بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 213

باب پنجاه و هفتم در حسبت بر سوزن‌گران و جوالدوزسازان‌

محتسب بايد مردى امين و كاردان به سوزن‌گران و جوالدوزسازان برگمارد تا سوزن فولادى را با نرم آهن‌[1]مخلوط نكنند چه نرم آهن با فولاد دمشقى قابل اختلاط است، و بايد هر جنس جدا از جنس ديگر باشد، و محتسب بايد صنعتگران را بدين امر سوگند دهد.

بهترين سوزنها سوزن خياطى است كه مسوده نيز خوانند و عالى‌ترين آنها گرد چشم است.

سوزن‌گران موظف‌اند كه سوزن را پس از ساختن در آتش بگذارند و سپس سرد كنند، زيرا فولاد پس از گداخته و سرد شدن شكننده مى‌شود اما غير فولاد بيشتر نرم مى‌گردد.

جوالدوز نيز بايد از فولاد يا نرم آهن ساخته شود و بهترين آن فولادى است. جوالدوز گونه‌هاى مختلف دارد كه اينك براى اطلاع محتسب برخى از آنها را با تعيين وزن ياد مى‌كنيم. از آن جمله است حزاميه و مزابليه كه‌

[1]- متن: ارمهان و آن مصحف نرم آهن فارسى است. ر ك: ص 151


صفحه 214

هر ده عدد يك رطل مصرى وزن دارد و محيره و فقاعيه كه سه عدد يك رطل است و خياطيه و نقشيه هر صد عدد يك رطل و ركابيه هر 15 عدد يك رطل و مكانسيه و جوالدوز تضريب چهار عدد يك رطل و كفيه 25 عدد يك رطل و خرجيه و اباريه صد عدد دويست درم است. و اللّه اعلم.


صفحه 215

باب پنجاه و هشتم در حسبت بر دوك‌سازان‌

دوك‌سازان بايد معروف به امانت و ديانت و پاكدامنى و صلاح باشند چه دادوستد ايشان بيشتر با زنان است. و محتسب نبايد به كسى كه صفات مذكور را ندارد اجازه دوك‌سازى دهد، و بايد مراقبت كند كه در ساختن دوك فقط چوب ساسم (درختى سياه يا آبنوس) و مشابه آن به كار برند تا فورا نشكند، و نيز مسى كه در آن استعمال مى‌شود بايد مس زرد كوبيده (مضروب) باشد. و بهترين مس دوك آن است كه هفتاد دوك يك رطل باشد اما خرجى (وسط) هر هشتاد دوك يك رطل است. و بايد در دادوستد با زنان و جز ايشان خدا را در نظر گيرند.


صفحه 216

باب پنجاه و نهم در حسبت بر حنافروشان و تقلب ايشان‌

شايسته است كه محتسب مردى را كه به حناسازى آشنا باشد و تقلب و تدليس حنا را بداند بر حنافروشان بگمارد تا حناى سالم بى‌عيب بسازند و ريگ و آرد درشت‌[1]بدان نياميزند. حناى تقلبى را كه به ريگ و روغن كتان آميخته باشند با غربال كردن مى‌توان شناخت، زيرا آرد و ريگ به روى غربال مى‌آيد، و نيز مى‌توانند از هركدام از حناى سالم و مغشوش يك پياله برگيرند و جداگانه وزن كنند، مغشوش سنگين‌تر خواهد بود.

[1]- متن: الجريش، و جريش نمك خوش ناكرده است( منتهى الارب) در اقرب الموارد آمده: جريش نمكى است كه پاكيزه نشده و شكننده باشد گويى پاره‌اى از آن پاره ديگر را حك مى‌كند و نيز به معنى آرد غليظ( درشت) است.


صفحه 217

باب شصتم در حسبت بر شانه‌سازان‌

بايد مراقبت شود كه شانه‌سازان شانه‌هاى مردانه و زنانه را از چوب شمشاد رو مى‌سازند كه بهترين چوب براى شانه است، و چوب تر (سبز) نباشد، زيرا پس از ساختن شانه و خشك شدن كج مى‌شود و مى‌شكند.

بهترين شانه از ذبل‌[1]ساخته مى‌شود و اگر شانه را به جاى چوب شمشاد از چوب نارنج و جز آن بسازند در موقع شانه زدن رشته‌هايى (اليافى) از چوب به وجود آمده موى انسان را مى‌كند.

شانه‌سازان بايد در ساختن شانه دقت كنند و با درفش (ابزار آهنى كفشگر كه بدان چرم را سوراخ كند) مى‌توان آزمايش كرد، چه درفش تنها در چوب سالم فرو مى‌رود و تحدب شانه كه سبب نازكى دهانه و در نتيجه نازكى دندانه مى‌شود بهتر است.

[1]- ذبل به فتح اول استخوانهاى پشت جانورى دريايى است كه از آن دست‌بند و شانه زنان مى‌سازند( اقرب الموارد).


صفحه 218

باب شصت و يكم در حسبت بر سازندگان روغن كنجد و روغن كتان‌

بر محتسب است كه مردى را كه ثقه و آشنا به روغن‌كشى باشد بر سازندگان روغن بگمارد تا پيش از گرفتن روغن، كنجد را بشويند و تميز كنند و بريان كنند و بكوبند تا پوسته‌اش جدا شود آنگاه آرد كنند. و كسى را اجازه ندهد كه بى‌شستن پايش به روغن‌كشى بپردازد و بايد جامه‌اى با آستين‌هاى تنگ بپوشد چه ممكن است عرق كند و از قطرات آن بر روغن بريزد و دهان‌بند بزند كه به هنگام سخن گفتن آب دهنش در خمير روغن كنجد نيفتد.

محتسب بايد آنان را موظف بدارد كه در همه احوال پاكيزگى و طهارت را رعايت كنند و پس از تهيه خمير با حصيرهايى روى آن را بپوشند. و نيز محتسب بايد سبوهاى روغن را وزن كند بخصوص به هنگام تابستان كه وزن آنها كم مى‌شود. ميزان سبوى روغن 4/ 1 26 رطل مصرى است.

بر محتسب است كه روغنگيران كتان را نيز مراقبت كند تا پيش از


صفحه 219

فشردن دانه كتان آن را بريان بكنند تا بويش ظاهر شود و هرگاه به صورت خام بفشارند بويش ظاهر نمى‌شود، و معمولا روغن كتان را با روغن شيرين (الزيت الحلو) تدليس مى‌كنند.

خوردن روغن كاجيره (قرطم)[1]به زنان باردار مضر است و موهايشان را مى‌ريزد، اما برخى از فروشندگان كاجيره را به روغن پاكيزه و روغن كنجد كه در بازار رايج و گران قيمت باشند مى‌آميزند، چنانكه قبلا اشاره كرديم.

[1]- قرطم به معنى كاجيره( گياه) است، از دانه‌هاى اين گياه روغنى استخراج مى‌شود كه داراى اثر مسهلى است، و از گلبرگهاى آن ماده رنگى به نام زردج استخراج مى‌كنند. ر ك: فرهنگ فارسى معين.


صفحه 220

باب شصت و دوم در حسبت بر غربال‌سازان‌

شايسته است كه محتسب مردى را كه به انواع تقلبات غربال‌سازان آشناست بديشان برگمارد. غربالگر بايد موى ميته به كار نبرد، و علامت اين نوع مو آن است كه زبر و شكننده است. و نيز مو را به حال طبيعى بى آنكه رنگ كرده باشند در غربال استعمال كند، اما برخى زاج كبود (يا زاج سرخ) و جز آن را برمى‌گيرند و آن را بر آتش مى‌گذارند، آنگاه موى را در آن مى‌اندازند و بدين‌سان موقتا با دوام مى‌شود، اما سپس از هم مى‌گسلد. اين عمل تدليس است.

محتسب بايد آنان را سوگند دهد كه غربال را از پوست حيوان تذكيه شده بسازند نه از پوست ميته، و قبل از سوراخ كردن پوست، آن را بشويند و تميز كنند.