2. اگر زن آبستن را طلاق دهند، عدهاش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه او است؛
بنابراين اگر مثلًا يك ساعت بعد از طلاق بچه او به دنيا آيد، عدهاش تمام مىشود.[1]
3. زنى كه حيض نمىبيند، اگر در سن زنهايى باشد كه حيض مىبينند؛
چنانچه شوهرش بعد از نزديكى كردن او را طلاق دهد، بايد بعد از طلاق تا سه ماه (هلالى) عده نگاه دارد.[2]
4. همسر موقت چنانچه شوهرش با او نزديكى نمايد و مدت او تمام شود؛
يا شوهر مدت را به او ببخشد، در صورتى كه حيض مىبيند، بايد به مقدار دو حيض و اگر حيض نمىبيند، چهل و پنج روز بايد از شوهر كردن خوددارى كند.[3]
5. ابتداى عده طلاق از موقعى است كه خواندن صيغه تمام مىشود.[4]
عده وفات
زنى كه شوهرش مرده است، بايد مدت زمانى از شوهر كردن خوددارى كند. اين مدت در زنى كه حامله نباشد چهار ماه و ده روز است و در زن حامله طولانىترين دو مدت؛ يعنى يا چهار ماه و ده روز و يا تا مدت وضع حمل. بنابر اين، اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز، بچهاش به دنيا بيايد بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهرش صبر كند.[5]
ملاك محاسبه عده، ماه قمرى است.[6]
براى زنى كه در عده وفات است، لباس رنگارنگ پوشيدن، سرمه كشيدن و نيز ديگر كارهايى كه زينت به حساب مىآيد، حرام است.[7]
ازدواج مجدد زنان شوهر مرده مشروط به گذشتن عده وفات است.[8]
[1]همان، مسأله 2514.
[2]همان، مسأله 2512.
[3]همان، مسأله 2515.
[4]همان، مسأله 2522.
[5]همان، مسأله 2518 و تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 338.
[6]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 338، مسأله 2.
[7]توضِیح المسائل، مسأله 2518.
[8]ر.ک. سوره بقره (2)، آِیه 234.
پرسش
1. رسول گرامى اسلام درباره طلاق چه فرموده است؟
2. انواع طلاق را نام ببريد؟
3. طلاق رجعى چه فرقى با طلاق بائن دارد؟
4. زن در چه صورتى مىتواند اختيار طلاق خود را داشته باشد؟
5. شرايط طلاق را بنويسيد.
درس پانزدهم
مرگ اعضاى خانواده
نشانههاى مرگ و وظايف انسان
بر كسى كه نشانههاى مرگ را در خود مىبيند، لازم است كارهاى زير را انجام دهد:
1. ردّ امانتها: بايد فوراً امانتهاى مردم را به صاحبش برگرداند.
2. پرداخت بدهيها: اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهى رسيده بايدبدهد، و اگر خودش نمىتواند بدهد، يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيت كند و بر وصيت شاهد بگيرد، ولى اگر بدهى او معلوم باشد و اطمينان دارد كه ورثه مىپردازند وصيت كردن لازم نيست.[1]
3. پرداخت حقوق واجب مالى: اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است بايد فوراً بدهد و اگر نمىتواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مىدهد كسى آنها را ادا نمايد، بايد وصيت كند.[2]
4. مشخص كردن وضعيت نماز و روزه قضا: اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش براى آنها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد، ولى احتمالبدهد كسى بدون آن كه چيزى بگيرد آنها را انجام مىدهد، بازهم واجب است، وصيت نمايد.[3]
5. وصيت به حج: اگر حج بر او واجب شده باشد بايد وصيت كند كه انجام دهند. هزينه اين حج از اصل مال او خواهد بود.[4]
[1]توضِیح المسائل، مسأله 2700.
[2]همان، مسأله 2701.
[3]همان، مسأله 2702.
[4]همان، مسائل 2701 و 2719.
6. مشخص كردن مطالبات و ...: اگر مالى پيش كسى دارد يا در جايى پنهان كرده است كه ورثه نمىدانند، چنانچه به واسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد.[1]
7. تعيين قيّم: لازم نيست براى بچههاى صغير خود قيم و سر پرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيم مالشان از بين مىرود، يا خودشان ضايع مىشوند، بايد براى آنان قيم امينى معين نمايد.[2]
احتضار و مرگ
منظور از احتضار حالت جان دادن است. مسلمانى كه در حال جان دادن است، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك احكامى داردكه عبارتنداز:
1. رو به قبله قرار دادن: بايد او را به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد. رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او لازم نيست.[3]
2. تلقين: مستحب است شهادتين، اقرار به دوازده امام7و ساير عقايد حقّه را طورى به او تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد تا وقت مرگ تكرار كنند.
همچنين مستحب است دعاهاى زير را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد:
الَّلهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصيكَ وَاقْبَلْ مِنّىِ الْيَسيَر مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثيِر اقْبَلْ مِنّى الْيَسيرَ وَاعْفُ عَنّى الْكَثيرَ انَّكَ انْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ ارْحَمْنى فَانَّكَ رَحيمٌ.[4]
3. انتقال محتضر به جايى كه نماز مىخوانده: مستحب است كسى را كه سخت جان مىدهد، اگر ناراحت نمىشود به جايى كه نماز مىخواند ببرند.[5]
[1]همان، مسأله 2703.
[2]همان.
[3]همان، مسأله 533 و 535.
[4]همان، مسأله 536 ـ 537.
[5]توضِیح المسائل، مسأله 538.
4. قرائت قرآن: مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس، صافات، احزاب و آيةالكرسى، آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.[1]
5. بستن دهان، چشم و ...: بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را، به هم بگذارند كه باز نماند و چشمها و چانه ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچهاى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جايى كه مرده، چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود.
اگر ميت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.[2]
تذكر: تنها گذاشتن محتضر، گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جنب و حايض نزد او و همچنين حرف زدن زياد، گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.[3]
تجهيز و دفن ميت
فراهم كردن مقدمات دفن ميت، احكامى دارد كه پارهاى از آنها به قرار زير است:
1. غسل ميت
1/ 1. وجوب غسل: غسل دادن ميت مسلمان دوازده امامى بر هر مكلفى واجب (كفايى) است و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مىشود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كردهاند و بنابر احتياط واجب حكم مسلمانى هم كه دوازده امامى نيست، همين طور است.[4]
2/ 1. وجوب ازاله نجاست: اگر جايى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آن
[1]همان، مسأله 539.
[2]همان، مسأله 541.
[3]همان، مسأله 540.
[4]همان، مسأله 542.
جا را غسل بدهند، آن را بشويند و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.[1]
3/ 1. كيفيت غسل: غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند.[2]
4/ 1. نيت غسل: كسى كه ميت را غسل مىدهد، بايد قصد قربت داشته باشد يعنىغسل را براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و اگر به همين نيت تا آخر غسل سوم باقى باشد كافى است و تجديد لازم نيست.[3]
5/ 1. تعداد غسلها: واجب است ميت را سه غسل بدهند:
اول، به آبى كه با سدر مخلوط باشد؛
دوم، به آبى كه با كافور مخلوط باشد؛
سوم، با آب خالص.[4]
6/ 1. شرط مماثلت: اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است، ولى زن مىتواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مىتواند زن خود را غسل دهد.[5]
اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند مانند: مادر، خواهر، عمه و خاله يا به واسطه شير خوردن با او محرم شدهاند، مىتوانند از زير لباس او را غسل دهند.
همچنين اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد مردهايى كه با او نسبت دارند ومحرمند، يا به واسطه شيرخوردن با او محرم شدهاند، مىتوانند از زير لباس او را غسل دهند.[6]
[1]توضِیح المسائل، مسأله 564.
[2]همان، مسأله 565.
[3]همان، مسأله 556.
[4]همان، مسأله 550.
[5]همان، مسأله 559.
[6]همان، مسأله 561.
چند نكته
1. در دو مورد زير بايد ميت را به جاى غسل، سه بار تيمم بدل از سه غسل- با مراعات ترتيب- بدهند:
الف. موردى كه آب براى غسل دادن موجود نباشد.
ب. موردى كه ميت به گونهاى جراحت، سوختگى يا آبله در بدن دارد كه بيم متلاشى شدن پوستش در اثر غسل باشد.
2. در كيفيت تيمم سه گانه:
الف. اگر امكان دارد با دست ميت، تيمم بدهند، احتياط اين است كه هم با دست زنده و هم با دست ميت، تيمم داده شود. گرچه بعيد نيست تيمم دادن با دست ميت كافى باشد.
ب. چنانچه تيمم با دست ميت ممكن نبود، بايد با دست زنده داده شود.[1]
3. كسى را كه در حال حيض يا جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا جنابت دهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافى است.[2]
2. كفن كردن
1/ 2. حكم تفكين: كفن كردن نيز مانند غسل ميت واجب (كفايى) است.[3]
2/ 2. كفن واجب: ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ، پيراهن و سرتاسرى مىگويند كفن نمايند.[4]
3/ 2. شرايط كفن: كفن شرايطى دارد كه عبارت است از:
الف. غصبى نبودن: كفن كردن با چيز غصبى اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود جايز نيست.[5]
ب. نجس و متنجس نبودن: كفن كردن ميت با چيز نجس- جز در حال ناچارى- جايز نيست.
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 69، مسأله 3.
[2]توضِیح المسائل، مسأله 566.
[3]همان، مسأله 542.
[4]همان، مسأله 570.
[5]همان، مسأله 579.
اگر كفن به نجاست خود او يا ديگرى نجس شود چنانچه كفن ضايع نمىشود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند.[1]
ج. ابريشم خالص نبودن: كفن كردن ميت با پارچه ابريشمى خالص- جز در حال ناچارى- جايز نيست. احتياط واجب آن است كه با پارچه طلا باف هم كفن نكنند مگر در حال ناچارى.[2]
د. از اجزاى حيوان حرام گوشت نبودن: كفن كردن با پارچهاى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست.[3]
4/ 2. كيفيت كفن كردن: لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. پيراهن بنابر احتياط واجب بايد از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد و پهناى آن بايد به اندازهاى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.[4]
يك نكته: كفن زن بر عهده شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد.[5]
3. حُنوط كردن
حنوط كردن يعنى ماليدن كافور به اعضاى سجود ميت (پيشانى، كف دستها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها)
بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند. بهتر آن است كه او را پيش از كفن كردن حنوط نمايند، اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.[6]
مستحب است، قدرى تربت سيدالشهدا7با كافور مخلوط كنند.[7]
[1]توضِیح المسائل، مسأله 580 و 582.
[2]همان، مسأله 580.
[3]همان، مسأله 581.
[4]همان، مسأله 571.
[5]همان، مسأله 576.
[6]همان، مسأله 585 و 587.
[7]همان، مسأله 591.