بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 288

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 289

فصل دوم: كارويژه‌ها و عملكردها


صفحه 290

كارويژه‌ها و عملكردها

پيش‌تر گذشت كه دولت مهدوى (عج) مبتنى بر ساختار امامت است. شيوه استقرار، ساخت حكومتى و نهادهاى آن نيز براساس «نظام امامت» تبيين مى‌شود. در تحليل و بررسى كارويژه‌ها و راهبردهاى حكومتى نيز «ساختار امامت» مبنا و شاخص قرار مى‌گيرد و امام- به‌عنوان خليفه خدا در عالم و قطب و محور تمامى امور- در رأس قرار مى‌گيرد و جهان را براساس وظايف و كارويژه‌هاى «امامت» مديريت و راهنمايى مى‌كند.

امام رضا عليه السّلام كاركردها و كارويژه‌هايى را براى امام و رهبر مردم برشمرده‌اند كه مهم‌ترين آنها عبارت است از:

1. اجراى حدود و احكام الهى؛

2. پاسدارى از جامعه اسلامى در برابر هجوم بيگانگان؛

3. تقسيم سرمايه‌هاى عمومى ميان افراد جامعه؛

4. ايجاد وحدت و انسجام ميان اقشار جامعه اسلامى؛

5. حمايت از مظلومان و ستمديدگان؛

6. حفظ دين از تحريف و دستبرد بدعت‌گذاران و كج‌انديشان.[1]

[1]. محمّد بن حسن بن بابويه( شيخ صدوق)، علل الشرايع، ج 1، ص 255، ح 9؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 2، ص 101.


صفحه 291

امام على عليه السّلام نيز وظايف و كارويژه‌هاى زير را براى امام و پيشواى مردم بيان كرده است:

1. حفظ دين و تبليغ آن؛

2. اصلاح مردم و رفع نزاع‌ها و درگيرى‌ها؛

3. احياى سنّت و دين الهى؛

4. اقامه حدود و تكاليف الهى؛

5. كوشش در نصيحت و خيرخواهى و موعظه؛

6. گسترش عدالت و برابرى در جامعه؛

7. جهاد با دشمنان و محاربان؛

8. عزل و نصب واليان و كارگزاران حكومتى؛

9. تأمين حقوق اجتماعى؛

10. توزيع و تقسيم كالا و خدمات اجتماعى؛

11. مشورت و نظرخواهى از مردم؛

12. دادن سهم افراد از بيت المال و ....[1]

بر اين اساس، امام عليه السّلام ادامه دهنده راه و طريقه پيامبر خدا و جانشين و وصىّ او در ميان امت است و از اختيارات و مسؤوليت‌هاى او- به جز نبوّت و دريافت وحى- برخوردار است.

مهم‌ترين اقدامات و برنامه‌هاى امام مهدى (عج)- به‌عنوان حاكم و پيشواى الهى- سياسى جهان و كارگزاران و عوامل حكومت جهانى در مؤلفه و انگاره‌هاى زير تبيين و بررسى مى‌شود:

يك. كارويژه سياسى و اجتماعى‌

اين كارويژه، از مهم‌ترين و بايسته‌ترين وظايف و كاركردهاى يك دولت و براى‌

[1]. ر. ك: نهج البلاغه، خطبه‌هاى 105، 164، 216، 34 و نامه 53 و 43؛ و نيز نگا: محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 6، ص 131 و 132.


صفحه 292

تدبير و مديريت مسائل مربوط به سياست و اجتماع است. موضوعات مربوط به اداره سياست و حكومت، تنظيم قوانين، قضاوت و حكميت، تأمين عدالت و قسط، مسائل نظامى و امنيتى و ... در اين كارويژه قرار مى‌گيرد. دولت‌ها، هركدام بنابر هدف و مقصود خاصى- كه اهم آن تدبير معيشت و امور دنيايى است- مديريت سياسى اجتماعى را برعهده دارند؛ اما اين انگاره در دولت امام مهدى (عج)، رنگ‌وبوى ديگرى دارد.

در اين دولت، علاوه بر تدبير امور و مديريت و زعامت سياسى جهان (براى تدبير معيشت و سياست)؛ تمامى مسائل، سمت و سوى معنوى پيدا مى‌كند و امور اجرايى، سياسى، قضايى، تقنينى و ... براى رشد و بالندگى اخلاقى، تكامل معنوى و تعالى انسان‌ها جريان مى‌يابد.

اين بدان علّت است كه جهان در عصر پيشاظهور، از وضعيت اسفناك و نابهنجارى برخوردار است و مشكلات و كاستى‌هاى سياسى- اجتماعى، زندگى بشرى را به تباهى مى‌كشاند. در اين دوران سخت، روابط انسانى و اجتماعى از هم مى‌گسلد (تصير الدنيا هرجا و مرجا)[1]و خانواده‌ها دچار بى‌ثباتى- و تزلزل مى‌گردد. حرمت‌ها شكسته و انگيزه‌هاى غير انسانى بر روابط اجتماعى حاكم مى‌شود (تواخى النّاس على الفجور).[2]

روابط سياسى و اقتصادى، سودجويانه و استعمارى مى‌شود و حقوق مردم پايمال مى‌گردد. مردم همچون گرگى به جان هم مى‌افتند و ظلم و ستم حاكمان و زمامداران طاقت‌فرسا مى‌شود (تملأ الارض جورا و ظلما)[3]. گناهان بزرگى چون كاستن پيمانه‌ها و ترازوها، كم‌فروشى و تجاوز به حقوق ديگران، رايج مى‌شود (اغنيائهم يسرقون زاد

[1]. محمّد باقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 380، ح 189.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 108.

[3]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 281؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 635؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 50؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 431( با تفاوت در الفاظ).


صفحه 293

الفقراء).[1]ستم و تباهى فراوان و منكر آشكار مى‌گردد و اشرار بر نيكان مسلّط مى‌شوند.

فاسقان بر مردم حكومت مى‌كنند و اشرار از ترس شرارت، مورد احترام مى‌باشند (إذا ساد القوم فاسقهم و كان زعيم القوم أرذلهم). كشتار به حدى فراوان مى‌شود كه مادران از آوردن اولاد غمگين مى‌شوند (يكثر القتل). حكومت با مشورت زنان، امارت كودكان و تدبير خواجگان اداره مى‌شود. در معاملات ربا مى‌گيرند و به عمل نامشروع تظاهر مى‌كنند. همسايه، همسايه‌اش را آزار و اذيت مى‌كند و كسى از آن جلوگيرى نمى‌كند.

افراد حيله‌گر مقرّب و محترم مى‌شوند و اشخاص پست فاقد صلاحيت، سخنگو مى‌گردند. طلاق زياد مى‌شود و پدر و مادر سبك شمرده مى‌شوند. پيوند خويشاوندى قطع مى‌گردد و حيا و امانت‌دارى از بين مى‌رود. تكبّر و خودپرستى در اعمال دل‌ها نفوذ مى‌كند و ثروتمندان مورد احترام قرار مى‌گيرند و ....[2]

حضرت مهدى (عج) پس از ظهور و قيام جهانى خود، با اين مشكلات و معضلات گوناگون روبه‌رو است. سيره و عملكرد حضرت در زعامت سياسى و اجتماعى جامعه، پيروى و الگوبردارى از سيره و عملكرد پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان على عليه السّلام است.

اين خط و مشى باعث مى‌شود كه آن حضرت، كامل‌ترين و شايسته‌ترين نوع سياست و حكومت را به منصّه ظهور برساند و با از بين بردن موانع و كاستى‌ها- كه فراروى دولت پيامبر صلى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام و همه صالحان و پاكان بود- بتواند روش و عملكردى نو و مناسب با نيازهاى مادى و معنوى بشر اتخاذ كند. پس او تمامى وظايف و كارويژه‌هاى بايسته امير و حاكم جهان (امام) را به نحو كامل و مطلوب تحت پوشش قرار مى‌دهد و سياست و دولت را در حدّ اعلاى خود به سامان مى‌رساند. امام خمينى در اين باره مى‌فرمايد:

«... ما كه از امام مهدى- كه قوه اجرايى اسلام است- صحبت مى‌كنيم ... ما حضرت مهدى (عج) را يكى از افرادى مى‌دانيم كه تابع اسلام است، تابع پيغمبر اسلام است؛ لكن تابعى است كه نور چشم پيغمبر اسلام است و اجرا مى‌كند اين مطالبى را كه حضرت رسول‌

[1]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 11، ص 380.

[2]. ر. ك، كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، صص 705- 725.


صفحه 294

اكرم صلى اللّه عليه و اله فرموده است».[1]

رسول گرامى اسلام مى‌فرمايد: «مهدى روش من را دنبال مى‌كند و هرگز از روش من بيرون نمى‌رود»[2]و «به سنّت من رفتار مى‌كند و خداوند بركت را بر او نازل مى‌كند ...»[3]و نيز: «همانا قائم آن‌گاه كه قيام فرمايد، لباس على عليه السّلام را بر تن و بر سيره او عمل مى‌كند».[4]

در عين حال آن حضرت امر و شيوه‌هاى نوينى مانند رسول خدا صلى اللّه عليه و اله اتخاذ خواهد كرد: «چون قائم قيام مى‌كند، امر تازه و احكام تازه مى‌آورد؛ چنان‌كه رسول خدا در اوّل اسلام، مردم را به امر جديد دعوت كرد»[5]و نيز: «هنگامى‌كه قائم خروج مى‌كند، امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مى‌آورد ...».[6]

در اين قسمت كاركردها و عملكرد دولت مهدوى، بررسى و تبيين مى‌گردد:

1- 1. كاركرد سياسى- مديريتى‌

امام مهدى (عج) و حاكمان و كارگزاران منتخب او، امور اجرايى و سياسى جهان را در دست دارند و خود آن حضرت به‌طور مستقيم تمامى اين امور را مديريت و رهبرى مى‌كند. مهم‌ترين مسؤوليت امام عليه السّلام در اين زمينه نصب حاكمان و كارگزاران و ارائه‌

[1]. امام خمينى، صحيفه نور، ج 12، ص 286.

[2].« المهدى يقفو اثرى لا يخطئ»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 622، ح 2؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 564.

[3].« يعمل بسنّتى و ينزل اللّه البركة ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 472؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 82؛ مصطفى آل السيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 285.

[4].« ... إذا قام لبس ثياب على عليه السّلام و سار بسيرة على عليه السّلام»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 411، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 40، ص 336، ح 18.

[5].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بأمر جديد، كما دعا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله في بدو الإسلام إلى امر جديد»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.

[6].« إذا خرج‌[ القائم‌] يقوم بأمر جديد و كتاب جديد و سنّة جديدة و قضاء جديد ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 254، ح 13؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 230؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 83.


صفحه 295

رهنمودها و دستورالعمل‌هاى سياسى و مديريتى براى آنان است:

الف. دستورات كشوردارى: «مهدى (عج) اصحاب خود را به همه كشورها پراكنده مى‌كند و به آنان دستور مى‌دهد كه به عدل و احسان رفتار كنند»[1]و نيز: «اميران و كارگزاران خود را به شهرها مى‌فرستد و دستور مى‌دهد كه عدالت را در ميان مردم پياده كنند».[2]

« [ياران خود را] فرمانروايان كشورهاى جهان مى‌گرداند و به آنان فرمان مى‌دهد كه شهرها را آباد سازند».[3]

امام مهدى (عج) تنها به ابعاد ظاهرى مديريت نگاه نمى‌كند؛ بلكه اخلاق و معنويت را در رأس امور مديريتى قرار مى‌دهد: «چون سلطنت آنها به پايان رسد، خداوند با مردى از ما اهل‌بيت عليه السّلام بر امّت محمّد صلى اللّه عليه و اله منّت مى‌نهد. به تقوا سفارش مى‌كند، از روى بصيرت و هدايت گام برمى‌دارد ...».[4]

ب. حق‌مدارى: مديريت در دولت مهدوى عليه السّلام تنها براى اداره امور و رفع مشكلات معمولى نيست؛ بلكه براى خدمت به مردم و احقاق حق آنان و دفع باطل است.

در اين دولت حقّ كسى پايمال نمى‌شود و كسى جانب باطل را نمى‌گيرد: «... خداوند به وسيله او درهاى حق را مى‌گشايد و درهاى باطل را مى‌بندد»[5]و نيز: «مهدى (عج) حق را

[1].« يفرق المهدى اصحابه في جميع البلدان و يأمرهم بالعدل و الاحسان ...»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650؛ على محمّد على دخيّل، الامام المهدى، ص 271.

[2].« فيبعث المهدى إلى امرائه بسائر الامصار بالعدل بين الناس ...»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 592؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 202.

[3].« ... يجعلهم حكّاما في الاقاليم و يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650؛ على محمد على دخيّل، الامام المهدى، ص 271.

[4].« فإذا انقرض ملكهم أتاح اللّه لأمّة محمّد برجل منّا أهل‌البيت، يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا»: رضى الدين ابن طاوس، الاقبال،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1367)، ص 599 و 600؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269؛ سيد مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 141.

[5].« ... يفتح اللّه به باب حق و يغلق به باب كلّ باطل»: ابن طاووس، الملاحم و الفتن،( نجف: 1382)، ج 2، ص 269.