بود؛ بلكه تنها قانون خدا (قرآن) محور و اساس قوانين و مقرّرات بوده و امام معصوم عليه السّلام، تبيينكننده، نگهبان و احياگر آنها خود بود. در واقع محور جامعه آرمانى اسلام، خدا و احكام الهى است و اين تعاليم براى اداره جهان كافى است.
6- 4. تمامى انديشهها و اديان غير توحيدى و انحرافى از بين مىرود و بطلان و پوچى اين افكار و آراى الحادى، فريبكارانه، دنيوىگرايانه و سودانگار براى مردم آشكار مىگردد. اينها خود عامل جنگها، فسادها، ستمگرىها و تفرقهها بودهاند و خود بشر از آنها روىگردان خواهد شد. در واقع خواستهها و تمايلات بشر در اين دوران، الهى و كمالگرايانه است و ديگر جايى براى انديشههاى پوچ ناقص بشرى نيست.
6- 5. در اين دولت توسعه اخلاقى و اجتماعى و تكميل فضايل انسانى در اولويت بوده و عليه مظاهر فساد اخلاقى و اجتماعى اقدام قانونى و قضايى صورت خواهد گرفت. از آلودگىهاى اخلاقى مانند ريا، كمفروشى و حيله در تجارت، خودفروشى زنان، شرب خمر، فسق و فجور و ... به شدت منع خواهد شد. امر به معروف و نهى از منكر، رواج يافته و اعمال زشت و نيك براى شناخت مردم، معرّفى خواهد شد.
6- 6. دولت آن حضرت، تمامى جهان را فرا خواهد گرفت و حكومت جهانى تشكيل خواهد شد. طبق بشارت الهى، اين دولت جهانى، عدالت را در سراسر زمين مستقر كرده و همه از مزاياى آن بهرهمند خواهند شد.
6- 7. دولت مهدى از تأييد و پشتيبانى همهجانبه الهى برخوردار بوده و در قيام عليه جبهه كفر يارى خواهد شد. خداوند خود بشارت داده كه از جبهه حق و عدل، در هر زمان و مكانى پشتيبانى كند (ان تنصروا اللّه ينصركم). دولت امام مهدى (عج) نيز در پايان تاريخ براى گسترش عدل و يارى دين الهى تشكيل خواهد يافت و به يقين از پشتيبانى الهى و امدادهاى غيبى برخوردار خواهند شد.
6- 8. فرهنگ بشرى در ابعاد مختلف آن- دانش، صنعت، افكار و ارزشها و ...- رشد و كمال مىيابد. هيچ قدرت استكبارى نمىتواند عقول بشرى را در خدمت خود و منافع شخصى خويش درآورد و از آنها در راه مصالح غير انسانى سود جويد. در دولت مهدوى علم و دانش منتشر مىشود و افكار و انديشهها شكوفا مىگردد و همه
ديدگاه واحد و يكسانى به جهان طبيعت و پديدههاى اطراف خواهند داشت.
6- 9. در دولت امام مهدى (عج)، وسايل و امكانات زندگى اجتماعى به استخدام بشر درمىآيد و از پيشرفت و تنوّع گستردهاى برخوردار مىشود. خداوند همه امور را در اختيار و سيطره دولت امام مهدى و كارگزاران او قرار مىدهد و اداره شؤون مختلف زندگى با كمك اين امكانات پيشرفته و اعجازآميز به راحتى امكانپذير مىشود. اين دولت برمبناى حاكميت عقل است؛ زيرا عقل و خرد انسانها در عصر ظهور به كمال مىرسد.
6- 10. دولت مهدوى، به احيا و ترويج دين و گسترش و تعميق اسلام در سراسر جهان مىپردازد و معارف ناب و حقيقى و دستورات و تكاليف متروك و فراموششده آن را براى مردم بيان مىكند. در واقع اين دولت، مبتنى بر آموزههاى بنيادين دين است.
6- 11. در اين دولت، عدالت، قسط و دادگرى اصل بوده و از ظلم، ستم و تجاوزگرى خبرى نخواهد بود. مظلومان و ستمديدگان يارى شده و ناراحتىها، ناامنىها و گرفتارىهاى آنان رفع خواهد گرديد.[1]
پس دولت اخلاقى امام مهدى عليه السّلام، دولتى فضيلتگرا و دينى است و آموزههاى بنيادين اسلام بر آن حاكم است. دولتى غير اقتدارگرا و غير استبدادى است؛ بلكه رضايت و كمال مادى و معنوى مردم را در اولويت قرار مىدهد. به تربيت دينى و پرورش اخلاقى مردم اهميت مىدهد. جهانى و فراگير است و ارزشها و هنجارهاى اخلاقى را جهانى مىكند. نمونه كامل دولت نبوى صلّى اللّه عليه و اله و دولت علوى عليه السّلام است. انسانها را از قيدوبندهاى نفسانى و استثمار و استعمار قدرتمندان آزاد مىكند. دولت علم و دانش و انديشه و خردورزى است. پايان بخش دولتهاى سكولار و ليبراليستى و احياگر دولت دينى است. همه كس و همه چيز را به كمال نهايى خود مىرساند. تحقق آرمانهاى بشرى و تشكيل مدينه فاضله اسلامى است.
اين دولت سعادت واقعى بشر و خيرات عمومى را تأمين مىكند. رابطه انسان را با خدا تصحيح و انسان را به خودشناسى و خودسازى اخلاقى دعوت مىكند. اقتدار
[1]. ر. ك: محمد صدر، الامام المهدى و اليوم الموعود،( بيروت: دار التعارف للمطبوعات، 1423)، ج 4، صص 488- 501.
و نفوذ فراوان و فراگيرى دارد و ريشه ظلم و ستم و فساد را از بين مىبرد. مبتنى بر برهان و استدلال عقلى، دلايل و حجّتهاى دينى و حكمت و دانش است. حاكمان و زمامدارانش، بايد واجد صفات اخلاقى و فضايل انسانى باشند. كاملترين خلافت الهى بر روى زمين بوده و رهبر و پيشواى آن، منصوب از سوى خدا است. با مردم رابطهاى دوستانه و ولايتمدارانه دارد و با آنها براساس كرامت ذاتى و اخلاق انسانى برخورد مىكند. دولتى فراملّى و فرامرزى است و تمامى امكانات منابع و خدمات را در اختيار همگان قرار مىدهد. دولتى ظلمستيز، كفرستيز و ضد فساد و خشونت است.
دولتى فرهنگى و ارزشى است و در آن علم و هنر و دانش در راستاى تعالىبشر، به كمال مىرسد. حامى محرومان، مستضعفان، تهىدستان و صالحان است و ثروت و قدرت و شهرت در آن جايى ندارد. عدالت محور است و در همه زمينههاى قضايى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى عدالت را برقرار مىكند. ارشاد، هدايت و امر به معروف را در اولويت قرار مىدهد. محصول انديشه بشرى نيست؛ بلكه پاسخگويى به نيازها، مشكلات، كاستىها و ناراستىهاى زندگى است. دولتى كارآمد، كامل، اخلاق محور، و كمالگرا است و ....
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوم: ساختار، كاركردها و بروندادها
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: ساختار و نهادها
ساختار و سازمان حكومت مهدوى
ساختار و نهادهاى يك حكومت، از قابل توجّهترين و بايستهترين مباحث علوم سياسى و حقوق اساسى است. از اين منظر، خاستگاه و شيوه استقرار يك حكومت، ساخت متمركز يا غيرمتمركز قدرت، نهادها و اركان اجرايى- سياسى حكومت و تقسيم مسؤوليتها و سلسله مراتب قدرت بررسى مىشود.
از آنجايى كه حكومت حضرت مهدى (عج)، كاملترين، پيشرفتهترين و گستردهترين حكومتها است؛ حتما متناسب با موقعيت زمانى و مكانى، ساختار و نهادهاى قدرت متمايز و ويژهاى خواهد داشت. پس نمىتوان با الگوهاى موجود- كه خالى از كاستى و چالش نيست- آن را تبيين نمود. اما باتوجّه به اينكه دولت اخلاقى مهدى (عج)، مبتنى بر ساختار امامت است؛ بنابراين مىتوان اين انگاره را مورد توجّه قرار داد و ساخت جهانى آن را مشخص نمود.
يك. استقرار و تثبيت حكومت
يكى از مباحث ساختارى دولت اخلاقى مهدى (عج)، شيوه استقرار و ثبات سياسى آن است؛ يعنى، پس از قيام و پيروزى نهايى آن حضرت (آن هم در مدّتى اندك) و نابودى دولتهاى باطل (جور و فاسد)، حكومت[1]آن حضرت به چه صورت
[1]. از آنجايى كه يكى از شاخصهها و وجوه ممتاز دولت، حكومت( هيأت حاكمه) است، در اين بخش از اين عبارت بيشتر استفاده خواهد شد.