ديدگاه واحد و يكسانى به جهان طبيعت و پديدههاى اطراف خواهند داشت.
6- 9. در دولت امام مهدى (عج)، وسايل و امكانات زندگى اجتماعى به استخدام بشر درمىآيد و از پيشرفت و تنوّع گستردهاى برخوردار مىشود. خداوند همه امور را در اختيار و سيطره دولت امام مهدى و كارگزاران او قرار مىدهد و اداره شؤون مختلف زندگى با كمك اين امكانات پيشرفته و اعجازآميز به راحتى امكانپذير مىشود. اين دولت برمبناى حاكميت عقل است؛ زيرا عقل و خرد انسانها در عصر ظهور به كمال مىرسد.
6- 10. دولت مهدوى، به احيا و ترويج دين و گسترش و تعميق اسلام در سراسر جهان مىپردازد و معارف ناب و حقيقى و دستورات و تكاليف متروك و فراموششده آن را براى مردم بيان مىكند. در واقع اين دولت، مبتنى بر آموزههاى بنيادين دين است.
6- 11. در اين دولت، عدالت، قسط و دادگرى اصل بوده و از ظلم، ستم و تجاوزگرى خبرى نخواهد بود. مظلومان و ستمديدگان يارى شده و ناراحتىها، ناامنىها و گرفتارىهاى آنان رفع خواهد گرديد.[1]
پس دولت اخلاقى امام مهدى عليه السّلام، دولتى فضيلتگرا و دينى است و آموزههاى بنيادين اسلام بر آن حاكم است. دولتى غير اقتدارگرا و غير استبدادى است؛ بلكه رضايت و كمال مادى و معنوى مردم را در اولويت قرار مىدهد. به تربيت دينى و پرورش اخلاقى مردم اهميت مىدهد. جهانى و فراگير است و ارزشها و هنجارهاى اخلاقى را جهانى مىكند. نمونه كامل دولت نبوى صلّى اللّه عليه و اله و دولت علوى عليه السّلام است. انسانها را از قيدوبندهاى نفسانى و استثمار و استعمار قدرتمندان آزاد مىكند. دولت علم و دانش و انديشه و خردورزى است. پايان بخش دولتهاى سكولار و ليبراليستى و احياگر دولت دينى است. همه كس و همه چيز را به كمال نهايى خود مىرساند. تحقق آرمانهاى بشرى و تشكيل مدينه فاضله اسلامى است.
اين دولت سعادت واقعى بشر و خيرات عمومى را تأمين مىكند. رابطه انسان را با خدا تصحيح و انسان را به خودشناسى و خودسازى اخلاقى دعوت مىكند. اقتدار
[1]. ر. ك: محمد صدر، الامام المهدى و اليوم الموعود،( بيروت: دار التعارف للمطبوعات، 1423)، ج 4، صص 488- 501.
و نفوذ فراوان و فراگيرى دارد و ريشه ظلم و ستم و فساد را از بين مىبرد. مبتنى بر برهان و استدلال عقلى، دلايل و حجّتهاى دينى و حكمت و دانش است. حاكمان و زمامدارانش، بايد واجد صفات اخلاقى و فضايل انسانى باشند. كاملترين خلافت الهى بر روى زمين بوده و رهبر و پيشواى آن، منصوب از سوى خدا است. با مردم رابطهاى دوستانه و ولايتمدارانه دارد و با آنها براساس كرامت ذاتى و اخلاق انسانى برخورد مىكند. دولتى فراملّى و فرامرزى است و تمامى امكانات منابع و خدمات را در اختيار همگان قرار مىدهد. دولتى ظلمستيز، كفرستيز و ضد فساد و خشونت است.
دولتى فرهنگى و ارزشى است و در آن علم و هنر و دانش در راستاى تعالىبشر، به كمال مىرسد. حامى محرومان، مستضعفان، تهىدستان و صالحان است و ثروت و قدرت و شهرت در آن جايى ندارد. عدالت محور است و در همه زمينههاى قضايى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى عدالت را برقرار مىكند. ارشاد، هدايت و امر به معروف را در اولويت قرار مىدهد. محصول انديشه بشرى نيست؛ بلكه پاسخگويى به نيازها، مشكلات، كاستىها و ناراستىهاى زندگى است. دولتى كارآمد، كامل، اخلاق محور، و كمالگرا است و ....
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوم: ساختار، كاركردها و بروندادها
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: ساختار و نهادها
ساختار و سازمان حكومت مهدوى
ساختار و نهادهاى يك حكومت، از قابل توجّهترين و بايستهترين مباحث علوم سياسى و حقوق اساسى است. از اين منظر، خاستگاه و شيوه استقرار يك حكومت، ساخت متمركز يا غيرمتمركز قدرت، نهادها و اركان اجرايى- سياسى حكومت و تقسيم مسؤوليتها و سلسله مراتب قدرت بررسى مىشود.
از آنجايى كه حكومت حضرت مهدى (عج)، كاملترين، پيشرفتهترين و گستردهترين حكومتها است؛ حتما متناسب با موقعيت زمانى و مكانى، ساختار و نهادهاى قدرت متمايز و ويژهاى خواهد داشت. پس نمىتوان با الگوهاى موجود- كه خالى از كاستى و چالش نيست- آن را تبيين نمود. اما باتوجّه به اينكه دولت اخلاقى مهدى (عج)، مبتنى بر ساختار امامت است؛ بنابراين مىتوان اين انگاره را مورد توجّه قرار داد و ساخت جهانى آن را مشخص نمود.
يك. استقرار و تثبيت حكومت
يكى از مباحث ساختارى دولت اخلاقى مهدى (عج)، شيوه استقرار و ثبات سياسى آن است؛ يعنى، پس از قيام و پيروزى نهايى آن حضرت (آن هم در مدّتى اندك) و نابودى دولتهاى باطل (جور و فاسد)، حكومت[1]آن حضرت به چه صورت
[1]. از آنجايى كه يكى از شاخصهها و وجوه ممتاز دولت، حكومت( هيأت حاكمه) است، در اين بخش از اين عبارت بيشتر استفاده خواهد شد.
و شيوهاى مستقر شده و حاكميت آن چگونه تثبيت خواهد شد؟ آيا جنگها و كشمكشهاى آغازين و غلبه بر دشمنان، معيار اين استقرار است يا بيعت و رضايت مردم هم نقش عمدهاى ايفا مىكنند؟ اين قدرت به چه شكلى تثبيت مىيابد و ...؟
باتوجّه به روايات و شواهد مختلف، نمىتوان نظر واحدى در اين باره ارائه كرد.
دولت مهدى عليه السّلام براساس ساختار امامت شكل مىگيرد و لزوما از قواعد و هنجارهاى خاص آن در استقرار و ثبات تبعيت مىكند. بر اين اساس مىتوان الگوى سهبعدى زير را درباره خاستگاه و استقرار حكومت جهانى آن حضرت تصوير نمود:
1. نصب خاصّ الهى
2. تعيين پيامبر صلّى اللّه عليه و اله يا امام قبلى
3. پذيرش و رضايت مردم
پيش از بيان اين الگوى سهگانه، تأكيد مىشود كه جنگهاى آغازين حكومت حضرت مهدى (عج)، براى نابودى دولتهاى باطل و رفع ظلم و ستم صورت مىگيرد (آن هم پيش از ارشادات و راهنمايىهاى فراوان)؛ نه براى استيلا و غلبه بر مردم بنابراين خاستگاه حكومت آن حضرت، اجبار نيست و براى پذيرش آن از سوى مردم، فشار و اجبارى نخواهد بود.
1. نصب خاصّ الهى
از ديدگاه شيعه، «امامت» امر و منصبى الهى است و ناگزير بايد خداوند او را برگزيند و پيامبر اكرم- از سوى خدا- شخص او را براى امّت تعيين كند. حكومت و حاكميت، از شئون ربوبيت او است. هيچكس حق حاكميت و تصرّف در شئون اجتماعى و سياسى مردم را ندارد؛ مگر آنكه به دليل معتبر شرعى، منصوب يا مأذون بودنش از سوى خداوند، ثابت شده باشد. شيعه اماميه، براساس ادله قطعى، ائمه اطهار عليه السّلام را امامان منصوب به نصب خاص از سوى پروردگار عالم مىداند.[1]
«امامت مقامى الهى و قرار داده شده از سوى او و پيمان خداوند متعال است؛ چنان
[1]. ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن،( تهران: دار الكتب الإسلاميّة، 1377)، ج 9،( امامت و ولايت).