امام على عليه السّلام نيز وظايف و كارويژههاى زير را براى امام و پيشواى مردم بيان كرده است:
1. حفظ دين و تبليغ آن؛
2. اصلاح مردم و رفع نزاعها و درگيرىها؛
3. احياى سنّت و دين الهى؛
4. اقامه حدود و تكاليف الهى؛
5. كوشش در نصيحت و خيرخواهى و موعظه؛
6. گسترش عدالت و برابرى در جامعه؛
7. جهاد با دشمنان و محاربان؛
8. عزل و نصب واليان و كارگزاران حكومتى؛
9. تأمين حقوق اجتماعى؛
10. توزيع و تقسيم كالا و خدمات اجتماعى؛
11. مشورت و نظرخواهى از مردم؛
12. دادن سهم افراد از بيت المال و ....[1]
بر اين اساس، امام عليه السّلام ادامه دهنده راه و طريقه پيامبر خدا و جانشين و وصىّ او در ميان امت است و از اختيارات و مسؤوليتهاى او- به جز نبوّت و دريافت وحى- برخوردار است.
مهمترين اقدامات و برنامههاى امام مهدى (عج)- بهعنوان حاكم و پيشواى الهى- سياسى جهان و كارگزاران و عوامل حكومت جهانى در مؤلفه و انگارههاى زير تبيين و بررسى مىشود:
يك. كارويژه سياسى و اجتماعى
اين كارويژه، از مهمترين و بايستهترين وظايف و كاركردهاى يك دولت و براى
[1]. ر. ك: نهج البلاغه، خطبههاى 105، 164، 216، 34 و نامه 53 و 43؛ و نيز نگا: محسن مهاجرنيا، ساختار حكومت امام على عليه السّلام، دانشنامه امام على عليه السّلام، ج 6، ص 131 و 132.
تدبير و مديريت مسائل مربوط به سياست و اجتماع است. موضوعات مربوط به اداره سياست و حكومت، تنظيم قوانين، قضاوت و حكميت، تأمين عدالت و قسط، مسائل نظامى و امنيتى و ... در اين كارويژه قرار مىگيرد. دولتها، هركدام بنابر هدف و مقصود خاصى- كه اهم آن تدبير معيشت و امور دنيايى است- مديريت سياسى اجتماعى را برعهده دارند؛ اما اين انگاره در دولت امام مهدى (عج)، رنگوبوى ديگرى دارد.
در اين دولت، علاوه بر تدبير امور و مديريت و زعامت سياسى جهان (براى تدبير معيشت و سياست)؛ تمامى مسائل، سمت و سوى معنوى پيدا مىكند و امور اجرايى، سياسى، قضايى، تقنينى و ... براى رشد و بالندگى اخلاقى، تكامل معنوى و تعالى انسانها جريان مىيابد.
اين بدان علّت است كه جهان در عصر پيشاظهور، از وضعيت اسفناك و نابهنجارى برخوردار است و مشكلات و كاستىهاى سياسى- اجتماعى، زندگى بشرى را به تباهى مىكشاند. در اين دوران سخت، روابط انسانى و اجتماعى از هم مىگسلد (تصير الدنيا هرجا و مرجا)[1]و خانوادهها دچار بىثباتى- و تزلزل مىگردد. حرمتها شكسته و انگيزههاى غير انسانى بر روابط اجتماعى حاكم مىشود (تواخى النّاس على الفجور).[2]
روابط سياسى و اقتصادى، سودجويانه و استعمارى مىشود و حقوق مردم پايمال مىگردد. مردم همچون گرگى به جان هم مىافتند و ظلم و ستم حاكمان و زمامداران طاقتفرسا مىشود (تملأ الارض جورا و ظلما)[3]. گناهان بزرگى چون كاستن پيمانهها و ترازوها، كمفروشى و تجاوز به حقوق ديگران، رايج مىشود (اغنيائهم يسرقون زاد
[1]. محمّد باقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 380، ح 189.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 108.
[3]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 281؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 635؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 50؛ محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 431( با تفاوت در الفاظ).
الفقراء).[1]ستم و تباهى فراوان و منكر آشكار مىگردد و اشرار بر نيكان مسلّط مىشوند.
فاسقان بر مردم حكومت مىكنند و اشرار از ترس شرارت، مورد احترام مىباشند (إذا ساد القوم فاسقهم و كان زعيم القوم أرذلهم). كشتار به حدى فراوان مىشود كه مادران از آوردن اولاد غمگين مىشوند (يكثر القتل). حكومت با مشورت زنان، امارت كودكان و تدبير خواجگان اداره مىشود. در معاملات ربا مىگيرند و به عمل نامشروع تظاهر مىكنند. همسايه، همسايهاش را آزار و اذيت مىكند و كسى از آن جلوگيرى نمىكند.
افراد حيلهگر مقرّب و محترم مىشوند و اشخاص پست فاقد صلاحيت، سخنگو مىگردند. طلاق زياد مىشود و پدر و مادر سبك شمرده مىشوند. پيوند خويشاوندى قطع مىگردد و حيا و امانتدارى از بين مىرود. تكبّر و خودپرستى در اعمال دلها نفوذ مىكند و ثروتمندان مورد احترام قرار مىگيرند و ....[2]
حضرت مهدى (عج) پس از ظهور و قيام جهانى خود، با اين مشكلات و معضلات گوناگون روبهرو است. سيره و عملكرد حضرت در زعامت سياسى و اجتماعى جامعه، پيروى و الگوبردارى از سيره و عملكرد پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و اله و امير مؤمنان على عليه السّلام است.
اين خط و مشى باعث مىشود كه آن حضرت، كاملترين و شايستهترين نوع سياست و حكومت را به منصّه ظهور برساند و با از بين بردن موانع و كاستىها- كه فراروى دولت پيامبر صلى اللّه عليه و اله و حضرت على عليه السّلام و همه صالحان و پاكان بود- بتواند روش و عملكردى نو و مناسب با نيازهاى مادى و معنوى بشر اتخاذ كند. پس او تمامى وظايف و كارويژههاى بايسته امير و حاكم جهان (امام) را به نحو كامل و مطلوب تحت پوشش قرار مىدهد و سياست و دولت را در حدّ اعلاى خود به سامان مىرساند. امام خمينى در اين باره مىفرمايد:
«... ما كه از امام مهدى- كه قوه اجرايى اسلام است- صحبت مىكنيم ... ما حضرت مهدى (عج) را يكى از افرادى مىدانيم كه تابع اسلام است، تابع پيغمبر اسلام است؛ لكن تابعى است كه نور چشم پيغمبر اسلام است و اجرا مىكند اين مطالبى را كه حضرت رسول
[1]. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 11، ص 380.
[2]. ر. ك، كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، صص 705- 725.
اكرم صلى اللّه عليه و اله فرموده است».[1]
رسول گرامى اسلام مىفرمايد: «مهدى روش من را دنبال مىكند و هرگز از روش من بيرون نمىرود»[2]و «به سنّت من رفتار مىكند و خداوند بركت را بر او نازل مىكند ...»[3]و نيز: «همانا قائم آنگاه كه قيام فرمايد، لباس على عليه السّلام را بر تن و بر سيره او عمل مىكند».[4]
در عين حال آن حضرت امر و شيوههاى نوينى مانند رسول خدا صلى اللّه عليه و اله اتخاذ خواهد كرد: «چون قائم قيام مىكند، امر تازه و احكام تازه مىآورد؛ چنانكه رسول خدا در اوّل اسلام، مردم را به امر جديد دعوت كرد»[5]و نيز: «هنگامىكه قائم خروج مىكند، امر تازه، كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه با خود مىآورد ...».[6]
در اين قسمت كاركردها و عملكرد دولت مهدوى، بررسى و تبيين مىگردد:
1- 1. كاركرد سياسى- مديريتى
امام مهدى (عج) و حاكمان و كارگزاران منتخب او، امور اجرايى و سياسى جهان را در دست دارند و خود آن حضرت بهطور مستقيم تمامى اين امور را مديريت و رهبرى مىكند. مهمترين مسؤوليت امام عليه السّلام در اين زمينه نصب حاكمان و كارگزاران و ارائه
[1]. امام خمينى، صحيفه نور، ج 12، ص 286.
[2].« المهدى يقفو اثرى لا يخطئ»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 622، ح 2؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 564.
[3].« يعمل بسنّتى و ينزل اللّه البركة ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 472؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 82؛ مصطفى آل السيد كاظمى، بشارة الإسلام، ص 285.
[4].« ... إذا قام لبس ثياب على عليه السّلام و سار بسيرة على عليه السّلام»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافى، ج 1، ص 411، ح 4؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 40، ص 336، ح 18.
[5].« إذا قام القائم عليه السّلام جاء بأمر جديد، كما دعا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله في بدو الإسلام إلى امر جديد»: محمّد بن محمّد بن نعمان( شيخ مفيد)، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.
[6].« إذا خرج[ القائم] يقوم بأمر جديد و كتاب جديد و سنّة جديدة و قضاء جديد ...»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 254، ح 13؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 230؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 83.
رهنمودها و دستورالعملهاى سياسى و مديريتى براى آنان است:
الف. دستورات كشوردارى: «مهدى (عج) اصحاب خود را به همه كشورها پراكنده مىكند و به آنان دستور مىدهد كه به عدل و احسان رفتار كنند»[1]و نيز: «اميران و كارگزاران خود را به شهرها مىفرستد و دستور مىدهد كه عدالت را در ميان مردم پياده كنند».[2]
« [ياران خود را] فرمانروايان كشورهاى جهان مىگرداند و به آنان فرمان مىدهد كه شهرها را آباد سازند».[3]
امام مهدى (عج) تنها به ابعاد ظاهرى مديريت نگاه نمىكند؛ بلكه اخلاق و معنويت را در رأس امور مديريتى قرار مىدهد: «چون سلطنت آنها به پايان رسد، خداوند با مردى از ما اهلبيت عليه السّلام بر امّت محمّد صلى اللّه عليه و اله منّت مىنهد. به تقوا سفارش مىكند، از روى بصيرت و هدايت گام برمىدارد ...».[4]
ب. حقمدارى: مديريت در دولت مهدوى عليه السّلام تنها براى اداره امور و رفع مشكلات معمولى نيست؛ بلكه براى خدمت به مردم و احقاق حق آنان و دفع باطل است.
در اين دولت حقّ كسى پايمال نمىشود و كسى جانب باطل را نمىگيرد: «... خداوند به وسيله او درهاى حق را مىگشايد و درهاى باطل را مىبندد»[5]و نيز: «مهدى (عج) حق را
[1].« يفرق المهدى اصحابه في جميع البلدان و يأمرهم بالعدل و الاحسان ...»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650؛ على محمّد على دخيّل، الامام المهدى، ص 271.
[2].« فيبعث المهدى إلى امرائه بسائر الامصار بالعدل بين الناس ...»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 592؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 202.
[3].« ... يجعلهم حكّاما في الاقاليم و يأمرهم بعمران المدن»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 650؛ على محمد على دخيّل، الامام المهدى، ص 271.
[4].« فإذا انقرض ملكهم أتاح اللّه لأمّة محمّد برجل منّا أهلالبيت، يشير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا»: رضى الدين ابن طاوس، الاقبال،( تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1367)، ص 599 و 600؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 269؛ سيد مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 141.
[5].« ... يفتح اللّه به باب حق و يغلق به باب كلّ باطل»: ابن طاووس، الملاحم و الفتن،( نجف: 1382)، ج 2، ص 269.
احقاق مىكند و پشت كافران را درهم مىشكند»[1]و «حق را احقاق و باطل را ابطال مىكند».[2]
ج. نظارت و راهبرى: يكى از اركان اساسى مديريت، نظارت و كنترل رفتار كارگزاران و مديران است تا از حق و حدود الهى تجاوز نكنند و هرچه بيشتر و بهتر كارهاى مردم را سامان دهند. اين مسأله در دولت مهدوى به خوبى رعايت خواهد شد:
«براى او عمودى از نور از زمين تا آسمان نصب مىشود كه اعمال بندگان را در آن مىبيند»[3]و نيز: «هنگامىكه امور به صاحب امر (ع) منتهى شود، خداوند همه نقاط پست زمين را براى او پر مىكند و همه نقاط مرتفع جهان را براى او هموار مىسازد تا همه كره خاكى، همچون كف دست او در افق ديد او قرار بگيرد. اگر يكى از شما مويى در كف دست داشته باشد، مگر ممكن است كه از ديدن آن ناتوان باشيد؟! [همه جهان براى او چنين خواهد بود]».[4]
د. سختگيرى در مديريت: «مهدى (عج) بر مسؤولان كشورى بسيار سخت مىگيرد، بر بينوايان بسيار رئوف و مهربان است»[5]و نيز: «... عمّال و كارگزاران
[1].« يحق الحقّ بكلماته و يقطع دابر الكافرين»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 184، ح 35؛ فضل بن حسن طبرى، اعلام الورى، ص 40؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 95.
[2].« يحق الحقّ و يبطل الباطل»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 638.
[3].« ينصب له عمود من نور من الارض إلى السماء، يرى فيه اعمال العباد»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 647؛ على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 6، و نيز ر. ك: بحار الأنوار، ج 25، ص 169، ح 39.
[4].« إذا تناهت الأمور إلى صاحب هذا الأمر، رفع اللّه تعالى له كلّ منخفض من الأرض و خفض كلّ مرتفع حتّى تكون الدنيا عنده بمنزلة راحته، فأيكم لو كانت في راحته شعرة لم يبصرها»: محمّد بن على بن بابويه( شيخ صدوق)، كمال الدين، ج 2، ص 678؛ على بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 278؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار المضيئته، ص 199.
[5].« المهدىّ ... شديد على العمال رحيم بالمساكين»: عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 385، ح 4؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 86 و 173؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 608.
حكومتها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد ...».[1]
ه. مشاوره و نظرخواهى: حضرت مهدى (عج) اعلم و احكم مردم است؛ با اين حال در اداره كشور، استبداد رأى ندارد و با ياران و بزرگان مشورت مىكند:
«مهدى (عج) با ياران خود مشورت مىكند».[2]
و. عزل حاكمان ستمگر: « [امام مهدى]، حكمرانان ستمپيشه را عزل مىكند و زمين را از هر انسان نيرنگباز و فريبكار پاك مىسازد».[3]
1- 2. رعايت عدالت سياسى
عدالت- عدالت سياسى، قضايى، اجتماعى و اقتصادى- يكى از آرمانها، خواستها و آرزوهايى است كه بنى آدم در طول تاريخ به آن توجّه داشته و در تمامى عرصههاى زندگى به آن نيازمند بوده است. اين نياز حقيقى و دائمى انسانها، تنها در حكومت جهانى مهدوى عليه السّلام، برآورده شده و عدل و قسط و مساوات، نماد اصلى حكومت او خواهد بود «يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»[4]و ....
عدالت، روح حاكم بر تمامى عملكردها و برنامههاى اين دولت است و نشان آن را مىتوان در بيشتر اين كاركردها ديد. تعريف پذيرفتنى از عدالت عبارت است از:
«عدالت، بهمعناى قرار دادن هرچيز در جاى خويش و حق را به حقدار رساندن و ايفاى اهليت و رعايت استحقاقها است».[5]
اساس حكم و حكومت در قرآن، ايجاد قسط و عدل در جامعه است و فلسفه بعثت انبيا، استقرار عدالت و گسترش آن دانسته شده است. عدالت را مىتوان در چهار عرصه
[1].« ... يأخذ الوالي من غيرها عمالها على مساوئ أعمالها و تخرج له الارض أفاليذ كبدها ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.
[2].« فيستشير المهدى اصحابه»: على حائرى يزدى، الزام الناصب، ص 207.
[3].« ... ليعزلنّ عنكم امراء الجور و ليطهّرنّ الارض من كلّ غاش»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120، ح 120.
[4]. كلينى، كافى، ج 1، ص 338؛ طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449.
[5]. بهران اخوان كاظمى، عدالت در انديشههاى سياسى اسلام،( قم: بوستان كتاب، 1382)، ص 354.
قابل تبيين دانست: الف. در تكوين و نظام خلقت؛ ب. در تشريع و قانونگذارى؛ ج. تدبير و نظام اجرايى؛ د. منش و روش زندگى فردى و اجتماعى.[1]
قرآن، همه مؤمنان را فرا مىخواند كه سخت كمر همت بربندند و با تمام توان بكوشند تا قسط را در جامعه نهادينه سازند. توصيههاى مكرّر قرآن به قسط و عدل، بدان سبب است كه در جامعه تهى از عدالت، شايستگىها و استحقاق افراد رعايت نمىشود و چنين محيطى نه تنها بستر مساعدى براى تكامل معنوى آدمى- كه غايت قصواى آفرينش است- نخواهد بود؛ بلكه زمينه مناسبى براى رشد و تكثير رذايل اخلاقى، عقدههاى فروخورده روانى و تهديدى جدّى براى بهشت و سلامت روحى اعضاى اجتماع به شمار مىآيد.[2]
از طرفى قرآن، تبعيض و بىعدالتى را از جمله عوامل سقوط تمدنها معرفى كرده است و اين امر در جامعه پيشاظهور به صورت مشكلى عمومى و جهانى درمىآيد و بىعدالتى، ظلم، تجاوز و بيدادگرى، فراگير و گسترده مىشود. در اينجا است كه خداوند به دست مهدى موعود، جهان را از عدل آكنده ساخته و ريشه ظلم و ستم را برخواهد كند. مهدى خواهد آمد و جايگاه بايسته هريك از حقوق را روشن خواهد ساخت و آفاق پنهان عدالت را آشكار خواهد كرد. ايجاد عدالت، اقدام اصلى و سرلوحه برنامههاى امام مهدى (عج) است. «عدل» رعايت دقيق حق و حقوق مردم و برابرى آنان در برخوردارى از حقوق و منافع مشروع و معقول خويش است؛ چنانكه ظلم، زيرپا نهادن حق و حقوق ديگران و نابرابرى و تبعيض در برخوردارى هركس از سهم و حق خويش است. در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى، عامل اصلى حيات و زندگى انسان، اصل عدالت و عدل است و امام مهدى (عج) پس از ظهور و پيروزى، توجّه ويژهاى به آن خواهد داشت؛ چنانكه در دعاى ماه رمضان، آن حضرت، «عدل»
[1]. بهرام اخوان كاظمى، عدالت در نظام سياسى اسلام،( تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه معاصر، 1381)، ص 23 و 24.
[2]. ر. ك: مرتضى مطهرى، بيست گفتار،( قم: دفتر انتشارات اسلامى، 1361)، صص 80- 100.