بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 121

گويى پيوسته دانشمندان را دل نگران ساخته است. علامه شعرانى ـ كه خدايش رحمت كناد ـ شگفت زده به اين تفاوت مى نگريست و خرد و منطق محققانه به او اجازه نمى داد آن حال را برتابد. سرانجام تاب نياورد و نظرى سخت هوشمندانه،اما اندكى شتابزده ابراز داشت كه ما عينا آن را نقل مى كنيم:
ترجمه هاى فارسى تحت اللفظ آيات البته از مؤلف نيست و آن صحت و جزالت كه در عبارت وى ديده مى شود، در ترجمه ها نيست. گاه نيز غلط فاحش دارد، نه از ناسخ و كاتب، بلكه از خود مترجم هم كه بوده است.[1]
وى در دنباله سخن اشاره مى كند كه اين ترجمه ها، با آنچه ابوالفتوح در درون تفسير ترجمه كرده اختلاف فاحش دارد. ما كه در صفحات پيشين دنبال اين تفاوت گشته و نمونه هايى نيز نقل كرده ايم، مى توانيم به قطع بگوييم كه ابوالفتوح در بسيار جاى ها نيز عينا همان ترجمه را تكرار كرده، ولى ما تنها به موارد اختلاف عنايت داشته ايم. اما مرحوم شعرانى نيز خود پاسخ مسأله را در حقيقت يافته بوده است، زيرا مى گويد:
نسخه هاى قديمى از قسمتى از اين تفسير كه ترجمه داشت با نسخه مطبوع بسيار مخالف بود.

[1]روض الجنان، (تحقيق شعرانى)، ج ۱۲، ص ۲۷۴.


صفحه 122

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 123

فصل ششم

وفات

ـ وفات ابوالفتوح

ـ مدفون ابوالفتوح


صفحه 124

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 125

وفات ابو الفتوح رازى

مرحوم محدّث ارموى در تعليقات كتاب نقض پس از نقل اصل و ترجمه آراى تنى چند از متقدّمان نزديك به عصر ابوالفتوح و پس از آن ، درباره صاحب روض الجنان و تجليل از مقاله علاّمه قزوينى ، از قول شيخ محمّد على سهورى در عُدّة الخلف فى عدّة السلف ـ كتابى منظوم در تراجم احوال ائمه هدى عليهم السلام و علماى بزرگ شيعه اماميه ـ ، ضمن ذكر علماى قرن ششم در مورد ابوالفتوح شعرى نقل كرده كه ذكر آن در اين صفحات براى كمال اين ديباچه ضرورى مى نمايد:
{۰ وَ تَرجُمانُ الذّكرِ ذُوالاِعْزازِ اُسُّ الهُديه اَبُوالفُتوحِ الرّازى ۰}
{۰ بَحرُ الفَضائِلِ اسْتِنادُ الْكُمّلِكَنزُ المَعارِفْ الْحسينُ بنُ على ۰}
{۰ فَخْرُ المُشَكِّكينَ شيخُ الْقالَهلِلأَخْذِ مِنِ افْضالِهِ اَفْضى لَه ۰}
{۰ قَدْ سَرَقَ الْحَقّ لَهُ بِغيرِ حَقنَعَمْ ، وَ مِنْ قَبلُ اَخٌ لَهُ سَرَقْ ۰}
نكته مهم ترى كه مرحوم محدّث در تحقيق خود بدان متوجه شده ، موضوعى است كه بر روى تاريكى هاى مربوط به سال درگذشت ابوالفتوح پرتوهايى سزاوار توجّه مى افكند . اين مطلب ابتدا در مقدمه تفسير گازر ، جلاء الاذهان و جلاء الاحزان ابوالمحاسن الحسين بن الحسن الجرجانى آمده و بعد عينا در جلد نخست تعليقات نقض نقل شده است .
حاصل مطلب از اين قرار است كه ، ميرزا محمّد صادق بن محمّد صالح


صفحه 126

آزادانى اصفهانى در كتاب شاهد صادق ، در فصل هفتاد و نهم از باب سوم ضمن ذكر سال وفات بزرگان اسلام از سال اول تا سال ۱۰۴۲ هجرى ، ذيل سال پانصد و چهلم گفته است «۵۴۰ ابوالفتوح خزاعى درگذشت» .
مرحوم محدّث اين تاريخ را سه تاريخ اجازه كه از ابوالفتوح به دست آورده ، مناقض يافته است:
نخستين اجازه را بر پشت صحيفه اوّل از نسخه اى از تفسير ابوالفتوح كه در ماه صفر ۹۸۰ به خط احمد بن شكراللّه نوشته شده به اين شرح ديده است:
«صورت اجازَةِ الشيخ المُفسّرِ ـ قُدِّسَ رَوحَهُ
ـ أَجَزتُ لِلأَجَلِّ العالِم أَلاَخَصّ الاَشرَف ... ـ اَدام اللّه تُوفيقهُ و تَسديدَهُ ـ أَن يَروِىَ عَنّى هذا الكِتابَِ مِن اَوَّلِهِ اِلى آخِرهِ عَلى الشَّرائِط المُعْتَبَرهِ فى هذا البابِ مِن اجْتِناب الغَلَطِ والتَّصحِيفِ . كَتَبهُ الحُسينُ بنُ عَلىِ بنِ مُحمّدٍ اَبُوالفُتُوحِ الرّازى ثُمَّ النّيسابُورى ثُمَّ الخُزاعىُ ، مُصَنّفُ هذا الكِتابِ ، فِى اواخِر ذِى القَعدَةِ سَنة سَبعٍ وَ أَربَعينَ وَ خَمسائةٍ حامِدا لِلّه تَعالى و مُصلّيا عَلى النَّبىِ وَ آلِه» .
اين اجازه را ابوالفتوح در اواخر ماه ذى قعده ۵۴۷ نوشته كه ظاهرا پس از پايان تأليف كتاب بوده است . مسلّم است كه اين اجازه بر پشت نسخه اى نوشته شده كه در زمان خود او نوشته شده و بايد از نسخه هاى اصيل و آغازين تفسير بوده باشد . سپس همان يادداشت بر پشت نسخه مورّخ ۹۸۰ يا نسخه دومى كه اين نسخه از روى آن استنساخ گرديده نقل شده است .
از روى اين قرينه مى توان يقين داشت كه تفسير ابوالفتوح در ۵۴۷ يا سالى چند پيش از آن به پايان رسيده و خود او نيز در اين سال در قيد حيات بوده است .
اجازه ديگر بر پشت برگ اوّل نسخه اى از رجال النجاشى ، متعلق به كتابخانه آقاى فخرالدين نصيرى امينى به شماره (۱۲۱) ثبت شده كه نسخه اى است با


صفحه 127

تاريخ كتابت سال ۹۸۲ به خط شخصى به نام حسن بن غالب البراقى . نصّ آن اجازه به نقل از مقدمه جلد اوّل تفسير گازر به شرح زير است:
حِكايةُ ماوُجِدَ على الأصل المنقول مِنهُ هذَا الفَرعُ:
سَمِعَ هذَا الكتابَ مِنّي بقراءة من قرأ الولد النّجيب تاج الدّين ابو جعفر محمّد بن الحسين بن على بن محمّد ـ ادام اللّه توفيقه ـ وقد اجزت له روايته عنّى و رواية ما يصحّ عنده من مجموعاتى و مسموماتى على الشرط المعلوم فى ذلك من اجتناب الغلط والتّصحيف . كتبه الحسين بن على بن محمّد الخزاعى بخطّه فى شهر ربيع الأوّل سنة احدى و خمسين و خمس مائة حامدا للّه تعالى و مصلّيا على النّبى و آله و مسلّما .
و كتب هذا مالك الكتاب نجم بن محمّد بن محمّد بن محمّد بن حسن بن نجم الحسينى الشّامى السكيكىّ فى النجف الشّريف يوم الثلثا ثانى ذى الحجة الحرام خاتمة شهور سنة اثنتين و ثمانين و تسع مائة من هجرة سيد المرسلين صلى اللّه عليه و آله الطّيبين الطّاهرين .
بنابر اين سند ، ابوالفتوح در ربيع الاوّل سال ۵۵۱ زنده بوده است .
اجازه ديگر را صاحب رياض العلماء ، در حين ترجمه حال ابوالفتوح به اين عبارت نقل كرده است:
و قد رأيت الرّبع الاوّل من تفسيره هذا فى اصفهان و كانت النّسخة عتقيقة جدّا و قد كتبت فى زمانه ، و على ظهرها خطّه الشّريف و اجازته لبعض تلامذته و كان اجازته له سنة اثنتين و خمسين و خمس مائة و عبّر عن نسبه هكذا: الحسين بن على بن محمّد بن احمد الخزاعى و قد قرأها جماعة أخرى ايضا عليه و منهم ولد الشيخ أبى الفتوح هذا ايضا و خطّه الشّريف لا يخلو عن ردائه .
به گواهى اين هر سه سند ـ كه مؤيّد يكديگر نيز هست ـ ابوالفتوح قطعا پس از


صفحه 128

۵۴۰ و دست كم تا سال ۵۵۲ زنده بوده است . از طرفى وى در زمان تأليف كتاب نقض (۵۵۶ ـ ۵۵۹) در قيد حيات نبوده است ؛ زيرا شيخ عبدالجليل قزوينى صاحب نقض در چند موضع نام او را با عبارت ترحّم«رحمة اللّه » آورده است . پس وفات وى محدود مى ماند ميان سال هاى (۵۵۲ تا ۵۵۹)؛ و تنها قول صاحب شاهد صادق با اين تاريخ معارض مى نمايد .
مرحوم محدّث ارموى هوشمندانه تناقض را به اين صورت حل كرده است كه صاحب شاهد صادق اين تاريخ را به صورت رقومى ديده ، يعنى در جايى كه مأخذ كتاب مزبور بوده ، عبارت نه به طريق حرفى بلكه به شيوه عددنگارى بوده و ظاهرا (۵۴۰) خوانده مى شده است و نظر به آن كه برخى نويسندگان اعداد را نيز همانند حروف و كلمات مندمج و در هم فرو رفته مى نويسند ، چنان كه تشخيص عدد مقدّم و مؤخّر دشوار مى شود و با كمك قرينه معلوم مى گردد ، و در صورت نبودنِ قرينه ، خواننده كه به نظر خود يكى را مقدّم مى دارد ، گاهى درست مى خواند و گاهى هم به اشتباه مى افتد . در اين جا نيز مى توان پنداشت كه در اثر تقديم و تأخير در دو رقم اوّل اين عدد ، نوعى جابه جايى رخ داده و به احتمال نزديك به يقين تاريخ وفات ابوالفتوح در آن مأخذ اصلى (۵۵۴) بوده است ، امّا ناقل به اشتباه عدد چهار را كه در مرتبه يكان بوده در مرتبه دهگان ديده و در اثر عدم تشخيص و بد خطى ، عدد پنج آن را صفر خوانده و در مرتبه يكان ديده است ، بنابراين عدد (۵۵۴) سال وفات ابوالفتوح ، (۵۴۰) خوانده شده است .
اگر اين استحسان دلپذير را به عنوان حلّ اين تناقض بپذيريم ـ كه ظاهرا دليلى براى پذيرفتنش در دست نيست ـ هيچ گونه ابهام و اشكال ديگرى باقى نمى ماند ، در اين صورت، مى توانيم با اطمينانى نزديك به يقين اعلام كنيم كه شيخ ابوالفتوح رازى مؤلف تفسير گرانقدر روض الجنان و روح الجنان به سال (۵۵۴) هجرى درگذشته است .