بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 269

جماعت و پيشوايى را نمى‌پذيرد و آن را مختص حضرت مهدى (عج) مى‌داند: «اميرشان مهدى (عج) مى‌فرمايد: نزديك آى و با ما نماز بگزار [اما] عيسى مى‌گويد: هان كه برخى از شما بر برخى ديگر، به كرامت خداى‌تعالى- كه بر اين امت دارد- فرمانروا و امير مى‌باشيد».[1]بر اين اساس رسول خدا صلى اللّه عليه و اله فرمود: «چگونه خواهيد بود هنگامى‌كه فرزند مريم عليه السّلام نزول كند و امام شما، از شما باشد».[2]

3- 2. نهاد وزارت‌

يكى از نهادها و ساخت‌هاى قدرت در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج)- كه در ساخت حكومت علوى وجود نداشت- وزارت است. طبيعى است كه در حكومتى كه امام مهدى (عج) رهبرى آن‌را بر عهده دارد، كارگزاران و مسؤولان حكومت نيز بايد از بزرگان و نيكان امّت باشند. از اين‌رو مى‌بينيم در روايات، تركيب دولت امام مهدى (عج) را از پيامبران، جانشينان آنان، تقواپيشگان و صالحان روزگار و امّت‌هاى پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و اله بيان مى‌كنند كه نام برخى از آنان بدين‌گونه است: حضرت عيسى عليه السّلام، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى عليه السّلام، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالك اشتر نخعى و قبيله همدان.[3]

از عيسى عليه السّلام در روايات با واژه‌هاى گوناگون مانند وزير، جانشين، مشاور، فرمانده سپاه و مسؤول در حكومت ياد شده است. براساس رواياتى چند، آن حضرت عليه السّلام وزارت حكومت جهانى امام مهدى (عج) را بر عهده خواهد داشت؛ چنان‌كه از افراد

[1].« فيقول اميرهم المهدى عليه السّلام تعال صلّ بنا فيقول: الّا إنّ بعضكم على بعض امراء تكرمةّ من اللّه تعالى لهذه الامّة»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 597؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 551؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 475.

[2].« كيف انتم إذا نزل ابن مريم و امامكم منكم»: على بن حسن ابن بطريق، العمده، ص 16 و ص 431؛ على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 222؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 438.

[3]. ر. ك: نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى،( قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1380)، ص 17.


صفحه 270

ديگرى نيز به‌عنوان وزير نام برده شده كه احتمالا اين وزيران در رده‌هاى بعدى حكومت و سياست قرار دارند و عيسى عليه السّلام در رأس آنها و به‌عنوان وزير و مشاور و نزديك‌ترين شخص به امام زمان و فرمانده سپاه او و دارنده مقام «قضاوت» است.

در يكى از روايات از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و اله نقل شده است: «مهدى متوجّه مى‌شود كه عيسى در «قدس» در نزديكى مناره «بيضاء» فرود آمده است؛ در حالى كه دست‌هاى خود را بر بال‌هاى دو فرشته نهاده، آب از موهايش فرو مى‌چكد. پس مهدى مى‌گويد:

جلو بايست و با مردم نماز بخوان. عيسى مى‌گويد: نماز براى تو اقامه شده است. پس عيسى پشت سر او نماز مى‌خواند و با او بيعت مى‌كند و مى‌گويد: من به‌عنوان وزير و معاون برانگيخته شده‌ام؛ نه به‌عنوان امير و امام».[1]

معمّر بن راشد از امام صادق عليه السّلام از پيامبر صلى اللّه عليه و اله نقل مى‌كند كه فرمود: «مهدى از نسل من است، وقتى خروج كند، عيسى بن مريم براى ياريش فرود مى‌آيد؛ او را پيش رو قرار داده و پشت سرش اقتدا مى‌كند».[2]

و نيز فرمود: «... عيسى نزول مى‌كند و امير مسلمانان (مهدى (عج)) مى‌گويد:

نزديك آى و با ما نماز بگزار. عيسى عليه السّلام مى‌فرمايد: هان كه برخى از شما بر برخى ديگر، به كرامت خداى تعالى كه بر اين ملّت دارد، فرمانروا و امير مى‌باشيد».[3]

و در روايتى آمده است: «عيسى عليه السّلام وزير حضرت قائم و پرده‌دار و جانشين آن‌

[1].« فيلتفت المهدىّ و قد نزل عيسى عند المنارة البيضاء في القدس واضعا كفّيه على اجنحة ملكين كأنّما يقطر من شعره الماء فيقول: إنما بعثت وزيرا و لم أبعث أميرا»، على بن يونس نباطى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 22، و ج 3، ص 92؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 1، ص 553، ح 724.

[2].« و من ذريّتى المهدى إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدمه و صلّى خلفه»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 47؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، امالى، ص 218؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 495، ح 255.

[3].« ... فينزل عيسى بن مريم صلى اللّه عليه و اله فيقول اميرهم: تعال صلّ لنا فيقول الا انّ بعضكم على بعض امراء تكرمة من اللّه تعالى لهذه الامة»: محمد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 597؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 474 و 479؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 600؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 158 و 159.


صفحه 271

حضرت است. به كرامت حضرت حجة بن الحسن بر شرق و غرب عالم امنيت را گسترش مى‌دهد».[1]

همچنين از افراد ديگرى نيز به‌عنوان وزيران حكومت مهدى عليه السّلام نام برده شده است؛ چنان‌كه رسول خدا صلى اللّه عليه و اله مى‌فرمايد: «وزيران مهدى، همه عجم (غير عربى) هستند و در ميان آنان حتّى يك نفر هم عرب نيست؛ ولى به عربى سخن مى‌گويند و آنان خالص‌ترين و برترين وزيران هستند».[2]

امير مؤمنان در وصف اصحاب امام زمان مى‌فرمايد: «گروهى از مردان الهى، دور او گرد مى‌آيند، دعوتش را سرپا نگه مى‌دارند و او را يارى مى‌كنند. آنان وزيران او هستند كه سنگينى مسائل كشورى را برعهده مى‌گيرند و او را در مسؤوليت بزرگى كه خداوند به عهده‌اش گذاشته، يارى مى‌كنند».[3]

امام صادق عليه السّلام نيز فرموده است: «وقتى‌كه قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، از پشت كعبه 37 مرد بيرون مى‌آورد و 25 نفر ايشان از قوم موسى هستند كه به حق حكم به حق مى‌كنند و به حقّ متمايل‌اند و هفت نفر از اصحاب كهف‌اند و مابقى يوشع وصى موسى و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسى و ابودجانه انصارى و مالك‌اشتر مى‌باشند. آنان ياوران حضرت مهدى و حاكمان [روى زمين‌] هستند».[4]

[1].« ... هو و الوزير الأيمن للقائم عليه السّلام و حاجبه و نائبه و يبسط في المغرب و المشرق الأمن من كرامة الحجّة بن الحسن صلوات اللّه عليهما ....»: على كورانى و ...، معجم الاحاديث المهدى( قم: مؤسسة المعارف الإسلاميّة، 1411)، ج 1، ص 530؛ سيد هاشم بحرانى، حلية الابرار( قم: دار الكتب العلمية، 1297)، ج 2، ص 620.

[2].« وزراء المهدىّ من الأعاجم ما فيهم عربىّ يتكلّمون العربية و هم أخلص الوزراء و افضل الوزراء»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 48، ص 305؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، 560.

[3].« و له رجال الهيون، يقيمون دعوته و ينصرونه. هم الوزراء له، يتحملون أثقال المملكة عنه و يعينونه على ما قلّده اللّه»: مصطفى آل سيد كاظمى، بشارة الإسلام،( قم: موسسة آل البيت، بى‌تا)، ص 297؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 560.

[4].« يخرج مع القائم عليه السّلام من ظهر الكعبة سبعة و عشرين رجلا، خمسة عشر من قوم موسى عليه السّلام الّذين كانوا\i يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ*\E و سبعه من اهل الكهف و يوشع بن نون و سلمان و ابادجانة الانصارى و-- المقداد و مالك الاشتر، فيكونون بين يديه أنصارا و حكّاما»: محمّد بن محمّد نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 386؛ محمّد بن مسعود عيّاشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 32؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 464؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 247.


صفحه 272

3- 3. نهاد امارت و ولايت‌

يكى از عناصر ساختارى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج)، نهاد «امارت و ولايت» است. اين نهاد، مهم‌ترين و اساسى‌ترين ركن حكومتى دولت آن حضرت است.

صاحبان امارت و ولايت، حاكمان و رؤساى سراسر زمين و كارگزاران نظام جديد جهانى هستند كه از سوى امام زمان عليه السّلام به اين مقام مهم نصب شده و مديريت و اداره جهان را در دست دارند.

اين نهاد در دولت علوى وجود داشت و داراى جايگاه و اهميّت والايى بود و علّت آن گستردگى و بزرگى قلمرو خلافت اسلامى در آن عصر بود كه شامل كشورها و سرزمين‌هاى زيادى- از مصر تا ايران و شام- مى‌شد. در عرف مسلمانان، امير (والى) كسى است كه خليفه او را در شهر يا منطقه‌اى از بلاد اسلامى، به ايالت و حكومت نصب كند.

پديده فتوحات (پس از عصر رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله)، دولت اسلامى را گسترش داد و ممالك غير عربى بسيارى در قلمرو دارالإسلام قرار گرفت و مديريت سياسى دولت اسلامى، سياست تازه‌اى براى اداره ولايات مختلف (حداقل چهار منطقه و ده‌ها ولايت) اتخاذ كرد. در اين زمان خليفه، حاكمى را به‌عنوان «عامل» و فرماندار براى آنجا منصوب مى‌كرد و گاهى او را در جايگاه «والى» مسؤوليت مى‌داد. تفاوت آن دو در اين بود كه «فرماندار»، عامل حكومت بود و هيچ‌گونه استقلالى نداشت؛ ولى والى در دوره زمامدارى خود- همچون خليفه در مركز- داراى اختياراتى گسترده و نوعى استقلال در اداره منطقه خود بود. سياست داخلى و خارجى مستقلى داشت و تمام اركان قضايى، اجرايى، ادارى و لشكرى حكومت آن منطقه را خود «والى» مشخّص مى‌كرد. عزل و نصب‌هاى وزيران، مشاوران و كارگزاران حكومت محلى و فرماندهان سپاه و نويسندگان‌


صفحه 273

ديوانى نيز در اختيار او قرار داشت. نظارت در دستگاه مركزى خلافت بر اين امارات و ولايات، به اندازه‌اى بود كه از مسير حكومت اسلامى و ارزش‌هاى دينى و مقررات كلّى امت واحد اسلامى خارج نشوند. خليفه، معمولا واليان را از بين افراد صالح و باسابقه دينى و اخلاقى و داراى قدرت مديريتى بالا برمى‌گزيد.[1]

امير مؤمنان على عليه السّلام حذيفة بن يمان و سلمان فارسى را به ترتيب به‌عنوان حاكمان «مداين» و محمّد بن ابى بكر و مالك اشتر را حاكمان «مصر» و عمّار را حاكم «كوفه» قرار داد و براى آنها اختيارات، وظايف و شئون مستقلى- باتوجّه به مكان و موقعيت محل حكومت- قائل شد. با بررسى روايات و الگوبردارى از حكومت امام على عليه السّلام، مى‌توان پى برد كه در حكومت جهانى امام مهدى (عج) نيز اين نهاد به شكل بهتر و كامل‌تر در سراسر جهان وجود خواهد داشت و در رأس حكومت‌ها و كشورهاى مختلف جهان، واليان و حاكمان منصوب حضرت مهدى (عج) قرار خواهند گرفت.

پس از استقرار و تثبيت دولت امام مهدى (عج)، آن حضرت خود به‌طور مستقيم حاكمان و واليان را با دستورات مهمى به سراسر جهان اعزام خواهد كرد: «مهدى (عج) يارانش را در همه شهرها پراكنده مى‌سازد و به آنان دستور مى‌دهد كه عدل و احسان را شيوه خود سازند و آنها را فرمانروايان كشورهاى جهان گرداند و به آنان فرمان مى‌دهد كه شهرها را آباد سازند».[2]

امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: «مهدى، اميران و كارگزاران خود را به شهرها مى‌فرستد و دستور مى‌دهد كه عدالت را در ميان مردم پياده كنند».[3]

مهم‌ترين انگاره در تعيين و اعزام واليان و رؤساى كشورهاى مختلف جهان،

[1]. محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 16، ص 135.

[2].« يفرّق المهدى أصحابه في جميع البلدان و يأمرهم بالعدل و الاحسان و يجعلهم حكّاما في الأقاليم و يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 65؛ على محمّد على دخيل، الامام المهدى، ص 271.

[3].« يبعث إلى امرائه بسائر الامصار بالعدل بين النّاس»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 592؛ هيئت علمى مؤسسة نهج البلاغه، موسوعة احاديث اميرالمؤمنين على بن أبي طالب، ج 1،( قم: بنياد نهج البلاغه، 1376)، ص 329.


صفحه 274

دستورات و سفارش‌هاى خاص حضرت به آنان است كه نشان مى‌دهد آنان تا حدودى در حيطه مسؤوليت خود مستقل هستند و مى‌توانند با اذن حاكم، تصميم‌گيرى‌ها و برنامه‌هاى ويژه‌اى داشته باشند: «هنگامى‌كه قائم (عج) قيام كند؛ براى هر كشورى از كشورهاى جهان، فرمانروايى برمى‌گزيند و به او مى‌فرمايد: دستورالعمل تو در كف دستت مى‌باشد؛ هرگاه حادثه‌اى براى تو روى دهد كه حكم آن را بلد نباشى و طرز داورى در آن را ندانى، به كف دستت نگاه كن؛ هرچه در آن منعكس باشد، بر آن عمل كن».[1]

در روايات تعداد 313 نفر به‌عنوان اصحاب خاص حضرت مهدى نام برده شده‌اند كه به نظر مى‌رسد حاكمان و زمامداران جهان از ميان آنها انتخاب خواهند شد.

در عصر ظهور ياران خاص حضرت مهدى (313 نفر)، برگزيدگان اهل زمين بوده و شايستگى‌هاى لازم و لياقت و كفايت اداره كره زمين و تدبير امور همه مردمان را دارا خواهند بود و تمام اين امور تحت رهبرى و ولايت حضرت مهدى (عج) و راهنمايى‌ها و تعاليم آن بزرگوار صورت خواهد گرفت. خداوند متعال، اين ياران را از شهرهاى مختلف و اقوام گوناگون و نواحى متعدّد؛ بلكه از قارّه‌هاى متنوّع انتخاب خواهد فرمود.

اين 313 نفر (به عدد اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و اله در جنگ بدر)، در اولين فرصت خود را به حضرت مهدى (عج) مى‌رسانند و نخستين بيعت‌كنندگان با آن حضرت و فرماندهان و سران لشكر او، در هنگام قيام و حاكمان و رؤساى كشورهاى جهان، پس از پيروزى و تسلّط بر زمين خواهند بود.

امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «گويا قائم را بر فراز منبرى در كوفه مى‌بينيم و پيرامون او يارانش قرار دارند كه 313 تن به تعداد اصحاب بدر مى‌باشند. آنان پرچمداران سپاه و

[1].« و إذا قام القائم بعث في أقاليم الارض في كلّ إقليم رجلا ثم يقول له: عهدك في كفك، فإذا ورد عليك مالا تفهمه و لا تعرف القضاء فيه، فانظر إلى كفّك و اعمل بما فيها»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 319، ح 8؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 252؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 573، ح 12؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 365، ح 144.


صفحه 275

حاكمان زمين از سوى خداوند در بين بندگان او هستند».[1]در معناى دقيق‌تر مى‌توان «اصحاب الاولوية» را همان «اصحاب الولاية» دانست كه به‌معناى صاحبان داراى ولايت است.

امام سجّاد عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «هنگامى‌كه قائم ما قيام مى‌كند، خداوند هرگونه آفت و وحشت را از شيعيان ما برطرف مى‌سازد و قلوب آنان را همچون پاره‌هاى آهن [محكم‌] مى‌نمايد و نيروى يك نفر از آنان را برابر نيروى چهل نفر مى‌كند و آنان حاكمان و سروران سراسر زمين خواهند شد».[2]

و در روايتى آنان به كارگزاران و برپادارندگان امور خلق معرفى شده‌اند: «و أنتم قوّام الارض و خزّانها».[3]

درباره صفات و ويژگى‌هاى اين بزرگان مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1. آنان از اقصى نقاط عالم جمع شده و نخستين بيعت‌كنندگان با امام زمان (عج) هستند.

2. آنان مدافعان مخصوص و حافظان ويژه امام زمان (عج) هستند.

3. آنان پرچم‌داران (صاحب الالوية) و حاكمان روى زمين‌اند.

4. آنان همان امّت معدوده‌اى هستند كه براى دشمنان عذاب و نقمت‌اند.

5. آنان سوار بر ابرها (شايد وسيله‌اى پيشرفته) در يك ساعت، خود را به امام عصر (عج) مى‌رسانند.

[1].« و كأنّى انظر إلى القائم على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلاثمائة و ثلاث عشر رجلا عدّة اهل البدر و هم اصحاب الاولوية و هم حكّام اللّه في أرضه على خلقه»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 672، ح 25؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 247؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 326، ح 42.

[2].« إذا قام قائمنا أذهب اللّه عزّ و جلّ عن شيعتنا العاهة و جعل قلوبهم كزبر الحديد و جعل قوّة الرّجل منهم قوّة أربعين رجلا و يكونون حكّام الارض و سنامها»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 14؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 496؛ على بن يونس نباطى، صراط المستقيم، ج 2، ص 261.

[3]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 335، ح 69.


صفحه 276

6. آنان اركان و پايه‌هاى خلل‌ناپذير و پشتيبان محكم حكومت مهدى (عج) هستند.

7. ايشان به دليل اينكه دست خدا بالاى سر آنان است، هميشه پيروز و ثابت قدم‌اند.

8. آنان به قدرت ايمان كامل، ممتازند و شك و ترديد در باور آنها راه ندارد.[1]

يكى از نكات بارز و روشن در مورد اين حاكمان و زمامداران جهان، اين است كه آنان از شهرها، كشورها و سرزمين‌هاى مختلفى هستند و منحصر به يك يا دو كشور و قوم نمى‌باشند و اين، جهانى و فراقومى بودن حكومت عدل مهدوى را مى‌رساند. در حديثى منسوب به اميرمؤمنان عليه السّلام تعداد اين افراد با نام شهرها و كشورهايشان آمده است.[2]

همچنين يكى از وجوه مثبت و درخشان اين افراد، نفوذ و جايگاه ويژه آنان در ميان مردم است؛ چنان‌كه امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: «گويا اصحاب و ياران امام قائم را مى‌بينم كه شرق و غرب را پر كرده‌اند. هيچ چيز در عالم پيدا نمى‌شود، مگر اينكه از آنها اطاعت مى‌كند (و هو مطيع لهم) و حتّى درندگان و پرندگان وحشى نيز مطيع آنان هستند.

همه چيز در روى زمين، خواهان به دست آوردن رضايت آنان است (يطلب رضاهم كلّ شى‌ء)؛ تا جايى كه قطعه‌اى از زمين بر قطعه‌اى ديگر افتخار مى‌كند و مى‌گويد: امروز مردى از ياران قائم (عج)، از روى من عبور كرد».[3]

3- 4. نهاد كارگزار و اجرا

در سلسله مراتب اجرايى و سياسى در حكومت اسلامى، پس از امام و والى، والاترين قدرت در اختيار عامل (كارگزار) حكومت اسلامى قرار دارد. اين عنوان در زمان رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله وضع شده بود و بر مأموران و كارگزاران حكومت- اعم از

[1]. ر. ك: حبيب اللّه طاهرى، سيماى آفتاب،( قم: زائر، 1380)، ص 237.

[2]. ر. ك: سيد محمّد كاظم قزوينى، امام مهدى از ولادت تا ظهور،( تهران: آفاق، 1379)، صص 497- 505.

[3]. محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج، ص 673، ح 264؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 494، ح 248.