بپوشد؛ مركبى مانند مركب آنان سوار شود؛ به كم، راضى و قانع شود؛ زمين را به يارى خدا پر از عدالت كند؛ خدا را آن چنانكه شايسته است، بپرستد و ...».[1]
اين عهدنامه اخلاقى- معنوى، به خوبى روش و منش حكومتى حضرت مهدى (عج) را نشان مىدهد و بر اهميت و ارجمندى مكارم اخلاقى و تلاش براى تعميق و گسترش آنها دلالت دارد. همچنين روشن مىكند كه جامعه عصر پيشاظهور، جامعهاى به شدّت فسادآلود و ضدّ اخلاقى است و امام عليه السّلام با اخذ پيمان از ياران خود، جديت خود را در ريشهكنى اين مفاسد نشان مىدهد.
شش. ويژگىها و سيماى دولت امام مهدى (عج)
دولت مهدى (عج)، داراى خصايص و ويژگىهاى برجسته و ارجمندى است كه آن را از ساير دولتها و حكومتها، متمايز مىسازد. برخى از اين ويژگىها، بيانگر اخلاقى بودن و كمالخواهى آن دولت و نشانگر محور بودن معنويت و رشد و بالندگى اخلاقى در آن است. اين خصايص و امتيازات عبارت است از:
6- 1. رياست و رهبرى در اين دولت، پادشاهى، رياستى و ديكتاتورى نيست؛ بلكه «امامتى» (براساس نظام امامت) است و زعيم و رهبر آن، امام منصوب از سوى خدا است. او كسى نيست جز امام مهدى (عج) كه اين مقام والاى الهى را در دست خواهد گرفت و ياران صالح و مخلص خود را حاكم و رئيس سرزمينهاى مختلف جهان خواهد ساخت.
6- 2. شكل و سرشت دولت مهدى، همان صورت و سرشت دولت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امام على عليه السّلام است كه در رأس آن خود پيامبر و حضرت على عليه السّلام قرار داشتند. دولت مهدى، نمونه كامل آن دو و استمرار روش و منش و احياى آموزه و قوانين آنها است.
البته برخى از ساختارها و نهادها مىتواند براساس موقعيت زمانى و مكانى تغيير يابد.
6- 3. تشريع و قانونگذارى در اين دولت، در دست مجالس و پارلمانها نخواهد
[1]. لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 581، ح 4.
بود؛ بلكه تنها قانون خدا (قرآن) محور و اساس قوانين و مقرّرات بوده و امام معصوم عليه السّلام، تبيينكننده، نگهبان و احياگر آنها خود بود. در واقع محور جامعه آرمانى اسلام، خدا و احكام الهى است و اين تعاليم براى اداره جهان كافى است.
6- 4. تمامى انديشهها و اديان غير توحيدى و انحرافى از بين مىرود و بطلان و پوچى اين افكار و آراى الحادى، فريبكارانه، دنيوىگرايانه و سودانگار براى مردم آشكار مىگردد. اينها خود عامل جنگها، فسادها، ستمگرىها و تفرقهها بودهاند و خود بشر از آنها روىگردان خواهد شد. در واقع خواستهها و تمايلات بشر در اين دوران، الهى و كمالگرايانه است و ديگر جايى براى انديشههاى پوچ ناقص بشرى نيست.
6- 5. در اين دولت توسعه اخلاقى و اجتماعى و تكميل فضايل انسانى در اولويت بوده و عليه مظاهر فساد اخلاقى و اجتماعى اقدام قانونى و قضايى صورت خواهد گرفت. از آلودگىهاى اخلاقى مانند ريا، كمفروشى و حيله در تجارت، خودفروشى زنان، شرب خمر، فسق و فجور و ... به شدت منع خواهد شد. امر به معروف و نهى از منكر، رواج يافته و اعمال زشت و نيك براى شناخت مردم، معرّفى خواهد شد.
6- 6. دولت آن حضرت، تمامى جهان را فرا خواهد گرفت و حكومت جهانى تشكيل خواهد شد. طبق بشارت الهى، اين دولت جهانى، عدالت را در سراسر زمين مستقر كرده و همه از مزاياى آن بهرهمند خواهند شد.
6- 7. دولت مهدى از تأييد و پشتيبانى همهجانبه الهى برخوردار بوده و در قيام عليه جبهه كفر يارى خواهد شد. خداوند خود بشارت داده كه از جبهه حق و عدل، در هر زمان و مكانى پشتيبانى كند (ان تنصروا اللّه ينصركم). دولت امام مهدى (عج) نيز در پايان تاريخ براى گسترش عدل و يارى دين الهى تشكيل خواهد يافت و به يقين از پشتيبانى الهى و امدادهاى غيبى برخوردار خواهند شد.
6- 8. فرهنگ بشرى در ابعاد مختلف آن- دانش، صنعت، افكار و ارزشها و ...- رشد و كمال مىيابد. هيچ قدرت استكبارى نمىتواند عقول بشرى را در خدمت خود و منافع شخصى خويش درآورد و از آنها در راه مصالح غير انسانى سود جويد. در دولت مهدوى علم و دانش منتشر مىشود و افكار و انديشهها شكوفا مىگردد و همه
ديدگاه واحد و يكسانى به جهان طبيعت و پديدههاى اطراف خواهند داشت.
6- 9. در دولت امام مهدى (عج)، وسايل و امكانات زندگى اجتماعى به استخدام بشر درمىآيد و از پيشرفت و تنوّع گستردهاى برخوردار مىشود. خداوند همه امور را در اختيار و سيطره دولت امام مهدى و كارگزاران او قرار مىدهد و اداره شؤون مختلف زندگى با كمك اين امكانات پيشرفته و اعجازآميز به راحتى امكانپذير مىشود. اين دولت برمبناى حاكميت عقل است؛ زيرا عقل و خرد انسانها در عصر ظهور به كمال مىرسد.
6- 10. دولت مهدوى، به احيا و ترويج دين و گسترش و تعميق اسلام در سراسر جهان مىپردازد و معارف ناب و حقيقى و دستورات و تكاليف متروك و فراموششده آن را براى مردم بيان مىكند. در واقع اين دولت، مبتنى بر آموزههاى بنيادين دين است.
6- 11. در اين دولت، عدالت، قسط و دادگرى اصل بوده و از ظلم، ستم و تجاوزگرى خبرى نخواهد بود. مظلومان و ستمديدگان يارى شده و ناراحتىها، ناامنىها و گرفتارىهاى آنان رفع خواهد گرديد.[1]
پس دولت اخلاقى امام مهدى عليه السّلام، دولتى فضيلتگرا و دينى است و آموزههاى بنيادين اسلام بر آن حاكم است. دولتى غير اقتدارگرا و غير استبدادى است؛ بلكه رضايت و كمال مادى و معنوى مردم را در اولويت قرار مىدهد. به تربيت دينى و پرورش اخلاقى مردم اهميت مىدهد. جهانى و فراگير است و ارزشها و هنجارهاى اخلاقى را جهانى مىكند. نمونه كامل دولت نبوى صلّى اللّه عليه و اله و دولت علوى عليه السّلام است. انسانها را از قيدوبندهاى نفسانى و استثمار و استعمار قدرتمندان آزاد مىكند. دولت علم و دانش و انديشه و خردورزى است. پايان بخش دولتهاى سكولار و ليبراليستى و احياگر دولت دينى است. همه كس و همه چيز را به كمال نهايى خود مىرساند. تحقق آرمانهاى بشرى و تشكيل مدينه فاضله اسلامى است.
اين دولت سعادت واقعى بشر و خيرات عمومى را تأمين مىكند. رابطه انسان را با خدا تصحيح و انسان را به خودشناسى و خودسازى اخلاقى دعوت مىكند. اقتدار
[1]. ر. ك: محمد صدر، الامام المهدى و اليوم الموعود،( بيروت: دار التعارف للمطبوعات، 1423)، ج 4، صص 488- 501.
و نفوذ فراوان و فراگيرى دارد و ريشه ظلم و ستم و فساد را از بين مىبرد. مبتنى بر برهان و استدلال عقلى، دلايل و حجّتهاى دينى و حكمت و دانش است. حاكمان و زمامدارانش، بايد واجد صفات اخلاقى و فضايل انسانى باشند. كاملترين خلافت الهى بر روى زمين بوده و رهبر و پيشواى آن، منصوب از سوى خدا است. با مردم رابطهاى دوستانه و ولايتمدارانه دارد و با آنها براساس كرامت ذاتى و اخلاق انسانى برخورد مىكند. دولتى فراملّى و فرامرزى است و تمامى امكانات منابع و خدمات را در اختيار همگان قرار مىدهد. دولتى ظلمستيز، كفرستيز و ضد فساد و خشونت است.
دولتى فرهنگى و ارزشى است و در آن علم و هنر و دانش در راستاى تعالىبشر، به كمال مىرسد. حامى محرومان، مستضعفان، تهىدستان و صالحان است و ثروت و قدرت و شهرت در آن جايى ندارد. عدالت محور است و در همه زمينههاى قضايى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى عدالت را برقرار مىكند. ارشاد، هدايت و امر به معروف را در اولويت قرار مىدهد. محصول انديشه بشرى نيست؛ بلكه پاسخگويى به نيازها، مشكلات، كاستىها و ناراستىهاى زندگى است. دولتى كارآمد، كامل، اخلاق محور، و كمالگرا است و ....
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوم: ساختار، كاركردها و بروندادها
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: ساختار و نهادها