آيين مقدس اسلام، آن را انتخاب كرده است. اعتقاد به خداوند دانا، توانا، داور روز قيامت، آگاه از اعمال و ... بزرگترين پشتوانه اخلاق و طبيعىترين ضامن اجراى اصول انسانى است. خود «اخلاق» نقشهاى سازنده و مؤثرى دارد، از جمله:
1. تقويت كننده روان انسان؛ انسان از دو بعد جسمى و روحى تشكيل يافته است.
در بعد روحى، تزكيه نفس و تحلّى به فضايل اخلاقى و دورى از رذايل، بر عهده اخلاق است. از بعد جسمانى نيز بايد تمام چيزهاى مادى را وسيلهاى براى رشد و تعالى روح در نظر گرفت و در سير تكاملى خود، نبايد بدن و تربيت آن را هدف اساسى قرار داد (امرى كه دانشمندان غرب توجّه بيشترى به آن دارند)!
2. تعديل كننده خواستهها؛ اخلاق انسانى و اسلامى، خواستههاى مطلق انسان را تعديل و مهار مىكند و تعادلى بين غريزه و نيروهاى باطنى انسان به وجود مىآورد.
تعديل اين غرايز، در تصحيح رفتار و گفتار انسان، تأثير به سزايى دارد و جلوى بسيارى از تجاوزها، انحرافها، فتنهها، فسادها و ديگر بلاهاى خانمانسوز اجتماعى گرفته مىشود.
3. اجتماع سالم در پرتو اخلاق سالم؛ با رواج فضايل اخلاقى در جامعه و حاكميت اخلاق اسلامى، بىترديد آن جامعه از آرامش و سلامت بالايى برخوردار خواهد بود.
اگر دنياى امروز در آتش هرجومرج مىسوزد و كابوس فساد و انحراف بر آن حكمفرما است؛ اگر دنياى امروز گرفتار كشمكشها، فحشا، تجاوز و دهها فتنه و فساد ديگر است و دولتمردان همچون گرگهاى درّنده و خونآشام، از ترس همديگر خواب آرام ندارند و پيوسته در انديشه نابودى همديگر هستند! اگر جوانان به انحرافات جنسى آلوده شدهاند و بىعفّتى و بىبندوبارى دامنگير زنان و دختران گرديده است! همه و همه به علّت عدم حكومت مكارم و فضايل اخلاقى در جامعه و عدم توجّه به مبانى اسلامى و آداب انسانى است. اگر در اجتماعى تعاون، هميارى، انفاق، عفّت، تواضع، حسن ظن، محبّت و بهطور كلّى، عدالت حكمفرما باشد، اين اجتماع همان مدينه فاضله و جامعه آرمانى اسلام خواهد بود كه مىتوان در آن با فكرى آسوده و به
دور از وحشت زندگى كرد.[1]
به همين جهت تأكيد اين پژوهش بر آن است كه در عصر ظهور و دوران حاضر، تنها «دولت اخلاقى» موردنياز و فايدهبخش است؛ دولتى كه كار ويژه اصلى آن تأمين كمال مطلوب انسانى و رشد و بالندگى فضايل اخلاقى- در تمامى شؤون زندگى- است.
جامعهاى كه به شدّت دچار انحراف، فساد، حيرت و سرگردانى، پوچى و بىهدفى است و بيشتر اعضاى آن، داراى فساد عقيده، عمل و اخلاق هستند؛ نياز به دولتى دارد كه در رأس آن انسان كامل قرار گرفته و در صدد تكميل مكارم اخلاقى و از بين بردن آلودگىها و فسادها است. در اين عصر، ديگر دولتهاى متزاحم و تجاوزگر وجود ندارد و كار ويژههاى سياسى دولت واحد تغيير مىيابد و امام معصوم رهبرى آن را عهدهدار مىشود.
آيت اللّه جوادى آملى در تحليل اين انگاره چنين بيان مىكند:
«كار اصلى امام زمان (عج) اين نيست كه جهان را از عدل و داد پر مىكند. كار اصلى او زنده كردن جامعه است. وجود امام زمان (عج) عامل حيات است. او جامعه مرده را زنده مىكند؛ بعد به عدل و داد فرا مىخواند. جامعه زنده مشتاق عدل و داد است. برخى از انسانها به حسب ظاهر انسان و در باطن مردهاند (مردههاى متحرك). صورت آنان مطابق سيرتشان نيست. امام عليه السّلام صورتها را مطابق سيرت مىكند. بعد از آنكه سيرت را انسانى و واقعى كرد، جامعه ظاهرا و باطنا انسانى مىشود. سپس به عدل و داد فرا مىخواند و جامعه زنده، تشنه عدل و داد مىشود.
كار اصلى او احياگرى است. همانگونه كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله جامعه مرده را زنده كرد، حضرت ولى عصر (عج) نيز جامعه مرده را زنده مىكند و براى احياى آن، معارف و حقايق و طهارت حقيقى را اعطا مىكنديُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ.جامعهاى زنده است كه كتاب الهى، حكمت الهى و طهارت الهى را بداند و بيابد. پيامبر صلى اللّه عليه و اله بعد از اينكه تزكيه و
[1]. ر. ك: مختار امينيان، مبانى اخلاق اسلامى،( قم: بوستان كتاب، 1381)، صص 13- 18؛ جعفر سبحانى، نظام اخلاقى اسلام،( قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1377)، ص 18.
تعليم فردى را مطرح كرد، به تزكيه و تعليم جمعى پرداخت و [به درمان] كينهجويى، حقد، حسادت و ... پرداخت. آنكه عداوت را تبديل به صلح مىكند، كيمياگرى است (ولايت تكوينى) و تنها با نصيحت ممكن نيست. كار امام عصر (عج)، تبديل عداوت به صداقت و ... است. بيشتر كارهاى امام زمان (عج) (تأمين امنيت، عدالت، رفاه و ...) فرعى است و مهم، كار اصلى است و اين كار اصلى با كارهاى فرعى كامل مىشود ...».[1]
حميد مولانا نيز تحليل قابل توجهى در اين باره دارد: «منجىگرايى دنياى سكولار و مدعيان نجات بشر، اهداف حكومتهاى دموكراسى را آزادى، امنيت، رفاه، بهداشت، آموزش و كار اعلام مىكنند؛ ولى اهداف اسلام و مهدويت تنها شامل اينها نيست؛ بلكه چيزى بالاتر است كه امروز در دموكراسىهاى دنيا و غرب از آن صحبتى به ميان نمىآيد: هدايت انسان در تمامى ابعاد، بالا بردن انسان در ابعاد حس، فكر، عقل، شفافيت و درك منزلت و كرامت انسانى و الهى از طريق قلب و دل. قلمرو و حكومت اسلام تابع زمان و مكان نيست و انسان در هستى و كل نظام جهانى مطرح است».[2]
پنج. دلايل و شواهد دولت اخلاقى
پس از آنكه امام مهدى عليه السّلام دولت خود را تأسيس كرد و حكومت بر جهان را در دست گرفت؛ عملكردى كامل، چند جانبه و اخلاق محور ارائه خواهد داد. بر اين اساس نظام سياسى و دولت امام مهدى (عج) دولتى، كارآمد و متكامل خواهد بود؛ كارآمدى بهعنوان بالفعل نمودن، بهرهبردارى كامل، سازمند، متعادل و متعالى از تمامى استعدادها، امكانات و فرصتهاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى و كاهش يا از بين بردن تعديّات و ضايعات.
چنين رويكردى، نه آرمانى است و نه غيرقابل دسترس؛ بلكه طرحى عملى و قابل دسترس و اجرا است؛ زيرا در عصر ظهور، موانع و مشكلات (ستيزهجويى، جنگ،
[1]. سخنرانى در حسينيه امام خمينى، قم: نيمه شعبان 1383.
[2]. حميد مولانا، شناخت منجى بشريت، كيهان 9/ 7/ 83
فسادگرى و تجاوزگرى) از بين خواهد رفت و امامى عالم، مدير، توانمند و عادل، زعامت دينى- سياسى مردم را عهدهدار خواهد شد. اين دو بهمعناى، استفاده بهينه و كارآمد از تمامى امكانات و منابع در راستاى كمالخواهى انسان است.
براى اثبات فرضيه اين پژوهش، در مورد اخلاقى بودن (كمالگرايى و احياگرى) دولت امام مهدى (عج)، روايات، اهداف و ويژگىهاى آن دولت قابل طرح و بررسى است. براساس اين مؤلّفهها، دولت آن حضرت در تمامى ابعاد و شؤون زندگى انسان، داراى برنامه و خط و مشى خاصى خواهد بود. مهمترين آنها، اقدامات و برنامههاى اخلاقى و تربيت دينى است و حتى كارويژههاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى آن، براى تعالى و تكامل اخلاقى و روحى انسانها خواهد بود. برخى از اين شواهد، دلايل و ويژگىها عبارت است از:
5- 1. روايات:
روايات مختلف در اين موضوع- به خصوص حديث «اكمل به اخلاقهم»- دلالت بر اهميت و محوريت اخلاق و كمال و رشد و بالندگى معنوى انسانها در دولت مهدوى دارد:
امام باقر عليه السّلام مىفرمايد: «چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مىگذارد و عقول آنها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مىرساند».[1]
در روايت ديگرى آمده است: «وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايتش] را بر سر بندگان مىنهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده و فهمشان بالا مىرود (كامل مىگردد).»[2]
پيامبر صلى اللّه عليه و اله مىفرمايد: «... دلهاى بندگان را پر از عبادت مىكند و عدلش فراگير
[1].« اذا قام قائمنا، وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم»: سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح،( قم: مؤسسه امام مهدى، 1409)، ج 2، ص 841، ح 71؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 336، ح 71؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 482.
[2].« اذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 25، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 495، ح 253
مىشود»[1]و «خداوند به وسيله او دروغ را نابود مىسازد و روزگار سخت و رنجآور را مىبرد و ذلّت بردگى و بندگى از گردنهاى شما بيرون مىكشد».[2]
امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفهالْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِمىفرمايد: «ملك و پادشاهى امروز از آن خدا است، پادشاهى ديروز نيز از آن خدا بود، پادشاهى فردا هم از آن خدا است؛ لكن هنگامىكه قائم ما قيام كند، جز خداى- تبارك و تعالى- پرستيده نمىشود»[3]؛ يعنى، مهمترين ثمره اين دولت هدايت مردم و زنده كردن جامعه مرده است.
در روايتى آمده است: « [مهدى (عج)] با تقوا گام مىسپارد و براساس هدايت رفتار مىكند ...».[4]هدايت و ارشاد- تكوينى و تشريعى- از مهمترين اقدامات دولت مهدوى است كه در سايه تعالى روحى و تكامل اخلاقى مردم به بار مىنشيند.
همچنين: «او اين امت را پس از آنكه تباه [و فاسد] شدهاند، اصلاح مىكند».[5]بر اساس اين روايت اصلاح مردم بعد از فساد اخلاقى آنان و تغيير بنيادين رفتارها، گفتارها و پندارهاى غير اخلاقى و آلوده آنها، مهمترين و درخشانترين اقدام دولت امام مهدى (عج) خواهد بود و اين احياگرى و اصلاح و نوسازى معنوى، مطلق و فراگير است و پس از آن فساد و انحرافى وجود نخواهد داشت و زمين نورانى و پر از صفا و معنويت خواهد شد: «زمين با نور پروردگارش- منوّر مىشود»[6]و «چون قائم ما قيام
[1].« ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 259؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 74، ح 24.
[2].« ... به يمحق اللّه الكذب و يذهب الزّمان الكلب، به يخرج ذلّ الرّق من أعناقكم»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 186؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 75، ح 29.
[3].« الملك للّه اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن اذا قام القائم لم يعبد الّا اللّه عزّ و جلّ»: سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 275؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 587، ح 2.
[4].« يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ فى حكمه الرشا»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 269، ح 158.
[5].« ... أن يصلح امة بعد فسادها»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 473؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 538.
[6].« و تشرق الارض بنور ربّها»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، 345، ح 31؛ على- بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473، فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.
كند، زمين به نور پروردگارش روشن مىگردد و مردم همگى بىنياز شوند».[1]
امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهفَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا ...[2]فرمود: « [سبقت بگيريد در نيكىها ...]، درباره قائم عليه السّلام و اصحابش نازل شده است».[3]در روايتى آمده است: «هنگامىكه قائم آل محمد قيام كند، مىفرمايد: اى مردم! ما هستيم كسانى كه خداوند در قرآن وعده آنان را به شما داده است: «كسانى كه بر زمين حكومت مىكنند، نماز را برپا مىدارند و ...».[4]ايندو روايت نيز به روشنى نشان مىدهد كه از اقدامات اساسى حضرت مهدى و ياران آن حضرت، برنامههاى اخلاقى، تربيتى و دينى و رساندن بشر به كمال معنوى و روحى است.
در روايتى آمده است: «زمين را از ... نور و برهان آكنده مىسازد»[5]و نيز آمده است: «خداوند زمين را به دست قائم زنده و احيا مىگرداند؛ بعد از آنكه زمين با كفر ساكنانش مرده باشد».[6]در روايات ديگر اشاره شده كه مرگ دلها، با ترك امر به معروف و نهى از منكر،[7]قتل، گرسنگى (فقر) و ... بوده است. امام زمان (عج) به راستى كيمياگرى مىكند و با توجه به ولايت تكوينى، جامعه مرده و دلهاى زنگار گرفته را احيا
[1].« ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها و استغنى الناس»: ابى جعفر محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 468؛ محمد بن محمد بن نعمان شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 260.
[2]. بقره( 2)، آيه 148.
[3].« نزلت فى القائم و اصحابه ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 241، ح 37؛ سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 39.
[4].« اذا قام القائم من آل محمد يقول: ايّها النّاس! نحن الّذين وعدكم اللّه تعالى فى كتابه:\i الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ ...\E»: فرات بن ابراهيم كوفى، تفسير فرات كوفى، ص 274، ح 371؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 373، ح 166.
[5].« يملأ الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا ...»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 291؛ محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 350.
[6].« يحيى اللّه عزّ و جلّ بالقائم عليه السّلام[ الارض] بعد موتها بكفر اهلها»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 376.
[7]. ر. ك: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى، ص 112.
مىكند و سعادت و روزى آنان را در معنويت و خردورزى آنان قرار مىدهد.
همچنين آمده است: «دنيا و مردم آن در دوران حكومت مهدى (عج)، پاك و پاكيزه مىشوند»[1]و «امر خداوند، برترى داده شده و دين خدا ظاهر مىگردد».[2]
انسانها همواره به جهت غفلت، نادانى و ناسپاسى غرق در گناه و فساد هستند كه از اين امر در اصطلاح قرآنى به كورى، گنگى و كرى ياد مىشود. اينگونه امراض روحى و روانى در عصر امام مهدى (عج) مدارا مىشود و زمينههاى ناهنجارىهاى اخلاقى از بين مىرود: «شيوه پيامبر خدا را در پيش مىگيرد و شما را از كورى، كرى و گنگى نجات مىدهد»[3]و «قلعههاى گمراهى و دلهاى بسته را مىگشايد»[4]. همچنين: «خداوند به دست او از نابودى و تباهى نجات مىدهد و به وسيله او از گمراهى به [راه درست] هدايت مىكند».[5]
در زمينه اصلاح مفاسد و ريشهكن نمودن كژىها و ناراستىها روايت شده است:
«خداوند [به وسيله او] تمامى چيزهايى كه پيشتر فاسد شدهاند، اصلاح مىكند»[6]و «پستىها را بر روى زمين باقى نمىگذارد».[7]
درباره شيوع خيرات و فضيلتها و رفع رذايل و ناپسندىها آمده است: «فتنهها و ناامنىها از بين مىرود و نيكىها و بركات فزونى مىيابد»[8]و «زمين را از هر
[1].« تطيب الدنيا و اهلها فى ايام دولته ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 493.
[2].« يعلى امر اللّه و يظهر دين اللّه»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 379، ح 187.
[3].« سلك بكم مناهج الرسول فتداويتم من العمى و الصم و البكم ...»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 66.
[4].« و يفتح حصون الضلالة و قلوبا غلفا»: سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 588 و 523.
[5].« ... انجى به من الهلكة و اهدى به من الضلالة»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 251، ح 1؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 70.
[6].« يصلح اللّه تعالى به كلّ ما افسد قبله»: علاء الدين متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 132.
[7].« لا يترك فى الارض الادنين»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 578.
[8].« تعدم الفتن و الغارات و يكثر الخير و البركات»: همان، ص 209، ح 49.
فريبكارى پاك مىسازد و به عدالت رفتار مىكند ...».[1]«شرّ از بين مىرود و خير باقى مىكند ... زنا و شرابخوارى و ربا ريشهكن مىشود. مردم به عبادات و دستورات شرع روى مىآورند. عمرها دراز و امانتها برگردانده مىشود. اشرار و بدان نابود و نيكان و اخيار باقى مىمانند و كسى كه دشمن اهل بيت عليهم السّلام باشد، پيدا نمىشود»[2].
5- 2. اهداف و آرمانها
بررسى و مطالعه اهداف هر قيام و نهضتى، تا حدودى ما را با ماهيت و چيستى آن آشنا مىسازد. بر اين اساس بعضى از اهداف اصلى و بنيادين و برخى نيز فرعى و در ذيل هدف اصلى است و در راستاى آن تبيين و تعريف مىشود. حال مهمترين اهداف و خواستههاى دولت امام مهدى (عج)- كه بيشتر جنبه كمالخواهانه و اخلاقى دارد- عبارت است از:
1. رساندن جامعه بشرى به كمال مطلوب و رشد و بالندگى اخلاقى (هدف اصلى)؛
2. برقرارى عدالت اجتماعى و گسترش قسط و عدل در سراسر جهان؛
3. اداره و ساماندهى نظام جهان براساس ايمان به خدا، احكام دين اسلام و آموزههاى قرآن؛
4. تثبيت و گسترش صلح و امنيت جهانى و از بين بردن ستيزهجويى، تجاوزگرى، جنگ، كينهجويى و خودپرستى؛
5. نجات مردم از چنگال ستمكاران، جبّاران و مفسدان و اهتزاز پرچم توحيد و عدالت؛
6. احياى آيين توحيد و يكتاپرستى (اسلام) و نابودى آيينهاى انحرافى و باطل؛
7. تأسيس حكومت جهانى اسلام و در دست گرفتن حاكميت جهان؛
[1].« ليطهرن الأرض من كلّ غاش و ليعملن بالعدل ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 120، ح 23.
[2].« يذهب الشرّ و يبقى الخير ... يذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا. يقبل الناس على العبادات و الشرع و تطول الاعمار و تؤدّى الامانات ... تهلك الاشرار و تبقى الاخيار و لا يبقى من يبغض اهل البيت:»:
لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 592، ح 4؛ مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.