بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

علامه حلّى قدس سره نيز مى‌نويسد:

جايز است كه از زنان براى دفاع در ميدان نبرد، استفاده شود و مستحب است كه از زنان مسنّ استفاده گردد و شركت زنان جوان كراهت دارد.[1]

استفتا: وظيفه زنان مسلمان در امر جهاد حق عليه باطل چيست؟

جواب- جهاد بر زن‌ها واجب نيست، ولى گذشت كه دفاع بر هر شخصى در حدود توانايى و امكانات واجب است.[2]

آموزش فنون نظامى‌

استفتا: آيا بانوان مى‌توانند آموزش فنون نظامى ببيند يا خير؟

جواب- آموزش فنون نظامى براى بانوان با مراعات كامل وظايف شرعيه مانع ندارد و اگر موقوف است به اين‌كه نامحرم آن‌ها را آموزش دهد، احتراز نمايند.[3]

بر اساس اين فتوا، زنان با مراعات حدود شرعى مى‌توانند آداب جنگ و فنون نظامى را فراگيرند و به هنگام دفاع به كار بندند، ليكن نقش زنان در صحنه دفاع بايد متناسب شأن آن‌ها باشد؛ همان‌طور كه در صدر اسلام چنين بود؛ در صدر اسلام، زنان كم و بيش به فنون جنگى آشنا بودند؛ در تداركات و امداد رسانى به مسلمانان كمك مى‌كردند؛ براى جنگجويان غذا تهيه مى‌كردند، تشنه‌ها را سيراب، زخم مجروحان را مداوا و در تخليه مجروحان به مكان‌هاى مخصوص همكارى مى‌كردند، به رزمندگان روحيه مى‌دادند و در صورت ضرورت نيز دست به شمشير برده، دفاع مى‌كردند. شهيد مطهرى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:

پيغمبر اكرم6زن‌ها را در جنگ‌ها شركت مى‌داد، ولى آن‌ها كارى را كه بيشتر متناسب با زن‌ها بود، انجام مى‌دادند، احياناً در يك موقع شدت، زن‌ها هم شمشير برمى‌داشتند. چنان كه در جهاد اسلامى اگر موقع دفاع بشود، زن و مرد و كوچك و بزرگ همه بايد شركت بكنند و

[1]تحرِیر الاحکام، علامة حلِّی، ج 1، ص 132.

[2]استفتاءات، ج 1، ص 503.

[3]سِیماِی زن در کلام امام خمِینِی قدس سره، ص 150.


صفحه 36

شركت هم مى‌كنند، ولى رسول اكرم حتى‌الامكان زن‌ها را به كارهاى متناسب با خودشان مثل پانسمان كردن مى‌گماشت.[1]

نقش زنان در چگونگى دفاع‌

در تهاجم نظامى دشمنان، زنان همچون مردان موظفند كه به هر وسيله ممكن اعم از جان و مال، دفاع كنند و دشمن متجاوز را به عقب برانند و از استيلاى آن‌ها بر مسلمانان و سرزمين‌هاى اسلامى جلوگيرى كنند.[2]

همچنين در عرصه‌هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى نيز هرگاه دشمنان بخواهند به يكى از اين روش‌ها بر كشور اسلامى و مسلمانان سلطه اقتصادى، سياسى و فرهنگى پيدا كنند، زنان همانند مردان موظفند در صحنه دفاع حاضر شوند و از استيلاى دشمنان در عرصه‌هاى ياد شده جلوگيرى كنند. به عنوان مثال:

1- اگر در روابط سياسى بين دولت اسلامى با دولت‌هاى بيگانه ترسيده شود كه بيگانگان بر ممالك اسلامى تسلط يابند، بر زنان نيز لازم است كه با اين گونه روابط مخالفت كنند و دولت اسلامى را به قطع اين‌گونه روابط ملزم نمايند.[3]

2- اگر در روابط اقتصادى و بازرگانى با بيگانگان بر حوزه اسلام و كشور اسلامى يا بر بازار مسلمانان و زندگى اقتصادى آن‌ها ترسيده شود، بر زنان نيز واجب است از داشتن چنين روابطى اجتناب كنند و در اين صورت اگر فقها و مراجع بزرگ، مصرف كالاهاى خارجى را تحريم كنند، زنان هم واجب است همچون مردان پيروى نمايند.[4]

3- در صورتى كه روابط كشور اسلامى با ديگر كشورها، موجب استعمار فرهنگى شود، بر زنان واجب است از داشتن چنين روابطى اجتناب كنند.[5]

لازمه دفاع زنان در عرصه‌هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى، حضور آنان در اين عرصه‌ها

[1]پِیرامون جمهورِی اسلامِی، شهِید مطهرِی قدس سره، ص 63.

[2]ر.ک: توضِیح المسائل، امام خمِینِی، م 2826 ـ 2827.

[3]ر.ک: همان، م 2830.

[4]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 486 ـ 487، م 5 و 10.

[5]ر.ک: همان، ص 486، م 5.


صفحه 37

است و اسلام نيز به‌طور قطع با اين حضور موافق است وگرنه دفاع عملى، مفهومى نخواهد داشت.

شهيد مطهرى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:

ما بايد حد وسط وحد اعتدال را حفظ كنيم. اسلام، دين معتدل است ... منطق اسلام، يك منطق معتدل است. بعد از اين همه جامعه اسلامى و جمهورى اسلامى بدون شركت زن‌ها قابل دوام نيست.[1]

بنابراين، زنان حق دارند در صحنه‌هاى اجتماعى- سياسى حضور داشته باشند. آگاهى‌هاى لازم را به دست آورند، دشمنان ستمگر را بشناسند، از ترفندهاى گوناگون آنان براى تسلط بر كشور اسلامى آگاهى داشته باشند و راه‌هاى احتمالى نفوذ آنان را براى مسلّط شدن بشناسند، تا هنگام لزوم بتوانند از استقلال كشور در عرصه‌هاى ياد شده دفاع كنند.

حسن ختام اين درس قسمتى از وصيت‌نامه الهى- سياسى امام خمينى قدس سره است كه مى‌فرمايد:

ما مفتخريم كه بانوان و زنان، پير و جوان، خرد و كلان، در صحنه‌هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى، حاضر و همدوش مردان، يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند و آنان كه توان جنگ دارند در آموزش نظامى- كه براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى، از واجبات‌مهم است- شركت و ازمحروميت‌هايى‌كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آن‌ها، بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانيده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى آخوندهاى بى‌اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند و آنان كه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندى كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه مى‌آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مى‌لرزاند، اشتغال دارند، و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگوارى، زينب‌گونه3، فرياد مى‌زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر و مى‌دانند آنچه به دست آورده‌اند، بالاتر از جنّات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا.

[1]پِیرامون جمهورِی اسلامِی، ص 63 ـ 64.


صفحه 38

پرسش‌

1- به‌نظر شما چرا «جهاد ابتدايى» بر زنان واجب نشده است؟

2- آيا دفاع بر زنان واجب است؟

3- آموزش فنون نظامى براى بانوان چه حكمى دارد؟

4- وظيفه زنان در هنگام تهاجم نظامى دشمنان بر كشور اسلامى چيست؟

5- چگونگى دفاع زنان در عرصه‌هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى را بنويسيد.


صفحه 39

درس پنجم

متخلّفان، فراريان، اسيران جنگى‌

جهاد و دفاع ميدان آزمايشى است كه افراد به وسيله آن آزموده مى‌شوند. زمانى كه آتش جنگ شعله‌ور و حضور در جبهه بر همگان لازم است، امكان دارد عده‌اى، بدون عذر از حضور در نبرد خوددارى ورزند يا پس از حضور، صحنه را ترك كنند، عده‌اى نيز ممكن است در جنگ اسير شوند. از اين رو، در اين درس به احكام همين سه گروه مى‌پردازيم:

1- متخلّفان كسانى هستند كه بدون داشتن عذر شرعى، در پشت جبهه مانده و از همراهى رزمندگان خوددارى كرده، از انجام وظيفه سرباز مى‌زنند.

2- فراريان، كسانى‌اند كه پس از شركت در ميدان جنگ، وظيفه را ناتمام گذارده و جبهه را ترك مى‌كنند.

3- اسيران نيز رزمندگانى هستند كه به اسارت دشمن درمى‌آيند.

تخلّف از شركت در نبرد

شركت نكردن در صحنه نبرد و تخلّف از جهاد، به عللى از قبيل ضعف ايمان، دنياطلبى، ترس از مرگ و مانند آن، كارى ناجوانمردانه است. قرآن كريم كسانى را كه با وجود توانايى و نداشتن عذر موجه، در نبرد همراه پيامبر اكرم6شركت نكردند، مورد نكوهش قرار داده، مى‌فرمايد:


صفحه 40

(فَرِحَ الُمخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا انْ يُجاهِدُوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِى الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ اشَدُّ حَرّاً لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ)[1]

تخلّف جويان (از جنگ تبوك)، از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و كراهت داشتند كه با اموال و جان‌هاى خود، در راه خدا جهاد كنند؛ (و به يكديگر و به مؤمنان) گفتند: در اين گرما، (به سوى ميدان) حركت نكنيد، به آنان بگو: آتش دوزخ گدازنده‌تر است، اگر مى‌فهميدند!

با توجه به درس‌هاى گذشته، حكم فقهى حضور نيافتن در دفاع از اسلام و قلمرو اسلامى روشن مى‌شود؛ چرا كه دفاع از اسلام بر همه مكلفان واجب است؛[2]و اين واجب، «واجب كفايى» است و تا زمانى كه جبهه‌هاى نبرد به نيرو نياز دارد، كسانى كه قدرت حضور در آن را دارند، بايد حضور پيدا كنند و در اين مسأله به اذن امام يا مرجع تقليد و نيز به رضايت پدر و مادر نيازى نيست،[3]و حضور در اين صحنه بر هر كار ديگرى مقدّم است.[4]و اگر تعداد رزمندگان به حد كافى رسيد، حضور در جبهه بر ديگران واجب نيست، گرچه از فيض بزرگ جهاد در راه خدا محروم مى‌شوند.

بنابراين، متخلفانى كه قدرت شركت در دفاع را دارند و به وجود آن‌ها نيز نياز هست «واجب» الهى را ترك كرده و در پيشگاه خداوند بازخواست خواهند شد و عواقب سوء عملشان نيز گريبان آن‌ها را خواهد گرفت.

فراريان از ميدان نبرد

به زمين گذاشتن سلاح و گريز از ميدان نبرد كه در اصطلاح فقهى از آن به «الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ» تعبير مى‌شود، از جمله گناهان كبيره است.[5]

[1]توبه (9)، آِیة 81.

[2]ر.ک: استفتاءات، ج 1، ص 492.

[3]همان، ص 494.

[4]همان، ص 500.

[5]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 249.


صفحه 41

امام رضا7در فلسفه تحريم آن مى‌فرمايد:

«حَرَّمَ اللَّهُ تَعالَى الْفِرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فيهِ مِنَ الْوَهْنِ فِى الدّينِ وَالْاسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَالْائِمَّةِ الْعادِلَةِ عَلَيْهِمُ‌السَّلامُ ...»[1]

خداوند متعال به اين دليل فرار از ميدان نبرد را حرام كرده كه موجب سستى در دين و تحقير برنامه پيامبران و امامان عادل مى‌گردد.

فقيهان نامدار شيعه گريز از صحنه نبرد را مجاز ندانسته‌اند؛ چنان‌كه شهيد ثانى قدس سره مى‌فرمايد:

فرار از جنگ جايز نيست و پشت كردن به دشمن كار حرامى است، مگر آن‌كه بخواهد موضعش را تغيير دهد، يا به گروه ديگرى بپيوندد، تا بهتر بتواند مبارزه كند.[2]

امام خمينى قدس سره نيز در پاسخ اين سؤال كه: «فرار از دشمن در كدام صورت حرام است و در كدام صورت جايز؟» مى‌فرمايد: «فرار از جبهه در هيچ حالى جايز نيست.»[3]

و در پاسخ اين سؤال كه: «آيا در شرايط سخت جنگى مى‌توان بدون توجه به دستور فرماندهى به عقب برگشت؟» مى‌فرمايد:

عمل به دستور فرمانده واجب و راه فلاح و پيروزى است ولو ضرر قطعى داشته باشد و تخلف از آن، حرام و موجب مجازات طبق مقررات دولت اسلامى است، مگر در موارد استثنايى كه ضرورت اقتضا كند.[4]

رفتار با اسراى جنگى‌

اسير جنگى مى‌تواند شامل نيروهاى خودى كه به اسارت لشكر دشمن درمى‌آيند، بشود كه در اين صورت مسائلى از قبيل صبر و مقاومت در اسارت، حفظ اسرار نظامى و

[1]نورالثقلِین، حوِیزِی، ج 2، ص 138.

[2]شرح لمعه، شهِید ثانِی، ج 2، ص 391.

[3]استفتاءات، ج 1، ص 516.

[4]380 استفتاء جدِید از امام امت، ص 64.


صفحه 42

افشا نكردن اسرار مربوط به لشكريان اسلام و مناطق جنگى و عملياتى، تعظيم شعاير دينى در اسارت و مانند آن به عنوان رسالت اسيران جنگى خودى مورد بحث قرار مى‌گيرد.

همچنين مى‌تواند شامل نيروهاى دشمن شود كه به دست لشكريان اسلام اسير مى‌شوند كه در اين صورت از مسائلى مانند رفتار با اسيران جنگى و رعايت اصول انسانى نسبت به آن‌ها بحث مى‌شود. در فقه بيشتر به احكام همين صورت اخير، پرداخته شده است و منظور از «رفتار با اسراى جنگى» نيز در اين جا رفتار رزمندگان اسلام با اسيران جنگى دشمن است.

مسلمانان پس از دستيابى به اين اسيران، بايد با رحمت و رأفت اسلامى با آن‌ها رفتار كنند و كسى حق ندارد بر آنان آسيبى برساند. پيام قرآن كريم از گذشت فراوان و رحمت اسلامى نسبت به اسيران حكايت مى‌كند و خطاب به پيامبر اكرم6مى‌فرمايد:

(يا ايُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِمَنْ فى‌ ايْديكُمْ مِنَ الْاسْرى‌ انْ يَعْلَمِ اللَّهُ فى‌ قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا اخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ)[1]

اى پيامبر! به كسانى كه در دست شما اسيرند بگو: اگر خدا در دل‌هاى شما خيرى سراغ داشته باشد، بهتر از آن‌چه از شما گرفته شده به شما عطا مى‌كند و بر شما مى‌بخشايد و خدا آمرزنده مهربان است!

اين پيام مهرآميز قرآن روحيه شكست خورده اسيران را بازسازى كرده، به آنان نويد زندگى بهتر مى‌دهد. رسول خدا6براساس چنين تعاليم ارزنده‌اى خود رفتارى كريمانه با اسيران جنگى داشت و پيروان خود را نيز به مراعات اخلاق انسانى- اسلامى سفارش مى‌كرد؛ به عنوان مثال: آن حضرت در جنگ بدر به اصحابش دستور داد: «به اسيران احترام كنيد» و آن‌ها نيز هنگام غذا خوردن اسيران را بر خود مقدم مى‌داشتند.[2]

[1]انفال (8)، آِیة 70.

[2]تفسِیر القرآن العظِیم، ابن کثِیر، ج 4، ص 455.