بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 42

حرمت آواز خواندن به نحو غنايى براى خانم‌ها، فقط در يك جا برداشته شده و آن هم در مجلس شب عروسى و مجلسى كه به طور عرفى قبل يا بعد از آن مى‌گيرند، مشروط به آن كه صداى آنان را نامحرم نشنود، اگرچه احتياط مستحب در ترك آن است.[1]

در مقابل آواز غنايى، آواز معمولى است كه زن مى‌تواند براى شوهرش بخواند.[2]نيز تك خوانى آقايان براى مردان يا براى زنان در صورتى كه به نحو غنايى نباشد و بر آن مفسده‌اى مترتب نشود، اشكال ندارد. حتى جمع خوانى زنان در بين خانم‌ها و يا در مقابل مردان نامحرم، اگر به نحو غنايى نباشد و بر آن مفسده‌اى مترتب نشود، اشكال‌ندارد.[3]آيت اللَّه خامنه‌اى، گوش دادن به صداى زن را اگر به صورت غنا نباشد و به قصد لذت و ريبه هم نباشد و مفسده‌اى هم بر آن مترتب نگردد، براى محرم و نامحرم جايز مى‌دانند.[4]

وقتى موسيقى مطرب حرام باشد، طبيعى است كه دعوت از نوازندگان براى اجراى موسيقى مطرب نيز حرام باشد، چه در مجلس مردانه و چه در مجلس زنانه. همچنين است دعوت از مداحان [و آواز خوانان‌] براى خواندن شعر به نحو غنايى.[5]

و نكته آخر آن كه به كارگيرى آلات موسيقى و آموختن و ياددادن نوازندگى براى اجراى برنامه‌هاى فرهنگى مفيد، اجراى سرودهاى ملى يا انقلابى يا هر امر حلال و مفيدى، تا زمانى كه به حد طرب و لهو مناسب با مجالس لهو و معصيت نرسد، اشكال ندارد.[6]

[1]. احکام روابط زن و مرد، ص 237، پاورقِی؛ اجوبة الاستفتائات(ترجمه فارسِی)، پاسخ شماره 1135

[2]. احکام روابط زن و مرد، ص 239

[3]. اجوبة الاستفتائات(ترجمه فارسِی)، پاسخ پرسش‌هاِی شماره 1146 و 1154؛ استفتائات، ج 3، ص 272

[4]. اجوبة الاستفتائات(ترجمه فارسِی)، پاسخ پرسش‌ شماره 1146. آِیت الله العظمِی بهجت و آِیة الله مکارم، آوازخواندن زن در مقابل مردان را خالِی از مفسده ندانسته، لذا جاِیز نمِی‌دانند، مگر در پشت پرده و عدم مفسده، که آن هم احتِیاط مستحب در ترک آن است. آِیة الله مکارم مِی‌فرماِیند: در هر صورت اشکال دارد. (احکام روابط، ص 240، پاورقِی)

[5]. احکام روابط زن و مرد، ص 210 211

[6]. اجوبة الاستفتائات(ترجمه فارسِی)، پاسخ‌هاِی 1145 و 1146


صفحه 43

پرسش‌

1. ملاك تشخيص موسيقى مطرب از غير مطرب چيست؟

2. ملاك حرمت موسيقى چيست؟

3. وظيفه انسان در مكانهايى كه موسيقى مطرب و حرام پخش مى‌شود چيست؟

4. درباره غنا توضيح دهيد؟

5. در چه صورت جمع خوانى زنان در مقابل مردان اشكال ندارد؟


صفحه 44

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 45

درس ششم

ارتباطات[1]

(صحبت با نامحرم تماس‌ها احكام شغلى)

در جهان امروز، بسيارى از زنان به تحصيل روى آورده و كثيرى نيز در بيرون از خانه به كار مشغول شده‌اند و تقريباً همه خانم‌ها براى خريد، به همراه همسر و پدر و يا به تنهايى، به مغازه‌ها مى‌روند. اين امور و مانند آن، زمينه ارتباط با مردان نامحرم را فراهم آورده است. ارتباط با نگاه كردن شروع مى‌شود و سپس با صحبت كردن ادامه مى‌يابد و گاه به تماس‌هاى بدنى مى‌انجامد.

احكام نگاه كردن در درس‌هاى قبل بيان شد. در اين درس، احكام صحبت با نا محرم و سپس تماس‌هاى بدنى بيان مى‌گردد. قبل از شروع احكام، ياد آور مى‌شويم كه دين مبين اسلام بر افزايش دانش و فهم و معرفت مسلمانان اعم از زن و مرد تأكيد كرده و از آنان مى‌خواهد كه با بصيرت به هستى بنگرند و عواقب زشت و پر از زيان انسان‌هاى كافر و مشرك و گناهكار گذشته را ببينند و خود طريق صحيح در پيش گيرند و عمر كوتاه را كه به سرعت سپرى مى‌شود، در انجام بهترين و شايسته‌ترين كارها به پايان رسانند.

بهترين كار در اين دنيا، عمل به تكليف در برابر خالق هستى بخش و سپس اندوختن زاد و توشه براى جهان آخرت است و بهترين توشه، تقوا است.[1]

خداوند متعال در عين دستور به كسب معرفت و دانش و يادگيرى احكام الهى، از زنان و مردان مى‌خواهد تا حدود الهى را در ارتباطات خود با يكديگر مراعات كنند و به هيچ بهانه‌اى مگر به اضطرار آن قوانين محكم رانقض نكنند. زمينه‌هاى نقض اين

[1]. بقره(2)، آِیه 97 ‌


صفحه 46

قوانين، با ورود زنان به جامعه فراهم مى‌گردد و هواى نفس و شيطان، با وسوسه‌هاى مكرر، ياد خدا را از ذهن انسان برده، آدمى به نافرمانى امر خدا اقدام مى‌كند. پس همان طور كه در روايات شريف آمده و در احكام دينى بيان گرديده، تا آنجا كه ممكن است بايد مردان از زنان جدا باشند و در محيطها و مكان هايى كه به ناچار دركنار يكديگر قرار مى‌گيرند، حدود الهى را رعايت كنند تا زمينه‌ى خير و بركت و پيشرفت مهيا گردد و جامعه، راه رشد و تعالى را در پيش گيرد. پيامبر اكرم6، در پاسخ زنى كه از ايشان پرسيد: جهاد و نماز جمعه و جماعات، عيادت از مريض‌ها براى شما مردان است و ما چگونه مى‌توانيم در اين پاداش‌هاى عظيم شريك شويم، فرمودند: به همه زنان اعلام كن كه خوش رفتارى يكى از شما با شوهرش و جلب رضايت او، با همه آن فضايل و اعمال مردان، برابرى مى‌كند.[1]

اين سخن پيامبر6گوياى اين نكته مهم است كه زنان مى‌توانند بدون آنكه از خانه خارج شوند، رضايت الهى را كسب و بدين ترتيب دنيا و آخرت خود را آباد كنند. از جمله مهم‌ترين وظايف زنان در خانه، تربيت فرزند است: «.. شغل تربيت فرزند، كه اين از همه شغل‌ها بالاتر است. يك فرزند خوب شما اگر به جامعه تحويل بدهيد، براى شما بهتر است از همه عالم، اگر يك انسان شما تربيت كنيد، براى شما به قدرى شرافت دارد [كه‌] من نمى‌توانم بيان كنم.»[2]«اين مادر كه بچه در دامن او بزرگ مى‌شود، ... شريف‌ترين شغل را دارد ... اين [شغل‌] همان بود كه خداى تبارك و تعالى در طول تاريخ براى انبيا فرستاد.»[3]

1. صحبت با نامحرم‌

صحبت كردن با نامحرم، به غير ضرورت مكروه است، خصوصاً اگر مخاطب جوان‌باشد.

بنابراين مرد مى‌تواند بدون قصد لذت و ريبه و آلوده نشدن به گناه، در مواقع لازم با زن نامحرم صحبت كند. بنابراين اگر مردى بداند كه با صحبت با نامحرم، به گناه مى‌افتد،

[1]. المِیزان، ج 4، ص 37، به نقل از زن در آِینه جمال و جلال، ص 415

[2]. صحِیفه نور، ج 7، ص 76

[3]. همان، ج 6، ص 261


صفحه 47

نبايد با او صحبت كند، خواه نوع حرف زدنِ زن، مرد را به گناه بيندازد، خواه موضوع مورد بحث. عكس اين مطلب نيز صادق است، يعنى اگر مردى بداند كه زنى مى‌خواهد با او به قصد به گناه انداختن او صحبت كند، نبايد با او صحبت كند؛ چه گناه شهوانى باشد و چه غير آن، مانند غيبت، دروغ، تهمت و مانند آن. مرد نيز نبايد به گونه‌اى سخن بگويد كه نامحرم به حرام بيفتد.

مردانى كه علاقه دارند با زنان نامحرم هم صحبت شوند، در يك جا كار كنند، نزديك به هم بنشينند يا حتى حضور زن نامحرم موجب كار بيشتر آنان مى‌شود، علاقه‌مند هستند با نامحرمان شوخى و بذله گويى كنند و مانند آن بايد توجه داشته باشند كه شيطان در دل آنان رسوخ كرده است.[1]

زنان نيز مى‌توانند بدون قصد لذت و بدون تغيير صدا و نازك و لطيف كردن آن، و نيز در صورتى كه ترس افتادن در گناه نباشد، با مردان صحبت كنند.[2]اما جايز نيست خانمى به قصد به حرام انداختن نامحرم با او صحبت كند. خواه مطالبى را بگويد كه او به گناه بيفتد يا به گونه‌اى بگويد كه نامحرم به گناه آلوده شود، مانند تعريف صحنه‌هاى محرك و يا بيان چيزهايى كه نامحرم با شنيدن آن تحريك مى‌شود.[3]نامه‌نگارى با نامحرم [گفت‌وگوى تلفنى، كامپيوترى(چَت كردن) و امثال آن‌] و طرح مسائل عشقى و شهوانى در آنها نيز چون غالباً مفسده دارد جايز نيست.[4]

2. احكام تماس بدنى‌

هر كس كه نگاه كردن به او جايز نيست، تماس بدنى نيز با او جايز نيست و هر گونه لمس كردن بدن با هر عضوى باشد حرام است و بايد از آن اجتناب كرد، حتى صورت و

[1]. احکام روابط خانواده، ص 153 – 157. امام خمِینِی(ره) چنِین مِی‌فرماِید: «سخن‌گفتن [زن با نامحرم] اگر مهِیج باشد، حرام است و اگر مهِیج نبوده و خوف فتنه هم در کار نباشد، احتِیاط مستحب آن است که ترک نماِید مگردر حال ضرورت، به وِیژه اگر مخاطب او جوان باشد.» (تحرِیر الوسِیله، ج 2، کتاب النکاح، ص 245، مسئله 29)

[2]. تحرِیر الوسِیله، ج 2، کتاب النکاح، ص 245، مسئله 29 (دار التعارف)

[3]. احکام روابط زن و مرد، ص 158

[4]. ر.ک: همان، ص 162، پاورقِی، نظرات آِیات عظام سِیستانِی، تبرِیزِی، مکارم، بهجت و گلپاِیگانِی؛ نِیز ساِیت hayaliw.gro، بخش پرسش‌هاِی متداول


صفحه 48

دست‌ها كه نگاه كردن بدون ريبه به آن اشكال ندارد. از اين رو دست دادن با نامحرم، حرام است، مگر از روى لباس كه در اين حالت نيز به احتياط واجب، نبايد دست او را بفشارد.[1]

پيامبر اكرم6فرمود: هر كس با زن نامحرمى دست بدهد و مصافحه كند، روز قيامت با دست غل (و زنجير) شده به گردنش محشور مى‌شود. سپس امر مى‌شود تا او را به آتش ببرند.»

زنان و مردان روستايى و عشاير و مانند آن نيز نمى‌توانند به بهانه رسم و رسوم محلى و اعتقادات محلى، خلاف احكام شرع عمل كنند، مثلًا زنى با برادر شوهر خود دست دهد يا دختر عمو و پسر عمو با هم روبوسى و مصافحه كنند. حتى بهتر است كه از روى پارچه نيز اجتناب كنند.[3]اما تماسهايى كه در محل‌هاى شلوغ (مانند بازارها، تظاهرات، نماز جمعه، تشييع جنازه، حرم‌ها يا بيت اللَّه الحرام به طور ناخود آگاه بين زن و مرد نامحرم واقع مى‌شود اشكال ندارد، مشروط به آنكه براى اين كه تماس بگيرد عمداً به آنجا نرفته باشد. همچنين نشستن در كنار نامحرم در وسائل نقليه، بدون قصد لذت، اشكالى ندارد.

راه رفتن با نامحرم نيز به قصد لذت و ريبه حرام است و جايز نيست. همچنين مردان بنابر احتياط نبايد دختران نامحرم را از شش سالگى به بالا بغل كنند و روى پاى خود بگذارند يا ببوسند.[4]

بوسيدن هر جاى بدن محارم كه ديدن آن جايز باشد اشكال ندارد، مشروط به آن‌كه به قصد لذت نباشد. به طور كلى بوسيدن هر چيزى به قصد لذت شهوانى، حرام است، اعم از سنگ، چوب، مجسمه و ... (همسر استثناء شده است).[5]

[1]. تحرير الوسيله، امام خمينى(ره)، ج 2، كتاب النكاح، مسئله 20، ص 243

[2]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 198، حديث 25418

[3]. تحرير الوسيله، ج 2: كتاب النكاح، مسئله 20، ص 243؛ احكام روابط زن و مرد، ص 165

[4]. تحرير الوسيله، ج 2، كتاب النكاح، مسئله 25؛ استفتائات، ج 3، ص 275؛ احكام روابط زن و مرد، ص 163 168

[5]. همان، ص 170


صفحه 49

بوسيدن عكس [امام شهدا و ...] به عنوان احترام و تبرك جستن و اظهار محبت، اشكال ندارد.[1]

3. احكام شغلى‌

مردان آزاد هستند تا شغلى متناسب با شأن فردى و خانوادگى خود برگزينند و كسى نمى‌تواند ديگرى را به اشتغال در كار خاصى مجبور كند. درآمد شغل نيز از آن خود اوست و مى‌تواند به دلخواه خود آن را به مصرف برساند. بديهى است پاره‌اى از كارها، حرام و پاره‌اى مكروه هستند كه در جاى خود از آنها بحث شده است.

زنان مجرد نيز مى‌توانند پس از رسيدن به سن رشد و بلوغ، آزادانه و در خور شأن و منزلت خانوادگى و اجتماعى خود، پييشه‌اى مشروع و آبرومند انتخاب كنند. اما رضايت پدر را بايد جلب كنند.[2]

اما زنان متأهل با دو شرط مى‌توانند به كارى در بيرون خانه مشغول شوند: اول آن كه اجازه همسر خود را براى بيرون رفتن از خانه جلب كرده باشند.[3]و ديگر آن كه شغل آنان شرافتمندانه و سازگار با شأن و حيثيت خانوادگى خود و همسرش باشد.[4]

دو شرط فوق، به حقوق همسران بر مى‌گردد و زنان مى‌توانند به هنگام عقد نكاح، با شوهر خود شرط كند كه بعد از ازدواج، ادامه تحصيل دهد و يا كار كند يا بتواند از منزل خارج شود. اگر عقد بر چنين شرطى بنا شد، شوهر نمى‌تواند بعد از ازدواج، همسرش را از تحصيل يا كار منع كند و يا از خارج شدن او جلوگيرى نمايد.[5]

اما اگر در زمان عقد، شرط نشده كه زن به كار (بيرون از منزل) مشغول باشد، يا عقد مبنى بر اين شرط واقع نشده، براى خارج شدن از منزل بايد از شوهر اجازه بگيرد و اگر بدون اجازه برود، ناشزه شده است.[6]

[1]. اجوبة الاستفتائات، پاسخ پرسش شماره 1187

[2]. استفتائات از محضر امام خمينى، ج 1، ص 503

[3]. توضيح المسائل، مسئله 2412

[4]. چرا كه شوهر مى‌تواند زن خود را از حرفه يا صنعتى كه منافى مصالح خانوادگى يا حيثيات خود زن مى‌باشد، منع كند. (قانون مدنى، هوشنگ ناصر زاده، ماده 1117)

[5]. احكام خانواده، ص 111؛ استفتائات، ج 3، ص 122 و 123

[6]. استفتائات، ج 3، ص 153. نشوز، عدم اجراى وظايف زوجيت از طرف زن بدون وجود مانع شرعى و قانونى است كه در اين صورت وى استحقاق نفقه نخواهد داشت. (تحرير الوسيله، ج 2، ص 305)