بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 297

حكومت‌ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد ...».[1]

ه. مشاوره و نظرخواهى: حضرت مهدى (عج) اعلم و احكم مردم است؛ با اين حال در اداره كشور، استبداد رأى ندارد و با ياران و بزرگان مشورت مى‌كند:

«مهدى (عج) با ياران خود مشورت مى‌كند».[2]

و. عزل حاكمان ستمگر: « [امام مهدى‌]، حكمرانان ستم‌پيشه را عزل مى‌كند و زمين را از هر انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[3]

1- 2. رعايت عدالت سياسى‌

عدالت- عدالت سياسى، قضايى، اجتماعى و اقتصادى- يكى از آرمان‌ها، خواست‌ها و آرزوهايى است كه بنى آدم در طول تاريخ به آن توجّه داشته و در تمامى عرصه‌هاى زندگى به آن نيازمند بوده است. اين نياز حقيقى و دائمى انسان‌ها، تنها در حكومت جهانى مهدوى عليه السّلام، برآورده شده و عدل و قسط و مساوات، نماد اصلى حكومت او خواهد بود «يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»[4]و ....

عدالت، روح حاكم بر تمامى عملكردها و برنامه‌هاى اين دولت است و نشان آن را مى‌توان در بيشتر اين كاركردها ديد. تعريف پذيرفتنى از عدالت عبارت است از:

«عدالت، به‌معناى قرار دادن هرچيز در جاى خويش و حق را به حق‌دار رساندن و ايفاى اهليت و رعايت استحقاق‌ها است».[5]

اساس حكم و حكومت در قرآن، ايجاد قسط و عدل در جامعه است و فلسفه بعثت انبيا، استقرار عدالت و گسترش آن دانسته شده است. عدالت را مى‌توان در چهار عرصه‌

[1].« ... يأخذ الوالي من غيرها عمالها على مساوئ أعمالها و تخرج له الارض أفاليذ كبدها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[2].« فيستشير المهدى اصحابه»: على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 207.

[3].« ... ليعزلنّ عنكم امراء الجور و ليطهّرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 120.

[4]. كلينى، كافى، ج 1، ص 338؛ طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449.

[5]. بهران اخوان كاظمى، عدالت در انديشه‌هاى سياسى اسلام،( قم: بوستان كتاب، 1382)، ص 354.


صفحه 298

قابل تبيين دانست: الف. در تكوين و نظام خلقت؛ ب. در تشريع و قانون‌گذارى؛ ج. تدبير و نظام اجرايى؛ د. منش و روش زندگى فردى و اجتماعى.[1]

قرآن، همه مؤمنان را فرا مى‌خواند كه سخت كمر همت بربندند و با تمام توان بكوشند تا قسط را در جامعه نهادينه سازند. توصيه‌هاى مكرّر قرآن به قسط و عدل، بدان سبب است كه در جامعه تهى از عدالت، شايستگى‌ها و استحقاق افراد رعايت نمى‌شود و چنين محيطى نه تنها بستر مساعدى براى تكامل معنوى آدمى- كه غايت قصواى آفرينش است- نخواهد بود؛ بلكه زمينه مناسبى براى رشد و تكثير رذايل اخلاقى، عقده‌هاى فروخورده روانى و تهديدى جدّى براى بهشت و سلامت روحى اعضاى اجتماع به شمار مى‌آيد.[2]

از طرفى قرآن، تبعيض و بى‌عدالتى را از جمله عوامل سقوط تمدن‌ها معرفى كرده است و اين امر در جامعه پيشاظهور به صورت مشكلى عمومى و جهانى درمى‌آيد و بى‌عدالتى، ظلم، تجاوز و بيدادگرى، فراگير و گسترده مى‌شود. در اينجا است كه خداوند به دست مهدى موعود، جهان را از عدل آكنده ساخته و ريشه ظلم و ستم را برخواهد كند. مهدى خواهد آمد و جايگاه بايسته هريك از حقوق را روشن خواهد ساخت و آفاق پنهان عدالت را آشكار خواهد كرد. ايجاد عدالت، اقدام اصلى و سرلوحه برنامه‌هاى امام مهدى (عج) است. «عدل» رعايت دقيق حق و حقوق مردم و برابرى آنان در برخوردارى از حقوق و منافع مشروع و معقول خويش است؛ چنان‌كه ظلم، زيرپا نهادن حق و حقوق ديگران و نابرابرى و تبعيض در برخوردارى هركس از سهم و حق خويش است. در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى، عامل اصلى حيات و زندگى انسان، اصل عدالت و عدل است و امام مهدى (عج) پس از ظهور و پيروزى، توجّه ويژه‌اى به آن خواهد داشت؛ چنان‌كه در دعاى ماه رمضان، آن حضرت، «عدل»

[1]. بهرام اخوان كاظمى، عدالت در نظام سياسى اسلام،( تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه معاصر، 1381)، ص 23 و 24.

[2]. ر. ك: مرتضى مطهرى، بيست گفتار،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1361)، صص 80- 100.


صفحه 299

ناميده شده است: «و العدل المنتظر». عدالت امام مهدى ابعاد و وجوه مختلفى دارد كه به يكى از آنها اشاره مى‌شود. البته در قسمت‌هاى ديگر پژوهش نيز به بحث عدالت (قضايى، اجتماعى و اقتصادى) پرداخته خواهد شد.

عدالت سياسى‌

در اين بعد، امام مهدى و زمامداران و كارگزاران او، عادل و دادگر هستند و به كسى ظلم و ستم نمى‌كنند و حق كس را پايمال نمى‌سازند. از زور و استعباد خلق به دور و با ظالمان و ستمگران دشمن و ناسازگار هستند. امير مؤمنان عليه السّلام درباره عدل امام مهدى (عج) مى‌فرمايد: «روش عادلانه در حكومت حق را به شما مى‌نماياند و كتاب خدا و سنّت پيامبر را زنده مى‌كند».[1]پيامبر صلى اللّه عليه و اله نيز مى‌فرمايد: «مهدى (عج) چنان عدالتى در جامعه برپا مى‌كند كه زندگان آرزو مى‌كنند كاش مردگانشان زنده مى‌بودند و از عدالت او بهره‌مند مى‌شدند».[2]

حضرت مهدى (عج) عدالت را با محبت و مهرورزى به مردم آكنده ساخته و با شفقتى پدرانه، عدالت و قسط را تا عمق خانه‌ها و جان‌هاى مردم مى‌گستراند: «بدانيد به خدا سوگند! همان‌طور كه سرما و گرما به خانه‌هاى مردم نفوذ مى‌كند، عدالت او به درون خانه‌هايشان راه مى‌يابد».[3]

يكى ديگر از وجوه «عدالت سياسى»، توزيع قدرت و مناصب سياسى، بر حسب استحقاق، شايستگى و كارآمدى افراد است و چنان‌كه گذشت امام مهدى (عج) كارگزاران و زمامداران جهان را از افرادى صالح، شايسته، پاكدامن، دانشمند و دادگر

[1].« فيريكم كيف عدل السيرة و يحيى ميت الكتاب و السنّة»: نهج البلاغه، خطبه 138.

[2].« فيملأ به الأرض قسطا و عدلا .... حتّى تمنّى الاحياء الأموات تعيش في ذلك ...»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 639؛ على بن يونس نيلى، الصراط المستقيم، ج 2، ص 342؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 250؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 250.

[3].« اما و اللّه! ليدخلنّ عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ و القرّ»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 297، ح 1؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 544، ح 529؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 362، ح 131.


صفحه 300

انتخاب و دستورات اكيدى مبنى بر رعايت عدالت ارائه خواهد كرد.

آن حضرت در روايات با عنوان «قائد عادل» و «سلطان عادل» ياد شده كه جهان را آكنده از عدل و داد خواهد كرد. شخصى از امام صادق عليه السّلام درباره «سلطان عادل» پرسيد و آن حضرت ضمن برشمردن امامان معصوم، به حضرت مهدى (عج) اشاره فرمود:

«السلطان العادل .... هو سلطان بعد سلطان إلى أن ينتهى إلى السلطان الثانى عشر».[1]

در روايات زيادى آمده است: «زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد؛ همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود».[2]درباره آن حضرت آمده است: «رهبر عادل و نگهبان آنچه كه به او به امانت داده شده است».[3]

دولت امام مهدى، بر رفع ظلم و ستم و حكومت عادلانه استوار است؛ چنان‌كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «چون قيام كند به عدالت داورى مى‌كند و در زمان او ستم ريشه كن مى‌شود و راه‌ها امن مى‌گردد و زمين بركت‌هاى خود را ظاهر مى‌كند و هر حقّى به صاحب حقّ برمى‌گردد و پيرو هيچ آيينى نمى‌ماند، جز اينكه به اسلام مى‌گرود و به آن ايمان مى‌آورد».[4]

1- 3. عملكرد قضايى‌

يكى ديگر از كاركردهاى مهم حكومت حضرت مهدى (عج)، توجّه به امر قضاوت و دادگرى است. در آن عصر دستگاه قضايى به‌معناى واقعى پناهگاه و ملجأ

[1]. لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، 365، ح 16.

[2].« يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 338؛ احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 173 و 174؛ محمّد بن على بابويه( شيخ صدوق)، امالى، ص 26؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 189 و ....

[3].« القائد العادل الحافظ لما استودع»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269، ح 158.

[4].« إذا قام حكم بالعدل و أرتفع في أيّامه الجور و أمنت به السبل و أخرجت الأرض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى أهله و لم يبق أهل دين حتّى يظهروا الإسلام و يعترفوا بالايمان»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 301

مظلومان و دادخواهان و محل مبارزه با فاسدان و تبه‌كاران است. در رابطه با عملكرد قضايى حضرت مهدى توجّه به امور زير بايسته است:

يكم. براى مبارزه با فساد، تباهى و ظلم و جور، تقويت پايه‌هاى ايمان و اخلاق و ترويج ارزش‌هاى معنوى و انسانى ضرورى است. باتوجّه به ويژگى دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، اين امر، اهميّت و برجستگى خاصى در آن عصر دارد و مهم‌ترين و اصلى‌ترين كارويژه آن دولت، از بين بردن زمينه‌ها و عوامل فساد، انحراف و ستم، از طريق اصلاح رفتارها، تزكيه و تهذيب نفوس، احياى جامعه مرده، تقويت ايمان و معرفت، پرورش فضايل اخلاقى و ... است. اين انگاره باعث از بين رفتن زمينه‌ها، عوامل و شكل‌هاى مختلف و فساد و ستم در جامعه آرمانى مهدوى است.

دوّم. وجود يك سيستم صحيح و نيرومند قضايى و احاطه و علم قاضيان- به خصوص خود امام مهدى (عج)- تأثير فراوانى در از بين رفتن ناهنجارى‌ها و كژى‌هاى جامعه دارد كه نظير آن كمتر در جامعه‌اى مشاهده شده است. اين دستگاه قضايى سالم و كاملا آگاه و مسلّط، حقوق مردم را به آنان بازمى‌گرداند و ستمگران و فاسدان را محاكمه و مجازات مى‌كند.

سوّم. قضاوت امام عصر عليه السّلام، در بين مردم نسبت به قضاوت‌هاى اجداد طاهرين آن بزرگوار عليه السّلام، امتيازى خاص دارد و آن اين است كه ايشان با دانش و اطلاعشان نسبت به حوادث و وقايع قضاوت مى‌كند و منتظر شهادت شاهدان و دلايلى كه ادّعا را ثابت كنند، نمى‌ماند. البته چنان‌كه در بخش قبلى گذشت، مهم‌ترين شاخصه و كارويژه حكومت مهدوى، عدالت و دادگرى آن است و اين امر موجب جلوگيرى از تضييع حقوق مردم مى‌شود.

چهارم. با تحقّق عدالت اجتماعى و رفع نزاع‌ها، كشمكش‌ها و زياده‌خواهى‌ها و استغناى واقعى مردم، زمينه بسيارى از مفاسد و تباهى‌ها از بين مى‌رود و نياز به دخالت قضايى كمتر مى‌شود.

مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى زير در رابطه با عملكرد قضايى حكومت مهدوى عليه السّلام قابل‌


صفحه 302

ارائه است:

الف. تأمين عدالت قضايى: عدالت قضايى (دادگرى) در دوران ظهور، به‌طور جدّ رعايت گشته و حقوق ضعيفان و مظلومان، پايمال نخواهد شد. آن حضرت ترازوى عدالت را در جامعه برپا ساخته و بر رفتار قضاوت به دقّت نظارت نموده و با متخلفان برخورد شديد خواهد كرد. امام على عليه السّلام مى‌فرمايد: « [مهدى‌] قاضيان زشت‌كار [و بيدادگر] را كنار مى‌زند و دست سازش‌كاران را از سر مردم كوتاه مى‌كند. زمامداران ستم پيشه را عزل كرده و زمين را از هرچه انسان نيرنگ‌باز و فريبكار پاك مى‌سازد».[1]

چنان‌كه گذشت آن حضرت خود به عدالت، حكم و داورى خواهد كرد (حكم بالعدل).[2]اميرمؤمنان عليه السّلام فرموده است: «او همان خورشيدى است كه از مغرب طلوع خواهد كرد، در ميان ركن و مقام ظاهر مى‌شود؛ پس زمين را پاكيزه مى‌سازد و ترازوى عدالت را مى‌گستراند، ديگر كسى به كسى ستم نمى‌كند».[3]

رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نيز فرموده است: «در دوران [حكومتش‌] جز به هنگام اجراى حدود الهى، كسى را مورد ضرب قرار نمى‌دهد. خداوند همه بدعت‌ها را به وسيله او نابود مى‌سازد و همه فتنه‌ها را به دست او از ميان برمى‌دارد».[4]

ب. اجراى حدود و احكام الهى: احكام و حدود الهى، براى سعادت و نجات انسان‌ها است و تخطّى از آن موجب هرج‌ومرج در جامعه و كند شدن حركت آن به سوى تعالى و تكامل اخلاقى مى‌شود. دقّت در اجراى اين حدود، باعث مى‌شود كه‌

[1].« لينزعنّ عنكم قضاة السوء و ليقبضنّ عنكم المراضين و ليعزلنّ عليكم امراء الجور و ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 23.

[2]. محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 338 و ...

[3].« هو الشّمس الطالعة من مغربها، يظهر عند الركن و المقام، فيطهّر الارض و يضع ميزان العدل فلا يظلم احد احدا»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 77 و ج 2، 527؛ سعيد بن هبة اللّه راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1137؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 194، ح 26.

[4].« ... لا يقرع أحدا في ولايته بسوط إلّا في حدّ، يمحو اللّه به البدع كلّها و يميت الفتن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 603؛ به نقل از: الملاحم و الفتن، ص 108.


صفحه 303

جامعه از ناراستى‌ها و كژى‌ها پيراسته شود و زمينه‌هاى مفاسد و تباهى كم گردد: «...

مهدى (عج)، حدود الهى را اجرا مى‌كند و به حكم خدا داورى مى‌نمايد».[1]

ج. داورى براساس كتاب‌هاى آسمانى: «آن‌گاه در ميان اهل تورات به تورات، در ميان اهل انجيل به انجيل، در ميان اهل زبور به زبور و در ميان اهل قرآن به قرآن حكم مى‌كند».[2]

د. قضاوت داودى و سليمانى: «... آن‌گاه منادى ندا مى‌دهد: اين مهدى است كه چون داود و سليمان قضاوت مى‌كند و در قضاوت كردن احتياجى به دليل و شاهد ندارد»[3]و نيز: «وقتى قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله قيام مى‌كند، به حكم داود حكم مى‌كند ...».[4]

ه. عدم درخواست بيّنه و گواه: «زمانى كه قائم آل محمد صلى اللّه عليه و اله فرمانروا شود، در ميان مردم به حكم داود، داورى مى‌كند و نيازى به شاهد و گواه ندارد. در هر موردى خداوند، حكم واقعى را به او الهام مى‌كند و او براساس علم خود قضاوت مى‌نمايد و هر قومى را از اجتهاد و استنباطشان خبر مى‌دهد. دوست و دشمن خود را با نشان الهى مى‌شناسد ...»[5]و نيز: «دنيا به پايان نمى‌رسد تا اينكه مردى از ما اهل‌بيت، خروج مى‌كند.

[1].« ... يقيم حدود اللّه و يحكم بحكم اللّه»: محمّد بن على بن بابويه قمى( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 1، ص 155؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 63؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 403.

[2].« يحكم بين اهل التوراة بالتوراة و بين اهل الانجيل بالانجيل و بين اهل الزبور بالزّبور و بين اهل القرآن بالقرآن ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 26؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 351.

[3].« ... ثمّ يأمر مناديا فينادى: هذا المهدى يقضى بقضاء داود و سليمان لا يسأل على ذلك بيّنة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 2، ص 649، ح 43؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 671، ح 9؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 313، ح 5.

[4].« إذا قام قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بحكم داود لا يسأل بيّنة»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 397؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 27، ص 231، ح 33660؛ حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 365، ح 21587.

[5].« إذا حكم قائم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله حكم بين النّاس بحكم داود، فلا يحتاج إلى بيّنة، فيلهمه اللّه تعالى فيحكم بعلمه و يخبر كلّ قوم بما استنبطوه و يعرف وليّه من عدوّه بالتوسم»: محمد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 386؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 466؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 414؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 17، ص 364.


صفحه 304

[او] همچون داود حكم مى‌كند و از مردم شاهد و دليل نمى‌خواهد».[1]

مراد از «حكم داودى» ممكن است اين باشد كه حضرت مهدى (عج) در قضايا براساس اطلاع به واقع و آگاهى از حقيقت داورى نموده و بر ظاهر امور اعتماد نخواهد كرد.

و. نوآورى در قضاوت (براساس علم الهى و فهم واقعيات): «هرگاه قائم قيام كنند، سه حكم خواهد كرد كه احدى پيش از او نكرده است: پيرزناكار و [مرد] مانع الزكات را مى‌كشد و به برادرانى كه در عالم اشباه (عالم ذر) برادر بودند، إرث مى‌دهد».[2]«... در مورد دو چيز بدون درخواست شاهد و دليل، به حكم خدا درباره آنها حكم خواهد كرد: زناكار متأهل را سنگسار مى‌كند و كسى كه زكات نمى‌دهد، گردنش را مى‌زند».[3]

ز. اعجاز و پيشرفت در قضاوت: «هنگامى‌كه قائم قيام مى‌كند، در هريك از مناطق جهان، فردى را برگزيده، به آنجا مى‌فرستد و به او مى‌گويد: پيمان تو به دست تو است.

اگر با مطالبى مواجه شدى كه آن‌را نفهميدى و نحوه قضاوت را در موردش ندانستى، به دست خود نگاه كن و به آنچه در آن است عمل نما».[4]

[1].« لن تذهب الدنيا حتّى يخرج رجل منّا اهل‌البيت، يحكم بحكم داود لا يسأل النّاس بينة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 319، ح 21؛ محمّد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات، ح 52، ص 319، ح 21.

[2].« لو قد قام القائم لحكم بثلاث لم يحكم بها أحد قبله: يقتل الشيخ الزانى و يقتل مانع الزكاة و يورث الأخ أخاه في الأظلّة»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، الخصال، ج 1، ص 169، ح 223؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 309، ح 2؛ و نيز ر. ك: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243.

[3].« ... حكم فيهما بحكم اللّه لا يريد عليهما بيّنة: الزانى المحصن يرجمه و مانع الزكاة يضرب عنقه»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 493، ح 243؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 371، ح 162.

[4].« إذا قام القائم بعث في اقاليم الارض في كلّ اقليم رجلا يقول: عهدك في كفّك فاذا ورد عليك ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فيه، فانظر إلى كفّك و أعمل بما فيها»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 319، ح 8؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 249؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 52، ص 365، ح 144.