حضرت على عليه السّلام ملايمت و نرمش را در پيش گرفت، چون مىدانست، پس از او [دشمنان] بر يارانش چيرگى پيدا مىكنند. اما سياست حضرت قائم، قهر و غلبه و به اسارت گرفتن است؛ زيرا مىداند كه پس از او كسى بر شيعيان تسلّط نخواهد يافت».[1]
امام سجاد عليه السّلام فرموده است: «در قائم سنتى است از هفت پيامبر ... و اما از محمّد صلّى اللّه عليه و اله خروج با شمشير است»[2]. همچنين عبارتهاى «فى السيف يظهر به» و «سنة من محمد صلّى اللّه عليه و اله» ... نقل شده است[3].
امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهوَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِمىفرمايد: «عذاب نزديكتر، قحطى و خشكسالى و عذاب بزرگتر، خروج قائم مهدى (عج) با شمشير در آخر الزمان است»[4].
2- 2. يارى شده با رعب (ترس)
يكى از انگارههاى ذكر شده در مورد حضرت مهدى، يارى شدن او با رعب است و به همين جهت به آن حضرت «منصور بالرعب» گفته مىشود. از روايات مختلف استفاده مىشود كه به هنگام ظهور، رعب و خوف او، در دلهاى سپاه كفر و نفاق مىافتد و وقتى آن حضرت قصد جايى را مىكند، دشمن پيشاپيش دچار وحشت مىشود؛ به صورتى كه توانايى ايستادگى و مقاومت در برابر سپاهيان مهدى (عج) را از دست
[1].« كنت عند أبى عبد اللّه عليه السّلام جالسا، فسأله المعلّى بن خنيس: ايسير القائم اذا قام بخلاف سيرة علىّ عليه السّلام؟
فقال: نعم و ذلك أن عليا سار بالمنّ و الكفّ، لانه علم أنّ شيعته سيظهر عليهم من بعده و أنّ القائم اذا قام، سار فيهم بالسيف و السبى، و ذلك أنه يعلم أن شيعته لم يظهر عليهم من بعده أحدا أبدا»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 232، ح 16؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 21، ح 1؛ محمد بن حسن طوسى، التهذيب،( تهران: دار الكتب الاسلامية، 1365)، ح 6، ص 154، ح 2.
[2].« فى القائم سنة من سبعة انبياء ... و امّا من محمد فالخروج بالسيف»، محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 322، ح 3؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 522.
[3]. ر. ك: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 371 و 372.
[4].« انّ الادنى القحط و الجدب و الاكبر خروج القائم المهدى بالسيف فى آخر الزمان»: سيد هاشم حسينى بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة،( تهران: آفاق، 1376)، ص 305.
مىدهد. حتّى وقتى آنان از جايى حركت مىكنند، كسى جرأت و قدرت شورش و بلوا ندارد؛ زيرا دچار وحشت و ترس شده و امكان واكنش و تحرّك از آنها سلب مىشود.
قرآن فرموده است:سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ؛[1]«ما در دلهاى كسانى كه كافر شدند، به زودى ترس خواهيم افكند».
محمد بن مسلم ثقفى گويد: از امام محمد باقر شنيدم كه فرمود: «قائم ما، يارى شده با [سپاه] ترس و تأييد شده به وسيله نصرت [الهى] است. زمين براى وى در هم پيچيده مىشود.»[2]امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: « [خداوند] او را با سه سپاه تأييد و يارى مىكند:
فرشتگان، مؤمنان و ترس (رعب در دل دشمنان) و خروج او مانند خارج شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است»[3].
امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... ترس و وحشت [از او] پيشاپيش به فاصله يك ماه و از پشتسر ما به فاصله يكماه در حركت است ...»[4]. امام على عليه السّلام مىفرمايد: «ترس و رعب پيشاپيش او حركت مىكند و هيچ دشمنى با او برخورد نمىكند، مگر اينكه شكست مىخورد.»[5]
امام صادق عليه السّلام فرمود: « [مهدى (عج)] دستور مىدهد مردى را دستگير كنند كه مردم از جرم او خبر ندارند؛ پس او را مىكشند. [پس از آن] كسى كه در خانه خود سخن مىگويد، بيم آنرا دارد كه در و ديوار بر او گواهى بدهند»[6].
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «خداوند براى او گنجهاى زمين و معادن آنرا
[1]. آل عمران( 3)، آيه 151.
[2].« القائم منّا منصور بالرعب، مؤيّد بالنصر، تطوى له الارض ...»: محمد بن على بن بابويه شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 330، ح 16؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 36، ح 1.
[3].« ... يؤيده بثلاثة اجناد بالملائكة و المؤمنين و الرّعب و خروجه كخروج رسول اللّه»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 198، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 356، ح 19.
[4].« ... يسير الرعب أمامه شهرا و خلفه شهرا، أمدّه اللّه بخمسة آلاف من الملائكة مسوّمين»: محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 58؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 343، ح 19.
[5].« ... يسير الرعب بين يديه لا يلقاه عدوّ الّا هزمهم»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 613.
[6].« يبعث الى رجل لا يعلم النّاس له ذنبا، فيقتله! حتّى أنّ أحدا يتكلم فى بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار»:
كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 646؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 290.
آشكار مىسازد و او را با رعب [در دل دشمنان] يارى مىكند. [پس] زمين را آكنده از عدل و داد مىكند ...»[1].
2- 3. قاطعيت و شدّت
حضرت مهدى (عج) در برابر مفسدان، كافران، منافقان و دشمنان ستيزهجو، با قاطعيت و شدّت برخورد مىكند و در راه و كار خود، سازشناپذير و مسامحه كننده نيست. او در اجراى حدود و احكام خدا و مبارزه با ظالمان و حقگريزان، قاطعيتى شگفت دارد. در برخورد با خلافكاران و بدانديشان، چشمپوشى و مسامحه نمىكند و از سرزنش ملامتگران نمىترسد. از اقدامات و توطئههاى دشمنان، خوفى به دل راه نمىدهد و بدون كوچكترين ملاحظهاى متخلّفان را كيفر و مجازات مىكند. حتّى در برابر كارگزاران خود، شديد و سختگير است و هيچكس فرصت خيانت، جنايت، رذالت و توطئه پيدا نمىكند. براى ترويج و گسترش عدل و داد و فضايل اخلاقى، ترحّم و آسانگيرى نخواهد شد.
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «قائم قيام مىكند با شيوهاى نو و كتابى جديد و قضاوتى نو.
بر عربها سختگير است. شيوه او تنها شمشير است. پوزش و توبه كسى را نمىپذيرد و در [اجراى احكام خدا] از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسد».[2]
امام صادق عليه السّلام فرموده است: «هنگامىكه قائم قيام مىكند، نيازى ندارد كه از شما درخواست يارى كند و نسبت به بسيارى از منافقان حدّ الهى را جارى مىسازد»[3].
[1].« ... يظهره اللّه له كنوز الارض و معادنها و ينصره بالرعب يملا الارض عدلا و قسطا ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.
[2].« يقوم القائم بأمر جديد و كتاب جديد و قضاء جديد، على العرب شديد، ليس شأنه الّا السيف لا يستتيب أحدا و لا يأخذه فى اللّه لومة لائم»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 19، و ص 235، ح 22؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 114.
[3].« ... و لو قد قام القائم عليه السّلام ما احتاج الى مسائلتكم عن ذلك و لا قام فى كثير منكم من اهل النفاق حدّ اللّه»:
محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 16، ص 235، ح 21446؛ محمد بن حسن طوسى، التهذيب، ج 6، ص 172، ح 13.
امام صادق عليه السّلام نيز درباره برخورد مقتدرانه امام مهدى (عج) با خلافكاران و نفاق پيشگان مىفرمايد: «ناگهان در زمانى كه برخى از مردم، مشغول امر و نهى (ظلم و ستم) هستند، قائم عليه السّلام دستور مىدهد كه او را گردن بزنند. در شرق و غرب جهان كسى نمىماند جز اينكه دچار رعب و وحشت مىشود»[1].
حضرت مهدى (عج) در قاطعيت و شجاعت همانند رسول خدا است: «همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله عمل كرد، عمل مىكند. آنچه را پيش از او بوده (سنّتهاى جاهلى) نابود مىكند؛ چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله جاهليت را از بين برد»[2].
درباره برخورد قاطعانه و شديد آن حضرت با كارگزاران و مسؤولان آمده است: «مهدى (عج) نسبت به دارايى، بخشنده و نسبت به تهىدستان، بسيار مهربان است، [امّا] نسبت به كارگزاران [دولت خويش] بسيار سختگير است»[3]. امام على عليه السّلام مىفرمايد: «او مسؤولان و كارگزاران را به جرم كردار زشتشان، مجازات خواهد كرد.»[4]
3- 4. سلطه و اقتدار فراگير
چنانكه پيشتر گذشت، يكى از ويژگىهاى قيام و ظهور مهدى موعود، فراگيرى و گستردگى آن- از شرق و غرب عالم- است. سلطه و برترى آن حضرت- پس از شكست دشمنان و گروه باطل- به سراسر جهان كشيده شده و تمامى كشورها، شهرها و سرزمينها، تحت قدرت و نفوذ او قرار خواهد گرفت. هيچ انسانى از حكومت فراگير او بيرون نبوده و هيچ منطقهاى از سلطه دولت او بيرون نخواهد بود. خداوند تمامى
[1].« بينا الرّجل على رأس القائم عليه السّلام يأمر و ينهى، اذ أمر بضرب عنقه فلا يبقى بين الخافقين شىء الّا خافه»:
محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 240، ح 33.
[2].« يصنع كما صنع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله يهدم ما كان قبله كما هدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله أمر الجاهلية ...»: همان، ص 231، ح 13؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 352، ح 108.
[3].« المهدى جواد بالمال رحيم بالمساكين شديد على العمال»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى،( نجف:
كتابخانه حيدريه، 1383)، ص 207؛ لطف الله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 384، ح 4.
[4].« ... يأخذ الوالى من غيرها عمّالها على مساوئ اعمالها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.
شهرها و كشورها را به دست او فتح و مكاتب و آيينهاى غير الهى را نابود خواهد كرد. همه اجتماعات، نژادها، فرهنگها و ملّتها، تحت مديريت و تدبير حضرت مهدى (عج) قرار گرفته و هدايت و كنترل اوضاع و احوال جوامع و كشورها در دست او خواهد بود ... پس آن حضرت اقتدار و نفوذى فراگير بر سراسر كره زمين خواهد داشت.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «روز پيروزى، روزى است كه دنيا (به دست) قائم فتح مىشود»[1]. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىفرمايد: «زمين با نور پروردگارش منوّر مىشود و سلطنت او (مهدى) شرق و غرب عالم را دربرمىگيرد.»[2]
امام باقر عليه السّلام فرموده است: «زمين براى او درهم پيچيده و گنجهاى آن برايش آشكار مىشود. سلطنت [و برترى] او شرق و غرب جهان را در برمىگيرد»[3]. رسول خدا فرموده است: «به دست او غرب و شرق عالم گشوده مىگردد».[4]
امام رضا عليه السّلام فرمود: «خداوند به دست مهدى (عج) زمين را از لوث كافران و منكران پاك مىسازد. زمين زير پاى او پيچيده مىشود و هر كار سخت و دشوارى براى او آسان مىگردد».[5]
[1].« يوم الفتح، يوم تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهره، ص 438؛ سيد هاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى القائم الحجّة، ص 307.
[2].« و تشرق الارض بنور ربّها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 280؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.
[3].« يطوى له الارض و تظهر له الكنوز، يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و يظهر اللّه عزّ و جلّ به دينه على الدين كله ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 16؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534.
[4].« يفتح اللّه- عزّ و جلّ- على يديه مشارق الارض و مغاربها»: محمد بن على بن بابويه صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 65، ح 34؛ همان، كمال الدين، ج 1، ص 283، ح 35؛ همان، امالى، ص 111، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 378، ح 184.
[5].« يطهّر اللّه به الارض من اهل الكفر و الجحود ... و تطوى له الارض و يذل له كلّ صعب»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 377، ح 2؛ على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 281؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 283.
نقد و بررسى فرضيه
با بررسى و دقّت در اين روايات و نيز سيره و روش حكومتى حضرت مهدى و با توجه به فرض ما درباره دولت ايشان (دولت اخلاقى)، روشن مىشود حكومت ايشان به هيچوجه اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت نظامى نيست و اساس و بنياد آن بر رفق و مدارا، منطق و حكمت، اخلاق و معنويت و تعامل و تراضى با مردم است. اصولا اين دولت براى رستگارى و نجات انسانها تشكيل شده و هدف آن به دستگرفتن قدرت نظامى و حكومت بر مردم نيست؛ بلكه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدايت آنان به كمال و تعالى است و در مقابله باكژىها و ناراستىها، اقدامات بنيادين تربيتى و اخلاقى انجام داده و افكار و روحيات آنان را تغيير مىدهد. در نقد و بررسى اين فرضيه، مىتوان به انگارههاى زير اشاره كرد:
الف. استفاده از منطق و قدرت
حضرت مهدى (عج) يك رهبر دورنگر دورانديش است كه نخست از حربه منطق بهرهگيرى كافى مىكند و آنجا كه گفتار حق سود نبخشيد- كه در مورد بسيارى از زورگويان و جباران سودى هم نخواهد داد- دست به شمشير مىبرد؛ يعنى، متوسل به قدرت مىشود و ستمكاران را بر سر جاى خود مىنشاند ... ترديدى نيست كه براى اصلاح گروهى از مردم، جز اين راهى نيست. به تعبير ديگر: او تنها وظيفهاش روشنگرى و ارائه راه نيست؛ بلكه وظيفه مهم ترش- علاوه بر اين- اجراى قوانين الهى و به ثمر رسيدن انقلاب تكاملى اسلام و رسانيدن به مقصد و ايصال به مطلوب است ... او پس از قيام، نخست از طريق رهبرى فكرى و روشنگرى در همه زمينهها، اتمامحجّت مىكند، آنچنانكه هركسى كمترين آمادگى براى پذيرا شدن منطقى آيين حق داشته باشد، روشن (آگاه) شود و تنها كسانى باقى بمانند كه جز از طريق توسل به زور و خشونت اصلاحپذير نيستند.[1]
[1]. ر. ك: مكارم شيرازى، آيت اللّه ناصر، حكومت جهانى مهدى، ص 285 و 286.
در روايتى از فضيل بن زبير نقل شده است: زيد بن على مىگفت: امام مورد انتظار از فرزندان امام حسين در ذريّه و در اعقاب آن حضرت، آن مظلوم كه خدا مىفرمايد:
«هركسى مظلوم كشته شود، محققا براى ولىّ او تسلّطى هست [فرمود: ولىّ او مردى است از ذريّه و از اعقاب آن حضرت. پس قرائت فرمود: «قرار داد آنرا كلمهاى كه در اعقابش باقى بماند»] پس نبايد زيادهروى در كشتار كند» فرمود: تسلط او در حجّت و دليلش بر همه خلق خداست. بهگونهاى حجّت را بر همه مردم تمام مىكند و كسىرا بر او حجّتى نباشد»[1].
پس مهمترين شاخصه دولت مهدوى عليه السّلام، تكيه بر برهان و بهرهگيرى از منطق گفتوگو و ارشاد است و جنگ و سختگيرى، در مراحل بعدى قيام قرار دارد و پس از آن نيز نيازى به سختگيرى و فشار نخواهد بود؛ چون مردم به كمال عقلى و اخلاقى دست مىيابند و از فتنهجويى و پرخاشگرى دورى مىجويند.
ب. سيره و روش مهدى (عج)
از روايات و قراين مختلف، ثابت مىشود كه روش حضرت مهدى (عج)، روش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله است.[2]بر اين اساس رواياتى كه سيره آن حضرت را مخالف سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام قلمداد مىكند، معارض با احاديث صحيح و معتبرى است كه بر مفهوم مقابل آنها دلالت دارد. اين احاديث به صراحت گوياى اين مطلب است كه
[1].« سمعت زيد بن على يقول: المنتظر من ولد الحسين بن على فى ذريّة الحسين و فى عقب الحسين و هو المظلوم الّذى قال اللّه تعالى\i وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ\E- قال: وليّه رجل من ذريّته من عقبه ثم قرأ:
و جعلها كلمة باقية فى عقبه-\i سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ.\E قال: سلطانه فى حجّته على جميع من خلق اللّه حتى يكون له الحجة على الناس و لا يكون لاحد عليه حجّة»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 35؛ صادق احسانبخش، آثار الصادقين، ج 29، ص 349.
[2].« ... امّا سنّة من محمد صلّى اللّه عليه و اله فيهتدى بهداه و يسير بسيرته»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 351، ح 46؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 224، ح 10.
روش حكومتى حضرت ولى عصر عليه السّلام، همانند روش حكومتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان عليه السّلام است. امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پس از بعثت تمامى آن چيزهاى قبلى را بىاعتبار اعلام كرد، مهدى (عج) نيز چنين خواهد كرد. او اسلام واقعى را دوباره برپا خواهد نمود»[1].
به فرموده قرآن[2]: پيامبر صلّى اللّه عليه و اله با نرمى و عدم خشونت، ما قبل خود را بىاعتبار كرد.
اين سيره پيامبر با همه مردم بود؛ حتّى با كافران هم اينگونه رفتار مىكرد و اختصاص به مسلمانان نداشت (هرچند در موقع ضرورى، تشكيل حكومت داد و به جنگ با مشركان پرداخت). امام مهدى (عج) نيز درباره كافران، همان سيره و همان نرمى و لطافت را به خرج خواهد داد.[3]
در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نقل شده است: «نهمين از اهل بيت و مهدى امّت من، شبيهترين فرد به من از لحاظ شمايل، اقوال و افعال (عملكردها) است»[4].
پس حتى افعال آن حضرت نيز شبيه رفتار و عملكرد پيامبر صلّى اللّه عليه و اله خواهد بود[5]و به هيچوجه نمىتوان گفت دولت نبوى اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت فيزيكى بود! از طرفى تكيه بر عبارت «سلاح»، بيان نمادين و نشانهاى از قدرت الهى و فرّ شكوهمند آن حضرت است و دلالت قطعى بر سيره و منش خشونتبار و جنگى نمىكند. اگر جنگ و نزاعى هم باشد، براى احقاق حق و نابودى ظلم و ستم و فساد صورت مىگيرد و در مقابل قدرت شيطان، چارهاى جز جهاد و مبارزه نيست.
[1].« ... يهدم ما قبله كما صنع رسول اللّه و يستأنف الاسلام جديدا»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 7؛ بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 112.
[2]. ر. ك: آل عمران( 3)، آيه 152.
[3]. ر. ك: سيد صادق شيرازى، شميم رحمت، صص 21- 24.
[4].« التاسع منهم من اهل بيتى و مهدى امّتى، أشبه الناس بى فى شمائله و أقواله و أفعاله»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 3، ص 510.
[5]. ر. ك: على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 10؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 36، ص 284، ح 105.