بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 333

خود خواهد رسيد و مردم آن عصر، در بهترين، دلپسندترين و پررونق‌ترين برهه از زمان، زندگى خواهند كرد. روايات، جهان را در روزگار امام عصر عليه السّلام جهانى متمدّن و در اوج قدرت و پيشرفت علمى معرّفى مى‌كند و به‌طور كلّى صنعت در آن روزگار، با صنعت كنونى فرسنگ‌ها فاصله خواهد داشت.

فرق بنيادين پيشرفت در دوران حكومت مهدى (عج) با جهان كنونى، در اين است كه در روزگار ما پيشرفت علم و صنعت در جهت سقوط فرهنگ و اخلاق جامعه بشرى است و هرچه انسان‌ها از نظر دانش پيشرفت مى‌كنند، از انسانيت بيشتر فاصله مى‌گيرند و به فساد و تباهى و كشتار روى مى‌آورند؛ ولى در روزگار مهدى (عج) اين شرايط درست برعكس شرايط كنونى است و بشر در عين اينكه به بالاترين رشد علمى و صنعتى مى‌رسد، به همان اندازه به تعالى اخلاق و كمال انسانى نزديك مى‌گردد و علم و صنعت و تمدّن را براى پرورش فضايل اخلاقى و رسيدن به هدف آفرينش خود (عبوديت و عبادت) به كار مى‌برد و هرچه بيشتر، به معرفت و شناخت خدا دست مى‌يازد.

يكى از وجوه پيشرفت و ترقّى در عصر ظهور، رشد فن‌آورى ارتباطات و وسايل سريع ارتباطى است. در آن دوران، براى همه انسان‌ها- به خصوص شيعيان- اين توان وجود خواهد داشت كه با هر نقطه از جهان در مدّت بسيار كم، ارتباط برقرار سازند.

برخى نيز اين توانايى را خواهند داشت كه مسافت‌هاى بسيار زياد را به طريق ويژه‌اى در مدّت كم طىّ كنند. به جهت پيشرفت، جهش علمى و صنعت، وسايل ارتباطات و اطلاعات، آن‌قدر پيشرفته خواهد بود كه دنيا را همچون كف دست نشان مى‌دهد و براى آگاهى به رويدادهاى جهان، نيازى به وسايل و ابزار ارتباطى امروزى نيست. برخى از وجوه اين پيشرفت عبارت است از:

الف. پيشرفت فن‌آورى در ارتباطات: «هنگامى‌كه قائم ما قيام مى‌كند، خداوند آن چنان گوش و چشم شيعيان ما را تقويت مى‌كند كه ميان آنها و قائم، نامه‌رسان نخواهد بود. با آنها سخن مى‌گويد [و آنها] سخنش را مى‌شنوند و او را مى‌بينند؛ در حالى‌كه او


صفحه 334

در مكان خويش است و آنها در نقاط ديگرند».[1]

براساس اين روايت، وسايل انتقالى صدا و تصوير به‌طور همگانى و ساده و آسان در اختيار همه پيروان امام عليه السّلام قرار مى‌گيرد؛ آن‌چنان‌كه چيزى به نام اداره پست، امرى زايد محسوب مى‌گردد و مسائل جارى اين حكومت بدون نياز به كاغذبازى، حل و فصل مى‌شود.

ب. ساخت وسايل پيشرفته اطلاعاتى و خبرگيرى: «مؤمن در زمان قائم در حالى‌كه در مشرق است، برادر خود را در مغرب مى‌بيند. همچنين كسى‌كه در مغرب است، برادرش را در مشرق مى‌بيند».[2]

«وقتى‌كه كليه امور به دست صاحب الزمان برسد، خداوند متعال تمامى فراز و نشيب‌ها را براى او هموار مى‌گرداند تا آنجا كه دنيا به منزله كف دستش خواهد بود. چه كسى از شما اگر در كف دست خود مويى باشد، آن‌را نمى‌بيند؟!»[3]

ج. ساخت وسايل پيشرفته حمل‌ونقل: «مهدى (عج) بر ابرها سوار مى‌شود و از وسايلى نظير وسايل آسمان‌هاى هفتگانه استفاده مى‌كند»[4]و نيز در حديث قدسى آمده‌

[1].« إن قائمنا إذا قام مدّ اللّه لشيعتنا في أسماعهم و أبصارهم حتّى لا يكون بينهم و بين القائم، بريد؛ يكلمهم يسمعون و ينظرون إليه و هو في مكانه»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 8، ص 241، ح 329؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 607، ح 2؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 72.

[2].« انّ المؤمن في زمان القائم- و هو بالمشرق- سيرى اخاه الذى في المغرب و كذا الّذي في المغرب يرى اخاه الّذي في المشرق»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 391، ح 213؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 607، ح 3.

[3].« إذا تناهت الأمور إلى صاحب هذا الأمر رفع اللّه تبارك و تعالى له كلّ منخفض من الارض و خفّض له كلّ مرتفع حتّى تكون الدنيا عنده بمنزلة راحته فأيّكم لو كانت في راحته شعرة لم يبصرها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 674، ح 30؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 199؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 328، ح 46.

[4].« امّا انّه سيركب السحاب و يرقى في الاسباب، اسباب السماوات السّبع و الارضين السبع»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الاختصاص، ص 199؛ محمّد بن حسن صفّار قمى، بصائر الدرجات، ص 408؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 321، ح 27.


صفحه 335

است: «بادها را مسخر او خواهم كرد. ابرهاى تندرآگين سخت را، براى او رام خواهم نمود. او را از طريق اسبابى [كه براى سفر به آسمان‌ها است‌] به سفر كردن به آسمان‌ها موفّق خواهم داشت».[1]

اين روايات به وسايل سريع السيرى اشاره مى‌كند كه با وسايل كنونى قابل مقايسه نيست. اين وسايل تنها براى دور زدن كره زمين در مدت كوتاه نيست؛ بلكه براى مسافرت‌هاى دوردست فضايى نيز استفاده مى‌شود؛ چنان‌كه برخى از دولت‌هاى امروز ميلياردها بودجه براى دستيابى به آن هزينه مى‌كنند.

سه. كارويژه اقتصادى و عمرانى‌

سياست، فرهنگ و اقتصاد، سه بعد اساسى يك اجتماع و باعث پيشرفت و توسعه امور يا عقب‌ماندگى و كاستى در كارها است. توجّه به هرسه براى رساندن جامعه به اهداف عالى خود، ضرورى است؛ هرچند در نظام‌هاى مختلف، هريك جايگاه مخصوص به خود را دارد. اما يك نظام متعالى و متكامل مى‌تواند با اهميت دادن به هر سه بعد، جامعه را به سوى اهداف و غايات والا و كامل هدايت كند و موجب امنيت، معنويت و سعادت مردم گردد. بر اين اساس در جامعه دينى- به خصوص در جامعه موعود جهانى- اقتصاد نيز مورد توجّه بوده و دولت برنامه‌ها و كاركردهاى مهمى در اين زمينه دارد.

هدف اوليه اقتصاد، تأمين معيشت و رفاه مردم و سامان‌دهى به فعاليت‌هاى تجارى و مالى است؛ اما در هدف والاتر برقرارى عدالت اجتماعى، ايجاد مساوات، عمران و

[1].« ... و لأسخرنّ له الرياح و لا ذلّلنّ له الرقاب الصعاب و لأرقينّه في الاسباب»: محمّد بن على شيخ صدوق، علل الشرايع، ج 1، ص 7، ح 1؛ همان، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج 1، ص 264؛ همان، كمال الدين، ج 2، ص 256، ح 23؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 831.


صفحه 336

آبادى شهرها و كشورها و در نتيجه رفع معضلات و كاستى‌هاى اقتصادى (فقر، بى‌كارى، ندارى و ...) است. پس تغيير مسير دادن اقتصاد از تأمين نيازهاى مادى صرف، به تقويت بعد روحانى و اخلاقى انسان‌ها و ريشه‌كن نمودن مفاسد و ناهنجارى‌هاى ناشى از اقتصاد ناصحيح است.

بر اين اساس از برنامه‌ها و اقدام‌هاى مهم دولت امام مهدى (عج)، پديد آوردن رفاه و آسايش اقتصادى و تشكيل يك جامعه واحد جهانى است. در اين جامعه همه مانند يك خانواده زندگى مى‌كنند و تقسيم جوامع به غنى و فقير و توسعه‌يافته، از بين مى‌رود و بشر به‌طور كلّى به رفاه اقتصادى، بى‌نيازى و عدالت اجتماعى دست مى‌يابد و همين، زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را فراهم مى‌سازد.

گفتنى است وضعيت اقتصادى جوامع در عصر «پيشاظهور» نابسامان و خطرناك است و مشكلات و معضلات فراوانى فراروى انسان‌ها به وجود آورده است. در روايات به پاره‌اى از اين كاستى‌ها و ناراستى‌هاى اقتصادى اشاره شده است:

«ثروتمندان توشه فقيران را مى‌دزدند و زكات را به مستحق نمى‌دهند. كم‌فروشى مى‌كنند و خداوند، گرانى و سختى را بر آنها حاكم مى‌سازد. حرام را سود و زكات را زيان مى‌دانند. با شريكان به خيانت معامله مى‌كنند. به سبب اشتغال به دنيا از آخرت باز مى‌مانند. مستمندان را پست مى‌شمارند. سود پول به سفته‌بازى ظاهر مى‌شود. بازرگانان به خوردن ربا كسب مى‌كنند و براى غير خدا انفاق مى‌كنند. به دنيا باهم مباهات مى‌نمايند. سرمايه كسب، دروغ‌گويى است. فقر و تنگدستى زياد مى‌شود. هيچ توانگرى، از بينوايى محرومان نمى‌ترسد. در معامله به يكديگر ظلم مى‌كنند. زياد حرام مى‌خورند. سود پول و باده‌فروشى را حلال مى‌شمارند. مال به دست كسى مى‌افتد كه اهليت آن را ندارد. مردمان شريف را از نظر مى‌اندازند و بر آنان تنگ مى‌گيرند.

زراعت فاسد مى‌شود و بركت مى‌رود. رشوه‌خوارى به نام هديه حلال مى‌شود. از راه كم‌فروشى زندگى را اداره مى‌كنند. همت مردم فقط براى شكم‌ها است و ...»[1]

[1]. ر. ك: حسن ميرجهانى طباطبايى، نوائب الدهور في علائم الظهور،( تهران: كتابخانه صدر، 1376)، ج 1،- صص 166- 286.


صفحه 337

بر اين اساس نظام فاسد اقتصادى حاكم بر جهان، به چپاول و استثمار مردم مشغول شده و باعث تشديد فقر، عقب‌ماندگى، بى‌كارى و تجمّل‌گرايى شده است. نظام سياسى نيز معمولا دست‌نشانده قدرت‌هاى استعمارى و سرمايه‌دار بوده و همواره به زيان ملت‌هاى خود گام برمى‌دارد. در رستاخيز ظهور امام منجى عليه السّلام اين كاستى‌ها و دام‌ها از سر راه برداشته مى‌شود و عوامل سلطه بر فكر، فرهنگ، اقتصاد و سياست جهان نابود مى‌گردد و انسان‌ها آزاد مى‌شوند و با هدايت آن امام، راه صحيح زندگى را پيدا مى‌كنند.

دولت كريمه مهدوى، فقر و ندارى را از ميان برمى‌دارد و استعمارگران و صاحبان زر و زور و تزوير را سر جاى خود مى‌نشاند. مردم را از اسارت ماديات و تأمين خواسته‌هاى غيرضرورى دنيوى رهايى مى‌بخشد و عدالت اجتماعى، مساوات و رفاه اقتصادى را محقق مى‌كند. در مردم غنا و بى‌نيازى به وجود مى‌آورد و مال فراوان به آنان مى‌بخشد. با اين‌حال مال و ثروت جهان از ارزش مى‌افتد كه كسى طالب آن نمى‌گردد:

«مهدى نسبت به كارگزاران حكومت سختگير است. در امور مالى [و اقتصادى‌] بخشنده است و به همه مسكينان مهربانى مى‌ورزد».[1]

پيوند اخلاق و اقتصاد

نبايد فراموش كرد كه ريشه بيشتر جرايمى كه در دنيا رخ مى‌دهد، فقر و نيازمندى به مال است و علّت بيشتر دشمنى‌ها، مربوط به مسائل مالى و عامل بسيارى از دعواهاى خانوادگى فقر و بى‌كارى است. بيشتر جوانان به جهت ندارى ازدواج نمى‌كنند و معمولا به كارهاى خلاف و فسادانگيز كشيده مى‌شوند. بى‌عدالتى‌ها، ظلم‌ها، حقّ‌كشى‌ها، لشكركشى‌ها، زياده‌خواهى‌ها، دزدى‌ها و قتل‌ها و ... به اقتصاد ناسالم و غلط برمى‌گردد.

از جمله اصلاحات وسيع و اقدامات عميق امام مهدى (عج)، حلّ مشكلات و

[1].« ... ان يكون شديدا على العمّال، جوادا بالمال، رحيما بالمساكين»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 384؛ علاء الدين متقى هندى، البرهان، ص 173؛ عماد الدين طبرى، بشارة المصطفى، ص 207.


صفحه 338

كاستى‌هاى اقتصادى از طريق پياده كردن اقتصاد اسلامى است. باتوجّه به رسالت اصلى امام عليه السّلام در زنده كردن احكام دين و نقش مؤثّر عدالت در اين زمينه، مى‌توان به اين نتيجه رسيد كه: تحقق اقتصاد اسلامى و توسعه‌يافته، منوط به فراهم آمدن شرايط و حضور واقعياتى چند است. يكى از پژوهشگران در اين زمينه مى‌نويسد:

«شرط لازم در اين مقوله، آن است كه انسان‌ها از چنان رشد و كمالى به لحاظ تربيتى و اخلاقى برخوردار باشند كه در مقام و موضع انسان‌هاى موردنظر اسلام جاى گيرند و اين بدان معنا است كه آموزش معارف اسلامى، براى آنان شرايطى را فراهم مى‌آورد كه به منزله ضوابط حاكم بر رفتار آنان تجلّى مى‌نمايد و ما با مسلمانان مؤمنى مواجهيم كه با پرهيز از دست يازيدن به هر امر بيهوده‌اى، مراتب و كمال تربيتى خود را به نمايش مى‌گذارند تا آنجا كه به‌عنوان جامعه‌اى كاملا اسلامى، امكان اجراى احكام اسلامى را فراهم مى‌سازند ... به واسطه عدالت‌گسترى امام زمان [و حكمت‌آموزى او]، مردم همچون جامعه نخستين خود مى‌گردند؛ يعنى، جامعه‌اى عارى از اختلاف و تفرقه كه صلح و صميميت و صفا و يكپارچگى در بين آنان حاكم است و اين وضعيت جز با اهتمام و اراده عملى انسان‌هاى تربيت شده، امكان تحقّق پيدا نمى‌كند».[1]

بر اين اساس خروج كينه از دل‌هاى مردم و ايجاد بى‌نيازى و غنا در قلوب امت اسلامى، به‌معناى آن است كه انسان‌ها آن‌قدر از تربيت و كمال لازم برخوردار شده‌اند كه اين مهم (بى‌نيازى و خروج كينه)، در خصوص آنها تحقّق يافته است. مردم در دوران او به تكامل اخلاقى مى‌رسند تا آنجا كه از جيب همديگر، بدون ممانعت و به حد نياز برداشت مى‌كنند. مؤمنان در انجام معاملات از يكديگر سود نمى‌گيرند. مطلقا فراهم شدن چنين فضايى جز در سايه كمال خرد مردم و پيدايش فرزانگى در آنان، ممكن نيست.[2]براساس بيان روايات، امام مهدى (عج) به اجرايى كردن اسلام در ابعاد مختلف و

[1]. حسن سبحانى، مرورى بر وجوه اقتصادى حكومت مهدى( عج)،( تهران: مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى، 1382)، ص 9.

[2]. همان، ص 10.


صفحه 339

رشد و تكامل انسان‌ها توفيق مى‌يابد؛ در نتيجه جريان توسعه‌يافتگى و اقتصاد سالم نيز محقّق مى‌شود و انسان‌هاى تربيت‌يافته و پرهيزگار- كه كمالات انسانى را طى كرده‌اند- به نقش‌آفرينى در سياست، اقتصاد و فرهنگ مى‌پردازند.

در هرحال اهم كاركردها و فعاليت‌هاى دولت حضرت مهدى (عج) در زمينه مسائل اقتصادى- عمرانى عبارت است از:

3- 1. كاركرد توليدى و عمرانى:

3- 1- 1. بهره‌بردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى:

در دوره حاكميت امام زمان عليه السّلام ابزار تعالى و رشد و در عين‌حال ابزار آگاهى و سلطه بر طبيعت (توليد)، به حدى شكوفا مى‌شود كه در پرتو آن شيوه‌هاى تسلط بر منابع بالقوه و به فعليت رساندن آنها، بسيار طبيعى و رايج خواهد شد. مهم‌ترين مؤلّفه اين موضوع، بهره‌بردارى كامل از معادن و منابع زيرزمينى و مواهب طبيعى است: «مهدى فرزند من است ... گنج‌ها را استخراج مى‌كند و شهرهاى شرك را مى‌گشايد»[1]و نيز:

«خداوند براى قائم، گنج‌ها و معادن زمين را آشكار مى‌كند».[2]

امام على عليه السّلام در روايتى مى‌فرمايد: «زمين ميوه‌هاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بيرون مى‌ريزد و كليدهايش را به او مى‌سپارد»[3]و نيز: «زمين بركت‌هاى خود را بيرون مى‌ريزد و هر حقى به صاحبش برگردانده مى‌شود»[4]و «زمين جگرپاره‌هاى خود

[1].« المهدى من ولدى ... يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470 و 478؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 585؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 96؛ ابراهيم جوينى خراسانى، فرائد السمطين، ج 2، ص 314، ح 565.

[2].« و يظهر اللّه له كنوز الارض و معادنها»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 440؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 323، ح 31.

[3].« و تخرج له الأرض أفاليد كبدها و تلقى إليه سلما مقاليدها»: نهج البلاغه، خطبه 138 و نيز ر. ك: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 394، ح 4؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 527.

[4].« اخرجت الارض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى اهله ...»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465؛- فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462.


صفحه 340

را چون قطعات طلا و نقره، بيرون مى‌ريزد».[1]

اين روايات مى‌تواند اشاره به دسترسى و دستيابى به حجم وسيعى از منابع و معادن و امكانات زيرزمينى و مواهب طبيعى باشد كه به‌عنوان نهاده توليد يا عامل توليد، مورد استفاده قرار مى‌گيرند. امكاناتى كه قطعا بشر تاكنون از بسيارى از آنها مطّلع نبوده و فقط بخش اندكى از آن‌را مى‌شناخته است. در نتيجه بسيارى از مشكلات مادّى (به خصوص فقر و ندارى) رفع مى‌شود و بى‌كارى از ميان مى‌رود و همه از امكانات جهان بهره‌مند مى‌شوند. در نتيجه بسيارى از گناهان و مفاسد و كژى‌ها در جامعه ريشه‌كن مى‌شود.

از طرفى اگر جامعه‌اى پرهيزگار و اخلاقى و پايبند به دستورات خدا باشد، او خود بركات آسمان و زمين را به مردم آن جامعه ايمانى و تقواپيشه نازل مى‌فرمايد. از آنجايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام شكوفايى دينى و معنوى، به حدّ اعلاى خود مى‌رسد و معيارهاى اخلاقى در جامعه رعايت مى‌شود؛ به همين جهت نعمت‌هاى الهى بر آنان فزونى مى‌يابد و مواهب طبيعى و معادن براى مردم ايمانى رخ مى‌نمايد.

3- 1- 2. توليد زياد محصولات كشاورزى:

يكى از بخش‌هايى كه در حكومت امام زمان عليه السّلام دگرگونى شايان توجّه پيدا مى‌كند، بخش كشاورزى و دامدارى است. پس از آنكه مردم طعم تلخ كمبود باران و خشكسالى‌هاى پياپى و كمبود مواد غذايى و نابودى كشتزارها را چشيده‌اند و براى تهيه لقمه نانى چه زحمت‌ها و خفت‌ها تحمل كرده‌اند؛ دگرگونى شگفت‌انگيزى در كشاورزى پديد مى‌آيد و مواد غذايى در جامعه فراوان مى‌گردد. باران پياپى و زياد مى‌بارد و رحمت الهى به سوى انسان‌ها سرازير و نعمت‌ها فراوان مى‌شود؛ به‌گونه‌اى كه گويى محصول ده‌ها سال را در يك روز گرد مى‌آورند و در روايات آمده است: «از يك من (سه كيلوگرم) گندم، صد من محصول به دست مى‌آيد»[2]. «زمين همه نباتات خود را

[1].« تفى‌ء الارض افلاذ كبدها امثال الاسطوان من الذهب و الفضة»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 6، ص 310، ح 6.

[2]. نجم الدين طبسى، چشم‌اندازى به حكومت مهدى( عج)، ص 203.