بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 219

فشردن دانه كتان آن را بريان بكنند تا بويش ظاهر شود و هرگاه به صورت خام بفشارند بويش ظاهر نمى‌شود، و معمولا روغن كتان را با روغن شيرين (الزيت الحلو) تدليس مى‌كنند.

خوردن روغن كاجيره (قرطم)[1]به زنان باردار مضر است و موهايشان را مى‌ريزد، اما برخى از فروشندگان كاجيره را به روغن پاكيزه و روغن كنجد كه در بازار رايج و گران قيمت باشند مى‌آميزند، چنانكه قبلا اشاره كرديم.

[1]- قرطم به معنى كاجيره( گياه) است، از دانه‌هاى اين گياه روغنى استخراج مى‌شود كه داراى اثر مسهلى است، و از گلبرگهاى آن ماده رنگى به نام زردج استخراج مى‌كنند. ر ك: فرهنگ فارسى معين.


صفحه 220

باب شصت و دوم در حسبت بر غربال‌سازان‌

شايسته است كه محتسب مردى را كه به انواع تقلبات غربال‌سازان آشناست بديشان برگمارد. غربالگر بايد موى ميته به كار نبرد، و علامت اين نوع مو آن است كه زبر و شكننده است. و نيز مو را به حال طبيعى بى آنكه رنگ كرده باشند در غربال استعمال كند، اما برخى زاج كبود (يا زاج سرخ) و جز آن را برمى‌گيرند و آن را بر آتش مى‌گذارند، آنگاه موى را در آن مى‌اندازند و بدين‌سان موقتا با دوام مى‌شود، اما سپس از هم مى‌گسلد. اين عمل تدليس است.

محتسب بايد آنان را سوگند دهد كه غربال را از پوست حيوان تذكيه شده بسازند نه از پوست ميته، و قبل از سوراخ كردن پوست، آن را بشويند و تميز كنند.


صفحه 221

باب شصت و سوم در حسبت بر دباغان و مشك‌سازان‌

شايسته است كه محتسب مردى ثقه و آشنا به كار دباغى بر دباغان برگمارد و آنان را به خداى بزرگ سوگند دهد كه پوست را با آرد گندم و نخاله دباغت نكنند و در آستر اسقاط (؟) همان پوستى را به كار برند كه در رويه آنها مصرف مى‌كنند.

نبايد كه پوست بز را جز به قرظ يمانى (صمغ عربى)[1]دباغت كنند و بايد صمغ را هموزن پوست بگيرند، زيرا چنانكه اشاره كرده‌ايم وزن صد پوست كوچك چهل رطل مصرى و وزن صد پوست بزرگ در حدود شصت رطل است و هرچه افزون‌تر باشد بر صمغ نيز بايد افزود مگر آنكه برحسب شماره پوستها باشد.

[1]- متن: قرظ يمانى، و آن صمغ عربى است كه به نام اقاقيا( جز اقاقياى معمولى) نيز خوانده مى‌شود.( فرهنگ فارسى معين) برگ سلم( به فتح اول و دوم) كه بدان دباغت كنند، كرت، كيكر، پوست ساقه آن قهوه‌اى رنگ است.

ر ك: اقرب الموارد و فرهنگ فارسى معين.


صفحه 222

ترتيب دباغت اين است كه هر دسته را در حوض آن همراه با صمغ يمانى معتدل سه روز مى‌خيسانند، آن‌گاه به حوض ديگر كه به همان اندازه صمغ داشته باشد مى‌برند و چهار بار پياپى چنين مى‌كنند تا پيه و چربى آن تميز شود. و گاه به تقلب سه بار مى‌كنند و در بار سوم مازو مى‌زنند كه به پوست زيانبخش است و آن را تباه مى‌كند. و نشانه پوست تقلبى اين است كه در برابر آفتاب سياه مى‌شود.

دباغت در تابستان بهتر از زمستان است و به كار بردن مازو و قرظ مصرى پوست را معيوب مى‌كند. و در حوضى كه دويست عدد پوست انداخته باشند حداقل دو تن بايد كار كنند. در پوست گاو نيز نبايد كه ميته را به دباغت شده بياميزند.

مشك‌سازان بايد فقط پوست تذكيه شده به كار برند و پوست ميته مصرف نكنند و كسانى كه بنا به سفارش ايشان مشك مى‌سازند بايد روش تهيه را بدانند و همه وسايل لازم را داشته باشند. و محتسب بايد غفلتا دكانهاى ايشان را بازرسى كند. مشكى كه از پوست ذبيحه مى‌سازند درخشان و زرد مى‌نمايد، اما آنچه از پوست ميته باشد مايل به سياه است و از بوى و زبرى نيز مى‌توان شناخت، و در پوست ميته بناچار اندكى از موها مى‌ماند، زيرا نمى‌توانند به هنگام تهيه مشك همه موها را با استره بپيرايند، و نيز پوست ميته پس از خشك شدن شكاف مى‌خورد.

محتسب بايد مراقبت كند كه مشك‌هاى بزرگ را از سه تكه (طاقه) و متوسط را از دو تكه و كوچك را از يك تكه بسازند، و تكه‌ها ستبر و سالم و بى‌وصله باشد و هركه خلاف كند تأديب و تعزيرش كند.


صفحه 223

باب شصت و چهارم در حسبت بر نمدمالان‌

محتسب بايد مردى ثقه و آشنا به نمدمالى را بر نمد مالان برگمارد تا در نمد پشم ميته به كار نبرند. و آن را از نرمى و بدبويى مى‌توان شناخت. و پشم سر گوسفند و جز آن نيز نبايد استعمال كنند و نشانه آن اين است كه بسيار زبر است. وزن نمد سرخ 4 رطل و نمد كبود 5/ 1 رطل است. و در الياف ساير نمدها نيز دقت كنند، و بايد صمغ در آن به كار برند و ريخته كتان‌[1]مصرف نكنند. و محتسب بايد از ساختن نمدهايى كه از ريزه‌هاى گياه كتان به صورت قالبى تهيه مى‌شود ممانعت كند.

[1]- متن: مشاق است، و در سطر بعدى مشاقه آمده است و آن زياده‌هايى است كه موقع شانه زدن كتان از آن مى‌ريزد.


صفحه 224

باب شصت و پنجم در حسبت بر پوستين‌دوزان‌

بر محتسب است كه شخصى ثقه و پوستين‌شناس بر پوستين‌دوزان برگمارد و آنان را موظف بدارد كه پوستين قوچ و جز آن را از پوستى كه خوب دباغت كرده باشند بسازند و خوب بدوزند و كهنه و وصله‌دار را به تازه نياميزند و گروهى خاص بدين شغل پردازند و بر در منازل نفروشند بلكه در بازار بفروشند و ندا زنند تا همه مردم از آن آگاه شوند.


صفحه 225

باب شصت و ششم در حسبت بر حصيربافان و كركره‌سازان‌[1]

محتسب بايد مردى ثقه و حصيرشناس را بر حصيربافان برگمارد و آنان را موظف بدارد كه جز حصيرى را كه از سمار[2]بافته شده رنگ نكنند مگر اينكه «قلزمى» باشد، و نى‌هاى آبى را نيز رنگ نكنند، زيرا شكافته مى‌شود. و تنها با روناس قبرصى رنگ كنند و در رنگرزى بقم‌[3]به كار نبرند،

[1]- متن:« الحصريين العبدانى و الكركر و العبدانى» و مغشوش است.

عبدانى معلوم نشد اما كركر همان پنجره چوبين است كه تيغه‌هاى مورب دارد تا از تابش مستقيم نور خورشيد مانع شود و در فرانسوى به‌persienne معروف است، زيرا نخستين بار در ايران آن را ساخته‌اند و مردم مغرب زمين آن را از ايرانيان فراگرفته‌اند.

[2]- سمار به فتح اول گونه‌اى نى بورياست( فرهنگ فارسى معين).

[3]- رنگى است كه از درخت بقم كه در بافت‌هاى آن ماده رنگين است به دست مى‌آيد و در رنگرزى پارچه‌هاى ابريشمى و پشمى به كار مى‌رود. ر ك: فرهنگ فارسى معين.


صفحه 226

زيرا رنگش تغيير مى‌يابد و چون چيزى ترش بر آن بريزند زرد مى‌شود. اما اگر روناس كمياب باشد دو سوم از آن را با يك سوم بقم به كار برند.

نى سياه را با آب آهن‌[1]و قلقند رنگ مى‌كنند. و بايد آبهايى كه در رنگرزى به كار مى‌برند پاك باشد، زيرا مردم از آن حصيرها براى مسجد برمى‌گيرند تا بدان نماز خوانند، و از بافتن حصير از الياف كتان خوب استفاده كنند، و مادام كه الياف حصيرى را خوب در يكديگر نفشرده‌اند آن را قطع نكنند، زيرا نى‌ها مى‌خشكد و مانند غربال مى‌شود.

حصير شامل خانه‌هايى است: بالاترش صد خانه و پس از آن نود و هشتاد و هفتاد خانه است.

كركر را مراقبتى نيست‌[2].

نداكنندگان براى فروش كالا نبايد بخس كنند و از نزد خود براى خريداران غريب چيزى بر بها بيفزايند، و هرآنچه بازرگان تعيين مى‌كند آن را بگويند و از پول كالا پس از فروش چيزى برنگيرند.

[1]- متن:« ماء الحديد»، و آن آب آهن‌دار است.

[2]- متن: و الكركر فلا اعتبار به(؟).