فريبكارى پاك مىسازد و به عدالت رفتار مىكند ...».[1]«شرّ از بين مىرود و خير باقى مىكند ... زنا و شرابخوارى و ربا ريشهكن مىشود. مردم به عبادات و دستورات شرع روى مىآورند. عمرها دراز و امانتها برگردانده مىشود. اشرار و بدان نابود و نيكان و اخيار باقى مىمانند و كسى كه دشمن اهل بيت عليهم السّلام باشد، پيدا نمىشود»[2].
5- 2. اهداف و آرمانها
بررسى و مطالعه اهداف هر قيام و نهضتى، تا حدودى ما را با ماهيت و چيستى آن آشنا مىسازد. بر اين اساس بعضى از اهداف اصلى و بنيادين و برخى نيز فرعى و در ذيل هدف اصلى است و در راستاى آن تبيين و تعريف مىشود. حال مهمترين اهداف و خواستههاى دولت امام مهدى (عج)- كه بيشتر جنبه كمالخواهانه و اخلاقى دارد- عبارت است از:
1. رساندن جامعه بشرى به كمال مطلوب و رشد و بالندگى اخلاقى (هدف اصلى)؛
2. برقرارى عدالت اجتماعى و گسترش قسط و عدل در سراسر جهان؛
3. اداره و ساماندهى نظام جهان براساس ايمان به خدا، احكام دين اسلام و آموزههاى قرآن؛
4. تثبيت و گسترش صلح و امنيت جهانى و از بين بردن ستيزهجويى، تجاوزگرى، جنگ، كينهجويى و خودپرستى؛
5. نجات مردم از چنگال ستمكاران، جبّاران و مفسدان و اهتزاز پرچم توحيد و عدالت؛
6. احياى آيين توحيد و يكتاپرستى (اسلام) و نابودى آيينهاى انحرافى و باطل؛
7. تأسيس حكومت جهانى اسلام و در دست گرفتن حاكميت جهان؛
[1].« ليطهرن الأرض من كلّ غاش و ليعملن بالعدل ...»: محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 51، ص 120، ح 23.
[2].« يذهب الشرّ و يبقى الخير ... يذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا. يقبل الناس على العبادات و الشرع و تطول الاعمار و تؤدّى الامانات ... تهلك الاشرار و تبقى الاخيار و لا يبقى من يبغض اهل البيت:»:
لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 592، ح 4؛ مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.
8. به كمال رساندن علم و دانش بشرى و رشد و شكوفايى عقل و انديشه؛
9. تصحيح امور زندگى و استفاده صحيح و بهينه از امكانات و منابع مادى و معنوى جهان؛
10. از بين بردن امتيازات و تبعيضات نژادى و طبقاتى و تعميق برابرى و مساوات؛
11. بسط و گسترش فضايل اخلاقى و ريشهكن نمودن رذايل و آلودگىهاى اخلاقى و ....[1]
رسيدن به اين اهداف والا و مقدّس، در گرو اين است كه حضرت مهدى (عج) ابتدا اخلاق و رفتار مردم را تغيير دهد و به اصلاح و احياى آنان بپردازد. پس از انجام دادن اين كار اصلى (تزكيه و تهذيب نفوس) و رشد و تعالى روحى و فكرى مردم و زنده شدن جامعه، خود آنان مشتاق و به دنبال سامان دادن به ساير امور خواهند بود.
5- 3. پيماننامه اخلاقى
حضرت مهدى (عج) هنگام ظهور و پيش از تشكيل دولت جهانى خود، عهد و پيمانى سخت- كه عمده محورهاى آن اخلاقى است- از ياران و كارگزاران امور اخذ مىكند. حضرت على عليه السّلام در روايتى مفصل، اين پيماننامه را چنين معرفى مىكند:
«... با مهدى (عج) بيعت مىكنند كه: هرگز دزدى نكنند؛ زنا نكنند؛ مسلمانى را دشنام ندهند؛ خون كسى را به ناحق نريزند؛ به آبروى كسى لطمه نزنند؛ به خانه كسى هجوم نبرند؛ كسى را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخيره نكنند؛ مال يتيم را نخورند؛ در مورد چيزىكه يقين ندارند، گواهى ندهند؛ مشروب نخورند؛ حرير و خز نپوشند؛ در برابر سيم و زر سر فرود نياورند؛ راه را بر كسى نبندند؛ راه را ناامن نكنند؛ گرد همجنس بازى نگردند؛ خوراكى را از گندم و جو انبار نكنند؛ به كم قناعت كنند؛ طرفدار پاكى باشند؛ از پليدى گريزان باشند؛ به نيكى فرمان دهند؛ از زشتىها باز دارند؛ جامههاى خشن بپوشند؛ خاك را متكاى خود سازند، در راه خدا حقّ جهاد را ادا كنند و ...».
آن حضرت خود نيز تعهّد مىكند كه: «از راه آنان برود؛ جامهاى مثل جامه آنها
[1]. رحيم كارگر، جهانى شدن و حكومت جهانى مهدى( عج)، فصلنامه انتظار، ش 6، ص 175 و 176.
بپوشد؛ مركبى مانند مركب آنان سوار شود؛ به كم، راضى و قانع شود؛ زمين را به يارى خدا پر از عدالت كند؛ خدا را آن چنانكه شايسته است، بپرستد و ...».[1]
اين عهدنامه اخلاقى- معنوى، به خوبى روش و منش حكومتى حضرت مهدى (عج) را نشان مىدهد و بر اهميت و ارجمندى مكارم اخلاقى و تلاش براى تعميق و گسترش آنها دلالت دارد. همچنين روشن مىكند كه جامعه عصر پيشاظهور، جامعهاى به شدّت فسادآلود و ضدّ اخلاقى است و امام عليه السّلام با اخذ پيمان از ياران خود، جديت خود را در ريشهكنى اين مفاسد نشان مىدهد.
شش. ويژگىها و سيماى دولت امام مهدى (عج)
دولت مهدى (عج)، داراى خصايص و ويژگىهاى برجسته و ارجمندى است كه آن را از ساير دولتها و حكومتها، متمايز مىسازد. برخى از اين ويژگىها، بيانگر اخلاقى بودن و كمالخواهى آن دولت و نشانگر محور بودن معنويت و رشد و بالندگى اخلاقى در آن است. اين خصايص و امتيازات عبارت است از:
6- 1. رياست و رهبرى در اين دولت، پادشاهى، رياستى و ديكتاتورى نيست؛ بلكه «امامتى» (براساس نظام امامت) است و زعيم و رهبر آن، امام منصوب از سوى خدا است. او كسى نيست جز امام مهدى (عج) كه اين مقام والاى الهى را در دست خواهد گرفت و ياران صالح و مخلص خود را حاكم و رئيس سرزمينهاى مختلف جهان خواهد ساخت.
6- 2. شكل و سرشت دولت مهدى، همان صورت و سرشت دولت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و امام على عليه السّلام است كه در رأس آن خود پيامبر و حضرت على عليه السّلام قرار داشتند. دولت مهدى، نمونه كامل آن دو و استمرار روش و منش و احياى آموزه و قوانين آنها است.
البته برخى از ساختارها و نهادها مىتواند براساس موقعيت زمانى و مكانى تغيير يابد.
6- 3. تشريع و قانونگذارى در اين دولت، در دست مجالس و پارلمانها نخواهد
[1]. لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 581، ح 4.
بود؛ بلكه تنها قانون خدا (قرآن) محور و اساس قوانين و مقرّرات بوده و امام معصوم عليه السّلام، تبيينكننده، نگهبان و احياگر آنها خود بود. در واقع محور جامعه آرمانى اسلام، خدا و احكام الهى است و اين تعاليم براى اداره جهان كافى است.
6- 4. تمامى انديشهها و اديان غير توحيدى و انحرافى از بين مىرود و بطلان و پوچى اين افكار و آراى الحادى، فريبكارانه، دنيوىگرايانه و سودانگار براى مردم آشكار مىگردد. اينها خود عامل جنگها، فسادها، ستمگرىها و تفرقهها بودهاند و خود بشر از آنها روىگردان خواهد شد. در واقع خواستهها و تمايلات بشر در اين دوران، الهى و كمالگرايانه است و ديگر جايى براى انديشههاى پوچ ناقص بشرى نيست.
6- 5. در اين دولت توسعه اخلاقى و اجتماعى و تكميل فضايل انسانى در اولويت بوده و عليه مظاهر فساد اخلاقى و اجتماعى اقدام قانونى و قضايى صورت خواهد گرفت. از آلودگىهاى اخلاقى مانند ريا، كمفروشى و حيله در تجارت، خودفروشى زنان، شرب خمر، فسق و فجور و ... به شدت منع خواهد شد. امر به معروف و نهى از منكر، رواج يافته و اعمال زشت و نيك براى شناخت مردم، معرّفى خواهد شد.
6- 6. دولت آن حضرت، تمامى جهان را فرا خواهد گرفت و حكومت جهانى تشكيل خواهد شد. طبق بشارت الهى، اين دولت جهانى، عدالت را در سراسر زمين مستقر كرده و همه از مزاياى آن بهرهمند خواهند شد.
6- 7. دولت مهدى از تأييد و پشتيبانى همهجانبه الهى برخوردار بوده و در قيام عليه جبهه كفر يارى خواهد شد. خداوند خود بشارت داده كه از جبهه حق و عدل، در هر زمان و مكانى پشتيبانى كند (ان تنصروا اللّه ينصركم). دولت امام مهدى (عج) نيز در پايان تاريخ براى گسترش عدل و يارى دين الهى تشكيل خواهد يافت و به يقين از پشتيبانى الهى و امدادهاى غيبى برخوردار خواهند شد.
6- 8. فرهنگ بشرى در ابعاد مختلف آن- دانش، صنعت، افكار و ارزشها و ...- رشد و كمال مىيابد. هيچ قدرت استكبارى نمىتواند عقول بشرى را در خدمت خود و منافع شخصى خويش درآورد و از آنها در راه مصالح غير انسانى سود جويد. در دولت مهدوى علم و دانش منتشر مىشود و افكار و انديشهها شكوفا مىگردد و همه
ديدگاه واحد و يكسانى به جهان طبيعت و پديدههاى اطراف خواهند داشت.
6- 9. در دولت امام مهدى (عج)، وسايل و امكانات زندگى اجتماعى به استخدام بشر درمىآيد و از پيشرفت و تنوّع گستردهاى برخوردار مىشود. خداوند همه امور را در اختيار و سيطره دولت امام مهدى و كارگزاران او قرار مىدهد و اداره شؤون مختلف زندگى با كمك اين امكانات پيشرفته و اعجازآميز به راحتى امكانپذير مىشود. اين دولت برمبناى حاكميت عقل است؛ زيرا عقل و خرد انسانها در عصر ظهور به كمال مىرسد.
6- 10. دولت مهدوى، به احيا و ترويج دين و گسترش و تعميق اسلام در سراسر جهان مىپردازد و معارف ناب و حقيقى و دستورات و تكاليف متروك و فراموششده آن را براى مردم بيان مىكند. در واقع اين دولت، مبتنى بر آموزههاى بنيادين دين است.
6- 11. در اين دولت، عدالت، قسط و دادگرى اصل بوده و از ظلم، ستم و تجاوزگرى خبرى نخواهد بود. مظلومان و ستمديدگان يارى شده و ناراحتىها، ناامنىها و گرفتارىهاى آنان رفع خواهد گرديد.[1]
پس دولت اخلاقى امام مهدى عليه السّلام، دولتى فضيلتگرا و دينى است و آموزههاى بنيادين اسلام بر آن حاكم است. دولتى غير اقتدارگرا و غير استبدادى است؛ بلكه رضايت و كمال مادى و معنوى مردم را در اولويت قرار مىدهد. به تربيت دينى و پرورش اخلاقى مردم اهميت مىدهد. جهانى و فراگير است و ارزشها و هنجارهاى اخلاقى را جهانى مىكند. نمونه كامل دولت نبوى صلّى اللّه عليه و اله و دولت علوى عليه السّلام است. انسانها را از قيدوبندهاى نفسانى و استثمار و استعمار قدرتمندان آزاد مىكند. دولت علم و دانش و انديشه و خردورزى است. پايان بخش دولتهاى سكولار و ليبراليستى و احياگر دولت دينى است. همه كس و همه چيز را به كمال نهايى خود مىرساند. تحقق آرمانهاى بشرى و تشكيل مدينه فاضله اسلامى است.
اين دولت سعادت واقعى بشر و خيرات عمومى را تأمين مىكند. رابطه انسان را با خدا تصحيح و انسان را به خودشناسى و خودسازى اخلاقى دعوت مىكند. اقتدار
[1]. ر. ك: محمد صدر، الامام المهدى و اليوم الموعود،( بيروت: دار التعارف للمطبوعات، 1423)، ج 4، صص 488- 501.
و نفوذ فراوان و فراگيرى دارد و ريشه ظلم و ستم و فساد را از بين مىبرد. مبتنى بر برهان و استدلال عقلى، دلايل و حجّتهاى دينى و حكمت و دانش است. حاكمان و زمامدارانش، بايد واجد صفات اخلاقى و فضايل انسانى باشند. كاملترين خلافت الهى بر روى زمين بوده و رهبر و پيشواى آن، منصوب از سوى خدا است. با مردم رابطهاى دوستانه و ولايتمدارانه دارد و با آنها براساس كرامت ذاتى و اخلاق انسانى برخورد مىكند. دولتى فراملّى و فرامرزى است و تمامى امكانات منابع و خدمات را در اختيار همگان قرار مىدهد. دولتى ظلمستيز، كفرستيز و ضد فساد و خشونت است.
دولتى فرهنگى و ارزشى است و در آن علم و هنر و دانش در راستاى تعالىبشر، به كمال مىرسد. حامى محرومان، مستضعفان، تهىدستان و صالحان است و ثروت و قدرت و شهرت در آن جايى ندارد. عدالت محور است و در همه زمينههاى قضايى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى عدالت را برقرار مىكند. ارشاد، هدايت و امر به معروف را در اولويت قرار مىدهد. محصول انديشه بشرى نيست؛ بلكه پاسخگويى به نيازها، مشكلات، كاستىها و ناراستىهاى زندگى است. دولتى كارآمد، كامل، اخلاق محور، و كمالگرا است و ....
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوم: ساختار، كاركردها و بروندادها