و در حالی که بیش از شصت قربانی همراه داشت، به سوی مکّه حرکت نمود. مردم از اطراف و اکناف در حجّ آن سال شرکت کردند، حضرت علی علیه السلام که به یمن رفته بود، با چهل و سه قربانی وجزیهای که از مردم نجران گرفته بود، به پیامبر (ص) پیوست، در مدینه و طول راه، هفتاد هزار مسلمان به پیامبر (ص) پیوسند و در مکّه بیش از صد هزار مسلمان، اجتماع کرده و حج را با پیامبر (ص) انجام دادند. نوای لبّیک و شعار توحید، سراسر مکّه و عرفات و مِنی را فرا گرفت.
پیامبر (ص) در عرفات و در فرصتهای مناسب دیگر برای مردم خطبه خواند و سخنرانی کرد و مطالب و دستورهای مهمّ اسلام را برای آنها بیان نمود، به خصوص پیروی از قرآن و سنّت را تأکید کرد و در آخر با انگشت شهادت به آسمان اشاره کرد و گفت: «خدایا شاهد باش، که من پیامهای تو را به مردم ابلاغ نمودم».[1]
پس از مراسم حج، مسلمانان آماده حرکت به بلاد و شهرهای خود شدند و پیامبر (ص) عازم مدینه گردید.
وقتیکهکاروان پیامبربهسرزمینغدیرخم،[2](5کیلومتری جُحفه)[3]رسید. جبرئیل علیه السلام از طرف خدا فرودآمد و این آیه را بر پیامبر (ص) نازل کرد:
یا اَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبَّکَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتْهُ وَاللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ؛
[1]1.دراینخطبه،پانزدهدستورمهماسلامیرامطرحکرده است. (رک: بحارالانوار ،ج 21 ،ص 405).
[2]2.بیابان غدیر، در حقیقت چهار راهی است که مردم سرزمین حجاز را از هم جدا میکند، راهی به سوی مدینه در شمال، و راهی به سوی عراق در شرق، و راهی به سوی غرب و سرزمین مصر و راهی به سوی سرزمین یمن در جنوب. (تفسیر نمونه ،ج 5 ،ص 9).
[3]1. «جُحْفَه» یکی از میقاتهای احرام است و راه اهل مدینه و مصر و عراق از آنجا منشعب میشود. (فروغ ابدیت ج 2 ص 473).
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور کامل به مردم ابلاغ کن، و اگر ابلاغ نکنی، رسالت خود را تکمیل نکردهای و خداوند تو را از شرّ مردم حفظ میکند.[1]
روز پنج شنبه سال دهم هجرت بود[2]و درست هشت روز بعد از عید قربان میگذشت، ناگهان دستور توقّف از طرف پیامبر (ص) به همراهان داده شد، کسانی که جلو کاروان بودند، از حرکت باز ایستادند و آنها که دنبال کاروان بودند به آنها پیوستند.
وقت ظهر هوا به شدّت گرم بود، مردم قسمتی از عبای خود را بر سر، و قسمتی را زیرپا میافکندند.برای پیامبر (ص) سايباني ، به وسيله چادري كه روي درخت افكنده بودند ، درست كردند و پيامبر mنماز ظهر را با جماعت خواند.
سپس درحالیکه جمعیّت گرد اوحلقه زده بودند[3]، برروی نقطۀ بلندی که از جهاز شتر ترتیب داده بودند، قرار گرفت و نخست حمد و سپاس پروردگار به جا آورد، سپس مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود: من به همین زودی دعوت خدا را اجابت کرده و از میان شما میروم، من مسئولم و شما هم مسئولید ... اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدرم که در میان شما به یادگار میگذارم
[1]2.سوره مائده/ 67 .
در کتابهای اهل سنت روایات زیادی دیده میشود كه با صراحت میگوید: آیه فوق درباره علی علیه السلام نازل شده است (رک: اسباب النّزول ، ص 150 ؛ تفسیر کبیر رازی ، ج 3 ، ص 636 ؛ فصول المهمّه ، ص 27 ؛ در المنثور ، ج 2 ، ص 298 ؛ فتح القدیر ، ج 3 ، ص 57 ؛ روح المعانی ، ج 6 ، ص 172 ؛ ینابیع الموده ، ص 120 ؛ عمده القاری ، ج 8 ، ص 584 ؛ تفسیر المنار ،ج 6 ،ص 463 و ...).
[2]. هيجده ذی الحجّه.
[3]. تعداد همراهان پیامبر (ص) را بعضی 90 هزار و بعضی 114 هزار و بعضی 130 هزار و بعضی 124 هزار نفر نوشتهاند. (دائره المعارف ، ج 3 ، ص 542 ؛ الغدیر ، ج 1 ، ص 9 ؛ تفسیر نمونه ،ج 5 ، ص 8).
چه خواهید کرد؟
یکی از میان جمعیّت صدا زد، کدام دو چیز گرانمایه یا رسول الله؟!
پیامبر (ص) بلافاصله گفت:
اوّل؛ثقلاکبر،کتاب خداست که یکسوی آن به دست پروردگار و سوی دیگرش در دست شماست، دست از دامن آن برندارید تا گمراه نشوید.
امّا دومین یادگار گرانقدر من؛ خاندان من هستند و خداوند لطیف خبیر، به من خبر داده، که این دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپیوندند، از این دو پیشی نگیرید که هلاک میشوید و عقب نیافتید که باز هلاک خواهید شد.
ناگهان مردم دیدند پیامبر (ص) به اطراف خود، نگاه کرد، گویا کسی را جستجو میکند و همین که چشمش به حضرت علی علیه السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد. آنچنان که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و همۀ مردم او را دیدند و شناختند که او همان افسر شکستناپذیر اسلام است.
در این جا صدای پیامبر (ص) بلندتر و رساتر شد و فرمود: چه کسی از همۀ مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!
گفتند: خدا و پیامبر (ص) داناترند.
پیامبر (ص) گفت: خدا مولی و رهبر من است، و من مولی و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم.
سپس فرمود: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ؛ هرکس که من مولا و رهبر او هستم، علی علیه السلام ، مولا و رهبر اوست».
و این سخن را سه بار و به گفتۀ بعضی از راویان حدیث، چهل بار تکرار کرد و
به دنبال آن، سر به سوی آسمان برداشت و عرض کرد: اَللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَاُحِبُّ مَنْ اُحِبَّهُ وَاُبْغِضَ مَنْ اُبْغِضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَاَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دارِ؛
خداوندا ! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کسی که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، و یارانش را یاری کن، و آنها را که ترک یاریش کنند، از یاری خویش محروم ساز، و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن.
سپس فرمود: آگاه باشید، همۀ حاضران وظیفه دارند این خبر را به غائبان برسانند.خطبۀ پیامبر (ص) به پایان رسید، عرق از سر و روی پیامبر (ص) و علی علیه السلام ، ومردم فرو میریخت،وهنوز صفوف جمعیّت از هم متفرّق نشده بودند که امین وحی خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (ص) خواند:
«اَلْیَوْمُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینُکُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً؛
امروز آیین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است، برایتان برگزیدم».[1]
پیامبر (ص) فرمود: خداوند بزرگ است، همان خدایی که آیین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوّت و رسالت من و ولایت علی علیه السلام پس از من، راضی و خشنود گشت.
در این هنگام شور و غوغایی در میان مردم افتاد و علی علیه السلام را به این موقعیت تبریک میگفتند و از افراد سرشناسی که به او تبریک میگفتند: ابوبکر و عُمَر بودند، که این جمله را در حضور جمعیّت، بر زبان جاری ساختند:
«بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَا بْنَ اَبِی طالِبٍ، اَصْبَحْتَ وَاَمْسَیْتَ مَوْلایَ وَمَوْلا کُلُّ مِؤمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ؛
[1]. سوره مائده/ 3.
آفرین بر تو باد! آفرین بر تو باد! ای فرزند ابوطالب علیه السلام که صبح و شام کردی، در حالی که رهبر من و تمام مردان و زنان مسلمان شدی».[1]
رحلت پیامبر اکرمm[2]
پس از بازگشت از حجّه الوداع و انتخاب جانشین[3]، در غدیر خم، چند ماهی نگذشته بود که پیامبر اسلامm در بستر بیماری قرار گرفتند،امّاگهگاهی به مسجد رفته و با مردم نماز میگزاردند و برخی موضوعات را تذکّر میدادند. مخصوصاً حدیث ثقلین را[4]، بار دیگر برای مردم یادآوری مینمودند و تمسّک به قرآن و عترت را به عنوان یگانه راه رستگاری، بیان میفرمودند.
به هر حال، مردم مدینه در اضطراب و نگرانی شدیدی به سر میبردند و سرانجام روح مقدّس و بزرگ پیامبر گرامی اسلامm ظهر روز دوشنبه بیست و هشت ماه صفر به ملکوت اعلی پیوست.
[1]. علّامه امینیu در الغدیر، ج 1 ، ص 9-61-270 و 274 . (ماجرای غدیر را به طورمشروح با مدارک بیشمارازکتب اهل تسنّن نقل کرده است)؛ تفسیر نمونه ، ج 5 ، ص 8 به بعد ؛ فروغ ابدیت ،ج 2 ،ص 473.
[2]. محدّثینوسیره نویسان اتّفاق نظردارندکه رحلت جانگذار رسول اکرمm روز دوشنبه بیست و هشت صفر سال یازده هـ.ق در سنّ شصت و سه سالگی در مدینه منوّره اتّفاق افتاده و مرقد شریفش نیز همان جاست.
[3]. حضرت علی علیه السلام .
[4]. برای بررسی آمار طرق و اسناد حدیث مزبور رجوع کنید به کتب زیر: (المراجعات علامه شرف الدّین؛ الغدیر علامه امینی ؛ جامع الاحادیث ص 38 ؛ بحارالانوار ،ج 7 ، ص 22 به بعد و ج 6 ، ص 787 و ج 8 ، ص130 و ج 9 ، ص 151 به بعد و ج 10 ، ص 273 و ج 17 ، ص 76 ؛ مستدرک سفینه، ج 1 ، لغت ثقل ؛ طرائف ابن طاووس؛ نهایه ابن اثیر، لغت ثقل ؛ فیروزآبادی در قاموس ، لغت ثقل ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 17 ؛ صحیح مسلم ، ج 2 ، ص 38 ؛ صواعق ابن حمیر ، ص 91 ؛ تفسیر فخر رازی ، ج 3 ، ص 24 ؛ قرآن و عترت در اسلام ، ص 4 به بعد ؛ کنز العمال ،ج 1 ، ص 185 ؛ مناقب علیّ بن ابیطالب ص 236 ؛ تذکره الخواص ، ص 322 ؛ کفایه الطالب ، ص 51 ؛ ذخائر العقبی ،ص 16 ؛ اسرار آل محمّد ، ص 293.
حضرت علیj جسد مطهّر پیامبر (ص) را غسل داد و کفن کرد و بر آن نماز خواند و سپس آن حضرت را در همان خانهای که رحلت فرموده بود، به خاک سپردند.[1]
با رحلت حضرت محمّد (ص)، باب نبوّت ودرهای وحی برای همیشه به روی بشر بسته شد و اوصیاء بعد از ایشان، رهبری و هدایت مردم را از طرف خداوند برعهده گرفتند.[2]
در این جا به پایان کتاب رسیدیم.
[1]. بخشی از مسجدالنبی در زاویۀ جنوب شرقی، به حُجرۀ شریف و مدفن رسول اکرمm اختصاص یافته،که مقدسترین مکان مسجدالنبی را تشکیل میدهد.
این مکان، محل زندگی آن حضرت بود، که در همانجا ،جان به «جان آفرین» تسلیم کرد، و توسط امیرالمؤمنین علی علیه السلام در همانجا مدفون گشت.
مرقد پیامبر در آغاز اتاق کوچکی بود، ولی در زمان «ولید بن عبدالملک» در طرح توسعه مسجد، این روضه مقدسه نیز توسعه یافت، و هم اکنون ضلع های شمال و جنوب به طول 16 متر، و ضلع های شرق و غرب آن به طول 15 متر، با مساحت 240 متر مربع، مورد زیارت میلیون ها عاشق رسالت و ولایت میباشد.
در گوشههای حجرۀ نبوی، چهار ستون محکم قرار گرفته که گنبد سبز بر روی آنها استوار است. و اطراف حجره با دیوار مسی زرد رنگ از مسجد جدا شده، و در داخل همین روضه، ساختمان پنج ضلعی کوچکتر واقع شده که قبر شریف نبوی در داخل آن میباشد، این پنج ضلعی، دو ضلع آن در سمت شمال مانند دو ضلع مثلث، و سه ضلع دیگر آن مانند سه ضلع مربع در سمت جنوب دیده میشود.
[2]. درخصوصجان دادن رسولگرامیاسلامmدر آغوش امیرالمؤمنین علیه السلام و قضایایی که در طول مدّت بیماری و در بستر بودن پیامبر (ص) اتّفاق افتاد می توان به کتبی از قبیل:
فروغ ابدیّت ، ج 2،ص 485 به بعد؛تفسیر نمونه ،ج 22 ،ص 148به بعد؛ المراجعات، مراجعه 90 ؛مستدرک حاکم ، ج 3 ، ص 138 ؛ تاریخ ابن عساکر در حالات امام ، ج 3 ، ص 14 به بعد؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 112؛ صحیح بخاری ،ج 6 ، ص 11 ؛صحیح مسلم ،ج 3 ،ص 1259 ؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 1 ،ص 159 و ج 6 ، ص 10 به بعد ؛ تاریخ طبری ،ج 4 ،ص 1839 به بعد؛ فصول المهمه ،ص 41.
به جهت اتمام این نوشتار در شب نیمه شعبان و میلاد مبارک حضرت ولیالله الاعظم،امام زمان علیه السلام ،آن را به آستانمقدّسآن حضرت تقدیم داشته و با سپاس به پیشگاه با عظمت الهی، دست به دعا برداشته و از درگاه بیهمتایش میخواهیم:
خداوندا!
ما را با قرآن زنده بدار!
با قرآن بمیران و با قرآن محشور بفرما!
آمین یا رب العالمین.
قم مقدس عشّ آل محمدm
شعبان المعظّم 1423 هـ.ق / مهر ماه 1381 هـ.ش
محمدجواد مُهری
كتابنامه
1.آفرینش هنری در داستان ابراهیم (ع)،کاظمی، شهاب، قم: انتشارات أحسن الحدیث، چاپ اول، 1379ش.
2. آثار اسلامی مکه و مدینه آثار اسلامی مکه و مدینه ، جعفریان، رسول ، نشر مشعر: 1377
3. اثبات الوصيه للامام على بن ابى طالب ،مسعودي،علي بن حسين، نشر موسسه انصاريان، قم ۱۴۱۷ق.
4. احقاق الحق و ازهاق الباطل ، شوشتري، نورالله بن شريف الدين، مع تعليقات شهاب الدين الحسيني المرعشيالنجفي؛به اهتمام محمودالمرعشي،مكتبهآيه اللهالمرعشي العامه، ۱۴04ق.
5. ارشاد القلوب،الحسن بنابيالحسنمحمد الديلمي،الناشردارالاسوه للطباعه،تأريخ الاصدار : 1424هـ
6.اسباب نزولالقرآن،واحدی،علی بن احمد، دارالکتب العلميه،منشوراتمحمد علي بيضون ، نشر بیروت.
7.اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر، نشر دار احياء، بيروت لبنان .
8.أصولالکافی،کلینی،محمدبنیعقوب،مترجموشارح:مصطفوی،ناشر،کتابفروشيعلميه اسلاميه ، 1369.
9. اعتقادات شیخصدوق ،ابنبابويه ، محمد بن علي ،مترجم ؛حسني، محمد علي.
10.اعلامقرآن،خزائلی، محمّد، تهران، مؤسسة انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱ ش.
11. الإتقان في علوم القرآن، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكرالسيوطي أبوالفضل ،الأوقاف السعوديه- مجمع الملك فهد، الناشر: وزارة الشؤون الإسلاميه والدعوه والإرشاد السعوديه - مجمع الملك فهد لطباعه المصحف الشريف،سنه النشر: 1426 هـ.
12.أمالی،شیخصدوق،ابنبابویه،محمدبنعلی،ترجمهکمره ای،محمد