نسبت به آنها و از دوستان خدا و رسول منضجر و متنفر گردد و دشمنان آنها محبوب او گردد؛ و از اين جهت است كه به حسب روايت، كه از حضرت صادق7وارد است، خدا تبارك و تعالى به يكى از انبياء وحى فرمود كه، به مؤمنين بگو نپوشيد لباس اعداى مرا، و نخوريد همچون دشمنان من، و مشى نكنيد همچون دشمنان من، تا دشمن من شويد؛ چنانچه آنها دشمن مناند.[1]
برخى از مصداقهاى البسه بيگانگان كه خارج از فرهنگ اسلامى است بدين قرارند: مدل و طرحهايى كه بيانگر مذهب، فرقه يا گروه خاص از بيگانگان است؛ استفاده از نقش حروف لاتين و غيره كه بعضاً داراى معانى زشت و قبيح نيز مىباشد؛ كراوات و پاپيون به عنوان سمبل تمدن غربى؛ البسهاى كه با چهره جانداران، انسان، خصوصاً جنس زن به شكل جلف، منقش شده باشد.
2-2-1. لباس زنان:
از ديگر پوششهاى ممنوع براى مردان، لباس زنانه است. بديهى است زنان به دليل خلقت طبيعى، خصوصيات روحى و تكاليف الهى، از پوششى استفاده مىكنند كه مختص به ايشان است. استفاده مرد از پوشش مختص زن، در دين اسلام مذموم شمرده شده است.
پيامبر6فرمود:
لَعَنَ اللَّهُ الرَّجُلَ يَلْبِسُ لبسة الْمَرْأَة... .[2]
لعنت خدا بر مردى كه به طرز زنان لباس بپوشد.
حضرت امام خمينى (ره) پوشيدن لباس زنان را براى مردان حرام مىداند.[3]
[1]. آداب الصلاة، حضرت امام خمِینِی (ره)، ص 88 و 89.
[2]. مِیزان الحکمه، ج 6، ص 2665.
[3]. تحرِیر الوسِیله، حضرت امام خمِینِی (ره)، ج 1، ص 132.
3-2-1. طلا، ابريشم خالص و لباس شهرت:
پوشيدن برخى لباسها و زيور آلاتى كه جنبه تزئينى دارد و براى زنان بلا مانع است، بر مردان حرام مىباشد، مانند: لباس طلا باف يا از ابريشم خالص؛ آويختن زنجير طلا؛ انگشتر طلا، ساعت مچى طلا.
از على7روايت است:
خَرَجَ النَّبِىُّ6يَوْماً وَ بِيَمِينِهِ قَطْعَةٌ مِنْ ذَهَبٍ وَ بِشِمالِهِ قَطْعَةٌ مِنْ حَرِيرٍ؛ فَقَالَ6انَّ هَذَيْنِ حَرامٌ عَلى ذُكُورِ امَّتِى.[1]
روزى پيامبر خدا6خارج شد در حالى كه در دست راستش يك قطعه طلا و در دست چپش يك قطعه (پارچه) ابريشم بود. سپس فرمود: (پوشيدن لباس) از (جنس) اين دو نوع، بر مردان امت من حرام است.
براساس نظر حضرت امام خمينى (ره) زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست و بستن ساعت مچى طلا براى مرد، حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند. حتى عرقچين و بند شلوار و نيز قسمتى يا تمام آستر لباس او بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است.[2]
از ديگر لباسهايى كه پوشيدن آن براى مردان شايسته نيست، لباس شهرت مىباشد. حضرت اباعبداللَّه الحسين7مىفرمايد:
مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يَشْهَرُهُ كَساهُ اللَّه يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ.[3]
آن كه لباسى بپوشد كه وى را انگشت نما و مشهور سازد، خداوند روز قيامت
[1]. الخلاف، ابِی جعفر محمد بن حسن طوسِی، ج 1، ص 649.
[2]. رساله توضِیح المسائل، مسئله 832، ص 131 و 132.
[3]. وسائل الشِیعه، ج 3، ص 354.
لباسى از آتش بر او خواهد پوشاند.
حضرت امام خمينى (ره) هم در همين رابطه مىفرمايند:
بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مىخواهد آن را بپوشد معمول نيست، خوددارى كند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشكال ندارد.[1]
از روايات و فتاوى عالمان دينى اين چنين بر مىآيد كه حكم پرهيز از لباس شهرت مختص به مرد نيست، بلكه زنان را نيز در بر مىگيرد. همچنين در اين حكم، لباس خاصى نام برده نشده است. پس مىتوان گفت كه نوع، جنس، دوخت، رنگ و مانند آن، در اين حكم موضوعيت ندارد، بلكه هر لباسى كه باعث انگشتنما شدن مىشود، مىبايست از آن اجتناب كرد. اگر لباس شهرت را آنگونه كه گذشت تعريف كنيم، نهتنها گرانقيمت بودن لباس، بلكه مندرس بودن آن نيز به جهت رياكارى و جلب توجه مردم جزء لباس شهرت خواهد شد. اين معنا را از روايات نيز مىتوان استنباط كرد. به عبارت ديگر لباس فرد مسلمان نبايد خيره كننده باشد. آن لباسى كه نظر مردم را به طور غير معمول جلب كند و حس خود برتربينى در پوشنده آن ايجاد نمايد، مطلوب شرع نيست؛ حال چه از البسه اشرافى و ذى قيمت باشد، چه از البسه مندرس و كهنه.
در حديثى از پيامبر6مىخوانيم:
كَفَى بِالْمَرْءِ مِنَ الْاثْمِ، أَنْ يُشَارَ الَيْهِ بِالْاصابِعِ... .[2]
همين كه مردم با انگشت به فردى اشاره كنند (انگشت نما گردد) كافى است تا براى او گناه بنويسند.
[1]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 845، ص 133.
[2]. کنز العمال، علاء الدِین الهندِی، ج 3، ص 157.
به عنوان مثال، در همه زمانها عدهاى بودهاند كه از طريق ژنده پوشى و ژوليدگى، قصدِ جلب توجه ديگران به خود را داشتهاند. اينان زاهد نمايانى اهل ريا هستند كه با فريب مردم، كسب جاه و مقام مىنمايند.
در روايت مىخوانيم؛ مردى خدمت امام جعفر صادق7آمد و بر لباس ايشان ايراد گرفت و اظهار كرد على بن ابىطالب7لباس خشن مىپوشيد، اما شما لباسى نيكو در بر مىكنيد! حضرت صادق7در پاسخ فرمود:
انَّ عَلِىَّ بْنَ أَبِى طالِبٍ7كَانَ يَلْبَسُ ذَلِكَ فِى زَمَانٍ لَايُنْكَرُ، وَ لَوْ لَبِسَ مِثْلَ ذَلِكَ الْيَوْمِ لَشُهِرَ بِهِ، فَخَيْرُ لِبَاسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ أَهْلِهِ.[1]
على بن ابىطالب7آن لباسها را در زمانى مىپوشيد كه عيب نبود. اما اگر آن لباسها را امروز مىپوشيد، موجب شهرت او مىگشت. پس، (بدان) بهترين لباس هر زمانى، لباس مردم همان زمان است.
و در جايى ديگر، بعد از وصف نوع لباس على7فرمودند اگر ما آنطور لباس بپوشيم مردم خواهند گفت؛ او مجنون يا رياكار است.[2]
بر اين اساس، شايسته است مسلمان از افراط و تفريط در انتخاب نوع لباس و پوشيدن آن بپرهيزد و با توجه به شأن و منزلت اجتماعى خود، لباسى مناسب در بر كند.
3-1. مستحبات در پوشش
اسلام عزيز، علاوه بر بيانِ مقدار پوشش واجب و معرفى لباسهاى حرام براى مردان، مستحباتى را نيز براى نوع پوشش معرفى مىكند. اولين سفارش دين در اين خصوص، رعايت پاكيزگى و نظافت لباس است. پيامبر6مىفرمايد:
[1]. مِیزان الحکمه، ج 11، ص 5289.
[2]. همان.
تَنَظَّفُوا بِكُلِّ مَا اسْتَطعْتُم، فَانَّ اللَّهَ تَعالىَ بَنَى الاسلامَ عَلَى النِّظَافَةِ وَلَن يَدخُلَ الجَنَّةَ الَّا كُلُّ نَظيفٍ.[1]
(اى مسلمانان) هر چه در توان داريد پاكيزه باشيد. چرا كه خداوند تبارك و تعالى، اسلام را بر نظافت بنا نهاده است و كسى داخل بهشت نخواهد شد مگر آنكه پاكيزه بوده باشد.
پاكيزگى، بعد از بدن، لباس را نيز شامل مىشود؛ على7مىفرمايد:
النَّظِيفُ مِن الثِّيَابِ يُذهِبُ الْهَمَّ وَالحُزنَ، وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصّلاةِ.[2]
لباس پاكيزه، غم و اندوه را مىبرد و موجب پاكيزگى نماز است.
همچنين فرمودند:
مَنِ اتَّخَذَ ثَوبَاً فَليُنَظِّفْهُ.[3]
هر كه جامهاى مىپوشد، بايد آن را پاكيزه نگه دارد.
نكته ديگر خوشبو كردن لباس است كه در قسمت اصلاح و آرايش بيان داشتيم. از ديگر مستحبات لباس، انتخاب رنگ سفيد است. امام باقر7مىفرمايد:
لَيسَ مِنْ ثِيَابِكُم شَىٌ احْسنُ مِنَ البَيَاضِ فَالْبِسُوا.[4]
هيچ لباسى زيباتر از لباس سفيدرنگ نيست، پس لباس سفيد بپوشيد.
از خوبىهاى انتخاب رنگ سفيد براى لباس، آنكه چرك خود را زود نمايان مىكند. از همين رو انسان در صدد رفع آن بر آمده، بهداشت و سلامتش حفظ مىشود. به رعايت اين مستحبات، در هنگام نماز تأكيد ويژه شده است. حضرت امام خمينى (ره) مستحبات لباس نمازگزار را چند چيز مىدانند:
[1]. مِیزان الحکمه، ج 13، ص 6343.
[2]. همان.
[3]. همان.
[4]. وساِیل الشِیعه، ج 2، ص 356.
چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است: عمامه با تحت الحنك، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزهترين لباسها و استعمال بوى خوش و دست كردن انگشترى عقيق.[1]
حفظ و نگهدارى از لباس و عدم اسراف در پوشاك، از ديگر مستحبات مربوط به پوشش است. اسلام به پيروان خود دستور داده است در همه امور، از جمله لباس، ميانه روى كرده از اسراف و بهرهبردارى از لباسهاى گوناگون، پرهيز نمايند. امام صادق7مىفرمايد:
المَالُ مالٌ اللَّهَ يَضَعُهُ عِندَ الرَّجُل وَ دايعَ، وَ جَوَّزَ لَهُم أَن يَأكُلُوا قَصداً وَ يَلبَسُوا قَصداً.[2]
تمام دارايىها از آن خدا است و آنها را نزد مرد به امانت مىسپارد و به آنها اجازه داده است كه با ميانه روى، بخورند و با ميانه روى، بپوشند.
از مستحبات ديگر در اين مورد، خواندن دعا و اعمال مخصوص به هنگام خريد و پوشيدن لباس است كه انجام آنها ثواب فراوان دارد.[3]
4- 1. مكروهات در پوشش
شارع مقدس برخى البسه را مكروه دانسته و بر پرهيز از اعمالى در خصوص پوشش تأكيد كرده است. امام صادق7مىفرمايد:
كَانَ رَسُولُ اللَّهِ6يَكرَهُ السَّوَادَ الَّا فِى ثَلاثَةَ، العِمَامَةَ وَالخُفَّ وَالكَسَاءَ.[4]
رسول خدا6جز در عمامه و كفش و عبا، از رنگ سياه كراهت داشت.
همچنين از موارد زير نهى شده كه كراهت را مىرساند:
[1]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 864، ص 135.
[2]. بحار الانوار، ج 79، ص 304.
[3]. ر.ک: اسلام و مصرف پوشاک، بهمن اکبرِی؛ وسائل الشِیعه، ج 3، ص 371 و 372 و 416.
[4]. بحار الانوار، ج 83، ص 249.
پيراهن را زير شلوار كردن، به دست كردن انگشترىِ نقش دار، باز بودن دكمههاى لباس، پوشيدن لباس كسى كه از نجاست پرهيز ندارد، پوشيدن لباس كثيف و چسبان و تنگ، در بر كردن لباس جوانان براى پيرمردان.[1]
قبلا بيان شد كه بهتر است از پوشيدن لباسهايى كه در نماز مكروه است، در غير نماز نيز اجتناب شود. به عنوان مثال پيامبر اكرم6كراهت داشتند كه به هنگام نماز، لباسى بپوشند كه نقش دار باشد، يعنى تصاويرى بر آن باشد.[2]
در رساله حضرت امام خمينى (ره) در اين خصوص مىخوانيم:
چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمىكند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن دكمههاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد، مكروه مىباشد.[3]
5- 1. گفتارى در حفظ حياء
آنچه تا كنون بيان شد، احكام لباس براى مردان از ديدگاه اسلام بود. اين مطالب احكام وجوبى، حرام، مستحب و مكروه را در بر مىگرفت. بديهى است لباسهايى را كه از سوى شارع حكمى برايشان بيان نشده، مىتوان جزء مباحات تلقى كرد. در پايان اين بحث، خوب است اشارهاى به تأكيد دين اسلام به حفظ حياء و رابطه آن با پوشش بكنيم. چرا كه پوشش در حفظ حياء تأثير زيادى دارد. در فرهنگ اسلامى، حياء و شرم داشتن با روح تقوا و ايمان، قرين است. در كتاب مصباح الشريعه آمده است:
[1]. وسائل الشِیعه، ج 3، ص 420 – 425.
[2]. همان، ص 317.
[3]. رساله توضِیح المسائل، مسئلة 865، ص 135.
الحَيَاءُ نُورٌ جَوهُرُهُ صَدرُ الايمَانِ وَ تَفسيرُهُ التَّثُّبتُ عِندَ كُلِّ شَىءٍ يُنْكِرُهُ التَّوحيدُ وَالمَعرِفَةُ.[1]
شرم و حياء نورى است كه گوهر آن سينه ايمان است. معناى شرم اين است كه در برابر هر آنچه با توحيد و معرفت ناسازگار است، خويشتندارى كنى.
آرى هر آنكه ايمان و معرفت دارد، حياء نيز دارد. اگر كسى بخواهد حياء را در تمام ابعاد آن رعايت كند، پس بايد استفاده از پوشش مناسب و حفظ عفت عمومى جامعه را نيز رعايت كند. اتفاقاً در برخى احاديث واژه لباس و حياء را با هم مىتوان مشاهده كرد. از آن جمله على7مىفرمايد:
احسَنُ مَلابِسِ الدّينِ الحَياءُ.[2]
بهترين جامههاى دين (همراه با) حياء است.
و نيز مىفرمايد:
مَنْ كَسَاهُ الحَيَاءُ ثَوبَهُ خَفِىَ عَلَى النَّاسِ عَيبُهُ.[3]
كسى كه لباس حياء بر تن كند، عيبش بر مردم پوشيده ماند.
بر اين اساس حياء و شرم اسلامى حكم مىكند كه فرد مسلمان علاوه بر آنچه شرع بر او واجب كرده، قدرى جانب احتياط را رعايت كند، در ميان جامعه و نيز خانواده خود، بهگونهاى حضور پيدا كند كه علاوه بر تقويت روح ايمان و كسب معرفت، حريم عفت و اخلاق جامعه و خانواده نيز حفظ شود. به خصوص آن كه احتمال فساد و فحشاء و بىبند و بارى از عدم پوشش مناسب و برهنگى نيز داده مىشود. لذا بر مرد مسلمان خصوصاً متدينان، كه مىبايست پيشگام در حفظ
[1]. مصباح الشرِیعه، (منسوب به امام صادق7)، عبدالرزاق گِیلانِی، ترجمه سِید جلال الدِین محدث، ص 510.
[2]. مِیزان الحکمه، ج 3، ص 1352.
[3]. بحار الانوار، ج 74، 287.