سؤال 2. مهر السنه در زمان ما چقدر است؟ و آيا در يك عقد ازدواج مىشود هم مهر السنه را به حساب آورد و هم مبلغ ديگر و چيز ديگرى را به آن ضميمه نمود؟
جواب. مقدار مهر السنه 5/ 262 مثقال نقره مسكوك است و تقويم آن موكول به عرف بازار است و ضميمه آن با چيز ديگر مانع ندارد.[1]
سؤال 3. آيا در تعيين مقدار مهريه توافق دختر و پسر كافى است يا آنكه والدين آنان هم حق اعمال نظر دارند؟
جواب. بستگى به توافق دختر و پسر دارد.[2]
2. نفقه
منظور از نفقه، تأمين مخارج و نيازمنديهاى عادى زندگى اعم از خوراك، پوشاك، مسكن و لوازم زندگى، دارو و درمان، لوازم بهداشتى و آرايشى و مانند آن است.
خوراك: خوراك زن از نظر كمى و كيفى بايد به گونهاى باشد كه او را سير كند، موافق طبع او باشد و نيازمنديهاى بدنش را برآورده سازد؛ همين طور غذاى متداول و متعارف بين مردم باشد. همچنين زن مستحق ميوه فصل به اندازه متعارف و موادى چون قند و چاى و مانند آن مىباشد.
پوشاك: پوشاك او نيز در حد متعارف همشهريهايش بايد تأمين شود و مرغوبيت آن از نظر اندازه و جنس و زمستانه و تابستانه، مدنظر قرار گيرد و اگر زن از زيباپوشان است، بايد گذشته از پوشش بدن، لباسى را كه امثال او مىپوشند، برايش تهيه كند.[3]
مسكن: زوجه، مستحق مسكنى است كه شايسته حال او و امثال اوست، و اين حق را دارد كه مسكن مستقل مطالبه كند، خواه ملكى باشد يا اجارهاى و عاريهاى. چنان كه اثاث منزل نيز بايد در حدّ متعارف برايش فراهم شود.[4]
[1]همان، ص 188، س 32.
[2]همان، ص 185، س 25.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 315، مسأله 8.
[4]همان.
دارو و درمان: داروهاى متعارفى كه مردم در طول ماهها و سالها به جهت بيماريها و دردها معمولا به آن نياز دارند، جزو نفقه است، ولى ظاهر آن است كه دارويى كه در معالجات سخت مصرف مىشود و به طور اتفاقى به آن نياز پيدا مىكند، به ويژه اگر به بذل مال فراوان محتاج باشد جزو نفقه نيست.[1]
امور بهداشتى: ظاهر آن است كه اجرت حمام- هنگام نياز- جزو نفقه است. در صورتى كه محل زندگى زن از جاهايى است كه حمام كردن در خانه متعارف نيست و يا به دلايلى متعذر يا سخت است.[2]
سؤال 1. آيا علاوه بر نفقه و نيازهاى ضرورى زن كه بر شوهر مىباشد نيازهاى ديگر زن كه جنبه معنوى دارد، از قبيل خريد كتاب، پول براى انفاق به فقرا، هديه دادن و غيره، نيز بر عهده شوهر است؟
جواب. رفع نيازهاى مورد سؤال بر شوهر واجب نيست.[3]
سؤال 2. در صورتى كه زن درآمد كافى داشته باشد، آيا شوهر مىتواند از پرداختن نفقه به همسر خود امتناع ورزد؟
جواب. نفقه زن بر شوهر واجب است گرچه زن در آمد كافى داشته باشد.[4]
سؤال 3. ... آيا كسى كه عائلهاش را رها كرده و رفته است، نسبت به مخارج فرزندان خود بدهكار است يا نه؟ اگر نيست، تكليف آن شخصى كه خرجى اين فرزندان را داده- به اميد اينكه مخارجش را از پدر بچهها بگيرد- چيست؟
جواب. اگر زن استحقاق نفقه داشته باشد، نفقه او دين است بر عهده شوهر، و نفقه گذشته فرزند، دين بر عهده پدر نيست و اگر زن به امر و اجازه حاكم شرع نفقه خود و فرزندش را از كسى بر عهده شوهر قرض كرده، شخص قرض دهنده مىتواند به شوهر رجوع كند.[5]
[1]همان، مسأله 9.
[2]همان.
[3]استفتائات، ج 3، ص 202، س 15.
[4]همان، س 13.
[5]همان، ص 197 ـ 198، س 2.
سؤال 4. اگر زن نفقه خود را پس انداز كند، شوهرش حق باز پسگيرى آن را دارد؟
جواب. اگر شوهر، مخارج زن را به شكل هفتگى يا ماهانه بپردازد و زن آن را خرج نكند يا صرفه جويى نمايد، حق باز پسگيرى آن را ندارد.[1]
سؤال 5. نفقه با چه شرايطى واجب است؟
جواب. شرايط وجوب نفقه عبارتند از: 1. دائمى بودن زوجه، پس نفقه به همسر موقت تعلق نمىگيرد. 2. تمكين زوجه در آنچه اطاعت شوهر لازم است، پس زنى كه از اطاعت شوهر تمرد كند، حق نفقه ندارد. 3. پايبندى زوجه به دين مقدس اسلام، پس اگر زن مرتد شود، حق نفقه ندارد.[2]
3. بيتوته
مرد، مجاز نيست همسرش را به گونهاى رها كند كه معلوم نباشد آيا شوهر دارد يا ندارد و طلاق داده شده يا نشده. زن را در اين حالت «معلّقه» مىگويند و ضرورت دارد مرد به قدر لازم به همسرش سركشى كند و شبهايى را نزد او بماند كه به حالت معلّقه درنيايد.
اين كار را اصطلاحاً «حق بيتوته: همخوابگى» مىنامند كه به شكلهاى زير ضرورت مىيابد.
الف. اگر مرد، يك همسر دائمى دارد، بيتوته حد معينى ندارد، ولى نمىتواند زن را به حالت معلّقه رها كند.
ب. اگر مرد، بيش از يك همسر دائمى دارد؛ وقتى پيش يكى از آنها بيتوته كند، واجب است نزد ديگرى نيز بيتوته كند.[3]
5. زن- خواه دائمى باشد خواه موقت- در هر چهار ماه، حق يك بار آميزش دارد و براى شوهر جايز نيست، او را از چنين حقى محروم كند، مگر اين كه او اجازه بدهد يا عذرى مانع اين كار باشد.[4]
[1]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 317، مسأله 11.
[2]همان، ص 313 ـ 314، مسأله 1 و 3.
[3]ر.ک: همان، ص 303 ـ 304، مسأله 1.
[4]همان، ص 242، مسأله 13.
ب. حقوق مستحب
منظور از حقوق مستحبى، امورى است كه رعايت آنها از سوى شوهر، سبب تقويت بنياد خانواده مىگردد و مرد از اين طريق به پاداش الهى نايل مىشود؛ گرچه مراعات آنها الزام آور نيست و زن نمىتواند هيچ يك را مطالبه كند. برخى از آن حقوق عبارت است از:
1. توسعه رفاهى
براى مرد، زيبنده است نسبت به توسعه اقتصادى و فزونى درآمد خود، بر رفاه و آسايش خانواده خويش بيفزايد و به تعبير رهبر عظيم الشأن اسلام6:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَأْخُذُ بِآدابِ اللَّهِ؛ اذا وَسَّعَ اللَّهُ عَلَيهِ اتَّسَعَ وَ اذا امْسَكَ عَنهُ امْسَكَ.[1]
مؤمن به آداب الهى عمل مىكند؛ هر گاه خدا به او توسعه دهد، او نيز [ديگران را] توسعه مىدهد و هر گاه خدا از او باز دارد، او نيز چنين مىكند.
امام رضا7نيز مىفرمايد:
يَنْبَغى لِلرَّجُلِ انْ يُوَسِّعَ عَلَى عَيالِهِ لِئَلَّا يَتَمنَّوْا مَوْتَهُ.[2]
شايسته است مرد، بر عيالش، توسعه دهد تا مرگ او را آرزو نكنند!
2. آمادگى و آراستگى
ميان زن و شوهر، رابطه عاطفى و عشق و محبت الهى، برقرار است و هر يك از آنها موظفند در تحكيم و صيانت چنين رابطهاى كوشا باشند. به همين دليل مرد بايد همواره به گونهاى آراسته و خوش نما باشد كه محبت همسرش را به خود معطوف دارد و اگر برعكس عمل شود، ارتباط عاطفى ميان آنها ضعيف و در مواردى- نيز- خطر ساز مىشود.
در روايات اسلامى، همان گونه كه زن موظف شده تا خود را براى شوهر بيارايد، به مردان نيز چنين سفارشى شده است و بزرگان اسلام، چنين سنتى داشتهاند؛
[1]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 541.
[2]همان، ص 540.
حسن بن جهم مىگويد:
امام رضا7را ديدم كه محاسنش را رنگين كرده بود، با تعجب پرسيدم فدايت شوم، شما نيز محاسنتان را خضاب كردهايد؟! فرمود: آرى. آراستگى و آمادگى مرد از جمله كارهايى است كه بر عفت و پاكدامنى زن مىافزايد و اگر مردان خود را براى همسرانشان آماده نكنند، عفت زنان كاهش مىيابد و همان گونه كه تو دوست ندارى همسرت را بى تفاوت ببينى، او نيز چنين حالتى را از تو نمىپسندد، اصولا نظافت و خوشبويى و اصلاح سر و صورت از اخلاق پيامبران است.[1]
3. محدوديت كارى
مرد بايد در حد توان، از واگذاردن كار به خصوص كارهاى سخت و طاقت فرسا به همسر خويش امتناع ورزد. شايستهترين كارها براى زن، تربيت فرزند صالح و خوب شوهر دارى كردن است. وقتى حضرت زهرا و على7براى تقسيم كارهايشان با رسول اكرم6مشورت كردند، آن حضرت، كارهاى خارج از منزل را به اميرمؤمنان7و كارهاى داخلى منزل را به حضرت زهرا (س) واگذار كرد. حضرت زهرا (س) پس از اين تقسيم بندى فرمود: كسى جز خدا نمىداند كه من چقدر مسرور شدم از اينكه پيامبر6مرا از كارهاى خارج از منزل و درگيرى با مردان معاف كرد![2]
پرسش:
1. حقوق واجب زن را نام ببريد.
2. نفقه چيست و محدوده آن كدام است؟
3. آيا اگر زن نفقه خود را پس انداز كند، شوهرش حق بازپسگيرى آن را دارد؟
4. نفقه با چه شرايطى واجب است؟
5. چند نمونه از حقوق مستحب همسر را نام ببريد.
[1]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 246.
[2]همان، ص 172.
درس ششم
حقوق كودك
فرزندان، شكوفههاى زندگى و عامل تحكيم اساس خانواده هستند كه در اسلام، آداب و رسوم و قوانين و دستورهاى ارزشمندى به آنان اختصاص يافته است. از آنجا كه بيان همه آنها كتابهاى مستقلى را مىطلبد، در اين درس، اندكى از حقوق انبوه كودك را يادآورى مىكنيم.
الف. ايام باردارى
نخستين حق كودك «حق حيات» است كه با استقرار و انعقاد نطفه در رحم مادر، شروع مىشود و پدر و مادر موظفند چنين حقى را به رسميت بشناسند و از موجوديت كودك بالقوه خويش صيانت كنند. مهمترين وظايف پدر و مادر، در اين عرصه عبارت است از:
- امنيت و تغذيه كافى؛ مادر بايد در دوران باردارى از امنيت و تغذيه سالم برخوردار باشد، تا سلامت و رشد جنين را تأمين كند؛ تأثير امنيت جسمى و روحى مادر بر جنين، امرى محسوس و غير قابل ترديد است و نيازى به بحث ندارد. درباره تغذيه مادر نيز سخن فراوان است. دستور كلى، تغذيه كافى و استفاده از غذاها و ميوههاى مقوى و خوشبو و انواع ويتامينهاى مورد نياز است و راز اين كه بانوان باردار، ميل شديد (ويار) به برخى از غذاها پيدا مىكنند نيز همين است كه جنين آنها چنين غذايى را نياز دارد و نياز او به مادر منتقل مىشود. روايات متعددى از سوى پيشوايان معصوم7، مسئله تغذيه مادر را مطرح كرده كه به دو روايت از پيامبر6بسنده مىكنيم:
اطْعِمُوا حَبالاكُمُ السَّفَرْجَلَ فَانَّهُ يُحْسِنُ اخلاقَ اوْلادِكُمْ.[1]
به زنان باردارتان «به» بخورانيد كه اخلاق فرزندانتان را نيكو مىكند.
اطْعِمُوا حَبالاكُمُ اللُّبانَ فَانَّ الصَّبىَّ اذا غُذِّىَ فِى بَطْنِ امِّهِ بِاللُّبانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زيدَ عَقْلُهُ.[2]
به زنان حامله، كندر بخورانيد كه كودك، وقتى در شكم مادر، كندر تغذيه كند، دلش محكم و خردش افزون مىگردد.
ب. هنگام زايمان
زايمان و نوزاد در اسلام، آداب خاصى دارند كه برخى واجب و برخى مستحب است؛ ما در اينجا به بيان آداب مهم بسنده مىكنيم.
1. زايمان: هنگام زايمان، تنها زنان بايد در كارها دخالت كنند و مردان، حق دخالت در كارهايى كه مستلزم نگاه حرام است ندارند، مگر آنكه زنى حاضر نباشد و چارهاى جز دخالت مردان نباشد. البته دخالت همسر مانعى ندارد، گرچه زنان بتوانند كار وى را انجام دهند.[3]
2. شست و شو: مستحب است نوزاد را پس از تولد- در صورتى كه برايش ضرر نداشته باشد- بشويند.[4]
3. خوراك مادر و نوزاد: در روايات اسلامى، تأكيد شده كه نخستين غذاى مادر رطب (خرماى تازه) باشد. رسول كرم6فرموده است:
لِيَكُنْ اوَّلُ ما تَأكُلُهُ النَّفْساءُ الرُّطَبَ.[5]
نخستين غذاى زائو، بايد رطب باشد.
[1]مستدرک الوسائل، نورِی، ج 15، ص 135.
[2]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 405.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 309، مسألة 1.
[4]همان، ص 310، مسألة 2.
[5]وسائل الشِیعه، ج 21، ص 403.
حضرت صادق7نيز سفارش كرده كه:
حَنِّكُوا اوْلادَكُم بِتُربَةِ الحُسَيْن7فَانَّهُ امانٌ.[1]
كام فرزندانتان را با تربت سيد الشهداء7برگيريد كه امنيت آنان را تضمين مىكند.
4. آواى ملكوتى: بهتر است نخستين صدايى كه به گوش نوزاد مىرسد آواى توحيد باشد و مستحب است در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفته شود.[2]
5. نام گذارى: از حقوق لازمى كه فرزند بر پدر دارد، انتخاب نام نيكوست و بهترين نامها، نام هايى است كه معناى بندگى خدا را داشته باشد، مثل عبداللَّه، عبدالرحيم و عبدالرحمان، و سپس نامهاى پيامبران و امامان7اولويت دارد كه بهترين آنها «محمد» است و اگر كسى داراى چهار فرزند پسر شود، مكروه است كه نام يكى از آنها را محمد نگذارد.[3]
6. اصلاح سر و ختنه: مستحب است روز هفتم، سر نوزاد را بتراشند و به وزن آن طلا يا نقره به مستمندان، صدقه دهند.[4]
ختنه كردن پسر نيز واجب است و مستحب است آن را نيز در روز هفتم تولد انجام دهند گرچه مىتوان آن را به تأخير انداخت و اگر تا هنگام بلوغ پسرى را ختنه نكنند، بر خود او واجب مىشود اقدام كند و ختنه، شرط صحت طواف خانه خدا در حج و عمره است.[5]
7. وليمه و عقيقه: مستحب است پس از ولادت نوزاد، وليمه دهند؛ چنان كه مستحب است براى ختنه كردن نيز وليمه دهند و اگر تا روز هفتم پسر را ختنه كنند، مىتوان يك وليمه به نيت هر دو سنت داده شود.[6]
يكى از مستحبات مؤكد، «عقيقه» است، يعنى كشتن شتر يا گاو و گوسفند و صدقه دادن
[1]مستدرک الوسائل، ج 15، ص 138.
[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 310، مسألة 2.
[3]همان.
[4]همان، ص 310، مسألة 2.
[5]همان، مسألة 4 ـ 5.
[6]همان، مسألة 3.