تمام دورانها، وجود داشته است و خواهد داشت. اين بيمارى باطنى و روحى، تا از درون انسان درمان نگردد، به كار بردن شيوه و روشهايى از بيرون، براى جلوگيرى از آن نتيجه چندانى ندارد. دروغ، دزدى، زنا، تهمت، همجنسبازى، انحرافات اخلاقى، شرب خمر، قمار، ربا و ... همه ناهنجارىها و ناراستىهايى هستند كه بسيارى از جوامع را غرق در فساد و تباهى كرده و آنها را به سراشيبى سقوط و نابودى كشانده است.
براى دفع اين نابسامانىها، كاستىها، زشتىها و آلودگىها، بايد اقدامى اساسى نمود و به تربيت روح و باطن انسان توجّه كرد. در دولت كريمه مهدوى (عج) به اين مشكل اساسى، توجه مىشود و روح و روان مردم تربيت مىگردد و صفات پست و ناپسند روحى و باطنى انسانها از بين مىرود. اين برنامه در دو محور اساسى (مبارزه با رذايل و ناراستىهاى اخلاقى و ترويج و تتميم مكارم اخلاقى) پيگيرى مىشود:
2- 1- 1. ريشهكنى رذايل و ناراستىهاى اخلاقى:
الف. مبارزه با هواهاى نفسانى: « [مهدى مردمى را كه از مسير نورانى انبيا عليه السّلام منحرف شده و] از هوا پيروى مىكنند، به سوى هدايت برمىگرداند، در آن هنگام كه آن مردم، هدايت را به هوا و هوس خود ارجاع مىنمايند».[1]
هوا و هوس و تمايلات حيوانى- كه ملاك و محور رشد و كمال قرار گرفته بود- به وسيله آن حجّت برگزيده ربّانى بطلان و سقوط خود را آشكار مىسازد و قدرت اخلاگرى و بىرنگ ساختن رشد و كمال را- كه هدف اعلاى حيات بشرى است- از دست مىدهد ... او براى به ثمر رساندن تلاشهاى پيشتازان ربّانى، تاريكىهاى شديدتر از ظلمات دوران جاهليت را از فضاى تنگآلود تاريخ زدوده و طعم تاريخ انسانيت را براى مردم جوامع، قابل دريافت خواهد فرمود. در اين روزگار است كه حيات انسانها، جوانه مىزند ... و اين انسان كامل است كه ماهيت هوا و مختصات آن را و نيز ماهيت هدايت و لوازم و صفات آن را براى همه آدميان مىشناساند و طرق تقويت اراده را براى مردم تعليم مىنمايد تا آنجا كه مردم حيات خود را در هدايت و كمال ببينند و مرگ خود
[1].« يعطف الهوى على الهدى إذا عطفوا الهدى على الهوى ...»: نهج البلاغه، خطبه 138.
را در هوا و هوس. در چنين روزگارى است كه احدى از آدميان به فكر تفسير و توجيه هواهاى نفسانى و شيطانى خود، نخواهد افتاد و نخواهد گفت: حيات؛ يعنى، لذّت حيوانى من![1]
ب. از بين بردن زشتىها و رذايل اخلاقى: «همه خيرها در آن زمان است كه مهدى قيام مىكند و همه اين زشتىها را از ميان برمىدارد».[2]امام حسين عليه السّلام پس از بيان دورنمايى از عصر پيشاظهور، سخن بالا را ايراد فرموده است (آنچه انتظارش را داريد تحقّق نمىيابد، جز زمانى كه انزجار و نفرت از يكديگر بين شما رواج يابد؛ گروهى بر ضدّ گروه ديگر شهادت دهند و همديگر را لعن و نفرين كنند ...).
ج. نهى از منكرات: «دنيا پايان نمىيابد تا اينكه خداى عزّوجل، مردى از ما اهل بيت را برانگيزد؛ او به كتاب خدا عمل مىكند و زشتى در شما نمىبيند، مگر اينكه از آن نهى مىكند».[3]
د. از بين بردن كينهها و دشمنىها: «اگر قائم ما قيام كند ... كينهها و دشمنىها از سينهها بيرون رود».[4]
كينهتوزى سرشت شيطانى و ناانسانى است و زمينه بيشترين ناسازگارىهاى اجتماعى، همين سرشت است كه از نابخردى و پايين بودن سطح فرهنگ انسانى سرچشمه مىگيرد. با رشد تربيت و تكامل عقل، كينه به محبت و دوستى تبديل مىشود و روابط اجتماعى بر اصل انساندوستى و نوعخواهى استوار مىگردد و محبّت در سطح
[1]. محمّد تقى جعفرى، ترجمه و تفسير نهج البلاغه،( تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1362) ج 24، ص 5 و 6.
[2].« ... الخير كلّه في ذلك الزمان يقوم قائمنا و يدفع ذلك كلّه»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 437؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبه، ص 205؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الخرائح، ج 3، ص 1153.
[3].« إنّ الدنيا لا تذهب حتّى يبعث اللّه عزّوجلّ رجلا منّا أهلالبيت يعمل بكتاب اللّه لا يرى فيكم منكرا إلّا انكره»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 396، ح 597؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 588، ح 805؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 378، ح 182.
[4].« لو قام قائمنا .... لذهبت الشحناء من قلوب العباد»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ حسن بن على حرّانى، تحفالعقول، ص 115؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 316.
جامعه بشرى گسترش مىيابد.[1]
ه. مداواى كورى، كرى و گنگى (عدم فهم و شناخت درست): «... بدانيد اگر شما از منجى شرقى، پيروى كنيد، او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايى مىكند و از كورى و كرى و گنگى نجات مىدهد».[2]
روشن است كه منظور از درمان كورى، كرى و گنگى، مداواى روحى است كه در نتيجه آن چشم و گوش و زبان روحشان گشوده مىشود و بدون مانع و سرگشتگى، روش درست زندگى را كشف مىكنند و مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى و فردى خويش را نيك مىشناسند و راه را از بيراهه، تميز مىدهند ....
و. از بين بردن روحيه آزمندى و طمع: هر اندازه انسان به نيازهاى واقعى خود توجّه كند و از عزّت نفس و استغناى روحى برخوردار باشد؛ به مسائل مادى توجّه كمترى نشان مىدهد و مال و ثروت براى او- جز استفاده مناسب و به اندازه نياز- معناى ديگرى ندارد.
بر اين اساس امام مهدى عليه السّلام ابتدا به سيرت و فطرت انسانها توجه مىكند و با ولايت تكوينى خود و هدايتها و ارشادات فراوان، بر دانش، معنويت و خردورزى آنان مىافزايد، در نتيجه چشم بصيرت بين مردم باز شده و روحيه بىنيازى، استغنا و سيرت الهى آنان شكوفا مىگردد:
«... مهدى (عج) خطاب به مردم مىفرمايد: بياييد اين همان متاع دنيا است كه براى آن با خويشاوند قطع رحم كرديد! خونهاى حرام را ريختند، به حريم گناهان وارد شده، مرتكب محرّمات الهى گشتيد! اين ثروتها را كلانكلان در اختيار مردم قرار مىدهند كه چنين رقمهاى درشت در تاريخ بخششهاى جهان بىسابقه خواهد بود.
زمين را پر از عدل و داد و نور (معنويت) مىكند؛ آنچنانكه مملو از جور و ستم و شرّ
[1]. محمّد حكيمى، پيشين، ص 206.
[2].« و اعلموا انّكم ان اتبعتم طالع الشرق سلك بكم منهاج الرّسول صلى اللّه عليه و اله، فتداويتم من العمى و الصمّ و البكم و كفيتم مؤونة الطلب و التعسّف»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 66، ح 22؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ح 51، ص 123، ح 24.
شده باشد».[1]
ز. جلوگيرى از معصيت و گناه: «خداى در زمين معصيت نشود و حدود الهى ميان مردم اجرا گردد ...»[2]و «روابط نامشروع، مشروبات الكلى و رباخوارى را از بين مىبرد. مردم به عبادت و اطاعت روى مىآورند. امانتها را به خوبى رعايت مىكنند.
مردمان شرور نابود مىشوند و افراد صالح باقى مىمانند».[3]
2- 1- 2. تربيت و تتميم مكارم اخلاقى
در جامعه آرمانى اسلام- كه در عصر ظهور تحقق مىيابد- تنها سخن از آسايش تن و وفور ثروت و رفاه مادى نيست؛ بلكه در اين جامعه، انسان موجودى است داراى ابعاد مختلف كه تكامل و رشد او، در گرو رشد متوازن تمامى آن ابعاد است. تربيت و پرورش روح انسانها و توجه به اخلاق و فضايل معنوى- كه از اساسىترين برنامههاى ظهور است- در همين راستا معنا مىيابد. جامعه تحت رهبرى امام مهدى (عج)، در عين اينكه شهر عدالت است؛ شهر رفاه، امنيت، تربيت، سجايا و فضايل انسانى نيز هست و فراتر از آن جهان نور و معنويت مىباشد. در آن محيط، انسانهاى صالح تربيت مىيابند تا جامعهاى آرمانى و صالح بنا نهند. انسانها علاوه بر دستيابى به غناى مالى، از غناى قلبى و روحى نيز بهرهمند مىشوند و در كنار اتمام نعمت و وفور ثروت، به اكمال اخلاق و فضيلتهاى انسانى نيز راه مىيابند. كينههاى اخلاقى از قلبها ريشهكن مىگردد.
دروغ و تزوير و نامردمى، در روابط اجتماعى، جاى خود را به يكرويى و يكرنگى
[1].« ... تجمع إليه اموال الدّنيا من بطن الارض و ظهرها فيقول للنّاس: تعالوا إلى ما قطعتم فيه الأرحام و سفكتم فيه الدّماء الحرام و ركبتم فيه ما حرّم اللّه عزّوجلّ فيعطى شيئا لم يعطه أحد كان قبله يملأ الأرض قسطا و عدلا و نورا كما ملئت ظلما و جورا و شرّا»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ح 1، ص 161؛ محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 338، ح 27؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 350.
[2].« لا يعصى اللّه عزّوجلّ في ارضه و يقام حدود اللّه في خلقه ...»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 646، ح 7؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 127.
[3].« يذهب الزنا و شرب الخمر و يذهب الربا و يقبل الناس على العبادات و تؤدى الامانات و تهلك الاشرار و تبقى الاخيار»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 474؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 616.
مىدهد.[1]در واقع در چنين بسترى رفاه، عدالت و امنيت نيز معنا پيدا مىكند و حقيقت خويش را باز مىيابد. جز با اين نگرش همهجانبه به انسان و در كنار هم چيدن اجزاى حقيقى او، نمىتوان به تعبير رؤياى هميشگى انسان در تأسيس «مدينه فاضله اسلامى» دست يافت. در اين زمينه پيشتر[2]بهطور مفصّل بحث شد و اينك اشاراتى چند به برخى موضوعات مىشود:
الف. تكميل و تقويت اخلاق:
«هنگامىكه قائم ما قيام مىكند، دستش را بر سر بندگان مىگذارد و عقول آنها را متمركز ساخته و اخلاقشان را به كمال مىرساند».[3]اين كاركرد، ضرورىترين و مؤثرترين اقدامى است كه يك دولت براى رشد و بالندگى جوامع و هدايت و ارشاد آنها به سوى نيكىها و فضايل مىتواند انجام دهد و اين دولت اخلاقى امام مهدى (عج) است كه به تمام و كمال آن را به سامان مىرساند.
ب. دعوت به سنّت و سيره پيامبر صلى اللّه عليه و اله:
رسول خدا صلى اللّه عليه و اله درباره اقدامات فرهنگى حضرت مهدى (عج) مىفرمايد: «مردم را به اطاعت من و دين من وادار مىكند و به قرآن دعوتشان مىنمايد»[4]و «هيچ بدعتى نمىماند كه آن را از بين مىبرد و هيچ سنّتى نمىماند مگر اينكه آن را به پا مىدارد».[5]
ج. امر به معروف و نيكىها:
«پيامبر و وصىّ او و قائم [هنگامىكه قيام مىكند]، مردم
[1]. حسن مسعودى، مهدويت و مدينه فاضله، چشم به راه مهدى،( قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1378)، 200 و 201.
[2]. ر. ك: فصل سوّم از بخش دوّم( فرضيه دولت اخلاقى).
[3].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و أكمل به أخلاقهم»: قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 841، ح 71؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 7؛ لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 682.
[4].« يقيم الناس على ملّتى و شريعتى و يدعوهم إلى كتاب ربّى»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 411، ح 6؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 52؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 425.
[5].« لا يترك بدعة إلّا ازالها و لا سنّة إلّا اقامها»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 25، ص 436؛ محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 385؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ح 2، ص 466.
را امر به معروف و نهى از منكر مىكند»[1]و نيز: «... از اخبار آسمان و زمين و حلال و حرام خدا، شما را مطلع مىكند».[2]
د. تربيت در پرتو حكمت:
«به همه مردم، حكمت و دانش بياموزند».[3]
از اين روايت برمىآيد كه حضرت مهدى (عج)- كه مىخواهد همه اجتماع بشرى را اصلاح فرمايد و جامعهاى اسلامى، به تمام معنا ايجاد نمايد- از وسايل تربيتى بهطور كامل استفاده مىكند و از طريق اين وسايل، تعليمات مربوط به تربيت درست و الهىگونه را صادر مىفرمايد. در همهجا تعليمات اسلامى، در اولويت خواهد بود و مردم با حكمت و دانايى، به اصلاح و رفتار و كردار خود خواهند پرداخت.
ه. اخذ پيماننامه از كارگزاران:
يكى از اقدامات و برنامههاى مهم حضرت مهدى (عج) در آغاز ظهور، اخذ پيمان و بيعت اخلاقى از اصحاب و يارانش است. چنانكه پيشتر گذشت اين پيماننامه اخلاقى، نشانگر رويكرد و كارويژه اخلاقى دولت آن حضرت و مشخص كردن خط و مشى و برنامههاى آتى آن است. اين پيمان و بيعت، بر سر اصولى است كه راه و رسم و شيوه امام را در حكومت تبيين مىكند؛ مانند: احترام، ارزش و حقوق انسان، دورى از ظلم، احتكار، فساد، دعوت به سادهزيستى، عدالتگسترى، دادگرى و ....
اين پيماننامه[4]در دو محور قابل تبيين است: 1. پايبندى به فضايل اخلاقى: فضايل
[1].« النبى و الوصىّ و القائم« يأمرهم بالمعروف» إذا قام و« ينهاهم عن المنكر»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1،
ص 429، ح 83؛ شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 185.
[2].« ... يأتيكم بأخبار السماء و الأرض و حلال اللّه جلّ و عزّ و حرامه»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 158؛ محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 325؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 568، ح 676.
[3].« تؤتون الحكمة في زمانه»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 238، ح 30؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 352.
[4].« يبايعون على أن لا يسرقوا و لا يزنوا و لا يسبّوا مسلما و لا يقتلوا محرما و لا يهتكوا حريما محرّما و لا- يهجموا منزلا و لا يضربوا أحدا إلّا بالحقّ و لا يكنزوا ذهبا و لا فضّة و لا برا و لا شعيرا و لا يأكلوا مال اليتيم و لا يشهدوا بما لا يعلمون و لا يخربوا مسجدا و لا يشربوا مسكرا و لا يلبسوا الخزّ و لا الحرير و لا يتمنطقوا بالذّهب و لا يقطعوا طريقا و لا يخيفوا سبيلا و لا يفسقوا بغلام و لا يحبسوا طعاما من برّ و لا شعير و يرضون بالقليل و يشتمون على الطيّب و يكرهون النجاسة و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يلبسون الخشن من الثياب و يتوسّدون التراب على الخدود و يجاهدون في اللّه حقّ جهاده ...»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 581، ح 4؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 465.
و مكارم اخلاقى مورد تأكيد امام مهدى (عج) عبارت است از: طهارت و پاكى، امر به معروف و نهى از منكر، زهد و پارسايى، تواضع و فروتنى، جهاد و قناعت. 2. دورى از رذايل و كژىهاى اخلاقى: مفاسد و ناهنجارىهاى مورد نهى حضرت عبارت است از:[1]
از اين انگاره به دست مىآيد كه دولت دينى- چه در حال و چه در آينده- بايد يكايك اين مفاسد و ناراستىهاى اخلاقى را مورد توجّه قرار دهد و در ريشهكنى آنها و ترويج فضايل اخلاقى كوشا باشد.
از طرفى خود مردم نيز بايد براى رويارويى و استقبال از دولت اخلاقى امام مهدى (عج)، آماده باشند: «كسى كه دوست دارد از ياران قائم باشد، بايد در انتظار ظهور باشد و حتّى بايد كارهايش براساس تقوا، پاكى و اخلاق نيك باشد».[2]
2- 2. كاركرد دينى و تبليغى
يكى از نيازهاى بنيادين و بايسته جوامع بشرى و فطرىترين خواسته انسانها، يكتاپرستى و پذيرش «دين» و «مذهب» است. در پرتو «دين» انسان ارتباط ناگسستنى با آفريدگار خود برقرار مىكند و دستورات و خواستههاى او را وارد زندگى فردى و اجتماعى خود مىسازد و آنگونه مىشود كه خدايش مىخواهد. دين مايه نجات و رستگارى جاودانه انسانها، پاكى و معنويت دلها، طهارت جوامع و شهرها و ريشهكنى
[1]كارگر، رحيم، آينده جهان(دولت و سياست در انديشه مهدويت)، 1جلد، مركز تخصصى مهدويت - قم، چاپ: دوم، 1387.
[2].« من سرّه ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 200، ح 16؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 537.
مفاسد و ستمها و ناراستىها است. بر اين اساس مهمترين و بايستهترين كارويژه دولت مهدوى، تبيين و بسط معارف دينى، احياى كتاب و سنّت، تلاش براى حاكميت دين خدا، تقويت ايمان و يقين انسانها به خدا و بدعتستيزى و تحريفزدايى از دين در راستاى بسط و گسترش فضايل و مكارم اخلاقى و رشد و بالندگى معنوى انسانها است.
در عصر پيشاظهور، دين الهى و آموزههاى متعالى آن، در پردهاى از تحريفها، بدعتها، غفلتها، تضعيفها، مهجوريتها و ... قرار مىگيرد و احيا و گسترش آن- در راستاى احياى جامعه مرده- مهمترين اقدام حضرت خواهد بود. در اين راستا اقدامات و كاركردهاى زير درباره دين در رأس برنامههاى دولت حضرت مهدى (عج) قرار خواهد گرفت:
2- 2- 1. ترويج و تبليغ دين اسلام:
الف. تثبيت دين واحد (اسلام): يكى از عوامل اختلافات و نزاعهاى بشرى، پراكندگى اديان و دورى از باطن و عمق مذهب (يكتاپرستى) است. در عصر ظهور و به دست حضرت مهدى، آيين واحدى بر جهان حاكم مىگردد و راه و روشها يكى مىشود. يگانگى و وحدت واقعى در عقيده و مرام انسانها پديد مىآيد و مردمان همه، يكدل و يك زبان به سوى سعادت و رستگارى حركت مىكنند. آن حضرت بدين وسيله در ساختن جامعه واحد بشرى، به موفقيتى بزرگ و چشمگير دست مىيابد و يكى از عوامل ناسازگارى و كشمكشها را از بين مىبرد و همه را با تبليغ و برهان روشن، زير يك دين واحد (اسلام) گرد مىآورد: «به خدا سوگند اى مفضل! اختلاف از ميان اديان برداشته مىشود و همه به صورت يك آيين درمىآيد؛ همانگونه كه خداوند عز و جل مىگويد: «دين در نزد خدا تنها اسلام است ...».[1]
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: «زمين با نور پروردگار روشن مىشود و در زمين مكانى باقى نمىماند كه در آن غير خدا عبادت شود ... و كنه دين براى خدا است، هرچند كافران
[1].« فواللّه يا مفضل! ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و يكون الدين كلّه واحدة كما قال اللّه\i إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ.\E ..»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 4.