شود و جهان را پر از عدل و داد كند. او مهدى قائم است ... عدهاى نيز مىگويند او مرده است؛ ولى بار ديگر برمىخيزد و رجعت مىكند (به مانند عيسى) و پس از قيام، جهان را پر از عدل و داد مىكند.[1]
6. ناووسيه: آنان به حيات امام صادق عليه السّلام اعتقاد داشته و منتظر ظهور آن حضرت بودند. مىگويند: او همان قائم مهدى است. در آخر الزمان آشكار مىشود و بر مردمان فرمانروايى مىكند[2].
7. مغيريه (محمديه): آنان پيروان نفس زكيه (محمد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن ابن على بن ابى طالب) بودند. به نظر ايشان، او كشته نشده و در كوه هاجر (در نجد) پنهان است و تا فرمان خدا به او نرسد، از آنجا بيرون نمىآيد. مغيرة بن سعيد عجلى، مىگويد:
محمد بن عبد اللّه، مهدى آينده است؛ زيرا وى همنام رسول خدا و پدرش نيز همنام پدر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است[3].
8. جاروديه: به نظر آنان امامت از امام سجاد عليه السّلام، به زيد بن على و پس از او، به محمد بن عبد اللّه ... رسيده است. او كشته نشده و حىّ و باقى است و بعدا خروج كرده و عالم را به عدل آراسته خواهد نمود[4].
سه. جامعه موعود شيعه
براساس روايات شيعه، جامعه آرمانى مهدوى از تصويرى جامع و كامل برخوردار است. اين تصوير واقعبينانه و تحققيافتنى، سير تاريخ بشر را نمايان مىسازد و پرده از نقش مهم پيامبران و امامان معصوم، در اين حركت برمىدارد؛ زيرا هدايت، راهنمايى و حيات مادى و معنوى بشر با ايشان شروع شده است و مرحله متكامل و متعالى زندگى نيز
[1]. همان، ص 430؛ ابو محمد نوبختى، فرق الشيعه، ص 79- 85.
[2]. ابو منصور بغدادى، الفرق بين الفرق، ص 33؛ محمد جواد مشكور، فرهنگ اسلامى، ص 436.
[3]. محمد جواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامى، ص 393؛ محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 194.
[4]. محمد بن عبد الكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 207.
با آنان خواهد بود. دولت فراگير آنان در نهايت در همين دنيا شكل خواهد گرفت و حركت تاريخ نيز به سمتى مىرود كه با حضور مستقيم و بدون واسطه آنان در رأس اداره امور جهان (به دست پر كفايت قائم آل محمد)، مردم از بركات و عنايات وجودى آنان برخوردار گشته و از نقص به كمال، از ظلم و ستم به عدل و داد، از فساد و بىدينى به يكتاپرستى و نيك اخلاقى و ... رهنمون خواهند شد. تصوير اين بشارت و وعده حتمى الهى را مىتوان در مؤلفههاى زير بهدست آورد:
3- 1. آغاز و انجام جهان
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «اى مردم! كجا مىرويد و به كجا برده مىشويد؟! خداوند اوّل شما را به دست ما هدايت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام مىرساند. اگر شما دولت زودگذر داريد، دولت پايدار از آن ما است. پس از دولت ما ديگر دولتى نيست؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم ...».[1]براساس اين روايت و احاديث ديگر، امامان معصوم عليه السّلام جايگاه مهم و محورى در آغاز و انجام جهان دارند و فرجام واپسين حيات نيز با نابودى دولتهاى گذرا و باطل و تشكيل دولت طولانى مدت صالحان خواهد بود. نجات و رستگارى انسانها- پس از مدتهاى مديد- به وسيله ايشان و در حكومت عدل مهدى تحقق خواهد يافت. حضرت على عليه السّلام درباره پايان جهان مىفرمايد: «اين امر به دست ما آغاز شد و به دست ما پايان مىيابد. خداوند به وسيله ما انسانها را در آغاز زمان رهايى بخشيد و به وسيله ما در پايان جهان، عدالت گسترده مىشود»[2].
3- 2. ظهور و قيام
مرحله سرنوشتساز حيات بشرى، با حضور و ظهور امام معصوم عليهم السّلام شروع مىشود. در اين مرحله امام مهدى (عج) از پرده غيبت بيرون مىآيد و ظهور مىكند. از
[1].« ايّها الناس! اين تذهبون و اين يراد بكم؟! بنا هدى اللّه اولكم و بنا يختم آخركم، فان يكن لكم ملك معجّل، فانّ لنا ملكا مؤجلا و ليس بعد ملكنا ملك لانا اهل العاقبة ...»: ابى جعفر محمد بن يعقوب كلينى، كافى،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1365)، ج 1، ص 471، ح 6.
[2].« بنا فتح الامر و بنا يختم بنا استنقذ اللّه الناس فى اوّل الزمان و بنا يكون العدل فى آخر الزّمان»: سليمان كامل، يوم الخلاص، ج 2، ص 595، ح 766.
نظر شيعه، موعود نجاتبخش، به دنيا آمده و الان زنده است و در جامعه حضور پنهانى دارد. هروقت خداوند متعال اراده كند، او ظهور كرده و قيام عليه جبهه كفر و باطل را رهبرى خواهد كرد. رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله به فرزند گرامىاش سالار شهيدان حسين عليه السّلام مىفرمايد: «آنگاه امير اميران ... پادشاه منتظر- كه در غيبتش همگان دچار حيرت مىشوند- ظهور مىكند. او نهمين فرزند تو است اى حسين! ... بر انس و جن چيره مىگردد»[1].
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «در آخر الزمان ظهور (خروج) مىكند و ابرى در برابر خورشيد به وجود مقدسش سايه مىاندازد. از ميان ابر، فرشتهاى ندا در مىدهد: اين مهدى خليفه خداوند است، از او پيروى كنيد»[2].
3- 3. دعوت و مبارزه
امام مهدى عليه السّلام پس از ظهور و قيام به هدايت و ارشاد مردم مىپردازد و آنان را به معنويت و عدل و داد فرا مىخواند. در برابر گفتوگوهاى منطقى و ارشادات آن حضرت، گروه باطل و صاحبان زر و زور و تزوير و فساد قرار مىگيرند. در نتيجه آن حضرت بعد از اتمام حجت به مبارزه مىپردازد و نهضت مستضعفان و ستمديدگان را رهبرى مىكند. امام صادق عليه السّلام در اين باره مىفرمايد: «تحقق آيه شريفهلِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِبه دست مهدى است ... ما بر شيوه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله هستيم تا خداوند به ما اجازه دهد كه براى اظهار آيين او شمشير بكشيم و مردم را به سوى او فرا بخوانيم. در پايان چنين خواهيم كرد، چنانكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله در آغاز چنين كرد»[3].
[1].« يظهر أمير الامرة ... السلطان المأمول الذى تحيّر فى غيبته العقول. و هو التاسع من ولدك ... يظهر على الثقلين»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر،( قم: مؤسسه سيدة معصومه، 1419)، ص 578، ح 2.
[2].« يخرج فى آخر الزمان على رأسه غمامة بيضاء تظلّه من الشمس. فيها ملك ينادى بلسان عربى فصيح:
هذا المهدى خليفة اللّه فاتبعوه»: ابى جعفر محمد بن حسن طوسى، امالى،( قم: دار الثقافة، 1414)، ص 91؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470؛ مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 135.
[3].«[ ليظهره على الدين كلّه] فى هذا اليوم هو المهدى ... نحن على منهاج رسول اللّه حتّى يأذن اللّه لنا فى اظهار دينه بالسيف، و ندعو الناس اليه فنضربهم عليه عودا كما ضربهم رسول اللّه بدءا»: ابراهيم بن فرات كوفى، تفسير فرات كوفى،( تهران: مؤسسه چاپ و نشر، 1410)، ص 256؛ محمد باقر مجلسى، بحار-- الانوار، ج 24، ص 118، ح 1؛ محمد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات،( قم: كتابخانه آيت اللّه مرعشى، 1404)، ص 518.
«شمشير» نشانه قدرت و نماد قهر و غضب الهى بر دشمنان حق و پايان يك مهلت طولانى به آنان است. اين پايان مدارا و مهلت به آنان و شروع جنگ سرنوشتساز و پايانى ميان حق و باطل است. در اين جنگ اشقيا و كافران و مفسدان در يك طرف (به فرماندهى شيطان) و سعدا و صالحان و مؤمنان در سمت ديگر (به رهبرى مهدى (عج)) قرار دارند. هم جبهه كفر و باطل به حد نهايى قدرت و شوكت و جنايت خود رسيدهاند و هم گروه حق و خداپرست، به حد بالاى ايمان، دانايى و اعتقاد دستيافتهاند. ظلم و ستم كافران و ظالمان بىحد و اندازه شده و مظلوميت و ستمديدگى مستضعفان و محرومان از حد گذشته است. در نتيجه زمان ستيزش و جنگ نهايى در آخر الزمان فرارسيده و با ظهور و قيام مهدى موعود، آغاز مىشود. كافران و دينستيزان از ظهور آن حضرت اظهار كراهت و ناراحتى مىكنند و به هدايتها و راهنمايىهاى او توجّهى نمىكنند.
پس عليه او جنگهاى شديدى راه مىاندازند و در نهايت خود در اين ستيزش نهايى مغلوب و نابود مىگردند. در روايتى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است:
«دنيا به آخر نمىرسد تا وقتىكه نداكنندهاى از آسمان بانگ مىزند كه اى اهل حقّ! يكجا جمع شويد. پس همه ايشان در يك سرزمين جمع مىشوند. بعد از آن، دفعه ديگر ندا مىكند: اى اهل باطل! به يكجا جمع شويد، پس ايشان نيز در يك سر زمين جمع مىشوند ...»[1].
امام كاظم عليه السّلام مىفرمايد: «سپس آنقدر دشمنان خدا را مىكشد تا خداوند راضى شده كه در قلب خويش، احساس شفقت و ترحّمى بكند»[2].
[1].« لا تذهب الدنيا حتّى ينادى مناد من السماء يا اهل الحقّ اجتمعوا فيصيرون فى صعيد واحد، ثم ينادى مرّة أخرى: يا أهل الباطل اجتمعوا فيصيرون فى صعيد واحد ...»: ابى عبد اللّه محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة،( تهران: مكتبة الصدوق، 1397)، ص 320، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 365، ح 145.
[2].« ثم لا يزال يقتل اعداء اللّه حتى يرضى اللّه ...»: محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى، كمال الدين و تمام النعمة،( قم: دار الكتب الاسلاميه، 1395)، ج 2، ص 329؛ ابو منصور احمد بن على طبرسى، الاحتجاج،--( مشهد: نشر مرتضى، 1403)، ج 2، ص 449؛ على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر،( قم: انتشارات بيدار، 1401)، ص 282.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «هشت ماه تمام شمشير بر دوش نهاده، [دشمنان خدا را] مىكشد ...»[1].
امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد: «پدرم فداى فرزند نيكوترين كنيزان كه [ظالمان و كافران] را خوار و ذليل خواهد كرد و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير با آنان برخورد خواهد كرد»[2].
از امام صادق عليه السّلام درباره معناى آيهوَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ[3]سؤال شد، آن حضرت فرمود: «عذاب نزديك گرانى قيمتها است و عذاب بزرگتر، قيام مهدى (عج) با شمشير است»[4].
3- 4. پيروزى حقّ و نابودى باطل
حضرت مهدى (عج) و يارانش و سپاهيان مؤمن و شجاع او، در اين جنگهاى نهايى و سرنوشتساز پيروز شده و با كمك گرفتن از امدادهاى غيبى، دشمنان (جبهه باطل) را نابود مىكنند. بدينسان سرنوشت كافران و ستمگران، به بدترين صورت رقم مىخورد. امام كاظم عليه السّلام مىفرمايد: «خداوند براى دوازدهمين [امام] از خاندان ما، هر دشوارى را آسان مىكند ... به دست او هر جبار سرسختى نابود مىشود و هر شيطان سركشى، هلاك مىگردد»[5].
[1].« ... يجرّد السيف على عاتقه ثمانية أشهر هرجا ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 307، ح 2؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 361.
[2].« بابى ابن خيرة الاماء( يعنى قائم من ولده) يسومهم خسفا و يسقيهم بكأس مصبرة و لا يعطيهم الا السيف هرجا»، محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 229، ح 11؛ ابراهيم بن محمد ثقفى، الغارات،( قم: مؤسسه دار الكتاب، 1410)، ج 1، ص 9.
[3]. سيد شرف الدين حسينى استرآبادى، تأويل الايات الظاهرة،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1409)، ص 437
[4].« الادنى غلاء السعر و الاكبر المهدى بالسيف»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 59، ح 55.
[5].« هو الثانى عشر منّا يسهل اللّه له كل عسير ... و يبير به كلّ جبّار عنيد و يهلك على يده كلّ شيطان مريد»:
محمد بن على صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 369؛ محمد باقر مجلسى، ج 51، ص 150، ح 2.
امام هادى عليه السّلام مىفرمايد: «او كسى است كه وحدت كلمه ايجاد كرده و نعمتها را كامل مىسازد. باطل را نابود و از آن نهى مىكند و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسد»[1].
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «هنگامىكه قائم قيام مىكند، هردولت باطلى از بين مىرود»[2].
محمد بن مسلم مىگويد: از امام باقر عليه السّلام پرسيدم: مراد ازوَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشىچيست؟ فرمود: «شب اشاره به آن است كه جلوى حكومت حضرت على عليه السّلام گرفته شد و روز عبارت از قائم ما است كه قيام مىكند و حكومت او بر دولت باطل چيره مىگردد»[3].
از امام باقر عليه السّلام نقل شده است: «خداوند به او پيروزى عنايت مىكند و او با آنان مىجنگد»[4].
3- 5. سيطره بر جهان
پس از پيروزى سپاه حضرت مهدى (عج) و نابودى سپاه كفر و باطل، آن حضرت بر كل جهان سلطه و برترى خواهد يافت و از شرق تا غرب زمين به سيطره او در خواهد آمد. اين تسلط و برترى مقدمهاى براى تشكيل حكومت واحد جهانى و استقرار عدل و داد در سراسر عالم است.
در روايتى متواتر و مشهور از پيامبر خدا نقل شده است: «سلطه و برترى او، شرق و غرب (جهان) را در برمىگيرد»[5]و «... خداوند متعال، شرق و غرب جهان را به دست
[1].« هو الذى يجمع الكلم و يتّم النّعم و يحق اللّه به الحقّ و يزهق الباطل و هو مهديّكم المنتظر»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 60؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 37، ص 209.
[2].« اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 287، ح 432.
[3].«\i اللَّيْلِ\E فى هذا الموضع الثانى، غش امير المؤمنين عليه السّلام فى دولته الّتى جرت له عليه ... و النهار هو القائم منّا اهل البيت اذا قام غلب دولة الباطل»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 49، ح 20.
[4].« فيمنحه اللّه اكتافهم فيقتل المقاتله»: همان، ج 52، ص 342، ح 1؛ محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى،( تهران، چاپخانه علميه)، 1380، ج 2، ص 58.
[5].« يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 28، ح 27 و ج 1، ص 330، ح 6( از امام باقر عليه السّلام)، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 71، ح 12.
قائم، فتح خواهد كرد»[1].
3- 6. تشكيل دولت
مهمترين و اساسىترين اقدام امام مهدى (عج) پس از پيروزى و سيطره بر سراسر جهان، تشكيل دولت و به دست گرفتن حكومت و فرمانروايى دنيا است. گفتنى است:
مردم جهان در عين حال كه شاهد نابسامانى، جنگها، فساد، بىعدالتى، ناامنى و الحادگرايى در جهان بودهاند؛ دولتها، احزاب و سازمانهاى بسيارى را نيز ديدهاند كه مدعى خدمت به جهانيان و ايجاد آرامش، صلح و امنيت و بهبود وضع اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى در دنيا بودهاند! اما در عمل چيزى جز تباهى و ستم و جنگ مشاهده نكردهاند. سرانجام روزگارى فرا مىرسد كه معنويت و عدالت، به دست تواناى مرد الهى و در دولت كريمه اهل بيت عليهم السّلام پياده مىشود و رفاه، امنيت، عدل و يكتاپرستى در همهجاى عالم گسترش مىيابد. روشن است كه اين تنها با تشكيل دولت و انسجام در امور، به دست مىآيد. امام باقر در تفسير آيهالَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ...
مىفرمايد: «اين آيه در حق آل محمد صلّى اللّه عليه و اله، حضرت مهدى (عج) و ياران او است كه خداوند آنها را مالك شرق و غرب جهان نموده، آيين اسلام را پيروز مىكند و بدعتها و باطلها را به دست او و يارانش نابود مىسازد- چنانكه [قبلا] سفيهان حقّ را لگدمال كرده باشند- تا اينكه از ستم نشانهاى نمىماند»[2].
اين دولت بهترين، كاملترين، و مردمىترين دولتها- پس از نابودى و پايان وقت دولتهاى ديگر- خواهد بود. در اين زمينه روايتى آمده است: «همانا دولت ما آخرين دولتها است و براى هيچ خاندانى دولتى نيست مگر اينكه قبل از ما حكومت كند؛ تا
[1].« ... القائم الذى يفتح اللّه تعالى ذكره على يديه مشارق الارض و مغاربها»: محمد بن على بن بابويه صدوق، عيون الاخبار الرضا عليه السّلام،( تهران: انتشارات جهان، 1378)، ج 1، ص 65، ح 34؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 507.
[2].« هذه لال محمد، المهدى و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الارض و مغاربها و يظهر الدين و يميت اللّه- عز و جل- به و باصحابه البدع و الباطل كما أمات السفهة الحق حتى لا يرى أثر من الظلم»: على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى،( قم: دار الكتاب، 1404)، ج 2، ص 87؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهره، ص 339.
هنگامىكه ما به قدرت رسيديم كسى نگويد- وقتى روش حكومتى ما را ديدند- اگر ما نيز به قدرت مىرسيديم، اينچنين رفتار مىكرديم. و اين گفتار خداوند است كه: عاقبت براى تقواپيشگان است»[1].
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «بعد از دولت قائم، براى هيچكس دولتى مقدر نشده است»[2]و نيز «براى هر قومى، دولتى هست كه فرا رسيدن آنرا انتظار مىكشند؛ ولى دولت ما در آخر الزمان ظاهر مىشود»[3]. همچنين آمده است: «اگر از دنيا جز يك روز باقى نباشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مىكند كه مردى از اهل بيت من فرمانرواى جهان مىشود.»[4]
تعابير مختلفى از اين دولت، در روايات ذكر شده است كه به چند مورد آن اشاره مىشود:
3- 6- 1. دولت كريمه
در دعاى افتتاح مىخوانيم: «خداوندا! ما دولت با كرامتى را از لطف تو مشتاق هستيم كه با آن اسلام و اهلش را عزيز كنى و نفاق و اهلش را ذليل گردانى ...».[5]
[1].« انّ دولتنا آخر الدول و لم يبق اهل بيت لهم دولة الا ملكوا قبلنا لئلا يقولوا- اذا رأوا سيرتنا- اذا ملكنا سرنا بمثل سيرة هولاء و هو قول اللّه تعالى:\i وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ*\E»: محمد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 473؛ محمد بن محمد بن نعمان مفيد، الارشاد،( قم: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد، 1413)، ج 2، ص 385؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 379، ح 1.
[2].« ليس بعد دولة القائم لاحد دولة»: محمد بن محمد نعمان مفيد، الارشاد، ج 2، ص 387؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى،( تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1390)، ص 464؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 387.
[3].« لكلّ اناس دولة يرقبونها و دولتنا فى آخر الدهر تظهر»: محمد بن على بن بابويه صدوق، الامالى،( تهران، كتابخانه اسلاميه، 1362)، ص 489، ح 3، مجلس 71؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 222، ح 84.
[4].« لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول اللّه ذلك اليوم حتّى يملك رجل من اهل بيتى ...»: محمد بن جرير طبرى، دلايل الامامة،( قم: دار الذخائر للمطبوعات، بىتا)، ص 250؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473.
[5].« اللّهم إنّا نرغب اليك فى دولة كريمة تعز بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النفاق و اهله»: ابن جعفر محمد بن-- حسن طوسى، التهذيب، ج 3، ص 11؛ رضى الدين على بن موسى ابن طاووس، الاقبال الأعمال،( تهران:
دار الكتب الاسلامية، 1367)، ص 51؛ محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 3، ص 424.