كه در غيبتش همگان دچار حيرت مىشوند- ظهور مىكند. او نهمين فرزند تو است اى حسين! ... بر انس و جن چيره مىگردد»[1].
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «در آخر الزمان ظهور (خروج) مىكند و ابرى در برابر خورشيد به وجود مقدسش سايه مىاندازد. از ميان ابر، فرشتهاى ندا در مىدهد: اين مهدى خليفه خداوند است، از او پيروى كنيد»[2].
3- 3. دعوت و مبارزه
امام مهدى عليه السّلام پس از ظهور و قيام به هدايت و ارشاد مردم مىپردازد و آنان را به معنويت و عدل و داد فرا مىخواند. در برابر گفتوگوهاى منطقى و ارشادات آن حضرت، گروه باطل و صاحبان زر و زور و تزوير و فساد قرار مىگيرند. در نتيجه آن حضرت بعد از اتمام حجت به مبارزه مىپردازد و نهضت مستضعفان و ستمديدگان را رهبرى مىكند. امام صادق عليه السّلام در اين باره مىفرمايد: «تحقق آيه شريفهلِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِبه دست مهدى است ... ما بر شيوه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله هستيم تا خداوند به ما اجازه دهد كه براى اظهار آيين او شمشير بكشيم و مردم را به سوى او فرا بخوانيم. در پايان چنين خواهيم كرد، چنانكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله در آغاز چنين كرد»[3].
[1].« يظهر أمير الامرة ... السلطان المأمول الذى تحيّر فى غيبته العقول. و هو التاسع من ولدك ... يظهر على الثقلين»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر،( قم: مؤسسه سيدة معصومه، 1419)، ص 578، ح 2.
[2].« يخرج فى آخر الزمان على رأسه غمامة بيضاء تظلّه من الشمس. فيها ملك ينادى بلسان عربى فصيح:
هذا المهدى خليفة اللّه فاتبعوه»: ابى جعفر محمد بن حسن طوسى، امالى،( قم: دار الثقافة، 1414)، ص 91؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 135.
[3].«[ ليظهره على الدين كلّه] فى هذا اليوم هو المهدى ... نحن على منهاج رسول اللّه حتّى يأذن اللّه لنا فى اظهار دينه بالسيف، و ندعو الناس اليه فنضربهم عليه عودا كما ضربهم رسول اللّه بدءا»: ابراهيم بن فرات كوفى، تفسير فرات كوفى،( تهران: مؤسسه چاپ و نشر، 1410)، ص 256؛ محمد باقر مجلسى، بحار-- الانوار، ج 24، ص 118، ح 1؛ محمد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات،( قم: كتابخانه آيت اللّه مرعشى، 1404)، ص 518.
«شمشير» نشانه قدرت و نماد قهر و غضب الهى بر دشمنان حق و پايان يك مهلت طولانى به آنان است. اين پايان مدارا و مهلت به آنان و شروع جنگ سرنوشتساز و پايانى ميان حق و باطل است. در اين جنگ اشقيا و كافران و مفسدان در يك طرف (به فرماندهى شيطان) و سعدا و صالحان و مؤمنان در سمت ديگر (به رهبرى مهدى (عج)) قرار دارند. هم جبهه كفر و باطل به حد نهايى قدرت و شوكت و جنايت خود رسيدهاند و هم گروه حق و خداپرست، به حد بالاى ايمان، دانايى و اعتقاد دستيافتهاند. ظلم و ستم كافران و ظالمان بىحد و اندازه شده و مظلوميت و ستمديدگى مستضعفان و محرومان از حد گذشته است. در نتيجه زمان ستيزش و جنگ نهايى در آخر الزمان فرارسيده و با ظهور و قيام مهدى موعود، آغاز مىشود. كافران و دينستيزان از ظهور آن حضرت اظهار كراهت و ناراحتى مىكنند و به هدايتها و راهنمايىهاى او توجّهى نمىكنند.
پس عليه او جنگهاى شديدى راه مىاندازند و در نهايت خود در اين ستيزش نهايى مغلوب و نابود مىگردند. در روايتى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است:
«دنيا به آخر نمىرسد تا وقتىكه نداكنندهاى از آسمان بانگ مىزند كه اى اهل حقّ! يكجا جمع شويد. پس همه ايشان در يك سرزمين جمع مىشوند. بعد از آن، دفعه ديگر ندا مىكند: اى اهل باطل! به يكجا جمع شويد، پس ايشان نيز در يك سر زمين جمع مىشوند ...»[1].
امام كاظم عليه السّلام مىفرمايد: «سپس آنقدر دشمنان خدا را مىكشد تا خداوند راضى شده كه در قلب خويش، احساس شفقت و ترحّمى بكند»[2].
[1].« لا تذهب الدنيا حتّى ينادى مناد من السماء يا اهل الحقّ اجتمعوا فيصيرون فى صعيد واحد، ثم ينادى مرّة أخرى: يا أهل الباطل اجتمعوا فيصيرون فى صعيد واحد ...»: ابى عبد اللّه محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة،( تهران: مكتبة الصدوق، 1397)، ص 320، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 365، ح 145.
[2].« ثم لا يزال يقتل اعداء اللّه حتى يرضى اللّه ...»: محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى، كمال الدين و تمام النعمة،( قم: دار الكتب الاسلاميه، 1395)، ج 2، ص 329؛ ابو منصور احمد بن على طبرسى، الاحتجاج،--( مشهد: نشر مرتضى، 1403)، ج 2، ص 449؛ على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر،( قم: انتشارات بيدار، 1401)، ص 282.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «هشت ماه تمام شمشير بر دوش نهاده، [دشمنان خدا را] مىكشد ...»[1].
امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد: «پدرم فداى فرزند نيكوترين كنيزان كه [ظالمان و كافران] را خوار و ذليل خواهد كرد و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير با آنان برخورد خواهد كرد»[2].
از امام صادق عليه السّلام درباره معناى آيهوَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ[3]سؤال شد، آن حضرت فرمود: «عذاب نزديك گرانى قيمتها است و عذاب بزرگتر، قيام مهدى (عج) با شمشير است»[4].
3- 4. پيروزى حقّ و نابودى باطل
حضرت مهدى (عج) و يارانش و سپاهيان مؤمن و شجاع او، در اين جنگهاى نهايى و سرنوشتساز پيروز شده و با كمك گرفتن از امدادهاى غيبى، دشمنان (جبهه باطل) را نابود مىكنند. بدينسان سرنوشت كافران و ستمگران، به بدترين صورت رقم مىخورد. امام كاظم عليه السّلام مىفرمايد: «خداوند براى دوازدهمين [امام] از خاندان ما، هر دشوارى را آسان مىكند ... به دست او هر جبار سرسختى نابود مىشود و هر شيطان سركشى، هلاك مىگردد»[5].
[1].« ... يجرّد السيف على عاتقه ثمانية أشهر هرجا ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307، ح 2؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 361.
[2].« بابى ابن خيرة الاماء( يعنى قائم من ولده) يسومهم خسفا و يسقيهم بكأس مصبرة و لا يعطيهم الا السيف هرجا»، محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 229، ح 11؛ ابراهيم بن محمد ثقفى، الغارات،( قم: مؤسسه دار الكتاب، 1410)، ج 1، ص 9.
[3]. سيد شرف الدين حسينى استرآبادى، تأويل الايات الظاهرة،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1409)، ص 437
[4].« الادنى غلاء السعر و الاكبر المهدى بالسيف»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 59، ح 55.
[5].« هو الثانى عشر منّا يسهل اللّه له كل عسير ... و يبير به كلّ جبّار عنيد و يهلك على يده كلّ شيطان مريد»:
محمد بن على صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 369؛ محمد باقر مجلسى، ج 51، ص 150، ح 2.