بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 62

(مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فى‌ نارِ جَهَنَّمَ خالِداً فيها)[1]

هر كس از روى عمد خودكشى كند در آتش دوزخ جاويدان معذّب خواهد بود.

مى‌توان گفت گناه خودكشى از ديگر كشى هم سنگين‌تر است؛ چرا كه قاتل ديگران فرصت توبه و جبران را مى‌يابد، ولى كسى كه دست به انتحار مى‌زند، چنين فرصتى را نيز از خويش سلب كرده است.

دفاع از مال‌

همان گونه كه آدمى از جان خويش دفاع مى‌كند، براى حفاظت از اموال خود نيز بايد تلاش كرده، در محدوده قدرت خود از آن مراقبت كند. برخى از احكام دفاع از مال به قرار زير است:

1- بدون ترديد انسان حق دارد- در حد توان خود- دزد را از مال خويش دور كند.[2]

2- اگر كسى به مال خودِ انسان يا خانواده‌اش هجوم آورد، مى‌تواند شخص مهاجم را به هر وسيله ممكن دفع كند، اگر چه به كشته شدن او [مهاجم‌] منجر شود.[3]

3- در صورتى كه دزد پس از كتك خوردن راه گريز در پيش گيرد، از زدن او بايد خوددارى شود ودر صورت ادامه، اگر صدمه‌اى بر او وارد شد، ضارب ضامن است.[4]

4- چنانچه دزد را دستگير كند، كتك زدن، قتل و مجروح كردن او جايز نيست [و بايستى تحويل مقامات قضايى گردد] و اگر صدمه‌اى بر او وارد شود، ضامن است.[5]

5- اگر مدافع براى راندن دزد چاره‌اى جز زدن و مجروح كردن او ندارد، [چنين كند و] ضمانى در كار نيست.[6]

[1]وسائل الشِیعه، ج 19، ص 13.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 487، مسأله 1.

[3]همان، ص 488، مسأله 5.

[4]همان، ص 490، مسأله 25.

[5]همان، مسأله 22.

[6]همان.


صفحه 63

6- اگر قدرت دفع دزد را نداشته باشد و [مى‌داند كه‌] چنانچه دفاع كند، كشته خواهد شد، دفاع واجب نيست؛ بلكه احتياط آن است كه اگر يقين به كشته شدن دارد يا احتمال كشته شدن هم مى‌دهد تسليم شود.[1]

[1]همان، ص 488، مسأله 10.


صفحه 64

پرسش‌

1- حديثى درباره حرمت جان و مال و آبروى مؤمن بنويسيد.

2- آيا دفاع از جان واجب است؟

3- دفاع از جان بستگان انسان چه حكمى دارد؟

4- اگر كسى دزد را دستگير كند آيا مى‌تواند او را كتك بزند؟

5- اگر براى راندن مهاجم و دزد، چاره‌اى جز زدن و مجروح كردن او نباشد، چه بايد كرد؟


صفحه 65

درس نهم

دفاع از حريم (عرض و ناموس)

به اعضاى خانواده اعم از همسر، مادر، خواهر، فرزند و ... حريم گفته مى‌شود. همچنين حريم به معناى حرمت و آبروى مردم و ... به كار رفته است.[1]بنابراين، حريم، آبرو، شرم و حيا، عفت و عصمت، اعتبار وشرف و ناموس انسان را در بر مى‌گيرد.

اين امور از طرفى قداست و ارزش فوق‌العاده‌اى از نظر اسلام دارد و از ورود و تعرض ديگران به آن ممانعت شده است. از سوى ديگر، خود انسان نيز وظيفه دارد در برابر هرگونه تجاوز، از آن حمايت و دفاع كند.

انواع تجاوز به حريم‌

تجاوز به حريم انسان ممكن است به سه طريق انجام گيرد كه هر سه طريق و احكام ويژه آن‌ها را در زير مى‌آوريم.

الف- اعمال منافى عفت‌

تجاوز به حريم گاهى با انجام اعمال نامشروعى مانند زنا، لواط و ... صورت مى‌گيرد.

قرآن كريم پيروانش را از انجام اين‌گونه اعمال زشت نهى كرده، مى‌فرمايد:

[1]ر.ک. المنجد، واژه حرم؛ لغت‌نامه، علِی اکبر دهخدا، واژة حرم.


صفحه 66

(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‌ انَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلًا)[1]

نزديك زنا نشويد كه بسيار زشت و بدراهى است.

بعضى از احكام دفاع از حريم در اعمال منافى عفت به قرار زير است:

1- اگر كسى با قصد تجاوز به حريم انسان- اعم از همسر يا غير او- هجوم آورد، دفع او به هر وسيله ممكن واجب است؛ اگر چه باعث كشته شدن مهاجم شود؛ بلكه در صورتى نيز كه با قصد كمتر از تجاوز، حمله كند، وظيفه همين است.[2]

2- اگر انسان، كسى را در حال فحشا با همسر يا يكى از نزديكانش از قبيل اولاد، يا دختر، يا فاميل‌هاى ديگرش ببيند، اگر چه كمتر از جماع باشد، در صورت امكان با مراعات مراحل دفاع *، حق دارد او را دفع كند و در صورتى كه مهاجم به قتل برسد، خونش هدر مى‌باشد، بلكه حق دارد از زن مسلمانى نيز كه مورد هجوم بيگانه قرار گرفته دفاع كند، و هر چه بر مهاجم واقع شد مانعى ندارد و خونش هدر است.[3]

3- اگر مردى را در حال زنا با همسرش ببيند و بداند كه زن با رضايت خود به خواسته‌اش تن داده، حق دارد هر دو را بكشد و گناهى نكرده و قصاص نمى‌شود.[4]

تبصره: مواردى كه زدن، مجروح كردن و كشتن جايز است، مسأله‌اى است بين شخص و خدا و در واقع نيز هيچ گناهى نكرده است، ولى در دادگاه و نزد قاضى و ميزان قضاوت، ظاهر قضيه ملاك است. بنابراين اگر كسى فردى را بكشد و ادّعا كند كه او را با همسر خويش ديده (كه زنا مى‌كرده) و شاهدى بر اثبات ادعاى خود، طبق موازين شرعى ندارد، محكوم بر قصاص مى‌شود.[5]

[1]اسراء (17)، آِیة 32.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 487، مسأله 4.

*- مراحل دفاع را در صفحات بعد توضِیح مِی‌دهِیم.

[3]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 491، مسأله 27.

[4]همان، مسأله 28.

[5]همان، مسألة 29.


صفحه 67

ب- چشم‌چرانى‌

تعرّض ممكن است از طريق چشم چرانى، سرك كشيدن و اطلاع يابى غير مجاز از حريم و ناموس انسان صورت گيرد. قرآن كريم انسان را از اين عمل كه با نگاه آلوده و حرام توأم است، نهى كرده و مؤمنان را به محافظت چشم سفارش مى‌كند. در آيه‌اى مى‌خوانيم:

(قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ يَحْفَظوُا فُروُجَهُمْ ذلِكَ ازْكى‌ لَهُمْ ...)[1]

به مؤمنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و دامان خود را حفظ كنند، اين براى آنان پاكيزه‌تر است.

پيامبر اكرم6نيز مى‌فرمايد:

«مَنْ اطْلَعَ فى‌ بَيْتِ جارِهِ فَنَظَر الى‌ عَوْرَةِ رَجُلٍ اوْ شَعْرِ امْرَأَةٍ اوْ شَىْ‌ءٍ مِنْ جَسَدِها كانَ حَقيقاً عَلَى اللَّهِ انْ يُدْخِلَهُ النَّارَ ...»[2]

كسى كه به خانه همسايه‌اش سرك بكشد و عورت مرد يا مو يا قسمتى از بدن زنى را نظاره كند، سزاوار است كه خداوند او را داخل آتش كند.

برخى از احكام دفاع از حريم در اين گونه كارهاى غير مجاز، به قرار زير است:

1- كسى كه بر عورات* ديگران سَرَك بكشد تا چيزهايى را كه براى او حرام است ببيند (به عنوان مثال، از پشت بام به داخل خانه ديگران نگاه كند)، آن‌ها مى‌توانند، بلكه واجب است در مقام دفاع برآمده از كار او جلوگيرى كنند؛ اگر دست برنداشت دفاع با كتك و مانند آن جايز است، چنانچه باز هم ترك نكرد، مى‌توان سنگ و چيزهايى كه كشنده است به طرف او پرتاب كرد و اگر در اين صورت مجروح يا مقتول شود، خونش هدر است.[3]

[1]نور (24)، آِیة 30.

[2]بحار الانوار، ج 104، ص 37.

*- عورات جمع عورت و منظور از آن چِیزهاِیِی است که مردم از آشکار کردن آن شرم دارند و خوش ندارد کسِی از آن اطلاع پِیدا کند.

[3]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 491، مسأله 30.


صفحه 68

2- اگر فرد مزاحم با نهى كردن، از كارش دست برنداشت، مى‌توان چيزى را به قصد مجروح كردن يا كشتن به طرفش پرتاب كرد.[1]

3- اگر فردى كه به عورات ديگران سركشى مى‌كند نابينا باشد، جايز نيست چيزى به سويش پرتاب كند و اگر پرتاب كرد و او را مجروح ساخت، ضامن است. همين حكم درباره كسى كه دور را نمى‌بيند و به خاطر فاصله زياد نمى‌تواند ببيند و تشخيص دهد، جارى است.[2]

4- اگر از فاصله دور با دوربين ببيند، حكمش مانند آن است كه از نزديك سركشى مى‌كند و دفعش جايز، بلكه واجب است و اگر صدمه‌اى بر متجاوز وارد شد، خونش هدر است.[3]

ج- هتّاكى‌

گاهى نيز تجاوز به حريم انسان، از طريق آبروريزى و نسبت دادن اعمال منافى عفت به زنان خانواده و لكّه دار نمودن عفت و عصمت آنان و جريحه‌دار نمودن شرافت و حيثيت فردى و خانوادگى انجام مى‌گيرد.

تجاوز در اين مرحله با قذف، افترا و تهمت‌هاى ناروا، فحش، ناسزاگويى و مانند آن توأم است. پاره‌اى از احكام فقهى آن بدين شرح است:

1- در صورتى كه انسان بالغ و عاقل، ديگرى را قذف كند؛ يعنى نسبت زنا يا لواط به او دهد حدّ (هشتاد تازيانه) به او جارى مى‌شود.[4]

2- فحّاشى كه الفاظى مانند ديّوث، حرامزاده، فاسق، فاجر و ... به ديگرى بگويد كه موجب استخفافى گردد كه مستحق آن نباشد، مطابق نظر حاكم تعزير مى‌شود.[5]

[1]همان، مسألة 31.

[2]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 492، مسأله 34.

[3]همان، ج 1، مسأله 38.

[4]همان، ج 2، ص 474، مسأله 1.

[5]همان، ص 473، مسأله 8.


صفحه 69

مراحل دفاع‌

دفاع از جان، مال و حريم مراحلى دارد. چنانچه مهاجم با هر مرحله‌اى از آن دفع شود، مراحل بعدى ساقط مى‌گردد و تعدّى به مراحل ديگر در صورت بروز خسارت، ضمان‌آور خواهد بود. اين مراحل عبارتند از: «هشدار و اخطار»، «داد و فرياد و تهديد»، «زدن» و «كشتن».

در همه موارد سه گانه دفاع (از جان، مال و حريم) بنابر احتياط واجب، بايد آسان‌ترين راه را برگزيد و در صورتى كه مهاجم با آن دفع نشد، به مراحل بالاتر از آن توسّل جست.

بنابراين:

1- اگر مهاجم با نوعى هشدار و اخطار مثل سرفه‌كردن، دفع شود، بايد چنين كرد.

2- چنانچه جز با فرياد زدن و تهديد ترس‌آور دفع نمى‌شود، بايد به آن اكتفا كرد.

3- در صورتى كه جز با زدن- با دست، يا عصا و يا شمشير- دفع نمى‌شود، بايد چنين كرد؛ ولى در زدن با شمشير به حدّ مجروح كردن بايد بسنده كرد.

4- اگر دفع او تنها با كشتن ممكن است، در اين صورت با هر وسيله كشنده‌اى بايد او را از پاى درآورد.

رعايت اين ترتيب؛ در صورتى واجب است كه فرصت انتخاب داشته، ترس از غلبه مهاجم نيز نباشد، ولى در صورتى كه با رعايت ترتيب، وقت از دست رفته، امكان غلبه مهاجم بيشتر شود؛ رعايت ترتيب واجب نيست و به هر وسيله‌اى كه ممكن است مى‌توان او را دفع كرد.[1]

[1]تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 488، مسأله 6.