بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 236

دور از وحشت زندگى كرد.[1]

به همين جهت تأكيد اين پژوهش بر آن است كه در عصر ظهور و دوران حاضر، تنها «دولت اخلاقى» موردنياز و فايده‌بخش است؛ دولتى كه كار ويژه اصلى آن تأمين كمال مطلوب انسانى و رشد و بالندگى فضايل اخلاقى- در تمامى شؤون زندگى- است.

جامعه‌اى كه به شدّت دچار انحراف، فساد، حيرت و سرگردانى، پوچى و بى‌هدفى است و بيشتر اعضاى آن، داراى فساد عقيده، عمل و اخلاق هستند؛ نياز به دولتى دارد كه در رأس آن انسان كامل قرار گرفته و در صدد تكميل مكارم اخلاقى و از بين بردن آلودگى‌ها و فسادها است. در اين عصر، ديگر دولت‌هاى متزاحم و تجاوزگر وجود ندارد و كار ويژه‌هاى سياسى دولت واحد تغيير مى‌يابد و امام معصوم رهبرى آن را عهده‌دار مى‌شود.

آيت اللّه جوادى آملى در تحليل اين انگاره چنين بيان مى‌كند:

«كار اصلى امام زمان (عج) اين نيست كه جهان را از عدل و داد پر مى‌كند. كار اصلى او زنده كردن جامعه است. وجود امام زمان (عج) عامل حيات است. او جامعه مرده را زنده مى‌كند؛ بعد به عدل و داد فرا مى‌خواند. جامعه زنده مشتاق عدل و داد است. برخى از انسان‌ها به حسب ظاهر انسان و در باطن مرده‌اند (مرده‌هاى متحرك). صورت آنان مطابق سيرتشان نيست. امام عليه السّلام صورت‌ها را مطابق سيرت مى‌كند. بعد از آنكه سيرت را انسانى و واقعى كرد، جامعه ظاهرا و باطنا انسانى مى‌شود. سپس به عدل و داد فرا مى‌خواند و جامعه زنده، تشنه عدل و داد مى‌شود.

كار اصلى او احياگرى است. همان‌گونه كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله جامعه مرده را زنده كرد، حضرت ولى عصر (عج) نيز جامعه مرده را زنده مى‌كند و براى احياى آن، معارف و حقايق و طهارت حقيقى را اعطا مى‌كنديُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ.جامعه‌اى زنده است كه كتاب الهى، حكمت الهى و طهارت الهى را بداند و بيابد. پيامبر صلى اللّه عليه و اله بعد از اينكه تزكيه و

[1]. ر. ك: مختار امينيان، مبانى اخلاق اسلامى،( قم: بوستان كتاب، 1381)، صص 13- 18؛ جعفر سبحانى، نظام اخلاقى اسلام،( قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1377)، ص 18.


صفحه 237

تعليم فردى را مطرح كرد، به تزكيه و تعليم جمعى پرداخت و [به درمان‌] كينه‌جويى، حقد، حسادت و ... پرداخت. آن‌كه عداوت را تبديل به صلح مى‌كند، كيمياگرى است (ولايت تكوينى) و تنها با نصيحت ممكن نيست. كار امام عصر (عج)، تبديل عداوت به صداقت و ... است. بيشتر كارهاى امام زمان (عج) (تأمين امنيت، عدالت، رفاه و ...) فرعى است و مهم، كار اصلى است و اين كار اصلى با كارهاى فرعى كامل مى‌شود ...».[1]

حميد مولانا نيز تحليل قابل توجهى در اين باره دارد: «منجى‌گرايى دنياى سكولار و مدعيان نجات بشر، اهداف حكومت‌هاى دموكراسى را آزادى، امنيت، رفاه، بهداشت، آموزش و كار اعلام مى‌كنند؛ ولى اهداف اسلام و مهدويت تنها شامل اينها نيست؛ بلكه چيزى بالاتر است كه امروز در دموكراسى‌هاى دنيا و غرب از آن صحبتى به ميان نمى‌آيد: هدايت انسان در تمامى ابعاد، بالا بردن انسان در ابعاد حس، فكر، عقل، شفافيت و درك منزلت و كرامت انسانى و الهى از طريق قلب و دل. قلمرو و حكومت اسلام تابع زمان و مكان نيست و انسان در هستى و كل نظام جهانى مطرح است».[2]

پنج. دلايل و شواهد دولت اخلاقى‌

پس از آنكه امام مهدى عليه السّلام دولت خود را تأسيس كرد و حكومت بر جهان را در دست گرفت؛ عملكردى كامل، چند جانبه و اخلاق محور ارائه خواهد داد. بر اين اساس نظام سياسى و دولت امام مهدى (عج) دولتى، كارآمد و متكامل خواهد بود؛ كارآمدى به‌عنوان بالفعل نمودن، بهره‌بردارى كامل، سازمند، متعادل و متعالى از تمامى استعدادها، امكانات و فرصت‌هاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى و كاهش يا از بين بردن تعديّات و ضايعات.

چنين رويكردى، نه آرمانى است و نه غيرقابل دسترس؛ بلكه طرحى عملى و قابل دسترس و اجرا است؛ زيرا در عصر ظهور، موانع و مشكلات (ستيزه‌جويى، جنگ،

[1]. سخنرانى در حسينيه امام خمينى، قم: نيمه شعبان 1383.

[2]. حميد مولانا، شناخت منجى بشريت، كيهان 9/ 7/ 83


صفحه 238

فسادگرى و تجاوزگرى) از بين خواهد رفت و امامى عالم، مدير، توانمند و عادل، زعامت دينى- سياسى مردم را عهده‌دار خواهد شد. اين دو به‌معناى، استفاده بهينه و كارآمد از تمامى امكانات و منابع در راستاى كمال‌خواهى انسان است.

براى اثبات فرضيه اين پژوهش، در مورد اخلاقى بودن (كمال‌گرايى و احياگرى) دولت امام مهدى (عج)، روايات، اهداف و ويژگى‌هاى آن دولت قابل طرح و بررسى است. براساس اين مؤلّفه‌ها، دولت آن حضرت در تمامى ابعاد و شؤون زندگى انسان، داراى برنامه و خط و مشى خاصى خواهد بود. مهم‌ترين آنها، اقدامات و برنامه‌هاى اخلاقى و تربيت دينى است و حتى كارويژه‌هاى اقتصادى، سياسى و اجتماعى آن، براى تعالى و تكامل اخلاقى و روحى انسان‌ها خواهد بود. برخى از اين شواهد، دلايل و ويژگى‌ها عبارت است از:

5- 1. روايات:

روايات مختلف در اين موضوع- به خصوص حديث «اكمل به اخلاقهم»- دلالت بر اهميت و محوريت اخلاق و كمال و رشد و بالندگى معنوى انسان‌ها در دولت مهدوى دارد:

امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «چون قائم ما قيام كند، دستش را بر سر بندگان مى‌گذارد و عقول آنها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مى‌رساند».[1]

در روايت ديگرى آمده است: «وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايتش‌] را بر سر بندگان مى‌نهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده و فهم‌شان بالا مى‌رود (كامل مى‌گردد).»[2]

پيامبر صلى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «... دل‌هاى بندگان را پر از عبادت مى‌كند و عدلش فراگير

[1].« اذا قام قائمنا، وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم»: سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح،( قم: مؤسسه امام مهدى، 1409)، ج 2، ص 841، ح 71؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 336، ح 71؛ لطف اللّه صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ص 482.

[2].« اذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كملت به احلامهم ...»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 25، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 495، ح 253


صفحه 239

مى‌شود»[1]و «خداوند به وسيله او دروغ را نابود مى‌سازد و روزگار سخت و رنج‌آور را مى‌برد و ذلّت بردگى و بندگى از گردن‌هاى شما بيرون مى‌كشد».[2]

امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه‌الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ‌مى‌فرمايد: «ملك و پادشاهى امروز از آن خدا است، پادشاهى ديروز نيز از آن خدا بود، پادشاهى فردا هم از آن خدا است؛ لكن هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، جز خداى- تبارك و تعالى- پرستيده نمى‌شود»[3]؛ يعنى، مهم‌ترين ثمره اين دولت هدايت مردم و زنده كردن جامعه مرده است.

در روايتى آمده است: « [مهدى (عج)] با تقوا گام مى‌سپارد و براساس هدايت رفتار مى‌كند ...».[4]هدايت و ارشاد- تكوينى و تشريعى- از مهم‌ترين اقدامات دولت مهدوى است كه در سايه تعالى روحى و تكامل اخلاقى مردم به بار مى‌نشيند.

همچنين: «او اين امت را پس از آنكه تباه [و فاسد] شده‌اند، اصلاح مى‌كند».[5]بر اساس اين روايت اصلاح مردم بعد از فساد اخلاقى آنان و تغيير بنيادين رفتارها، گفتارها و پندارهاى غير اخلاقى و آلوده آنها، مهم‌ترين و درخشان‌ترين اقدام دولت امام مهدى (عج) خواهد بود و اين احياگرى و اصلاح و نوسازى معنوى، مطلق و فراگير است و پس از آن فساد و انحرافى وجود نخواهد داشت و زمين نورانى و پر از صفا و معنويت خواهد شد: «زمين با نور پروردگارش- منوّر مى‌شود»[6]و «چون قائم ما قيام‌

[1].« ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 259؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 74، ح 24.

[2].« ... به يمحق اللّه الكذب و يذهب الزّمان الكلب، به يخرج ذلّ الرّق من أعناقكم»: محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 186؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 75، ح 29.

[3].« الملك للّه اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن اذا قام القائم لم يعبد الّا اللّه عزّ و جلّ»: سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 275؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 587، ح 2.

[4].« يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ فى حكمه الرشا»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 269، ح 158.

[5].« ... أن يصلح امة بعد فسادها»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، ج 2، ص 473؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 538.

[6].« و تشرق الارض بنور ربّها»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، 345، ح 31؛ على- بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 473، فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.


صفحه 240

كند، زمين به نور پروردگارش روشن مى‌گردد و مردم همگى بى‌نياز شوند».[1]

امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه‌فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا ...[2]فرمود: « [سبقت بگيريد در نيكى‌ها ...]، درباره قائم عليه السّلام و اصحابش نازل شده است».[3]در روايتى آمده است: «هنگامى‌كه قائم آل محمد قيام كند، مى‌فرمايد: اى مردم! ما هستيم كسانى كه خداوند در قرآن وعده آنان را به شما داده است: «كسانى كه بر زمين حكومت مى‌كنند، نماز را برپا مى‌دارند و ...».[4]اين‌دو روايت نيز به روشنى نشان مى‌دهد كه از اقدامات اساسى حضرت مهدى و ياران آن حضرت، برنامه‌هاى اخلاقى، تربيتى و دينى و رساندن بشر به كمال معنوى و روحى است.

در روايتى آمده است: «زمين را از ... نور و برهان آكنده مى‌سازد»[5]و نيز آمده است: «خداوند زمين را به دست قائم زنده و احيا مى‌گرداند؛ بعد از آنكه زمين با كفر ساكنانش مرده باشد».[6]در روايات ديگر اشاره شده كه مرگ دل‌ها، با ترك امر به معروف و نهى از منكر،[7]قتل، گرسنگى (فقر) و ... بوده است. امام زمان (عج) به راستى كيمياگرى مى‌كند و با توجه به ولايت تكوينى، جامعه مرده و دل‌هاى زنگار گرفته را احيا

[1].« ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها و استغنى الناس»: ابى جعفر محمد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 468؛ محمد بن محمد بن نعمان شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381؛ محمد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 260.

[2]. بقره( 2)، آيه 148.

[3].« نزلت فى القائم و اصحابه ...»: محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 241، ح 37؛ سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 39.

[4].« اذا قام القائم من آل محمد يقول: ايّها النّاس! نحن الّذين وعدكم اللّه تعالى فى كتابه:\i الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ ...\E»: فرات بن ابراهيم كوفى، تفسير فرات كوفى، ص 274، ح 371؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 373، ح 166.

[5].« يملأ الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا ...»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 291؛ محمد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 350.

[6].« يحيى اللّه عزّ و جلّ بالقائم عليه السّلام‌[ الارض‌] بعد موتها بكفر اهلها»: سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 638؛ سيد هاشم بحرانى، المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة، ص 376.

[7]. ر. ك: جلال الدين سيوطى، العرف الوردى، ص 112.


صفحه 241

مى‌كند و سعادت و روزى آنان را در معنويت و خردورزى آنان قرار مى‌دهد.

همچنين آمده است: «دنيا و مردم آن در دوران حكومت مهدى (عج)، پاك و پاكيزه مى‌شوند»[1]و «امر خداوند، برترى داده شده و دين خدا ظاهر مى‌گردد».[2]

انسان‌ها همواره به جهت غفلت، نادانى و ناسپاسى غرق در گناه و فساد هستند كه از اين امر در اصطلاح قرآنى به كورى، گنگى و كرى ياد مى‌شود. اين‌گونه امراض روحى و روانى در عصر امام مهدى (عج) مدارا مى‌شود و زمينه‌هاى ناهنجارى‌هاى اخلاقى از بين مى‌رود: «شيوه پيامبر خدا را در پيش مى‌گيرد و شما را از كورى، كرى و گنگى نجات مى‌دهد»[3]و «قلعه‌هاى گمراهى و دل‌هاى بسته را مى‌گشايد»[4]. همچنين: «خداوند به دست او از نابودى و تباهى نجات مى‌دهد و به وسيله او از گمراهى به [راه درست‌] هدايت مى‌كند».[5]

در زمينه اصلاح مفاسد و ريشه‌كن نمودن كژى‌ها و ناراستى‌ها روايت شده است:

«خداوند [به وسيله او] تمامى چيزهايى كه پيش‌تر فاسد شده‌اند، اصلاح مى‌كند»[6]و «پستى‌ها را بر روى زمين باقى نمى‌گذارد».[7]

درباره شيوع خيرات و فضيلت‌ها و رفع رذايل و ناپسندى‌ها آمده است: «فتنه‌ها و ناامنى‌ها از بين مى‌رود و نيكى‌ها و بركات فزونى مى‌يابد»[8]و «زمين را از هر

[1].« تطيب الدنيا و اهلها فى ايام دولته ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 493.

[2].« يعلى امر اللّه و يظهر دين اللّه»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 379، ح 187.

[3].« سلك بكم مناهج الرسول فتداويتم من العمى و الصم و البكم ...»: محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 8، ص 66.

[4].« و يفتح حصون الضلالة و قلوبا غلفا»: سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 588 و 523.

[5].« ... انجى به من الهلكة و اهدى به من الضلالة»: محمد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 251، ح 1؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 70.

[6].« يصلح اللّه تعالى به كلّ ما افسد قبله»: علاء الدين متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 132.

[7].« لا يترك فى الارض الادنين»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 578.

[8].« تعدم الفتن و الغارات و يكثر الخير و البركات»: همان، ص 209، ح 49.


صفحه 242

فريب‌كارى پاك مى‌سازد و به عدالت رفتار مى‌كند ...».[1]«شرّ از بين مى‌رود و خير باقى مى‌كند ... زنا و شراب‌خوارى و ربا ريشه‌كن مى‌شود. مردم به عبادات و دستورات شرع روى مى‌آورند. عمرها دراز و امانت‌ها برگردانده مى‌شود. اشرار و بدان نابود و نيكان و اخيار باقى مى‌مانند و كسى كه دشمن اهل بيت عليهم السّلام باشد، پيدا نمى‌شود»[2].

5- 2. اهداف و آرمان‌ها

بررسى و مطالعه اهداف هر قيام و نهضتى، تا حدودى ما را با ماهيت و چيستى آن آشنا مى‌سازد. بر اين اساس بعضى از اهداف اصلى و بنيادين و برخى نيز فرعى و در ذيل هدف اصلى است و در راستاى آن تبيين و تعريف مى‌شود. حال مهم‌ترين اهداف و خواسته‌هاى دولت امام مهدى (عج)- كه بيشتر جنبه كمال‌خواهانه و اخلاقى دارد- عبارت است از:

1. رساندن جامعه بشرى به كمال مطلوب و رشد و بالندگى اخلاقى (هدف اصلى)؛

2. برقرارى عدالت اجتماعى و گسترش قسط و عدل در سراسر جهان؛

3. اداره و سامان‌دهى نظام جهان براساس ايمان به خدا، احكام دين اسلام و آموزه‌هاى قرآن؛

4. تثبيت و گسترش صلح و امنيت جهانى و از بين بردن ستيزه‌جويى، تجاوزگرى، جنگ، كينه‌جويى و خودپرستى؛

5. نجات مردم از چنگال ستمكاران، جبّاران و مفسدان و اهتزاز پرچم توحيد و عدالت؛

6. احياى آيين توحيد و يكتاپرستى (اسلام) و نابودى آيين‌هاى انحرافى و باطل؛

7. تأسيس حكومت جهانى اسلام و در دست گرفتن حاكميت جهان؛

[1].« ليطهرن الأرض من كلّ غاش و ليعملن بالعدل ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2].« يذهب الشرّ و يبقى الخير ... يذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا. يقبل الناس على العبادات و الشرع و تطول الاعمار و تؤدّى الامانات ... تهلك الاشرار و تبقى الاخيار و لا يبقى من يبغض اهل البيت:»:

لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 592، ح 4؛ مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.


صفحه 243

8. به كمال رساندن علم و دانش بشرى و رشد و شكوفايى عقل و انديشه؛

9. تصحيح امور زندگى و استفاده صحيح و بهينه از امكانات و منابع مادى و معنوى جهان؛

10. از بين بردن امتيازات و تبعيضات نژادى و طبقاتى و تعميق برابرى و مساوات؛

11. بسط و گسترش فضايل اخلاقى و ريشه‌كن نمودن رذايل و آلودگى‌هاى اخلاقى و ....[1]

رسيدن به اين اهداف والا و مقدّس، در گرو اين است كه حضرت مهدى (عج) ابتدا اخلاق و رفتار مردم را تغيير دهد و به اصلاح و احياى آنان بپردازد. پس از انجام دادن اين كار اصلى (تزكيه و تهذيب نفوس) و رشد و تعالى روحى و فكرى مردم و زنده شدن جامعه، خود آنان مشتاق و به دنبال سامان دادن به ساير امور خواهند بود.

5- 3. پيمان‌نامه اخلاقى‌

حضرت مهدى (عج) هنگام ظهور و پيش از تشكيل دولت جهانى خود، عهد و پيمانى سخت- كه عمده محورهاى آن اخلاقى است- از ياران و كارگزاران امور اخذ مى‌كند. حضرت على عليه السّلام در روايتى مفصل، اين پيمان‌نامه را چنين معرفى مى‌كند:

«... با مهدى (عج) بيعت مى‌كنند كه: هرگز دزدى نكنند؛ زنا نكنند؛ مسلمانى را دشنام ندهند؛ خون كسى را به ناحق نريزند؛ به آبروى كسى لطمه نزنند؛ به خانه كسى هجوم نبرند؛ كسى را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخيره نكنند؛ مال يتيم را نخورند؛ در مورد چيزى‌كه يقين ندارند، گواهى ندهند؛ مشروب نخورند؛ حرير و خز نپوشند؛ در برابر سيم و زر سر فرود نياورند؛ راه را بر كسى نبندند؛ راه را ناامن نكنند؛ گرد همجنس بازى نگردند؛ خوراكى را از گندم و جو انبار نكنند؛ به كم قناعت كنند؛ طرفدار پاكى باشند؛ از پليدى گريزان باشند؛ به نيكى فرمان دهند؛ از زشتى‌ها باز دارند؛ جامه‌هاى خشن بپوشند؛ خاك را متكاى خود سازند، در راه خدا حقّ جهاد را ادا كنند و ...».

آن حضرت خود نيز تعهّد مى‌كند كه: «از راه آنان برود؛ جامه‌اى مثل جامه آنها

[1]. رحيم كارگر، جهانى شدن و حكومت جهانى مهدى( عج)، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 175 و 176.