را در مقابل دشمن درون و برون (نفس و شيطان) حفظ مىكند و آراستگى معنوى براى او به ارمغان مىآورد. بديهى است آراستگى و پاكى معنوى، بسى برتر از آراستگى و زينت ظاهرى است.
تاريخ نشان مىدهد انسان همواره لباس مىپوشيده و اين نعمت الهى از ابتداى خلقت به همراهش بوده است.[1]قرآن كريم نيز اظهار مىدارد كه حضرت آدم و حوا، آنگاه كه در بهشت بودند، لباس بر تن داشتند.
(يَا بَنِي آدَمَ لَايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا). (اعراف: 27)
اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد.
از نكات قابل تعميق در اين آيه، آنكه اولين فريب كارى شيطان و نيز اولين همراهى انسان با شيطان، مقارن بود با از تن در آمدن لباس و عريانى انسان و از بهشت رانده شدن او! پس پوشش و به تن كردن لباس، با سكونت در بهشت و روحيه تقوا و اطاعت از فرامين الهى سازگارى دارد و در مقابل، عريانى اعضا و اندامهاى بدن، با نافرمانى خداوند و خروج از بهشت. از اين رو معلم غيبى از ماوراء فطرت انسان به او الهام كرده است تا خود را بپوشاند.
از طرف ديگر انسان موجودى است اجتماعى و در ارتباط با انسانهاى ديگر. پس ناچار است در ظاهر به گونهاى خود را بنماياند كه موجب كراهت و حسادت، كينهتوزى و يا انگشتنمايى ديگران نشود. لذا شوق به آراستگى، پاكى، نظافت و زينت علاوه بر زمينههاى فطرى، زمينههاى عُقلائى در قلمرو اجتماع دارد. هر چه انسان اجتماعىتر شود اين زمينه نيز پر رنگتر خواهد گشت.
[1]. تفسِیر نمونه، ج 6، ص 134.
از اين رو مىبينيم آنگاه كه انسانها در غارها يا دل جنگلها زندگى مىكردند، نياز به پوشش كامل و آراستن خود را كمتر درك مىكردند، اما هر چه عقل بشر تكامل يافت و حيات او مدنىتر گرديد، پوشش او نيز كاملتر گرديد و نيازش به پاكيزگى و آراستگى بيشتر شد.
امروزه موارد استفاده از لباس، علاوه بر پوشاندن اندام و حفظ بدن از گرما و سرما و نيز آراستگى، به وادى تجمّل، شهرت، تحريك شهوت و خودنمايى نيز كشيده شده و اسرافهاى بىاندازهاى را موجب گشته است. همين موارد، اهميت و ضرورت جست وجو در منابع دينى به منظور يافتن معيارهاى الهى در چگونگى پوشش را بيشتر مىنمايد.
1. پوشش مردان
1- 1. پوشش واجب مردان
قرآن كريم مىفرمايد:
(قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ). (نور: 30)
به مردان مؤمن بگو چشمهاى خود را فرو گيرند، و عفاف (عورت) خود را حفظ كنند، اين برايشان پاكيزهتر است، خداوند از آنچه انجام مىدهيد، آگاه است.
خداوند در اين آيه دو دستور به مردان مؤمن آموخته است: اول چشم خود را از نگاه به نامحرم فرو گيرند؛ دوم عورت خود را بپوشانند (پاكدامنى ورزند). سپس علت اين دو دستور را پاكى روح و تزكيه نفس اعلام مىدارد. در آخر آيه هم گوشزد مىنمايد كه مواظب اعمال خود باشيد، زيرا خداوند از تمامى اعمال شما (چه آشكار و چه پنهان) آگاه است.
بر اين اساس، بايد گفت كه اسلام با عريانى و نداشتن پوشش مناسب، مخالف است. در همين رابطه على7مىفرمايد:
اذَا تُعَرِّى احَدُكُمُ (الرِّجْلَ) نَظَرَ الَيْهِ الشَّيْطَانُ فَطَمَعَ فِيهِ فَاسْتَتِرُوا، لَيْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكْشِفَ ثِيَابَهُ عَنْ فَخْذَيْهِ وَ يَجْلِسَ بَيْنَ قَوْمٍ.[1]
هر گاه يكى از شما مردان عريان (يا با پوشش نامناسب) مىشويد، شيطان نظارهگر شما مىشود و در شما طمع مىورزد. (تا به گناه وادارتان نمايد) از اين رو، سعى كنيد خود را بپوشانيد. چرا كه سزاوار نيست مرد به گونهاى در جامعه حضور پيدا كند كه حتى رانش هويدا گردد.
همچنين از امام صادق7روايت شده است كه فرمود:
نَهَى رَسُولُ اللَّهِ6عَنِ التَّعَرِّى بِالَّيْلِ وَالنَّهَارِ ... .[2]
رسول خدا6از عريان بودن نهى فرمود. چه در روز چه در شب... .
از آنچه بيان شد، آشكار مىگردد كه حد پوشش واجب براى مرد مسلمان، آن مقدارى است كه او را از عريانى كامل خارج كند. اين مقدار در اصطلاح فقها، ستر عورت گفته مىشود.
حضرت امام خمينى (ره) حداقل پوشش واجب براى مردان را اين چنين بيان مىدارند: «مرد بايد در حال نماز، اگر چه كسى او را نمىبيند، عورتين خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.[3]
اگر چه حكم مذكور براى نماز است، اما در غير نماز هم حداقل مقدار پوشش واجب مردان، حفظ عورتين مىباشند.
[1]. وساِیل الشِیعه، ج 3، ص 353.
[2]. همان.
[3]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 788، ص 125.
البته احوط، پوشش كامل (است)، خصوصاً در جايى كه احتمال فتنه و فساد در ميان باشد.[1]
2- 1. پوشش حرام مردان
گفتيم كه اسلام اجازه پوشيدن هر نوع لباسى را به مردان نداده است. عدم تقليد از بيگانگان، عدم شباهت به زنان، دورى از تفاخر و تكبر و مانند آن، از جمله دلائل حرمت پوشيدن برخى لباسها براى مردان مىباشد.
1-2-1. لباس دشمنان:
اسلام، مخالف تسلط كفار بر مسلمين است. در قرآن مىخوانيم:
(وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا). (نساء: 141)
و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلطى نداده است.
بدين ترتيب مؤمنان نبايد به گونهاى عمل كنند كه دشمنان دين بر آنان مسلط گردند. از جمله خطرناكترين نوع تسلط كفار بر مسلمين، تسلط فرهنگى و اقتصادى است و تقليد از نوع پوشش دشمنان دين از همين مقوله است. آمارهاى رسمى به خوبى بيانگر آن است كه تقليدهاى كوركورانه و مدپرستى غربى، تا چه ميزان در ايجاد بحران اخلاقى و مشكلات اقتصادى تأثيرگذار بوده است.
على7مىفرمايد:
لَا تَزَالُ هَذِهِ الْامَّةَ بِخَيْرٍ مَالَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ يَطْعَمُوا اطْعَمَةَ الْعَجَمِ فَاذاً فَعَلُوا ذَلِكَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ.[2]
[1]. استفتاءات از محضر حضرت امام خمِینِی (ره)، ج 3، ص 250.
[2]. وسائل الشِیعه، ج 3، ص 356.
حال اين امت همواره نيكو خواهد بود تا زمانى كه لباس بيگانگان را نپوشند و غذاهاى آنان را نخورند. اما آن زمان كه به لباس و غذاى بيگانگان روى آوردند خداوند آنها را ذليل (زير دست) خواهد كرد.
از اين رو، لباس فرد مؤمن بايد لباس مرسوم و متداول اهل ايمان باشد. چرا كه تشبه به اهل كفر، حكم تأييدى است بر كفر و الحاد. چه بسيار مواقع كه تشبّه ظاهرى، بعد از مدتى به تشبه باطنى مىانجامد.
على7مىفرمايد:
قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ الَّا اوْشَكَ انْ يَكُونَ مِنْهُمْ.[1]
بيشتر افرادى كه خود را به گروهى تشبيه مىسازند، جزو آن قوم مىگردند.
نكتهاى كه در اين ميان مطرح است، آنكه آيا همه كشورهاى غير مسلمان دشمن دين ما محسوب مىشوند و آيا استفاده از پوشاك آنها به هر نحو كه باشد، ممنوع است؟ در پاسخ بايد گفت آنچه مسلمان بايد از آن اعراض كند، الگو قرار دادن بيگانگان و مدپرستى در پوشش است، به گونهاى كه غير مسلمان تسلط فرهنگى و اقتصادى بر ما نيابد.
اما اگر لباسى در نوع و جنس و شكل، مغايرتى با شئونات و فرهنگ اسلامى نداشته باشد و از طرفى استفاده از آن موجبات تسلط اقتصادى بيگانگان را نيز فراهم نكند، پوشيدنش بلامانع است. هر چند از كشورهاى غير مسلمان باشد.
حضرت امام خمينى (ره) در خصوص موضوع بحث، مىفرمايد:
در هيأت و طرز برش و دوخت آن (لباس) آثارى است كه گاه شود كه انسان به واسطه آن كه لباس خود را شبيه به اجانب نموده، عصبيت جاهلانه پيدا كند
[1]. نهج البلاغه، حکمت 207، ص 673.
نسبت به آنها و از دوستان خدا و رسول منضجر و متنفر گردد و دشمنان آنها محبوب او گردد؛ و از اين جهت است كه به حسب روايت، كه از حضرت صادق7وارد است، خدا تبارك و تعالى به يكى از انبياء وحى فرمود كه، به مؤمنين بگو نپوشيد لباس اعداى مرا، و نخوريد همچون دشمنان من، و مشى نكنيد همچون دشمنان من، تا دشمن من شويد؛ چنانچه آنها دشمن مناند.[1]
برخى از مصداقهاى البسه بيگانگان كه خارج از فرهنگ اسلامى است بدين قرارند: مدل و طرحهايى كه بيانگر مذهب، فرقه يا گروه خاص از بيگانگان است؛ استفاده از نقش حروف لاتين و غيره كه بعضاً داراى معانى زشت و قبيح نيز مىباشد؛ كراوات و پاپيون به عنوان سمبل تمدن غربى؛ البسهاى كه با چهره جانداران، انسان، خصوصاً جنس زن به شكل جلف، منقش شده باشد.
2-2-1. لباس زنان:
از ديگر پوششهاى ممنوع براى مردان، لباس زنانه است. بديهى است زنان به دليل خلقت طبيعى، خصوصيات روحى و تكاليف الهى، از پوششى استفاده مىكنند كه مختص به ايشان است. استفاده مرد از پوشش مختص زن، در دين اسلام مذموم شمرده شده است.
پيامبر6فرمود:
لَعَنَ اللَّهُ الرَّجُلَ يَلْبِسُ لبسة الْمَرْأَة... .[2]
لعنت خدا بر مردى كه به طرز زنان لباس بپوشد.
حضرت امام خمينى (ره) پوشيدن لباس زنان را براى مردان حرام مىداند.[3]
[1]. آداب الصلاة، حضرت امام خمِینِی (ره)، ص 88 و 89.
[2]. مِیزان الحکمه، ج 6، ص 2665.
[3]. تحرِیر الوسِیله، حضرت امام خمِینِی (ره)، ج 1، ص 132.
3-2-1. طلا، ابريشم خالص و لباس شهرت:
پوشيدن برخى لباسها و زيور آلاتى كه جنبه تزئينى دارد و براى زنان بلا مانع است، بر مردان حرام مىباشد، مانند: لباس طلا باف يا از ابريشم خالص؛ آويختن زنجير طلا؛ انگشتر طلا، ساعت مچى طلا.
از على7روايت است:
خَرَجَ النَّبِىُّ6يَوْماً وَ بِيَمِينِهِ قَطْعَةٌ مِنْ ذَهَبٍ وَ بِشِمالِهِ قَطْعَةٌ مِنْ حَرِيرٍ؛ فَقَالَ6انَّ هَذَيْنِ حَرامٌ عَلى ذُكُورِ امَّتِى.[1]
روزى پيامبر خدا6خارج شد در حالى كه در دست راستش يك قطعه طلا و در دست چپش يك قطعه (پارچه) ابريشم بود. سپس فرمود: (پوشيدن لباس) از (جنس) اين دو نوع، بر مردان امت من حرام است.
براساس نظر حضرت امام خمينى (ره) زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست و بستن ساعت مچى طلا براى مرد، حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند. حتى عرقچين و بند شلوار و نيز قسمتى يا تمام آستر لباس او بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است.[2]
از ديگر لباسهايى كه پوشيدن آن براى مردان شايسته نيست، لباس شهرت مىباشد. حضرت اباعبداللَّه الحسين7مىفرمايد:
مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يَشْهَرُهُ كَساهُ اللَّه يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ.[3]
آن كه لباسى بپوشد كه وى را انگشت نما و مشهور سازد، خداوند روز قيامت
[1]. الخلاف، ابِی جعفر محمد بن حسن طوسِی، ج 1، ص 649.
[2]. رساله توضِیح المسائل، مسئله 832، ص 131 و 132.
[3]. وسائل الشِیعه، ج 3، ص 354.
لباسى از آتش بر او خواهد پوشاند.
حضرت امام خمينى (ره) هم در همين رابطه مىفرمايند:
بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مىخواهد آن را بپوشد معمول نيست، خوددارى كند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشكال ندارد.[1]
از روايات و فتاوى عالمان دينى اين چنين بر مىآيد كه حكم پرهيز از لباس شهرت مختص به مرد نيست، بلكه زنان را نيز در بر مىگيرد. همچنين در اين حكم، لباس خاصى نام برده نشده است. پس مىتوان گفت كه نوع، جنس، دوخت، رنگ و مانند آن، در اين حكم موضوعيت ندارد، بلكه هر لباسى كه باعث انگشتنما شدن مىشود، مىبايست از آن اجتناب كرد. اگر لباس شهرت را آنگونه كه گذشت تعريف كنيم، نهتنها گرانقيمت بودن لباس، بلكه مندرس بودن آن نيز به جهت رياكارى و جلب توجه مردم جزء لباس شهرت خواهد شد. اين معنا را از روايات نيز مىتوان استنباط كرد. به عبارت ديگر لباس فرد مسلمان نبايد خيره كننده باشد. آن لباسى كه نظر مردم را به طور غير معمول جلب كند و حس خود برتربينى در پوشنده آن ايجاد نمايد، مطلوب شرع نيست؛ حال چه از البسه اشرافى و ذى قيمت باشد، چه از البسه مندرس و كهنه.
در حديثى از پيامبر6مىخوانيم:
كَفَى بِالْمَرْءِ مِنَ الْاثْمِ، أَنْ يُشَارَ الَيْهِ بِالْاصابِعِ... .[2]
همين كه مردم با انگشت به فردى اشاره كنند (انگشت نما گردد) كافى است تا براى او گناه بنويسند.
[1]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 845، ص 133.
[2]. کنز العمال، علاء الدِین الهندِی، ج 3، ص 157.