بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 296

احقاق مى‌كند و پشت كافران را درهم مى‌شكند»[1]و «حق را احقاق و باطل را ابطال مى‌كند».[2]

ج. نظارت و راهبرى: يكى از اركان اساسى مديريت، نظارت و كنترل رفتار كارگزاران و مديران است تا از حق و حدود الهى تجاوز نكنند و هرچه بيشتر و بهتر كارهاى مردم را سامان دهند. اين مسأله در دولت مهدوى به خوبى رعايت خواهد شد:

«براى او عمودى از نور از زمين تا آسمان نصب مى‌شود كه اعمال بندگان را در آن مى‌بيند»[3]و نيز: «هنگامى‌كه امور به صاحب امر (ع) منتهى شود، خداوند همه نقاط پست زمين را براى او پر مى‌كند و همه نقاط مرتفع جهان را براى او هموار مى‌سازد تا همه كره خاكى، همچون كف دست او در افق ديد او قرار بگيرد. اگر يكى از شما مويى در كف دست داشته باشد، مگر ممكن است كه از ديدن آن ناتوان باشيد؟! [همه جهان براى او چنين خواهد بود]».[4]

د. سخت‌گيرى در مديريت: «مهدى (عج) بر مسؤولان كشورى بسيار سخت مى‌گيرد، بر بينوايان بسيار رئوف و مهربان است»[5]و نيز: «... عمّال و كارگزاران‌

[1].« يحق الحقّ بكلماته و يقطع دابر الكافرين»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 184، ح 35؛ فضل بن حسن طبرى، اعلام الورى، ص 40؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 95.

[2].« يحق الحقّ و يبطل الباطل»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 638.

[3].« ينصب له عمود من نور من الارض إلى السماء، يرى فيه اعمال العباد»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 647؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 6، و نيز ر. ك: بحار الأنوار، ج 25، ص 169، ح 39.

[4].« إذا تناهت الأمور إلى صاحب هذا الأمر، رفع اللّه تعالى له كلّ منخفض من الأرض و خفض كلّ مرتفع حتّى تكون الدنيا عنده بمنزلة راحته، فأيكم لو كانت في راحته شعرة لم يبصرها»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 678؛ على بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 278؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئته، ص 199.

[5].« المهدىّ ... شديد على العمال رحيم بالمساكين»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 385، ح 4؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 86 و 173؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 608.


صفحه 297

حكومت‌ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد ...».[1]

ه. مشاوره و نظرخواهى: حضرت مهدى (عج) اعلم و احكم مردم است؛ با اين حال در اداره كشور، استبداد رأى ندارد و با ياران و بزرگان مشورت مى‌كند:

«مهدى (عج) با ياران خود مشورت مى‌كند».[2]

و. عزل حاكمان ستمگر: « [امام مهدى‌]، حكمرانان ستم‌پيشه را عزل مى‌كند و زمين را از هر انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[3]

1- 2. رعايت عدالت سياسى‌

عدالت- عدالت سياسى، قضايى، اجتماعى و اقتصادى- يكى از آرمان‌ها، خواست‌ها و آرزوهايى است كه بنى آدم در طول تاريخ به آن توجّه داشته و در تمامى عرصه‌هاى زندگى به آن نيازمند بوده است. اين نياز حقيقى و دائمى انسان‌ها، تنها در حكومت جهانى مهدوى عليه السّلام، برآورده شده و عدل و قسط و مساوات، نماد اصلى حكومت او خواهد بود «يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»[4]و ....

عدالت، روح حاكم بر تمامى عملكردها و برنامه‌هاى اين دولت است و نشان آن را مى‌توان در بيشتر اين كاركردها ديد. تعريف پذيرفتنى از عدالت عبارت است از:

«عدالت، به‌معناى قرار دادن هرچيز در جاى خويش و حق را به حق‌دار رساندن و ايفاى اهليت و رعايت استحقاق‌ها است».[5]

اساس حكم و حكومت در قرآن، ايجاد قسط و عدل در جامعه است و فلسفه بعثت انبيا، استقرار عدالت و گسترش آن دانسته شده است. عدالت را مى‌توان در چهار عرصه‌

[1].« ... يأخذ الوالي من غيرها عمالها على مساوئ أعمالها و تخرج له الارض أفاليذ كبدها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[2].« فيستشير المهدى اصحابه»: على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 207.

[3].« ... ليعزلنّ عنكم امراء الجور و ليطهّرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 120.

[4]. كلينى، كافى، ج 1، ص 338؛ طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449.

[5]. بهران اخوان كاظمى، عدالت در انديشه‌هاى سياسى اسلام،( قم: بوستان كتاب، 1382)، ص 354.


صفحه 298

قابل تبيين دانست: الف. در تكوين و نظام خلقت؛ ب. در تشريع و قانون‌گذارى؛ ج. تدبير و نظام اجرايى؛ د. منش و روش زندگى فردى و اجتماعى.[1]

قرآن، همه مؤمنان را فرا مى‌خواند كه سخت كمر همت بربندند و با تمام توان بكوشند تا قسط را در جامعه نهادينه سازند. توصيه‌هاى مكرّر قرآن به قسط و عدل، بدان سبب است كه در جامعه تهى از عدالت، شايستگى‌ها و استحقاق افراد رعايت نمى‌شود و چنين محيطى نه تنها بستر مساعدى براى تكامل معنوى آدمى- كه غايت قصواى آفرينش است- نخواهد بود؛ بلكه زمينه مناسبى براى رشد و تكثير رذايل اخلاقى، عقده‌هاى فروخورده روانى و تهديدى جدّى براى بهشت و سلامت روحى اعضاى اجتماع به شمار مى‌آيد.[2]

از طرفى قرآن، تبعيض و بى‌عدالتى را از جمله عوامل سقوط تمدن‌ها معرفى كرده است و اين امر در جامعه پيشاظهور به صورت مشكلى عمومى و جهانى درمى‌آيد و بى‌عدالتى، ظلم، تجاوز و بيدادگرى، فراگير و گسترده مى‌شود. در اينجا است كه خداوند به دست مهدى موعود، جهان را از عدل آكنده ساخته و ريشه ظلم و ستم را برخواهد كند. مهدى خواهد آمد و جايگاه بايسته هريك از حقوق را روشن خواهد ساخت و آفاق پنهان عدالت را آشكار خواهد كرد. ايجاد عدالت، اقدام اصلى و سرلوحه برنامه‌هاى امام مهدى (عج) است. «عدل» رعايت دقيق حق و حقوق مردم و برابرى آنان در برخوردارى از حقوق و منافع مشروع و معقول خويش است؛ چنان‌كه ظلم، زيرپا نهادن حق و حقوق ديگران و نابرابرى و تبعيض در برخوردارى هركس از سهم و حق خويش است. در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى، عامل اصلى حيات و زندگى انسان، اصل عدالت و عدل است و امام مهدى (عج) پس از ظهور و پيروزى، توجّه ويژه‌اى به آن خواهد داشت؛ چنان‌كه در دعاى ماه رمضان، آن حضرت، «عدل»

[1]. بهرام اخوان كاظمى، عدالت در نظام سياسى اسلام،( تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه معاصر، 1381)، ص 23 و 24.

[2]. ر. ك: مرتضى مطهرى، بيست گفتار،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1361)، صص 80- 100.


صفحه 299

ناميده شده است: «و العدل المنتظر». عدالت امام مهدى ابعاد و وجوه مختلفى دارد كه به يكى از آنها اشاره مى‌شود. البته در قسمت‌هاى ديگر پژوهش نيز به بحث عدالت (قضايى، اجتماعى و اقتصادى) پرداخته خواهد شد.

عدالت سياسى‌

در اين بعد، امام مهدى و زمامداران و كارگزاران او، عادل و دادگر هستند و به كسى ظلم و ستم نمى‌كنند و حق كس را پايمال نمى‌سازند. از زور و استعباد خلق به دور و با ظالمان و ستمگران دشمن و ناسازگار هستند. امير مؤمنان عليه السّلام درباره عدل امام مهدى (عج) مى‌فرمايد: «روش عادلانه در حكومت حق را به شما مى‌نماياند و كتاب خدا و سنّت پيامبر را زنده مى‌كند».[1]پيامبر صلى اللّه عليه و اله نيز مى‌فرمايد: «مهدى (عج) چنان عدالتى در جامعه برپا مى‌كند كه زندگان آرزو مى‌كنند كاش مردگانشان زنده مى‌بودند و از عدالت او بهره‌مند مى‌شدند».[2]

حضرت مهدى (عج) عدالت را با محبت و مهرورزى به مردم آكنده ساخته و با شفقتى پدرانه، عدالت و قسط را تا عمق خانه‌ها و جان‌هاى مردم مى‌گستراند: «بدانيد به خدا سوگند! همان‌طور كه سرما و گرما به خانه‌هاى مردم نفوذ مى‌كند، عدالت او به درون خانه‌هايشان راه مى‌يابد».[3]

يكى ديگر از وجوه «عدالت سياسى»، توزيع قدرت و مناصب سياسى، بر حسب استحقاق، شايستگى و كارآمدى افراد است و چنان‌كه گذشت امام مهدى (عج) كارگزاران و زمامداران جهان را از افرادى صالح، شايسته، پاكدامن، دانشمند و دادگر

[1].« فيريكم كيف عدل السيرة و يحيى ميت الكتاب و السنّة»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[2].« فيملأ به الأرض قسطا و عدلا .... حتّى تمنّى الاحياء الأموات تعيش في ذلك ...»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 639؛ على بن يونس نيلى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 342؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 250؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 250.

[3].« اما و اللّه! ليدخلنّ عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ و القرّ»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 297، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 544، ح 529؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 362، ح 131.


صفحه 300

انتخاب و دستورات اكيدى مبنى بر رعايت عدالت ارائه خواهد كرد.

آن حضرت در روايات با عنوان «قائد عادل» و «سلطان عادل» ياد شده كه جهان را آكنده از عدل و داد خواهد كرد. شخصى از امام صادق عليه السّلام درباره «سلطان عادل» پرسيد و آن حضرت ضمن برشمردن امامان معصوم، به حضرت مهدى (عج) اشاره فرمود:

«السلطان العادل .... هو سلطان بعد سلطان إلى أن ينتهى إلى السلطان الثانى عشر».[1]

در روايات زيادى آمده است: «زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود».[2]درباره آن حضرت آمده است: «رهبر عادل و نگهبان آنچه كه به او به امانت داده شده است».[3]

دولت امام مهدى، بر رفع ظلم و ستم و حكومت عادلانه استوار است؛ چنان‌كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «چون قيام كند به عدالت داورى مى‌كند و در زمان او ستم ريشه كن مى‌شود و راه‌ها امن مى‌گردد و زمين بركت‌هاى خود را ظاهر مى‌كند و هر حقّى به صاحب حقّ برمى‌گردد و پيرو هيچ آيينى نمى‌ماند، جز اينكه به اسلام مى‌گرود و به آن ايمان مى‌آورد».[4]

1- 3. عملكرد قضايى‌

يكى ديگر از كاركردهاى مهم حكومت حضرت مهدى (عج)، توجّه به امر قضاوت و دادگرى است. در آن عصر دستگاه قضايى به‌معناى واقعى پناهگاه و ملجأ

[1]. لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، 365، ح 16.

[2].« يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 338؛ احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 173 و 174؛ محمّد بن على بابويه( شيخ صدوق)، امالى، ص 26؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 189 و ....

[3].« القائد العادل الحافظ لما استودع»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269، ح 158.

[4].« إذا قام حكم بالعدل و أرتفع في أيّامه الجور و أمنت به السبل و أخرجت الأرض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى أهله و لم يبق أهل دين حتّى يظهروا الإسلام و يعترفوا بالايمان»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 301

مظلومان و دادخواهان و محل مبارزه با فاسدان و تبه‌كاران است. در رابطه با عملكرد قضايى حضرت مهدى توجّه به امور زير بايسته است:

يكم. براى مبارزه با فساد، تباهى و ظلم و جور، تقويت پايه‌هاى ايمان و اخلاق و ترويج ارزش‌هاى معنوى و انسانى ضرورى است. باتوجّه به ويژگى دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، اين امر، اهميّت و برجستگى خاصى در آن عصر دارد و مهم‌ترين و اصلى‌ترين كارويژه آن دولت، از بين بردن زمينه‌ها و عوامل فساد، انحراف و ستم، از طريق اصلاح رفتارها، تزكيه و تهذيب نفوس، احياى جامعه مرده، تقويت ايمان و معرفت، پرورش فضايل اخلاقى و ... است. اين انگاره باعث از بين رفتن زمينه‌ها، عوامل و شكل‌هاى مختلف و فساد و ستم در جامعه آرمانى مهدوى است.

دوّم. وجود يك سيستم صحيح و نيرومند قضايى و احاطه و علم قاضيان- به خصوص خود امام مهدى (عج)- تأثير فراوانى در از بين رفتن ناهنجارى‌ها و كژى‌هاى جامعه دارد كه نظير آن كمتر در جامعه‌اى مشاهده شده است. اين دستگاه قضايى سالم و كاملا آگاه و مسلّط، حقوق مردم را به آنان بازمى‌گرداند و ستمگران و فاسدان را محاكمه و مجازات مى‌كند.

سوّم. قضاوت امام عصر عليه السّلام، در بين مردم نسبت به قضاوت‌هاى اجداد طاهرين آن بزرگوار عليه السّلام، امتيازى خاص دارد و آن اين است كه ايشان با دانش و اطلاعشان نسبت به حوادث و وقايع قضاوت مى‌كند و منتظر شهادت شاهدان و دلايلى كه ادّعا را ثابت كنند، نمى‌ماند. البته چنان‌كه در بخش قبلى گذشت، مهم‌ترين شاخصه و كارويژه حكومت مهدوى، عدالت و دادگرى آن است و اين امر موجب جلوگيرى از تضييع حقوق مردم مى‌شود.

چهارم. با تحقّق عدالت اجتماعى و رفع نزاع‌ها، كشمكش‌ها و زياده‌خواهى‌ها و استغناى واقعى مردم، زمينه بسيارى از مفاسد و تباهى‌ها از بين مى‌رود و نياز به دخالت قضايى كمتر مى‌شود.

مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى زير در رابطه با عملكرد قضايى حكومت مهدوى عليه السّلام قابل‌


صفحه 302

ارائه است:

الف. تأمين عدالت قضايى: عدالت قضايى (دادگرى) در دوران ظهور، به‌طور جدّ رعايت گشته و حقوق ضعيفان و مظلومان، پايمال نخواهد شد. آن حضرت ترازوى عدالت را در جامعه برپا ساخته و بر رفتار قضاوت به دقّت نظارت نموده و با متخلفان برخورد شديد خواهد كرد. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: « [مهدى‌] قاضيان زشت‌كار [و بيدادگر] را كنار مى‌زند و دست سازش‌كاران را از سر مردم كوتاه مى‌كند. زمامداران ستم پيشه را عزل كرده و زمين را از هرچه انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[1]

چنان‌كه گذشت آن حضرت خود به عدالت، حكم و داورى خواهد كرد (حكم بالعدل).[2]اميرمؤمنان عليه السّلام فرموده است: «او همان خورشيدى است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر مى‌شود؛ پس زمين را پاكيزه مى‌سازد و ترازوى عدالت را مى‌گستراند، ديگر كسى به كسى ستم نمى‌كند».[3]

رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نيز فرموده است: «در دوران [حكومتش‌] جز به هنگام اجراى حدود الهى، كسى را مورد ضرب قرار نمى‌دهد. خداوند همه بدعت‌ها را به وسيله او نابود مى‌سازد و همه فتنه‌ها را به دست او از ميان برمى‌دارد».[4]

ب. اجراى حدود و احكام الهى: احكام و حدود الهى، براى سعادت و نجات انسان‌ها است و تخطّى از آن موجب هرج‌ومرج در جامعه و كند شدن حركت آن به سوى تعالى و تكامل اخلاقى مى‌شود. دقّت در اجراى اين حدود، باعث مى‌شود كه‌

[1].« لينزعنّ عنكم قضاة السوء و ليقبضنّ عنكم المراضين و ليعزلنّ عليكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2]. محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 338 و ...

[3].« هو الشّمس الطالعة من مغربها، يظهر عند الركن و المقام، فيطهّر الارض و يضع ميزان العدل فلا يظلم احد احدا»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 77 و ج 2، 527؛ سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1137؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 194، ح 26.

[4].« ... لا يقرع أحدا في ولايته بسوط إلّا في حدّ، يمحو اللّه به البدع كلّها و يميت الفتن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 603؛ به نقل از: الملاحم و الفتن، ص 108.


صفحه 303

جامعه از ناراستى‌ها و كژى‌ها پيراسته شود و زمينه‌هاى مفاسد و تباهى كم گردد: «...

مهدى (عج)، حدود الهى را اجرا مى‌كند و به حكم خدا داورى مى‌نمايد».[1]

ج. داورى براساس كتاب‌هاى آسمانى: «آن‌گاه در ميان اهل تورات به تورات، در ميان اهل انجيل به انجيل، در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن به قرآن حكم مى‌كند».[2]

د. قضاوت داودى و سليمانى: «... آن‌گاه منادى ندا مى‌دهد: اين مهدى است كه چون داود و سليمان قضاوت مى‌كند و در قضاوت كردن احتياجى به دليل و شاهد ندارد»[3]و نيز: «وقتى قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، به حكم داود حكم مى‌كند ...».[4]

ه. عدم درخواست بيّنه و گواه: «زمانى كه قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله فرمانروا شود، در ميان مردم به حكم داود، داورى مى‌كند و نيازى به شاهد و گواه ندارد. در هر موردى خداوند، حكم واقعى را به او الهام مى‌كند و او براساس علم خود قضاوت مى‌نمايد و هر قومى را از اجتهاد و استنباطشان خبر مى‌دهد. دوست و دشمن خود را با نشان الهى مى‌شناسد ...»[5]و نيز: «دنيا به پايان نمى‌رسد تا اينكه مردى از ما اهل‌بيت، خروج مى‌كند.

[1].« ... يقيم حدود اللّه و يحكم بحكم اللّه»: محمّد بن على بن بابويه قمى( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 155؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 63؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 403.

[2].« يحكم بين اهل التوراة بالتوراة و بين اهل الانجيل بالانجيل و بين اهل الزبور بالزّبور و بين اهل القرآن بالقرآن ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 351.

[3].« ... ثمّ يأمر مناديا فينادى: هذا المهدى يقضى بقضاء داود و سليمان لا يسأل على ذلك بيّنة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 649، ح 43؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 671، ح 9؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 313، ح 5.

[4].« إذا قام قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بحكم داود لا يسأل بيّنة»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 397؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 27، ص 231، ح 33660؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 365، ح 21587.

[5].« إذا حكم قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بين النّاس بحكم داود، فلا يحتاج إلى بيّنة، فيلهمه اللّه تعالى فيحكم بعلمه و يخبر كلّ قوم بما استنبطوه و يعرف وليّه من عدوّه بالتوسم»: محمد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 386؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 414؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 364.