بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 23

عطاء گفته است در باره چهل نفر از اهالى نجران و سى و دو نفر از اهالى حبشه و هشت نفر رومى كه در زمان عيسى بودند و تصديق به نبوت حضرت محمد نموده‌اند نازل شده.

خداوند در سوره آل عمران آيات 181- 189 مى‌فرمايد:

«و قال تعالى»:لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ* ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ* الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ* فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ* كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ...الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ* وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ* لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ* وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ181- 189.

«و قال تعالى»:وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا* أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ‌199.

در باره آيه‌لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُخداوند شنيد سخن آنها را كه به تو گفتند خداوند فقير است و ما ثروتمنديم مى‌نويسد: وقتى آيه‌مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً*چه كسى به خداوند قرض خوبى مى‌دهد؟ نازل شد يهوديان، گفتند خداوند فقير است و از ما تقاضاى قرض مى‌كند ما ثروتمنديم اين سخن را حى بن اخطب گفت اين روايت از حسن و مجاهد نقل شده.

بعضى گفته‌اند پيامبر اكرم نامه‌اى توسط ابا بكر براى يهود بنى قينقاع فرستاد و آنها را دعوت به نماز و پرداخت زكات كرد و اينكه به خداوند قرض بدهند. ابا بكر وارد سالن سخنرانى و درس آنها گرديد ديد گروهى گرد يك نفر جمع شده‌اند به نام فنحاص بن عازوراء.


صفحه 24

آنها را دعوت به اسلام و زكات كرد.

فنحاص گفت اگر اين حرفى كه تو ميگويى واقعيت داشته باشد پس خدا فقير است و ما ثروتمنديم ابا بكر از شنيدن اين سخن ناراحت شد و خشم گرفت و بر چهره‌اش نواخت اين آيه در همين مورد نازل شد.

در باره آيه‌الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنامى‌نويسد: اين آيه در باره گروهى از يهوديان كه از جمله آنها كعب بن اشرف و مالك بن صيف و وهب بن يهودا و فنحاص بن عازوراء بودند نازل شد گفتند يا محمد، خداوند در تورات با ما قرار بسته كه ايمان به پيامبر نياوريم مگر اينكه يك قربانى بياورد كه او را آتش بسوزاند اگر واقعا تو پيامبرى همين معجزه را بياور تا تصديقت كنيم اين آيه نازل شد روايت از كلبى است.

بعضى گفته‌اند خداوند در تورات به بنى اسرائيل دستور داده كه اگر كسى مدعى نبوت شد از او نپذيرند مگر قربانى بياورد كه آن را آتش بخورد تا زمانى كه عيسى مسيح و محمد6بيايد وقتى آنها مبعوث شدند به ايشان بدون آن قربانى ايمان بياوريدفَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌اين قسمت آيه تكذيب مى‌كند آنها را در ادعايشان زيرا مى‌فرمايد پس چرا همان پيامبران را كشتيد اگر راست مى‌گوئيد و شاهد دشمنى و عناد آنها است و دليل است بر اينكه اگر پيامبر اكرم قربانى مقبول نيز مى‌آورد همان طورى كه مى‌خواستند باز ايمان نمى‌آوردند چنانچه پدرانشان ايمان نياوردند اما چرا خداوند بهانه آنها را مرتفع ننمود زيرا مى‌دانست فرستادن چنين قربانى به زيان آنها است معجزات نيز تابع مصالح است و چنين پيشنهادى تكليف تعيين نمودن براى خدا است در دليل آوردن آنچه لازم است براى آنها اينست كه بوسيله دليل شك و ترديد ايشان را برطرف نمايد (نه هر چه گفتند و خواستند بپذيرد).

خداوند در سوره نساء آيات 44- 54 مى‌فرمايد:

النساء «4»:أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ* وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى‌ بِاللَّهِ نَصِيراً* مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ‌


صفحه 25

اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا* يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‌ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا* إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‌ إِثْماً عَظِيماً* أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ كَفى‌ بِهِ إِثْماً مُبِيناً* أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‌ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا* أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً* أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً* أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‌ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً44- 54.

در باره آيه‌أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ‌مى‌نويسد: ابن عباس گفته اين آيه در باره رفاعه بن زيد بن سائب و مالك بن دخشم نازل شد كه هر وقت پيامبر اكرم6صحبت مى‌كرد آنها دهن كجى مى‌كردند و بر او خورده مى‌گرفتند.

در مورد آيه‌أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ‌گفته‌اند اين آيه در باره گروهى از يهودان نازل شده كه بچه‌هاى خود را خدمت پيامبر اكرم6مى‌آوردند و مى‌گفتند آيا اين بچه‌ها هيچ گناهى دارند پيامبر اكرم6مى‌فرمود نه بعد مى‌گفتند ما نيز مانند آنهائيم هر چه در روز انجام دهيم شب از ما فرو مى‌ريزد و هر چه در شب انجام دهيم روز خداوند محو مى‌نمايد اين آيه نازل شد كه مى‌فرمايد نمى‌بينى آنها را كه خويشتن را مى‌ستايند و از خود تعريف مى‌كنند بايد خدا هر كه را مى‌خواهد بستايد و تمجيد كند گفته‌اند در باره يهودان و نصرانيان نازل شده كه مى‌گفتند ما فرزندان خدا و دوستان اوئيم و مدعى بودند كه داخل بهشت نخواهد شد مگر كسى كه يهودى يا نصرانى باشد همين روايت از حضرت باقر (ع) نقل شده.

در باره آيه‌أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ‌مى‌نويسد: گفته‌اند ابو برزه در جاهليت كاهن بود بعضى از مسلمانان پيش او مى‌رفتند و (گوش به سخنان اين كاهن فرا مى‌داشتند) اين آيه از اين جهت نازل شد.

و نيز گفته‌اند: كعب بن اشرف به همراه هفتاد نفر از يهودان پس از جنگ احد به مكه‌


صفحه 26

رفتند تا با قريش هم پيمان شوند عليه پيامبر اسلام6و پيمانى كه با پيامبر داشتند بشكنند كعب وارد بر ابو سفيان شد و او از كعب احترام زيادى كرد بقيه يهودان در خانه‌هاى قريش منزل گرفتند. اهالى مكه به آنها گفتند شما اهل كتاب هستيد محمد6نيز داراى كتاب است ما اطمينانى نداريم كه اين عمل شما حيله و تزويرى نباشد. اگر واقعا راست مى‌گوئيد بيائيد برويم براى اين بت‌هاى ما سجده كنيد و به آنها ايمان آوريد تا ما باور كنيم، همين كار را كردند.

اين قسمت آيه اشاره به همان است كه مى‌فرمايديُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ‌ايمان آوردند به بت و طاغوت ستمگر.

بعد كعب پيشنهاد كرد كه سى نفر از شما و سى نفر از ما بيائيد برويم سينه‌هاى خود را به خانه كعبه بچسبانيم و با خداى كعبه قرارداد ببنديم كه عليه محمد به پيكار برخيزيم.

اين كار را نيز كردند پس از انجام اين پيمان ابو سفيان به كعب گفت تو مردى كتاب خوان هستى و ما مردمانى بى‌سواديم كه چيزى نمى‌دانيم حالا تو بگو كداميك از ما بر حق هستيم ما يا محمد؟

كعب گفت اعتقادات خود را برايم توضيح دهيد ابو سفيان در جواب گفت ما براى حاجيان شترهاى تناور مى‌كشيم و براى آنها آب تهيه مى‌كنيم و از ايشان پذيرائى مى‌نمائيم و بند از پاى اسير مى‌گشائيم و صله رحم مى‌كنيم و خانه خدايمان را نيز آباد مى‌كنيم و در اطراف آن به طواف مى‌پردازيم ما اهل حرم و مكه نيز هستيم ولى محمد6دست از دين اجداد خود برداشت و قطع رحم كرد و از مكه خارج شد. دين ما سابقه‌دار است ولى دين محمد جديد و تازه است كعب در جواب ابو سفيان گفت به خدا قسم شما به هدايت نزديك‌تريد از محمد6اين آيه از همان جهت نازل شد.

در سوره نساء آيات 60- 63 مى‌فرمايد:

«و قال سبحانه»:أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً* وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً* فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ‌


صفحه 27

يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً60- 63.

در باره آيه‌أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ‌مى‌نويسد: بين مردى يهودى و يكى از منافقين اختلافى بود مرد يهودى پيشنهاد كرد براى داورى برويم پيش محمد6زيرا مى‌دانست كه حضرت رسول6رشوه نمى‌گيرد و در داورى ستم روا نمى‌دارد، اما مرد منافق گفت نه بيا برويم پيش كعب بن اشرف چون مى‌دانست كعب رشوه مى‌گيرد پس منظور از طاغوت در آيه كعب بن اشرف است.

بعضى گفته‌اند يكى از كاهنان جهينه بود كه منافق مايل بود پيش او به داورى برود.

بعضى نيز در تفسير آيه گفته‌اند منظور همان رسمى بود كه اعراب داشتند براى رفع اختلاف بوسيله تيرهاى مخصوص در نزد بت‌ها فال مى‌زدند.

امام باقر و حضرت صادق (ع) مى‌فرمايند منظور از آيه هر كسى است كه به داورى پيش او بروند و بر خلاف واقع حكم كند.

در سوره نساء آيات 81- 83 مى‌فرمايد:

«و قال تعالى»:وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا* أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً* وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‌ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا81- 83.

«و قال تعالى»:إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً* لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً* وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً117- 119. «و قال تعالى»:لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً123.

در باره آيه‌لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراًمى‌نويسد: يعنى در قرآن اگر از جانب خدا نبود تناقض از جهت حق و باطل پيدا مى‌شد و يا اختلاف در اخبار از آنچه پنهان است يا از


صفحه 28

جهت بلاغت و نارسائى و يا تناقض زياد، و جريان اينست كه سخن بشر زمانى كه طولانى و داراى مفاهيمى كه در قرآن است باشد قطعا همراه با تناقض‌هاى زيادى خواهد بود و اختلاف الفاظ زياد ديده مى‌شود تمام اين احتمالات از قرآن دور است.

در باره آيه‌إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاًدر مورد اين آيه اقوال متعددى است يكى اينكه‌إِلَّا إِناثاًكه عربها اوثان را اناث مى‌نامند: لات و عزى و منات الثالثة الاخرى و اساف و نائله اين مطلب از ابو مالك و سدى و مجاهد و ابن زيد نقل شده و ابو حمزه ثمالى نيز در تفسير خود نقل كرده او مى‌گويد در هر يك از اين بت‌ها شيطانى زن وجود دارد كه گاهگاه براى خدمتكاران بت ظاهر مى‌شدند و با آنها صحبت مى‌كردند و اين از كارهاى ابليس است كه او همان شيطانى است كه خداوند در قرآن او را ذكر كرده و لعنتش نموده گفته‌اند لات اسم تخته سنگى است و عزى اسم درختى است كه اين دو اسم را تغيير داده و نام دو بت كرده‌اند.

بعضى گفته‌اند عزى مؤنث اعز و لات مؤنث الله است حسن گفته هر يك از قبائل داراى بتى كه آنها را به نامهاى مخصوص زنان مى‌ناميدند (پس معنى آيه اينست كه جز بت‌ها را به مدد خود نمى‌خوانند).

قول دوم اينست كه «الا مواتا» اين قول از ابن عباس و حسن و قتاده نقل شده و معنى آيه چنين مى‌شود كه آنها نمى‌پرستند در مقابل خدا مگر جمادات مرده را كه شعور و عقل ندارند و سخن نمى‌گويند و موجب نفع و ضررى نمى‌شوند. و اين مطلب شاهد كمال جهل و گمراهى آنها است و آنها را اناث ناميده چون مشركين عرب معتقد بودند هر چه پست و خوار باشد نسبت تانيث به او مى‌دهند و نيز به جهت آنكه اناث از هر جنس پست و خوارترين افراد آن است.

زجاج گفته چون ضميرى كه به موات نسبت ميدهند ضمير تانيث است ميگويى «الاحجار تعجبنى» كه فعل مؤنث نسبت به سنگ‌ها داده شده.

قول سوم اينست كه معنى الا اناثا الا ملائكه است زيرا آنها عقيده داشتند كه ملائكه دختران خدايند و آنها را مى‌پرستيدند و معنى‌إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداًيعنى نمى‌پرستند مگر شيطان كافر بدترين را كه سخت در طغيان و عصيان و سركشى فرو رفته.


صفحه 29

سؤال مى‌شود در مورد آيه به اين صورت كه چگونه در اول كلام عبادت غير اناث را نفى مى‌كند و در آخر سخن اثبات عبادت شيطان را مى‌كند پس در آخر آيه اثبات چيزى شده كه در اول آيه آن را نفى نموده حسن از اين اشكال چنين پاسخ داده كه آنها در حقيقت جز شيطان را نمى‌پرستيدند زيرا بت‌ها مرده هستند كسى دعوت به عبادت آنها نمى‌كند دعوت‌كننده به عبادت بت شيطان است ولى عبادت را نسبت به او داده‌اند.

ابن عباس گفته در هر يك از بت‌هاى عرب شيطانى وجود داشت كه مشركين را دعوت به عبادت آن بت مى‌كرد به همين جهت نسبت عبادت به بت و شيطان هر دو صحيح است بعضى گفته‌اند در آيه اثبات چيزى كه نفى شده باشد وجود ندارد چنين ما يعبدون الا الاوثان و الا الشيطان جز بت‌ها و شيطان را نمى‌پرستند.

لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاًاز بندگان تو بهره‌اى معين خواهم گرفت از پيامبر اكرم نقل شده در مورد اين آيه فرموده است فرزندان آدم نود و نه درصد آنها اهل جهنم و يك درصد بهشتى هستند در روايت ديگرى است از هر هزار نفر يكى مال خداست و بقيه سهم شيطان و اهل آتشند اين هر دو روايت را ابو حمزه نقل نموده در تفسير خود.

وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ‌يعنى به آنها وعده طول عمر در دنيا مى‌دهم به همين جهت دنيا را بر آخرت مقدم مى‌دارند گفته‌اند شيطان به آنها مى‌گويد در آينده حشر و نشر و بهشت و جهنمى وجود ندارد هر چه مى‌خواهيد بكنيد آنها را وعده به هواهاى باطل كه موجب گناه مى‌شود مى‌دهم و شهوترانى‌ها و زرق و برق دنيا را در نظرشان مى‌آرايم‌وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ‌يعنى وادار مى‌كنم كه گوشهاى چهارپايان را شكاف دهند بعضى گفته‌اند يعنى گوش‌ها را از بيخ ببرند همين نيز از حضرت صادق (ع) روايت شده. مشركان عرب نسبت به چهارپايان همين كار را مى‌كردند گفته‌اند اين كار را نسبت به بحيره و سائبه‌[1]مى‌نمودند.

[1]بحيره و سائبه نوعى شتر است كه در جاهليت براى آنها احكامى از خود تراشيده بودند، بحيره شترى است كه پنج شكم زايد و شكم پنجم نر باشد گوش او را شكاف مى‌دادند و حرام مى‌دانستند سوارشدنش را و هيچ كس نمى‌توانست جلو آب و چراى او را بگيرد. سائبه نيز شترى بود كه نذر مى‌كرد از سفر اگر برگشت و يا از بيمارى خوب شد شترش سائبه باشد يعنى مثل بحيره داراى احترام مخصوص مى‌شد.


صفحه 30

وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ‌يعنى دستور مى‌دهم كه دين خدا را تغيير دهند از ابن عباس و ديگران نقل شده از حضرت صادق (ع) روايت شده بعضى گفته‌اند منظور اخته نمودن چهارپايان است كه آنها اخته كردن را دوست نداشتند. بعضى نيز علامت‌گذارى روى حيوان را گفته و گفته‌اند منظور ماه و خورشيد و سنگ است كه مردم به جاى بهره بردن از آنها به عبادت اينها مشغول شده‌اند.

در باره آيه‌لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ‌گفته‌اند مسلمانان با اهل كتاب به مفاخره پرداختند. اهل كتاب مى‌گفتند پيامبر ما قبل از پيامبر شما و كتاب ما نيز قبل از كتاب شما بوده و به خدا از شما نزديكتريم مسلمانان گفتند پيامبر ما خاتم پيامبران و كتاب ما حاكم بر كتابهاى آسمانى است و دين ما اسلام است اين آيه نازل شد كه مى‌فرمايد نه آرزوى شما و نه آرزوى اهل كتاب هر كس كار بد كند كيفر مى‌شود و هرگز جز خدا ناصر و ياور نخواهد يافت.

آيات 153 تا 162 سوره نساء مى‌فرمايد:

«و قال تعالى»:يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‌ أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى‌ سُلْطاناً مُبِيناً* وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً* فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا* وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى‌ مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً* وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً* بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً* وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً* فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً* وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً* لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً153- 162.

در باره آيه‌يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ‌مى‌نويسد: كعب بن اشرف و گروهى از يهود گفتند يا