3. امام صادق عليه السّلام: «قائم، نوزده سال حكومت مىكند».[1]
4. امام على عليه السّلام: «... در بين شرق و غرب عالم، چهل سال حكومت مىكند.
خوشا به حال كسى كه روزگارش را دريابد و سخنش را بشنود».[2]
5. امام باقر عليه السّلام: «قائم 309 سال حكومت مىكند، همانگونه كه اصحاب كهف در غارشان 309 سال درنگ كردند ....».[3]
چنانكه گذشت بايد اين روايات را تأويل نمود. علّامه مجلسى در اينباره نوشته است: رواياتى را كه درباره مدت حكومت امام عليه السّلام آمده است، بايد به احتمالات زير توجيه كرد: برخى روايات بر تمام مدّت حكومت دلالت دارد و بعضى بر مدّت ثبات و استقرار حكومت. بعضى بر طبق سالها و روزهايى است كه ما با آنها آشناييم و بعضى احاديث ديگر بر طبق سالها و ماههاى روزگار آن حضرت است كه طولانى مىباشد و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است.[4]
قطع نظر از روايات، مسلم است كه اين همه بيان و بشارت براى تشكيل «جامعه موعود جهانى» براى يك دوران كوتاه نيست؛ بلكه قطعا براى مدتى طولانى است كه ارزش اين همه تحمّل زحمت و كوشش را داشته باشد و قطعا خود امام مهدى عليه السّلام در بيشتر اين دوران، عهدهدار ولايت و رهبرى حكومت جهانى خواهد بود.
[1].« يملك القائم تسع عشرة سنة»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 331، ح 1 و 2؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 547، ح 542.
[2].« يملك ما بين الخافقين أربعين عامّا، فطوبى لمن ادرك ايّامه و سمع كلامه»: محمد بن محمد بن نعمان شيخ مفيد، الاحتجاج، ج 2، ص 290؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 542، ح 414.
[3].« إنّ القائم يملك ثلاثمائة و تسع سنين، كما لبث اهل الكهف في كهفهم ...»، ابى جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 474؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ص 517، ح 372.
[4]. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 280.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دوم: كارويژهها و عملكردها
كارويژهها و عملكردها
پيشتر گذشت كه دولت مهدوى (عج) مبتنى بر ساختار امامت است. شيوه استقرار، ساخت حكومتى و نهادهاى آن نيز براساس «نظام امامت» تبيين مىشود. در تحليل و بررسى كارويژهها و راهبردهاى حكومتى نيز «ساختار امامت» مبنا و شاخص قرار مىگيرد و امام- بهعنوان خليفه خدا در عالم و قطب و محور تمامى امور- در رأس قرار مىگيرد و جهان را براساس وظايف و كارويژههاى «امامت» مديريت و راهنمايى مىكند.
امام رضا عليه السّلام كاركردها و كارويژههايى را براى امام و رهبر مردم برشمردهاند كه مهمترين آنها عبارت است از:
1. اجراى حدود و احكام الهى؛
2. پاسدارى از جامعه اسلامى در برابر هجوم بيگانگان؛
3. تقسيم سرمايههاى عمومى ميان افراد جامعه؛
4. ايجاد وحدت و انسجام ميان اقشار جامعه اسلامى؛
5. حمايت از مظلومان و ستمديدگان؛
6. حفظ دين از تحريف و دستبرد بدعتگذاران و كجانديشان.[1]
[1]. محمّد بن حسن بن بابويه( شيخ صدوق)، علل الشرايع، ج 1، ص 255، ح 9؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 2، ص 101.
امام على عليه السّلام نيز وظايف و كارويژههاى زير را براى امام و پيشواى مردم بيان كرده است:
1. حفظ دين و تبليغ آن؛
2. اصلاح مردم و رفع نزاعها و درگيرىها؛
3. احياى سنّت و دين الهى؛
4. اقامه حدود و تكاليف الهى؛
5. كوشش در نصيحت و خيرخواهى و موعظه؛
6. گسترش عدالت و برابرى در جامعه؛
7. جهاد با دشمنان و محاربان؛
8. عزل و نصب واليان و كارگزاران حكومتى؛
9. تأمين حقوق اجتماعى؛
10. توزيع و تقسيم كالا و خدمات اجتماعى؛
11. مشورت و نظرخواهى از مردم؛
12. دادن سهم افراد از بيت المال و ....[1]
بر اين اساس، امام عليه السّلام ادامه دهنده راه و طريقه پيامبر خدا و جانشين و وصىّ او در ميان امت است و از اختيارات و مسؤوليتهاى او- به جز نبوّت و دريافت وحى- برخوردار است.
مهمترين اقدامات و برنامههاى امام مهدى (عج)- بهعنوان حاكم و پيشواى الهى- سياسى جهان و كارگزاران و عوامل حكومت جهانى در مؤلفه و انگارههاى زير تبيين و بررسى مىشود:
يك. كارويژه سياسى و اجتماعى
اين كارويژه، از مهمترين و بايستهترين وظايف و كاركردهاى يك دولت و براى
[1]. ر. ك: نهج البلاغه، خطبههاى 105، 164، 216، 34 و نامه 53 و 43؛ و نيز نگا: محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 6، ص 131 و 132.
تدبير و مديريت مسائل مربوط به سياست و اجتماع است. موضوعات مربوط به اداره سياست و حكومت، تنظيم قوانين، قضاوت و حكميت، تأمين عدالت و قسط، مسائل نظامى و امنيتى و ... در اين كارويژه قرار مىگيرد. دولتها، هركدام بنابر هدف و مقصود خاصى- كه اهم آن تدبير معيشت و امور دنيايى است- مديريت سياسى اجتماعى را برعهده دارند؛ اما اين انگاره در دولت امام مهدى (عج)، رنگوبوى ديگرى دارد.
در اين دولت، علاوه بر تدبير امور و مديريت و زعامت سياسى جهان (براى تدبير معيشت و سياست)؛ تمامى مسائل، سمت و سوى معنوى پيدا مىكند و امور اجرايى، سياسى، قضايى، تقنينى و ... براى رشد و بالندگى اخلاقى، تكامل معنوى و تعالى انسانها جريان مىيابد.
اين بدان علّت است كه جهان در عصر پيشاظهور، از وضعيت اسفناك و نابهنجارى برخوردار است و مشكلات و كاستىهاى سياسى- اجتماعى، زندگى بشرى را به تباهى مىكشاند. در اين دوران سخت، روابط انسانى و اجتماعى از هم مىگسلد (تصير الدنيا هرجا و مرجا)[1]و خانوادهها دچار بىثباتى- و تزلزل مىگردد. حرمتها شكسته و انگيزههاى غير انسانى بر روابط اجتماعى حاكم مىشود (تواخى النّاس على الفجور).[2]
روابط سياسى و اقتصادى، سودجويانه و استعمارى مىشود و حقوق مردم پايمال مىگردد. مردم همچون گرگى به جان هم مىافتند و ظلم و ستم حاكمان و زمامداران طاقتفرسا مىشود (تملأ الارض جورا و ظلما)[3]. گناهان بزرگى چون كاستن پيمانهها و ترازوها، كمفروشى و تجاوز به حقوق ديگران، رايج مىشود (اغنيائهم يسرقون زاد
[1]. محمّد باقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 380، ح 189.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 108.
[3]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 281؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 635؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 50؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 431( با تفاوت در الفاظ).
الفقراء).[1]ستم و تباهى فراوان و منكر آشكار مىگردد و اشرار بر نيكان مسلّط مىشوند.
فاسقان بر مردم حكومت مىكنند و اشرار از ترس شرارت، مورد احترام مىباشند (إذا ساد القوم فاسقهم و كان زعيم القوم أرذلهم). كشتار به حدى فراوان مىشود كه مادران از آوردن اولاد غمگين مىشوند (يكثر القتل). حكومت با مشورت زنان، امارت كودكان و تدبير خواجگان اداره مىشود. در معاملات ربا مىگيرند و به عمل نامشروع تظاهر مىكنند. همسايه، همسايهاش را آزار و اذيت مىكند و كسى از آن جلوگيرى نمىكند.
افراد حيلهگر مقرّب و محترم مىشوند و اشخاص پست فاقد صلاحيت، سخنگو مىگردند. طلاق زياد مىشود و پدر و مادر سبك شمرده مىشوند. پيوند خويشاوندى قطع مىگردد و حيا و امانتدارى از بين مىرود. تكبّر و خودپرستى در اعمال دلها نفوذ مىكند و ثروتمندان مورد احترام قرار مىگيرند و ....[2]
حضرت مهدى (عج) پس از ظهور و قيام جهانى خود، با اين مشكلات و معضلات گوناگون روبهرو است. سيره و عملكرد حضرت در زعامت سياسى و اجتماعى جامعه، پيروى و الگوبردارى از سيره و عملكرد پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان على عليه السّلام است.
اين خط و مشى باعث مىشود كه آن حضرت، كاملترين و شايستهترين نوع سياست و حكومت را به منصّه ظهور برساند و با از بين بردن موانع و كاستىها- كه فراروى دولت پيامبر صلى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام و همه صالحان و پاكان بود- بتواند روش و عملكردى نو و مناسب با نيازهاى مادى و معنوى بشر اتخاذ كند. پس او تمامى وظايف و كارويژههاى بايسته امير و حاكم جهان (امام) را به نحو كامل و مطلوب تحت پوشش قرار مىدهد و سياست و دولت را در حدّ اعلاى خود به سامان مىرساند. امام خمينى در اين باره مىفرمايد:
«... ما كه از امام مهدى- كه قوه اجرايى اسلام است- صحبت مىكنيم ... ما حضرت مهدى (عج) را يكى از افرادى مىدانيم كه تابع اسلام است، تابع پيغمبر اسلام است؛ لكن تابعى است كه نور چشم پيغمبر اسلام است و اجرا مىكند اين مطالبى را كه حضرت رسول
[1]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 11، ص 380.
[2]. ر. ك، كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، صص 705- 725.
اكرم صلى اللّه عليه و اله فرموده است».[1]
رسول گرامى اسلام مىفرمايد: «مهدى روش من را دنبال مىكند و هرگز از روش من بيرون نمىرود»[2]و «به سنّت من رفتار مىكند و خداوند بركت را بر او نازل مىكند ...»[3]و نيز: «همانا قائم آنگاه كه قيام فرمايد، لباس على عليه السّلام را بر تن و بر سيره او عمل مىكند».[4]
در عين حال آن حضرت امر و شيوههاى نوينى مانند رسول خدا صلى اللّه عليه و اله اتخاذ خواهد كرد: «چون قائم قيام مىكند، امر تازه و احكام تازه مىآورد؛ چنانكه رسول خدا در اوّل اسلام، مردم را به امر جديد دعوت كرد»[5]و نيز: «هنگامىكه قائم خروج مىكند، امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مىآورد ...».[6]
در اين قسمت كاركردها و عملكرد دولت مهدوى، بررسى و تبيين مىگردد:
1- 1. كاركرد سياسى- مديريتى
امام مهدى (عج) و حاكمان و كارگزاران منتخب او، امور اجرايى و سياسى جهان را در دست دارند و خود آن حضرت بهطور مستقيم تمامى اين امور را مديريت و رهبرى مىكند. مهمترين مسؤوليت امام عليه السّلام در اين زمينه نصب حاكمان و كارگزاران و ارائه
[1]. امام خمينى، صحيفه نور، ج 12، ص 286.
[2].« المهدى يقفو اثرى لا يخطئ»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 622، ح 2؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 564.
[3].« يعمل بسنّتى و ينزل اللّه البركة ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 472؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 82؛ مصطفى آل السيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 285.
[4].« ... إذا قام لبس ثياب على عليه السّلام و سار بسيرة على عليه السّلام»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 411، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 40، ص 336، ح 18.
[5].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بأمر جديد، كما دعا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله في بدو الإسلام إلى امر جديد»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[6].« إذا خرج[ القائم] يقوم بأمر جديد و كتاب جديد و سنّة جديدة و قضاء جديد ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 254، ح 13؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 230؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 83.