بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 360

1- 3. فراگيرى صلح و امنيت:

امنيت و صلح واقعى و آرامش و همدلى، از ويژگى‌هاى حكومت جهانى امام مهدى (عج) است. در عصر پيشوايى او، خوف‌ها زايل مى‌شود و جان و مال و آبروى اشخاص در ضمان قرار مى‌گيرد و در سراسر جهان امن عمومى حاكم مى‌شود. اختناق، ستيزه‌جويى، بهره‌كشى، استكبار و استضعاف- كه همه از آثار حكومت‌هاى غير الهى است- از جهان ريشه‌كن مى‌گردد و عاملان و انجام‌دهندگان اين ناراستى‌ها با هر عنوان، برچيده مى‌شوند. اين بهترين دورانى است كه بشر در عمر خود مى‌تواند شاهد آن باشد و از نتايج و ثمرات آن در همين دنيا برخوردار شود؛ به راستى او فريادرس، منجى و ياور تمامى مستضعفان، ستمديدگان و صالحان است ...: «از ميان امت من مهدى (عج) قيام مى‌كند؛ خداوند او را براى فريادرسى مردمان برمى‌انگيزد».[1]

الف. امنيت و آسايش: «در زمان او ستم ريشه‌كن و راه‌ها امن مى‌گردد».[2]«چهارپايان و درندگان در صلح هستند ... زن از عراق تا شام مى‌رود و پاى خود را جز بر روى گياه نمى‌گذارد. جواهراتش را بر سرش مى‌گذارد و از درنده و درنده‌خويى هراس ندارد»[3]و نيز: «ناتوانى از مشرق تا مغرب سفر مى‌كند و از كسى آسيبى به او نمى‌رسد».[4]

ب. صلح و آسايش: «كينه‌ها از دل مردم بيرون مى‌رود و درندگان و چهارپايان در صلح زندگى مى‌كنند».[5]«حضرت مهدى (عج) شرق و غرب جهان را تحت سيطره خود

[1].« يخرج المهدىّ في امّتى، يبعثه اللّه غياثا للنّاس»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 470.

[2].« ... ارتفع في ايّامه الجور و امنت به السبل»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 462؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 465.

[3].« اصطلحت السباع و البهائم حتّى تمشى المرأة بين العراق و الشّام لا تضع قدميها إلّا على النبات و على رأسها زينتها، لا يهيجها سبع و لا تخافه»: محمّد بن على شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 626؛ على بن عبد الكريم نيلى، منتخب الأنوار، ص 203؛ حسن بن على حرّانى، تحف العقول، ص 115.

[4].« حتّى تخرج العجوزة الضعيفة من المشرق تريد المغرب فلا يؤذيها أحد»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 61؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 379.

[5].« لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السّباع و البهائم ...»: مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 316، ح 1؛ صافي، منتخب الاثر، ص 592.


صفحه 361

درمى‌آورد و گرگ و گوسفند در يك مكان زندگى مى‌كنند. كودكان خردسال با مارها و عقرب‌ها بازى مى‌كنند و آسيبى به آنها نمى‌رسد. شرّ از جهان رخت برمى‌بندد و تنها خير باقى مى‌ماند».[1]

ج. رفع اختلاف‌ها و فتنه‌ها: «به خدا سوگند اى مفضل! اختلاف و پراكندگى را از ملّت‌ها و اديان برمى‌دارد».[2]«خداوند به وسيله او فتنه‌هاى جانكاه را آرام و ساكن مى‌سازد. زمين امن مى‌گردد، يك زن در ميان پنج زن بدون اينكه مردى آنان را همراهى كند، به حجّ خانه خدا مى‌رود و جز خدا، از كسى باكى ندارد».[3]

امام صادق عليه السّلام فرموده است: «مهدى (عج) در ميان همه مخلوقات محبوب است، خداوند به وسيله او آتش فتنه را خاموش مى‌كند».[4]

دو. معنويت و عقلانيت (تكامل)

تعالى و تكامل جامعه از لحاظ اخلاقى، دينى و فرهنگى، حاكميت فضيلت‌ها و خيرات در جامعه و تحقّق معنويت و عقلانيت از آثار و بركات شكوهمند و بى‌نظير دولت امام مهدى (عج) است. بر اين اساس تمامى شرّها و آلودگى‌ها و منشأ آنها (شيطان و هواهاى نفسانى) از بين مى‌رود و دروغ، طمع، حرص، كينه، كفر، فساد، زنا و ... از

[1].« يملك المهدى، مشارق الأرض و مغاربها ... ترعى الشّاة و الذئب في مكان واحد و يلعب الصبيان بالحيّات و العقارب و لا تضرّهم بشى‌ء و يذهب الشّرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 592؛ على يزدى حائرى، الزام الناصب، ص 139.

[2].« فو اللّه يا مفضل! ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 4.

[3].« يطفئ به الفتنة الصّماء، و تأمن الارض، حتّى إنّ المرأة لتحجّ في خمس نسوة ما معهنّ رجل لا يتّقين إلّا اللّه»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 640؛ مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 185.

[4].« المهدىّ محبوب في الخلائق يطفئ اللّه به الفتنة الصّماء»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 640؛ مصطفى آل السيد، بشارة الإسلام، ص 185.


صفحه 362

جهان ريشه‌كن مى‌شود. اما با ظهور امام زمان (ع) جهان غرق در نورانيت، قداست و طهارت شده و آيين يكتاپرستى و اخلاق فراگير و حاكم مى‌شود. در اين زمان انسان‌ها از تعالى روحى و تكامل عقلى برخوردار شده و موانع و عوامل فساد و انحراف از بين مى‌رود. اين عنايت خداوندى است كه در آينده تاريخ و با تشكيل دولت مهدوى (عج) و تربيت دينى مردم، اخلاق آنان كامل و خردهايشان شكوفا مى‌شود و جامعه فاسد و تباه‌آلود عصر پيشاظهور، به مدينه فاضله اسلامى تبديل مى‌گردد: «هنگامى‌كه قائم ما قيام كند، دست خود را بر سر بندگان مى‌گذارد و بدين ترتيب خردهاى مردمان شكوفا (متمركز) و اخلاقشان كامل مى‌شود».[1]

اگر فرهنگ جامعه از هر لحاظ سالم و اخلاقى و هنجارها و ارزش‌هاى دينى بر آن حاكم شود، ديگر اثرى از ظلم‌ها، فسادها، تباهى‌ها و تبعيض‌ها نخواهد بود و كاستى‌هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى جامعه از بين خواهد رفت. در نتيجه مردم گرفتار مشكلات گوناگون (هواپرستى، جنگ، زياده‌خواهى، ستم‌گرى و الحاد) نخواهند بود و سعادت حقيقى خود را در عبوديت و عبادت (فلسفه اصلى خلقت) و تقرّب به خدا خواهند ديد.

آثار و نتايج فرهنگى و دينى دولت حضرت مهدى (عج) را مى‌توان در مؤلفه‌هاى زير بيان نمود:

2- 1. آثار و بركات اخلاقى و معنوى:

الف. نورانيت و پاكى جهان: «وقتى‌كه قائم قيام كند، زمين به نور پروردگار روشن مى‌شود و بندگان به نور خورشيد نيازى نخواهند داشت»[2](كنايه از انقطاع و بى‌نيازى از

[1].« إذا قام قائمنا وضع يده على رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل اخلاقهم»: قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 71.

[2].« إذا قام أشرقت الارض بنور ربّها و استغنى العباد من ضوء الشمس»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 48؛ محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 467؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 464.


صفحه 363

اسباب و وسايل مادى). و نيز: «زمين را از عدل، قسط و نور و برهان آكنده مى‌سازد»[1]و «زمين با نور پروردگار روشن مى‌شود و سلطنت او شرق و غرب عالم را فرا مى‌گيرد».[2]

همچنين: «در روزگار او دنيا پاكيزه مى‌شود و اهل دنيا نيك (و طاهر) مى‌گردند»[3]و «خداوند به وسيله [مهدى‌]، زمين را طاهر و پاك مى‌كند».[4]

ب. عبادت و عبوديت: «مردم رو به عبادت مى‌آورند و امانات ادا مى‌شود»[5]و نيز:

«بشارت باد به [آمدن‌] مهدى! او دل‌هاى بندگان را با عبادت و اطاعت پر مى‌كند و عدالتش همه را فرامى‌گيرد».[6]

همچنين: «همه مردم بر عبادت خدا گراييده، اجراى احكام شريعت و ديانت روى مى‌آورند»[7]و «جز خداوند- بلندمرتبه- هر معبودى كه در زمين باشد؛ اعم از بت‌هاى بى‌جثه با صورت و باجثه بى‌صورت و جز آن، آتش گرفته و بسوزد».[8]«پادشاهى [و حاكميت‌] براى خدا است- امروز، ديروز و فردا- اما زمانى كه قائم (ع) قيام مى‌كند، جز خدا را، عبادت نمى‌كنند».[9]

[1].« يملأ الارض عدلا و قسطا و نورا و برهانا»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 237، ح 260؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 44، ص 28، ح 4.

[2].« تشرق الأرض بنور ربّها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 345، ح 31؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 391.

[3].« تطيب الدنيا و أهلها في ايّام دولته»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 493.

[4].« يطهّر اللّه به الأرض ...»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 449؛ محمّد بن على شيخ طوسى، كمال الدين، ج 2، ص 372، ح 5؛ ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 12، ص 283.

[5].« ... يقبل الناس على العبادات و تؤدّى الأمانات»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 474.

[6].« ابشروا بالمهدى ... يملأ قلوب العباد عبادة و يسعهم عدله»: محمّد بن حسن شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 179؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 74، ح 24.

[7].« يقبل النّاس على العبادات و الشرع و الديانة»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 592، ح 4.

[8].« فلا يبقى في الأرض معبود دون اللّه- عزّ و جلّ- من صنم و وثن و غيره إلّا وقعت فيه نار فاحترق ...»:

محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 1، ص 331، ح 16؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 7، ص 140، ح 686.

[9].« الملك للرحمن اليوم و قبل اليوم و بعد اليوم و لكن إذا قام القائم لم يعبد إلّا اللّه عزّ و جلّ»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 369؛ هاشم بحرانى، المحجّة في ما نيز في القائم الحجّة، ص 275.


صفحه 364

ج. كمال اخلاقى مردم: «اخلاق مردم را كامل مى‌كند»[1]و نيز: «شرّ و بدى مى‌رود و خير و خوبى مى‌ماند»[2]و ....

در تفسير آيه‌إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَآمده است:

«اين آيه [درباره‌] آل محمد صلى اللّه عليه و اله است، مهدى و يارانش حاكم بر مشرق و مغرب زمين مى‌شوند. او دين را ظاهر مى‌كند ...».[3]

د. ريشه‌كن شدن آلودگى‌هاى اخلاقى: «بر انس و جنّ چيره مى‌گردد و ريشه پستى و انحراف را از روى زمين برمى‌كند».[4]«حكومت ابليس تا روز قيامت است و آن، روز قيام قائم است».[5]«خداى در زمين معصيت نشود و حدود الهى ميان مردم اجرا گردد».[6]

«روى زمين كافرى باقى نمى‌ماند، جز اينكه ايمان مى‌آورد و شخص ناشايستى نمى‌ماند جز اينكه به صلاح و تقوا مى‌گرايد»[7]و «زنا و شراب‌خوارى و ربا از ميان مى‌رود».[8]و «زمين را از هر انسان فريبكار و نيرنگ‌باز پاك مى‌كند».[9]

[1].« ... اكمل به اخلاقهم»: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 336، ح 71؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 840.

[2].« ... يذهب الشرّ و يبقى الخير»: لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 472.

[3].« هذه لآل محمّد، المهدى( ع) و اصحابه يملكهم اللّه مشارق الأرض و مغاربها و يظهر الدين و يميت اللّه عزّ و جل به و باصحابه البدع و الباطل ...»:. محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 24، ص 165، ح 9؛ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج 2، ص 87.

[4].« يظهر على الثقلين و لا يترك في الأرض الأدنين»: محمّد بن ابراهيم نعمانى، الغيبة، ص 275، ح 55؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 236، ح 104.

[5].« ... دولة ابليس إلى يوم القيامة و هو يوم قيام القائم»: محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 2، ص 566، ح 662؛ شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 780.

[6].« لا يعصى اللّه عزّ و جلّ في ارضه و يقام حدود اللّه في خلقه»: محمّد بن على شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 643، ح 7؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 127، ح 20.

[7].« لا يبقى كافر إلّا آمن و لا طالح إلّا صلح»: احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 290؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 280، ح 6.

[8]. لطف اللّه صافى، منتخب الاثر، ص 474؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، محلقات الاحقاق، ج 29، ص 616؛ يوسف مقدسى شافعى، عقد الدرر في اخبار المنتظر، ص 200.

[9].« ... ليطهرنّ الارض من كلّ غاش»: محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 120.


صفحه 365

«به وسيله مهدى (عج) ... فتنه‌ها و چپاولگرى‌ها از بين مى‌رود و خيرات و بركات بسيار مى‌شود».[1]

2- 2. حاكميت و گسترش آيين اسلام‌

از ويژگى‌هاى ممتاز و بى‌نظير جامعه موعود جهانى، اين است كه همگان در آن موحّد بوده و خدا را به يگانگى پرستش مى‌كنند و شريكى براى او قرار نمى‌دهند. او را بى‌شريك، بى‌نظير، واحد، يگانه و يكتا مى‌شناسند (تصحيح رابطه فرد با خدا). اين يك امتياز بزرگ است كه در دولت مهدوى (عج)، همه مفتخر به آن هستند و حق را مى‌پرستند. در نتيجه توحيد خالص و پاك از هر شائبه شرك، حاكم مى‌شود. مشكلى كه در طول تاريخ- به خصوص در عصر حاضر- گريبانگير جوامع است، الحاد، شرك و تحريف در دين است. اين كاستى، خود موجب اختلاف‌ها، جنگ‌ها، هواپرستى‌ها و انحرافات بسيار و باعث دور شدن از هدف و غايت اصلى زندگى (تقرّب و نزديكى به خدا) است. از طرفى الحاد، بى‌دينى، شرك و دين‌ستيزى از مشخصه‌هاى ديگر جوامع است كه در دوران ما، شكل ناپسند و خطرناكى پيدا كرده است. خود اين تفكّر و عقيده، پيامدهاى سوئى بر رشد و بالندگى انسان‌ها و افول معنويت داشته است.

بر اين اساس از بركات و ثمرات جاودان دولت مهدوى (ع)، ريشه‌كن شدن بى دينى و الحاد، اختلاف در دين، شرك و دين‌ستيزى و حاكميت توحيد و يكتاپرستى و گسترش و فراگيرى دين مبين اسلام و آموزه‌هاى حيات‌بخش و انسان‌ساز آن است. ثمره حاكميت اسلام، تحقّق جامعه دينى و راهبرى دين در رفتارها و گفتارها است.

الف. برچيده شدن اديان و مذاهب مختلف: «همه اديان و مذاهب از روى زمين برداشته مى‌شود و جز دين خالص باقى نمى‌ماند».[2]

[1].« تعمر الأرض و تصفو و تزهو بمهديّها ... نعدم الفتن و الغارات و يكثر الخير و البركات»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 209، ح 49؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 560، و نيز ر. ك: محمّد بن حسين شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 42،( تصفو له الدنيا).

[2].« يرفع المذاهب، فلا يبقى إلّا الدّين الخالص»: كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 649؛ مصطفى آل سيد، بشارة الإسلام، ص 297؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 56.


صفحه 366

و نيز: «به خدا قسم! ناهماهنگى و اختلاف مذاهب و اديان از بين مى‌رود و فقط يك دين در سراسر گيتى حكومت مى‌كند؛ چنان‌كه خداى تبارك و تعالى فرموده است:

به راستى دين در نزد خدا، اسلام است».[1]

ب. حاكميت توحيد و يكتاپرستى: «هنگامى‌كه مهدى قيام كند، زمينى باقى نمى‌ماند، مگر آنكه گلبانگ توحيد (شهادت لا اله إلّا اللّه) و ... در آن بلند گردد».[2]

«ديگر در روى زمين، هيچ نقطه‌اى نمى‌ماند، جز اينكه هر صبح و شام در آن به يكتايى خدا و رسالت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و اله ندا سر داده مى‌شود»[3]و «... در شرق و غرب عالم جز موحّد خداپرست، كسى باقى نمى‌ماند».[4]

ج. گسترش و فراگيرى دين حق: «اهل هيچ دينى باقى نمى‌ماند؛ مگر اينكه اسلام را اظهار مى‌دارد و اعتراف به ايمان مى‌كند»[5]و «تا هر كجا كه تاريكى شب وارد شود، اين دين (اسلام) نفوذ خواهد كرد».[6]

«بى‌ترديد آيين محمّد (ص) به هر نقطه‌اى كه شب و روز مى‌رسد؛ خواهد رسيد و ديگر اثرى از شرك روى زمين نمى‌ماند»[7]و نيز: «به درستى كه خداوند هنگام قيام‌

[1].« فو اللّه ليرفع عن الملل و الأديان الاختلاف و يكون الدّين كلّه واحدا كما قال جلّ ذكره:\i إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»\E: محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 53، ص 4؛ مصطفى آل سيد، بشارة الإسلام، ص 265.

[2].« إذا قام القائم لا يبقى أرض الّا نودى فيها شهادة ان لا اله إلّا اللّه ...»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عيّاشى، ج 1، ص 183، ح 1؛ شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 416؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 506.

[3].« لا يبقى قرية إلّا نودي، فيها بشهادة ان لا اله إلّا اللّه و أن محمدا رسول اللّه بكرة و عشيّا»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 663؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 60، ح 59.

[4].« ... لا يبقى في المشارق و المغارب احد إلّا وحد اللّه»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 1، ص 183؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 340، ح 60.

[5].« لم يبق اهل دين حتّى يطهروا الإسلام و يعترفوا بالايمان»: محمّد بن محمّد شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 45؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 463.

[6].« ليدخلنّ هذا الدّين ما دخل عليه اللّيل»: لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 212، ح 57؛ كامل سليمان، يوم الخلاص، ج 2، ص 602.

[7].« ... ليبلغنّ دين محمد ما بلغ اللّيل و النهار حتّى لا يكون شرك على ظهر الأرض»: محمّد بن مسعود عياشى، تفسير عياشى، ج 2، ص 56؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 55، ح 41.


صفحه 367

قائم (ع) اسلام را بر تمامى اديان برترى خواهد داد»[1]و «هيچ يهودى، مسيحى و صاحب دينى باقى نمى‌ماند، مگر اينكه داخل اسلام شده باشد».[2]

2- 3. جلب رضايت، دوستى و خشنودى جهانيان:

پيش‌تر گذشت كه حكومت امام مهدى (عج) نه با ضرب زور و شمشير است و نه فشار و سركوبى؛ بلكه حكومت بر دل‌ها و جان‌ها و سياست محبّت و تأليف قلوب است.

دولت او، نه براى منافع شخصى و گروهى كار مى‌كند و نه خواسته‌هاى مادى و نفسانى دارد؛ بلكه براى تحقّق واقعى حكومت اسلامى و خدمت به مؤمنان و صالحان و مخالفت با ظلم و ستم و زراندوزى است. بر اين اساس تمامى امكانات و منابع مادى و معنوى را در اختيار آنان قرار مى‌دهد و در رشد و تعالى آنان مى‌كوشد. بر اين اساس همه به آرزو و خواسته ديرين خود مى‌رسند و عاشق و دوستدار پيشواى عادل و عالم خود مى‌شوند و از حكومت و فرمانروايى او اظهار خشنودى و رضايت مى‌كنند.

«ساكنان آسمان‌ها و زمين از او خشنود و راضى مى‌شوند»[3]و «در خلافت او ساكنان زمين و آسمان و پرندگان در هوا راضى و خشنوداند»[4]و نيز: «اهل آسمان و زمين شادمان مى‌شوند».[5]

[1].« انّ الإسلام قد يظهره اللّه على جميع الاديان عند قيام القائم»: محمّد بن يعقوب كلينى، كافي، ج 1، ص 433، ح 91؛ سيد شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 661؛ سليمان قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 508.

[2].« لا يبقى يهودىّ و لا نصرانىّ و لا صاحب ملّة إلّا دخل في الإسلام»: شرف الدين حسينى، تأويل الآيات الظاهرة، ص 633؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 52، ص 61، ح 59؛ لطف اللّه صافي، منتخب الاثر، ص 363، ح 10.

[3].« يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض ...»: محمّد بن حسن طوسى، كتاب الغيبة، ص 178؛ على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 471؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 505، ح 308؛ محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 259.

[4].« يرضى في خلافته أهل الارض و أهل السماء و الطير في الجوّ»: على بن عيسى اربلى، كشف الغمه، ج 2، ص 469؛ محمّد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 51، ص 80.

[5].« يفرح به اهل السماء و اهل الارض»: محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص 250؛ شهاب الدين مرعشى نجفى، ملحقات الاحقاق، ج 29، ص 461؛ يوسف بن يحيى مقدسى، عقد الدرر، ص 147.