آنچه زيادش، مستكننده است، ولى اندك آن، مستىآور نيست، مصرف كم يا زياد آن حرام است.
چنانچه مادّهاى در برخى افراد يا بعضى از نقاط يا در افراد معتاد، سبب مستى نگردد، (ولى ذاتاً مستكننده است) موجب حلّيت آن نمىشود.[1]
2. آبجو: يكى ديگر از نوشيدنيهاى حرام، آبجو است اگر به حالت جوشش درآيد، هرچند مستكننده نباشد و آن شراب معروفى است كه در صدر اسلام، اغلب از جو گرفته مىشد.[2]
آبى كه به دستور پزشكان از جو مىگيرند و به آن ماءالشعير گفته مىشود، پاك است و نوشيدن آن مانعى ندارد.[3]
3. آب انگور، كشمش و خرما: هرگاه آب انگور، خودبهخود يا توسّط آتش بجوشد، نوشيدن آن حرام مىشود.
هرگاه عصاره كشمش و خرما خودبهخود يا با آتش يا حرارت خورشيد به جوش آيد- اگر ثابت شود كه مستكننده است- حرام مىباشد.[4]
تبصره 1: كشمشى كه در خوراك پخته شده يا در كباب و كوفته و دلمه و مانند آن مىگذارند، اشكالى ندارد.[5]
تبصره 2: انواع عصارههايى كه نوشيدن آنها حرام است، در صورتى كه خودبهخود به جوش آمده باشد، جز با تبديل و تحوّل آن به سركه، حلال و قابل نوشيدن نمىشود.
تبصره 3: عصارههايى كه نوشيدن آنها حرام است اگر توسّط آتش و مانند آن جوشيده باشند، حرمت آنها با تبخير

[1]همان، ص 166، مسألة 16.
[2]همان، مسألة 18.
[3]همان، مسألة 18 و توضِیح المسائل، مسألة 115.
[4]همان، مسألة 19.
[5]همان، ص 167، مسألة 21.
[6]همان، مسألة 22.
پرسش
1. حيوانات حلالگوشت زمينى را نام ببريد.
2. نشانههاى پرندگان حرامگوشت كدام است؟
3. حكم استعمال موادّ مخدّر چيست؟
4. آيا ارتزاق از راه فروش موادّ مخدّر، چون هرويين جايز است؟
5. نوشيدنىهاى حرام را نام ببريد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس نهم
اخلاق خانواده
بنياد مقدّس خانواده بر عشق و محبّت و روابط عاطفى و صميمانه، پىريزى شده است و بهترين راه تحكيم اساس خانواده و صيانت آن، رعايت اخلاق انسانى از سوى زن و شوهر است و خانواده نمونه و شايسته در اسلام، خانوادهاى است كه دستورهاى دين و عقل را در همه زمينهها، از جمله مسائل اخلاقى، اجرا كند. رسول اكرم6مىفرمايد:
خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لَاهْلِهِ وَ انَا خَيْرُكُمْ لَاهْلى.[1]
بهترين شما، آن است كه براى خانواده خويش بهتر است و من براى خانوادهام بهترينم.
بيان همه خصوصيّات و وظايف اخلاقى زن و شوهر، نسبت به يكديگر، فرزندان و افراد خارج از خانواده، كتابى مستقل مىطلبد، آنچه در اينجا مىآيد، بخشى از وظايف اخلاقى همسران در برابر يكديگر است.
1. احترام متقابل
پيمان زناشويى براساس علاقه و محبّت قلبى منعقد مىگردد و زن و شوهر با اين اميد كنار سفره عقد مىنشينند كه هيچگاه از يكديگر جدا نشوند. چنين آرزويى، دستيافتنى است بهشرط آنكه موجبات آن فراهم گردد و يكى از آنها حفظ حرمت زوجين از سوى يكديگر است. رعايت ادب و احترام به ديگران، علاوه بر ارزش ذاتى آن، ادب و احترام
[1]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 171.
آنان را نيز برمىانگيزد، چنانكه عكس آن نيز صادق است و هركس به ديگران، بىادبى كند، قهراً نسبت به او بىادبى خواهد شد.
امام صادق7در مورد احترام به زن مىفرمايد:
مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْها فَانَّمَا امْرَأَةُ احَدِكُمْ لُعْبَةٌ فَمَنِ اتَّخَذَها فَلا يُضَيِّعْها.[1]
هركس زن بگيرد بايد به او احترام گزارد؛ چراكه همسر هريك از شما دلبر شماست و هركس همسر برمىگزيند نبايد تباهش سازد.
و درباره احترام به شوهر نيز مىفرمايد:
... سَعيدَةٌ سَعيدَةٌ امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَها وَ لا تُؤْذيهِ وَ تُطيعُهُ فى جَميعِ احْوالِهِ.[2]
چه سعادتمند است زنى كه شوهرش را گرامى بدارد و او را نيازارد و او را در هر حال اطاعت كند.
از سوى ديگر، حرام بودن اهانت به مؤمن، حكمى عام است و شامل همسر، فرزند و خويشان نيز مىشود و مسلمان حق ندارد در خلوت يا نزد ديگران به همسر خود اهانت كند.
2. عفو و گذشت
هيچكس، جز معصوم، مصون از خطا و اشتباه نيست و هرگاه دو انسان، دست به كارى مشترك بزنند، لغزشهاى هريك در برابر ديد ديگرى قرار مىگيرد و نمود بيشترى مىيابد و زن و مردى كه زندگى مشترك را شروع مىكنند، بهويژه در ابتداى راه، ممكن است، برخى گفتارها و رفتارهاى يكديگر را ناصواب بدانند. در اينگونه موارد بايد با سعه صدر رفتار كنند و لغزشها را بر يكديگر ببخشند و اگر لازم است، با تصريح و كنايه آن را اصلاح كنند و با تدبير و درايت از وقوع برخى ديگر پيشگيرى نمايند. اسحاقبن عمار گويد:
از امام صادق7پرسيدم: زن چه حقّى بر عهده همسر خويش دارد كه اگر آنها را برآورده
[1]بحار الانوار، ج 76، ص 85.
[2]مستدرک الوسائل، ج 14، ص 247.
سازد، نيكوكار خواهد بود؟ امام در پاسخ فرمود: «خوراك و پوشاك او را تأمين كند و نادانى او را ببخشد.» سپس فرمود: «پدرم، امام باقر7همسرى داشت كه او را اذيّت مىكرد، ولى پدرم او را مىبخشيد.»[1]
هركس با سلاح عفو و اغماض به جنگ لغزشها برود، بدون ترديد پيروز باز خواهدگشت و اثر تربيتى عفو و بخشش بهمراتب از پرخاش و انتقام و خردهگيرى بيشتر است. امام على7درباره گذشت نكردن از ديگران مىفرمايد:
شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ.[2]
بدترين مردم كسى است كه از لغزش ديگران نمىگذرد و عيبشان را نمىپوشاند.
و رسولاكرم6از تأثير عفو و اغماض چنين خبر مىدهد:
تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ.[3]
از يكديگر درگذريد، تا كينهها از ميانتان رخت بربندد.
3. خوشخُلقى
خوشاخلاقى در همهجا و از همهكس پسنديده است؛ ولى از زن و شوهر، در محيط خانه پسنديدهتر است. خوشاخلاقى، نشانه كرامت نفس، نجابت خانوادگى و صداقت و ايمان فرد است و زن و شوهر اگر بهطور طبيعى خوشاخلاق نيستند، بايد با تمرين و كنترل نفس خويش با يكديگر و با فرزندانشان، خوشاخلاقى كنند تا محيط خانواده از صفا و صميميت برخوردار گردد. امام صادق7مىفرمايد:
انَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى مَنْزِلِهِ وَ عَيالِهِ الى ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى طَبْعِهِ ذلِكَ؛ مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ.[4]
[1]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 169.
[2]شرح غرر الحکم، ج 4، ص 175.
[3]کنز العمال، ج 3، ص 373.
[4]بحار الانوار، ج 78، ص 236.
هر شخصى در ميان خانه و خانواده خويش به سه خصلت نيازمند است و اگر در سرشتش هم نباشد بايد خود را بدان مكلّف سازد: معاشرت نيكو و گشادهدستى حسابشده و غيرتورزى در حفظ ناموس.
خوشاخلاقى افراد خانواده نسبت به يكديگر و ديگران، زندگى را برايشان شيرين مىكند، سبب محبوبيت مىگردد، دوستان را بيشتر مىكند، از دشمنان مىكاهد و به تعبير امام على7:
بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ.[1]
با خوشخلقى، زندگى، خوش و نيكو مىگردد.
از سوى ديگر، زن و شوهر موظّفند در برابر بدخلقى ديگرى، خويشتندار باشند، صبر پيشه كنند و پاسخ بدخلقى همسر را با بدخلقى ندهند؛ چنين واكنشى سبب آرامشطرف مقابل و تنبّه و سازندگى او مىگردد و پاداش معنوى نيز در پى دارد. پيامبر والامقام6در اينباره مىفرمايد:
مَنْ صَبَرَ عَلى خُلْقِ امْرَأَةٍ سَيِّئَةِ الْخُلْقِ وَ احْتَسَبَ فى ذلِكَ الاجْرَ اعْطاهُ اللَّهُ ثَوابَ الشَّاكِرينَ.[2]
هركس بر رفتار زن بداخلاق، صبورى كند و در اين كار، اميد پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاكرين را به او عطا مىفرمايد.
4. خوشزبانى
زبان، كوچكترين عضو فعّال بدن است كه اگر در اختيار عقل نباشد و تربيت نشود، امكان دارد گناهانى بزرگ همچون دروغ، تهمت، زخم زبان، فحش، سرزنش بىجا، عيبجويى، تحقير ديگران و ... مرتكب شود. از آنجا كه زن و شوهر، بيشتر وقت خود را در كنار يكديگر مىگذرانند، بايد بهطور جدّى مراقب زبان خويش باشند و نهتنها با بدزبانى
[1]شرح غرر الحکم، ج 3، ص 218.
[2]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 174.
سبب رنجش ديگرى نشوند، بلكه همواره با سخنان حكمتآميز، منطقى و شيرين، دل يكديگر را بهدست آورند و سبب انبساط خاطر همسر خود گردند و چه نيكوست زن و شوهرها بسان نخستين روزهاى زندگى با يكديگر سخن بگويند و با هر كلمهاى لبخند و اميد را بر لب و دل يكديگر بنشانند. رهبر بزرگ اسلام6مىفرمايد:
قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ انّى احِبُّكِ لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها ابَداً.[1]
اين سخن كه مرد به همسرش بگويد: «دوستت دارم» هيچگاه از ياد زن نمىرود.
امام على7نيز مىفرمايد:
دارُوهُنَّ عَلى كُلِّ حالٍ وَ احْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقالَ لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَّ الْمَقالَ»[2]
همواره بازنان مدارا كنيد و باآنان بهنيكى سخن گوييد؛ تاآنان نيز سخننيكو بگويند.
بنابراين شايسته است كه زن و شوهر:
1. يكديگر را با احترام صدا بزنند و از به كار بردن كلمه «آقا» يا «خانم» بهخصوص در ميان جمع، نسبت به همديگر دريغ نورزند.
2. هرگز، حتى در خلوت، سخن زشت و ناسزا به يكديگر نگويند. كمترين پيامد شوم ناسزاگويى، بىحرمت شدن در برابر ديگران است. امير مؤمنان7مىفرمايد:
احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَ الْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ.[3]
از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه ايندو، آدمى را كوچك مىكنند.
3. هيچگاه به يكديگر دروغ نگويند.
4. نام زشت بر يكديگر ننهند. قرآن مجيد مىفرمايد:
(وَ لا تَنابَزُوا بِالْالْقابِ). (حجرات: 11)
با القاب زشت، يكديگر را نخوانيد.
[1]وسائل الشِیعه، ج 20، ص 23.
[2]بحار الانوار، ج 103، ص 223.
[3]شرح غرر الحکم، ج 2، ص 279.