بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 191

به‌هرحال باتوجه به بعضى از انگاره‌ها، اين فرض پيش مى‌آيد كه آيا دولت مهدوى نيز اقتدارگرا است يا نه؟ در اين رابطه دلايل و استنادات ذيل قابل طرح است:

2- 1. صاحب شمشير

يكى از انگاره‌هاى مطرح درباره حضرت مهدى، «خروج او با شمشير» است. اين تعبير بيانگر آن است كه ظهور و قيام آن حضرت و سير مبارزه و ظلم‌ستيزى او، با درگيرى و ستيزش مداوم همراه خواهد بود. بر اين اساس در دست گرفتن شمشير، به معناى آن است كه جامعه آرمانى اسلام، به آسانى شكل نخواهد گرفت و با قدرت نظامى و سركوبى دشمنان و مفسدان و برخورد سركوب‌گرانه و مقتدرانه، مى‌توان به آن دست يافت.

روشن است كه «قيام بالسيف»، نماد و نشانه‌اى از قدرت نظامى و اقتدار فراگير است كه اجبار و زور را درپى دارد و كمتر در آن نرمى و ملاطفت ديده مى‌شود. در روايات مختلفى، اين تعبير به كار رفته و از منجى مصلح با عناوين «القائم بالسيف»، «الصاحب السيف» و ... ياد شده است. امير مؤمنان عليه السّلام مى‌فرمايد: «صاحب رايت محمدى و بنيانگذار دولت احمدى ظهور مى‌كند؛ در حالى كه شمشير در دست دارد، جز راست به زبان نياورد»[1].

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «همه ما قائم به امر خداييم، يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد. چون صاحب شمشير آمد امر و دستورى غير از آنچه بوده، مى‌آورد.»[2]

حسن بن هارون گويد: «در نزد امام صادق عليه السّلام نشسته بودم كه معلّى بن خنيس پرسيد: آيا قائم عليه السّلام به خلاف سيره حضرت على عليه السّلام رفتار خواهد كرد؟ امام فرمود: بلى،

[1].« يظهر صاحب الراية المحمّدية، و الدولة الاحمدية القائم بالسيف و الحال، الصادق فى المقال ...»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، المنتخب الاثر، ص 210، ح 52؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 488.

[2].« كلنا قائم بامر اللّه واحدا بعد واحد، حتّى يجى‌ء صاحب السيف، فاذا جاء صاحب السيف، جاء بأمر غير الّذى كان»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 536، ح 2؛ بحار الانوار، ج 23، ص 189، ح 4.


صفحه 192

حضرت على عليه السّلام ملايمت و نرمش را در پيش گرفت، چون مى‌دانست، پس از او [دشمنان‌] بر يارانش چيرگى پيدا مى‌كنند. اما سياست حضرت قائم، قهر و غلبه و به اسارت گرفتن است؛ زيرا مى‌داند كه پس از او كسى بر شيعيان تسلّط نخواهد يافت».[1]

امام سجاد عليه السّلام فرموده است: «در قائم سنتى است از هفت پيامبر ... و اما از محمّد صلّى اللّه عليه و اله خروج با شمشير است»[2]. همچنين عبارت‌هاى «فى السيف يظهر به» و «سنة من محمد صلّى اللّه عليه و اله» ... نقل شده است‌[3].

امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه‌وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‌ دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِمى‌فرمايد: «عذاب نزديك‌تر، قحطى و خشكسالى و عذاب بزرگ‌تر، خروج قائم مهدى (عج) با شمشير در آخر الزمان است»[4].

2- 2. يارى شده با رعب (ترس)

يكى از انگاره‌هاى ذكر شده در مورد حضرت مهدى، يارى شدن او با رعب است و به همين جهت به آن حضرت «منصور بالرعب» گفته مى‌شود. از روايات مختلف استفاده مى‌شود كه به هنگام ظهور، رعب و خوف او، در دل‌هاى سپاه كفر و نفاق مى‌افتد و وقتى آن حضرت قصد جايى را مى‌كند، دشمن پيشاپيش دچار وحشت مى‌شود؛ به صورتى كه توانايى ايستادگى و مقاومت در برابر سپاهيان مهدى (عج) را از دست‌

[1].« كنت عند أبى عبد اللّه عليه السّلام جالسا، فسأله المعلّى بن خنيس: ايسير القائم اذا قام بخلاف سيرة علىّ عليه السّلام؟

فقال: نعم و ذلك أن عليا سار بالمنّ و الكفّ، لانه علم أنّ شيعته سيظهر عليهم من بعده و أنّ القائم اذا قام، سار فيهم بالسيف و السبى، و ذلك أنه يعلم أن شيعته لم يظهر عليهم من بعده أحدا أبدا»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 232، ح 16؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 21، ح 1؛ محمد بن حسن طوسى، التهذيب،( تهران: دار الكتب الاسلامية، 1365)، ح 6، ص 154، ح 2.

[2].« فى القائم سنة من سبعة انبياء ... و امّا من محمد فالخروج بالسيف»، محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 322، ح 3؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 522.

[3]. ر. ك: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 371 و 372.

[4].« انّ الادنى القحط و الجدب و الاكبر خروج القائم المهدى بالسيف فى آخر الزمان»: سيد هاشم حسينى بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة،( تهران: آفاق، 1376)، ص 305.


صفحه 193

مى‌دهد. حتّى وقتى آنان از جايى حركت مى‌كنند، كسى جرأت و قدرت شورش و بلوا ندارد؛ زيرا دچار وحشت و ترس شده و امكان واكنش و تحرّك از آنها سلب مى‌شود.

قرآن فرموده است:سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ؛[1]«ما در دل‌هاى كسانى كه كافر شدند، به زودى ترس خواهيم افكند».

محمد بن مسلم ثقفى گويد: از امام محمد باقر شنيدم كه فرمود: «قائم ما، يارى شده با [سپاه‌] ترس و تأييد شده به وسيله نصرت [الهى‌] است. زمين براى وى در هم پيچيده مى‌شود.»[2]امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: « [خداوند] او را با سه سپاه تأييد و يارى مى‌كند:

فرشتگان، مؤمنان و ترس (رعب در دل دشمنان) و خروج او مانند خارج شدن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است»[3].

امام باقر عليه السّلام فرموده است: «... ترس و وحشت [از او] پيشاپيش به فاصله يك ماه و از پشت‌سر ما به فاصله يك‌ماه در حركت است ...»[4]. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «ترس و رعب پيشاپيش او حركت مى‌كند و هيچ دشمنى با او برخورد نمى‌كند، مگر اينكه شكست مى‌خورد.»[5]

امام صادق عليه السّلام فرمود: « [مهدى (عج)] دستور مى‌دهد مردى را دستگير كنند كه مردم از جرم او خبر ندارند؛ پس او را مى‌كشند. [پس از آن‌] كسى كه در خانه خود سخن مى‌گويد، بيم آن‌را دارد كه در و ديوار بر او گواهى بدهند»[6].

رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «خداوند براى او گنج‌هاى زمين و معادن آن‌را

[1]. آل عمران( 3)، آيه 151.

[2].« القائم منّا منصور بالرعب، مؤيّد بالنصر، تطوى له الارض ...»: محمد بن على بن بابويه شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 330، ح 16؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 36، ح 1.

[3].« ... يؤيده بثلاثة اجناد بالملائكة و المؤمنين و الرّعب و خروجه كخروج رسول اللّه»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 198، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 356، ح 19.

[4].« ... يسير الرعب أمامه شهرا و خلفه شهرا، أمدّه اللّه بخمسة آلاف من الملائكة مسوّمين»: محمد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 58؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 343، ح 19.

[5].« ... يسير الرعب بين يديه لا يلقاه عدوّ الّا هزمهم»: لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 613.

[6].« يبعث الى رجل لا يعلم النّاس له ذنبا، فيقتله! حتّى أنّ أحدا يتكلم فى بيته فيخاف ان يشهد عليه الجدار»:

كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 646؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 290.


صفحه 194

آشكار مى‌سازد و او را با رعب [در دل دشمنان‌] يارى مى‌كند. [پس‌] زمين را آكنده از عدل و داد مى‌كند ...»[1].

2- 3. قاطعيت و شدّت‌

حضرت مهدى (عج) در برابر مفسدان، كافران، منافقان و دشمنان ستيزه‌جو، با قاطعيت و شدّت برخورد مى‌كند و در راه و كار خود، سازش‌ناپذير و مسامحه كننده نيست. او در اجراى حدود و احكام خدا و مبارزه با ظالمان و حق‌گريزان، قاطعيتى شگفت دارد. در برخورد با خلاف‌كاران و بدانديشان، چشم‌پوشى و مسامحه نمى‌كند و از سرزنش ملامت‌گران نمى‌ترسد. از اقدامات و توطئه‌هاى دشمنان، خوفى به دل راه نمى‌دهد و بدون كوچك‌ترين ملاحظه‌اى متخلّفان را كيفر و مجازات مى‌كند. حتّى در برابر كارگزاران خود، شديد و سخت‌گير است و هيچ‌كس فرصت خيانت، جنايت، رذالت و توطئه پيدا نمى‌كند. براى ترويج و گسترش عدل و داد و فضايل اخلاقى، ترحّم و آسان‌گيرى نخواهد شد.

امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «قائم قيام مى‌كند با شيوه‌اى نو و كتابى جديد و قضاوتى نو.

بر عرب‌ها سخت‌گير است. شيوه او تنها شمشير است. پوزش و توبه كسى را نمى‌پذيرد و در [اجراى احكام خدا] از سرزنش هيچ ملامت‌گرى نمى‌ترسد».[2]

امام صادق عليه السّلام فرموده است: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، نيازى ندارد كه از شما درخواست يارى كند و نسبت به بسيارى از منافقان حدّ الهى را جارى مى‌سازد»[3].

[1].« ... يظهره اللّه له كنوز الارض و معادنها و ينصره بالرعب يملا الارض عدلا و قسطا ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.

[2].« يقوم القائم بأمر جديد و كتاب جديد و قضاء جديد، على العرب شديد، ليس شأنه الّا السيف لا يستتيب أحدا و لا يأخذه فى اللّه لومة لائم»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 233، ح 19، و ص 235، ح 22؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 354، ح 114.

[3].« ... و لو قد قام القائم عليه السّلام ما احتاج الى مسائلتكم عن ذلك و لا قام فى كثير منكم من اهل النفاق حدّ اللّه»:

محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 16، ص 235، ح 21446؛ محمد بن حسن طوسى، التهذيب، ج 6، ص 172، ح 13.


صفحه 195

امام صادق عليه السّلام نيز درباره برخورد مقتدرانه امام مهدى (عج) با خلاف‌كاران و نفاق پيشگان مى‌فرمايد: «ناگهان در زمانى كه برخى از مردم، مشغول امر و نهى (ظلم و ستم) هستند، قائم عليه السّلام دستور مى‌دهد كه او را گردن بزنند. در شرق و غرب جهان كسى نمى‌ماند جز اينكه دچار رعب و وحشت مى‌شود»[1].

حضرت مهدى (عج) در قاطعيت و شجاعت همانند رسول خدا است: «همان‌طور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله عمل كرد، عمل مى‌كند. آنچه را پيش از او بوده (سنّت‌هاى جاهلى) نابود مى‌كند؛ چنان‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله جاهليت را از بين برد»[2].

درباره برخورد قاطعانه و شديد آن حضرت با كارگزاران و مسؤولان آمده است: «مهدى (عج) نسبت به دارايى، بخشنده و نسبت به تهى‌دستان، بسيار مهربان است، [امّا] نسبت به كارگزاران [دولت خويش‌] بسيار سخت‌گير است»[3]. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «او مسؤولان و كارگزاران را به جرم كردار زشتشان، مجازات خواهد كرد.»[4]

3- 4. سلطه و اقتدار فراگير

چنان‌كه پيش‌تر گذشت، يكى از ويژگى‌هاى قيام و ظهور مهدى موعود، فراگيرى و گستردگى آن- از شرق و غرب عالم- است. سلطه و برترى آن حضرت- پس از شكست دشمنان و گروه باطل- به سراسر جهان كشيده شده و تمامى كشورها، شهرها و سرزمين‌ها، تحت قدرت و نفوذ او قرار خواهد گرفت. هيچ انسانى از حكومت فراگير او بيرون نبوده و هيچ منطقه‌اى از سلطه دولت او بيرون نخواهد بود. خداوند تمامى‌

[1].« بينا الرّجل على رأس القائم عليه السّلام يأمر و ينهى، اذ أمر بضرب عنقه فلا يبقى بين الخافقين شى‌ء الّا خافه»:

محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 240، ح 33.

[2].« يصنع كما صنع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله يهدم ما كان قبله كما هدم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله أمر الجاهلية ...»: همان، ص 231، ح 13؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 352، ح 108.

[3].« المهدى جواد بالمال رحيم بالمساكين شديد على العمال»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى،( نجف:

كتابخانه حيدريه، 1383)، ص 207؛ لطف الله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 384، ح 4.

[4].« ... يأخذ الوالى من غيرها عمّالها على مساوئ اعمالها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.


صفحه 196

شهرها و كشورها را به دست او فتح و مكاتب و آيين‌هاى غير الهى را نابود خواهد كرد. همه اجتماعات، نژادها، فرهنگ‌ها و ملّت‌ها، تحت مديريت و تدبير حضرت مهدى (عج) قرار گرفته و هدايت و كنترل اوضاع و احوال جوامع و كشورها در دست او خواهد بود ... پس آن حضرت اقتدار و نفوذى فراگير بر سراسر كره زمين خواهد داشت.

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «روز پيروزى، روزى است كه دنيا (به دست) قائم فتح مى‌شود»[1]. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «زمين با نور پروردگارش منوّر مى‌شود و سلطنت او (مهدى) شرق و غرب عالم را دربرمى‌گيرد.»[2]

امام باقر عليه السّلام فرموده است: «زمين براى او درهم پيچيده و گنج‌هاى آن برايش آشكار مى‌شود. سلطنت [و برترى‌] او شرق و غرب جهان را در برمى‌گيرد»[3]. رسول خدا فرموده است: «به دست او غرب و شرق عالم گشوده مى‌گردد».[4]

امام رضا عليه السّلام فرمود: «خداوند به دست مهدى (عج) زمين را از لوث كافران و منكران پاك مى‌سازد. زمين زير پاى او پيچيده مى‌شود و هر كار سخت و دشوارى براى او آسان مى‌گردد».[5]

[1].« يوم الفتح، يوم تفتح الدنيا على القائم»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهره، ص 438؛ سيد هاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى القائم الحجّة، ص 307.

[2].« و تشرق الارض بنور ربّها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 280؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.

[3].« يطوى له الارض و تظهر له الكنوز، يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و يظهر اللّه عزّ و جلّ به دينه على الدين كله ...»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 16؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 534.

[4].« يفتح اللّه- عزّ و جلّ- على يديه مشارق الارض و مغاربها»: محمد بن على بن بابويه صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 65، ح 34؛ همان، كمال الدين، ج 1، ص 283، ح 35؛ همان، امالى، ص 111، ح 9؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 378، ح 184.

[5].« يطهّر اللّه به الارض من اهل الكفر و الجحود ... و تطوى له الارض و يذل له كلّ صعب»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 377، ح 2؛ على بن محمد خزّاز قمى، كفاية الاثر، ص 281؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 283.


صفحه 197

نقد و بررسى فرضيه‌

با بررسى و دقّت در اين روايات و نيز سيره و روش حكومتى حضرت مهدى و با توجه به فرض ما درباره دولت ايشان (دولت اخلاقى)، روشن مى‌شود حكومت ايشان به هيچ‌وجه اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت نظامى نيست و اساس و بنياد آن بر رفق و مدارا، منطق و حكمت، اخلاق و معنويت و تعامل و تراضى با مردم است. اصولا اين دولت براى رستگارى و نجات انسان‌ها تشكيل شده و هدف آن به دست‌گرفتن قدرت نظامى و حكومت بر مردم نيست؛ بلكه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدايت آنان به كمال و تعالى است و در مقابله باكژى‌ها و ناراستى‌ها، اقدامات بنيادين تربيتى و اخلاقى انجام داده و افكار و روحيات آنان را تغيير مى‌دهد. در نقد و بررسى اين فرضيه، مى‌توان به انگاره‌هاى زير اشاره كرد:

الف. استفاده از منطق و قدرت‌

حضرت مهدى (عج) يك رهبر دورنگر دورانديش است كه نخست از حربه منطق بهره‌گيرى كافى مى‌كند و آنجا كه گفتار حق سود نبخشيد- كه در مورد بسيارى از زورگويان و جباران سودى هم نخواهد داد- دست به شمشير مى‌برد؛ يعنى، متوسل به قدرت مى‌شود و ستمكاران را بر سر جاى خود مى‌نشاند ... ترديدى نيست كه براى اصلاح گروهى از مردم، جز اين راهى نيست. به تعبير ديگر: او تنها وظيفه‌اش روشنگرى و ارائه راه نيست؛ بلكه وظيفه مهم ترش- علاوه بر اين- اجراى قوانين الهى و به ثمر رسيدن انقلاب تكاملى اسلام و رسانيدن به مقصد و ايصال به مطلوب است ... او پس از قيام، نخست از طريق رهبرى فكرى و روشنگرى در همه زمينه‌ها، اتمام‌حجّت مى‌كند، آن‌چنان‌كه هركسى كمترين آمادگى براى پذيرا شدن منطقى آيين حق داشته باشد، روشن (آگاه) شود و تنها كسانى باقى بمانند كه جز از طريق توسل به زور و خشونت اصلاح‌پذير نيستند.[1]

[1]. ر. ك: مكارم شيرازى، آيت اللّه ناصر، حكومت جهانى مهدى، ص 285 و 286.


صفحه 198

در روايتى از فضيل بن زبير نقل شده است: زيد بن على مى‌گفت: امام مورد انتظار از فرزندان امام حسين در ذريّه و در اعقاب آن حضرت، آن مظلوم كه خدا مى‌فرمايد:

«هركسى مظلوم كشته شود، محققا براى ولىّ او تسلّطى هست [فرمود: ولىّ او مردى است از ذريّه و از اعقاب آن حضرت. پس قرائت فرمود: «قرار داد آن‌را كلمه‌اى كه در اعقابش باقى بماند»] پس نبايد زياده‌روى در كشتار كند» فرمود: تسلط او در حجّت و دليلش بر همه خلق خداست. به‌گونه‌اى حجّت را بر همه مردم تمام مى‌كند و كسى‌را بر او حجّتى نباشد»[1].

پس مهم‌ترين شاخصه دولت مهدوى عليه السّلام، تكيه بر برهان و بهره‌گيرى از منطق گفت‌وگو و ارشاد است و جنگ و سخت‌گيرى، در مراحل بعدى قيام قرار دارد و پس از آن نيز نيازى به سخت‌گيرى و فشار نخواهد بود؛ چون مردم به كمال عقلى و اخلاقى دست مى‌يابند و از فتنه‌جويى و پرخاشگرى دورى مى‌جويند.

ب. سيره و روش مهدى (عج)

از روايات و قراين مختلف، ثابت مى‌شود كه روش حضرت مهدى (عج)، روش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله است.[2]بر اين اساس رواياتى كه سيره آن حضرت را مخالف سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام قلمداد مى‌كند، معارض با احاديث صحيح و معتبرى است كه بر مفهوم مقابل آنها دلالت دارد. اين احاديث به صراحت گوياى اين مطلب است كه‌

[1].« سمعت زيد بن على يقول: المنتظر من ولد الحسين بن على فى ذريّة الحسين و فى عقب الحسين و هو المظلوم الّذى قال اللّه تعالى‌\i وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ‌\E- قال: وليّه رجل من ذريّته من عقبه ثم قرأ:

و جعلها كلمة باقية فى عقبه-\i سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ.\E قال: سلطانه فى حجّته على جميع من خلق اللّه حتى يكون له الحجة على الناس و لا يكون لاحد عليه حجّة»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 35؛ صادق احسان‌بخش، آثار الصادقين، ج 29، ص 349.

[2].« ... امّا سنّة من محمد صلّى اللّه عليه و اله فيهتدى بهداه و يسير بسيرته»: محمد بن على بن بابويه صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 351، ح 46؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 224، ح 10.