و نشر فرهنگ اسلامى باشند، ضرورى است در نوع پوشش خود نهايت دقت را بنمايند. از البسهاى كه مغاير شئون اهل ايمان و عرف متشرعه جامعه است، پرهيز نمايند: به عنوان نمونه، لباسهاى بسيار تنگ كه برجستگىهاى عضلات و اندامها را آشكار مىكنند، استفاده از رنگهاى تند و مدلهاى جلف و محرك، استفاده از پيراهنهاى آستين كوتاه، ركابى، يقه باز و شلوارك كه در همه موارد اخير، بخشى از بدن برهنه مىماند و مانند آن، با روح حياء و در نتيجه تقوا سازگار نيستند.
اين مطلب را از احاديثى كه در اين بخش ارائه گرديد، مىتوان دريافت.
فتاوا
استفتاء از حضرت امام خمينى (ره)
1. آيا مرد مىتواند سينه و بدن خود را جلو زن نامحرم باز بگذارد؟
پاسخ: بر مرد واجب نيست غيرعورتين را بپوشاند؛ اگرچه در موردىكه بداند اگر بدنش برهنه باشد، زنها عمداً نگاه مىكنند، أحوط استحبابى آن است كه خود را بپوشاند.
2. با توجه به حرمت پوشيدن لباس مرد براى زن و بالعكس (كه امام نيز تصريح فرمودهاند) آيا اين حكم در مواردى چون تئاترهاى اسلامى- كه زنان لباس مردان را مىپوشند و بالعكس- نيز جارى است؟
پاسخ: احتياط واجب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد، و در اين احتياط فرقى بين موارد نيست.[1]
3. ... آيا منظور (از طلا، در لباس نمازگزاران مرد) طلاى زرد است يا طلاى سرخ و سفيد هم شاملش مىشود؟ ... آيا رنگ طلا شرط است يا ذات طلا؟
پاسخ: طلاى سفيد (پلاتين) اشكال ندارد، ولى اگر همان طلاى متعارف باشد، جايز نيست، هر چند رنگ آن تغيير كرده باشد.
[1]. استفتاءات، از محضر حضرت امام خمِینِی (ره)، ج 3، ص 250، 251، 652.
4. حضرت عالى مىفرمائيد طلاى سفيد يا پلاتين (براى مرد) اشكالى ندارد، ولى طلا سازان مىگويند طلاى سفيد همان طلاى زرد است كه با پلاتين مخلوط نمودهاند و اصلًا پلاتين، فلز جداگانهاى است.
پاسخ: براى مردان طلاى سفيد اشكال ندارد، مگر آن كه همان طلاى زرد باشد و با مخلوط كردن تغيير رنگ داده باشد.
5. آيا گذاشتن روكش طلا روى دندان، اشكال دارد؟ روكش پلاتين چطور؟
پاسخ: روكش طلا اگر براى اصلاح دندان است- نه زينت- مانع ندارد و پلاتين اشكال ندارد.[1]
استفتاء از مقام معظم رهبرى
1. به دست كردن انگشتر طلا توسط مردان، بخصوص در نماز چه حكمى دارد؟
پاسخ: به دست كردن انگشتر طلا براى مردان در هيچ حالى جايز نيست و نماز با آن هم بنابر احتياط واجب، باطل است.
2. استفاده مردان از انگشترى كه از جنس طلاى سفيد است، چه حكمى دارد؟
پاسخ: اگر چيزى كه طلاى سفيد ناميده مىشود همان طلاى زرد است كه بر اثر مخلوط كردن مادهاى رنگ آن سفيد شده، حرام است، ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى كم است كه عرفاً به آن طلا نمىگويند، مانع ندارد و پلاتين نيز اشكال ندارد.
3. آيا استفاده از طلا بدون قصد زينت به طورى كه ديگران نبينند، اشكال شرعى دارد؟
پاسخ: پوشيدن طلا، خواه حلقه انگشترى باشد يا غير آن، براى مردان مطلقاً حرام است هر چند به قصد زينت نباشد و از ديد ديگران مخفى باشد.
[1]. همان، ج 1، ص 141 و 143.
4. معيار لباس شهرت چيست؟
جواب: لباس شهرت لباسى است كه پوشيدن آن براى شخص، به خاطر رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودن آن و علل ديگر مناسب نيست، به طورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشتنما مىشود.
5. آيا پوشيدن لباسهايى كه بر روى آن حروف و تصاوير خارجى چاپ شده، جايز است و آيا اين لباسها ترويج فرهنگ غربى محسوب مىشوند؟
پاسخ: اگر مفاسد اجتماعى نداشته باشند، پوشيدن آنها فى نفسه اشكال ندارد و امّا اينكه ترويج فرهنگ غربىِ معارض با فرهنگ اسلامى محسوب مىشود يا خير، موكول به نظر عرف است.
6. پوشيدن لباس آمريكايى چه حكمى دارد؟
پاسخ: پوشيدن لباسهايى كه توسط دولتهاى استعمارى توليد شدهاند، از اين جهت كه ساخت دشمنان اسلام است، فى نفسه اشكال ندارد، ولى اگر اين كار مستلزم ترويج فرهنگ غير اسلامىِ دشمن باشد و يا باعث تقويت اقتصاد آنان براى استعمار و استثمار سرزمينهاى اسلامى شود و يا منجر به وارد شدن ضرر اقتصادى به دولت اسلامى گردد، داراى اشكال است و حتى در بعضى از موارد جايز نيست.
7. پوشيدن كراوات چه حكمى دارد؟
پاسخ: به طور كلى پوشيدن كراوات و ديگر لباسهايى كه پوشش و لباس غير مسلمانان محسوب مىشوند، به طورى كه پوشيدن آنها منجر به ترويج فرهنگ منحط غربى شود، جايز نيست.
8. آيا پوشيدن لباسى كه تبليغ و تشويق شراب روى آن وجود دارد، جايز است؟
جواب: جايز نيست.[1]
[1]. رساله اجوبة الاستفتاءات، ص 90 و 91، 304 و 305 و 307 و 308.
2. پوشش زنان
مسائل مربوط به پوشش برادران در صفحات پيشين گفته شد و در ضمن آن، برخى مسائل كه جنبه مشترك بين مردان و زنان داشت نيز بيان شد. اينك مسائل اختصاصى مربوط به پوشش و حجاب زنان را بررسى مىكنيم.
1-2. حجاب از منظر دين
حجاب را به پرده و ستر معنى كردهاند.[1]اما در اصطلاح فقها، كلمه سِتر به كار رفته و مراد از آن مقدار واجب پوشش براى زنان است. دين اسلام به بانوان دستور داده است در محيط اجتماع تمام بدن خود را به وسيله لباسى مناسب بپوشانند؛ مگر آن مقدار كه به طور طبيعى نمايان باشد كه منظور از آن، گردى صورت و دستان تا مچ است. مقدار پوشش واجب براى زنان بسى بيشتر از مقدار پوشش واجب براى مردان است. تفصيل بيشتر اين مقدار در ادامه خواهد آمد.
اسلام، زنان را بيشتر از مردان، ملزم به حفظ حجاب نموده است. در قسمت آرايش زن از نظر اسلام، علل اين موضوع به اجمال بيان شد؛ از جمله آن كه خداوند در قرآن كريم، فلسفه ارتباط ميان زن و مرد را آرامش و زندگى همراه با مودت و رحمت مىداند. (روم: 21)
داشتن آرامش و احساس خوشبختى، براى رشد و تعالى معنوى هر انسان، امرى ضرورى است. حال اين ارتباط ميان زن و مرد، بايد چگونه باشد تا آرامش طرفين و در سايه آن محبّت و عشق حاصل آيد؟ گفتيم كه دستگاه
[1]. فرهنگ فارسِی معِین، محمد معِین، ذِیل واژة «حجاب».
عظيم خلقت براى رسيدن به مودّت، عشق و علاقه ميان دو جنس مخالف، نقش متفاوتى را به عهده هر كدام از آنها نهاده است. اين نقش آفرينى بر اساس فطرت و غريزه طبيعى زن و مرد، در نهاد آنها تدبير شده است. خداوند با حكمت بالغه خود، نقش زن و مرد را متفاوت قرار داده تا در سايه اين تفاوت، شخصيت يكديگر را تكميل كنند. اما اگر هر دو از شرايط غريزى واحدى برخوردار بودند، هيچ نيازى به يكديگر پيدا نمىكردند در نتيجه انقطاع نسل پيش مىآمد. در اين ميان نقش زن جلوه نمايى، خود آرايى، ارائه و جمال است و نقش مرد شيفتگى، شيدايى، طلب و اقتدار. زنان به طور طبيعى سعى در جذب مردان دارند و مردان به طور طبيعى سعى در به دست آوردن زنان.[1]
علاوه بر فطرت و غريزه كه در زنان جمال و در مردان اقتدار مىباشد، خداوند تبارك و تعالى ويژگى دلربايى و جمال را در چهره و اندام زن بيشتر نهاده است تا مرد. و از طرف ديگر صلابت و اقتدار را در چهره و اندام مرد بيشتر قرار داده است تا زن.
اسلام، ضمن احترام به اين غرايز طبيعى زن و مرد، از پيروان خود خواسته نقش آفرينى خود را در چارچوب منضبط و در قلمرو خانواده پى جويند. در غير اين صورت غريزهشان در راه ناصواب بكار گرفته شده، به بيراهه مىافتد. آنگاه نه تنها مقصود الهى از نهادن اين غريزه در وجودشان، حاصل نخواهد شد، بلكه صدمات جدى بر دو طرف و جامعه وارد مىشود. دستورات دينى براى استفاده صحيح از اين غريزه الهى، به زن مىگويد در خانه و براى شوهرت جلوهنمايى كن، خود را بيارا تا دل او را بربايى و به مرد مىگويد عشق ورزى و شيفتگى خود را براى همسرت به كار گير تا تنها او را به دست آرى.[2]
[1]. مجموعه آثار، ج 19، 179.
[2]. همان، ص 181 ـ 185.
نكته ديگر اينكه در حفظ حجاب، هم جنس زن سود برده و هم بر پارسايى جنس مرد مىافزايد. توضيح آنكه، زنان بر اساس غريزه خود، سعى در جلوه نمايى و محبوب بودن دارند، اما مردان بر اساس غريزه خود، سعى در چشم چرانى و كاميابى. حال اگر زنان هر چه بيشتر محجوب و عفيف باشند، كاميابىهاى بى حد و حصر و نامشروع مردان، مانند لذتهاى بصرى، سمعى، لمسى، كلامى و غيره، سلب شده، محدود به خانه مىگردد. در اين صورت، زنان نيز از اذيت و آزار مردان بيگانه در امان مانده، حرمت شان حفظ خواهد شد. قرآن كريم، به اين واقعيت تصريح مىكند.[1]
قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف، ارتباط قائل است. عظمت زن در اين است كه نبيند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند. قرآن كريم وقتى درباره حجاب سخن مىگويد، مىفرمايد حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن كه نامحرمان او را از ديد حيوانى ننگرند. حال اگر كسى از تشخيص اصول ارزشى عاجز باشد، ممكن است حجاب را يك بند بداند و حال اين كه قرآن كريم وقتى مسأله لزوم حجاب را بازگو مىكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مىفرمايد:
(ذَلِكَ أَدنى أَن يُعرَفنَ فَلَا يُؤذَينَ). (احزاب: 59)
براى اينكه شناخته شوند و مورد اذيت واقع نگردند.
چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.[2]
آرى حفظ حجاب، داراى اثرات سودمند بسيارى از جنبههاى روانى، خانوادگى، اجتماعى و حتى اقتصادى است. در مقابل آنچه با بىحجابى
[1]. نور (24)، آِیه 60 و احزاب (33)، آِیه 59.
[2]. زن در آِینه جلال و جمال، ص 438.
به وجود مىآيد، ركود فعاليتهاى اجتماعى، شكسته شدن حريم ارزشهاى زنان، بىاحترامى به آنان، افزايش بيماريهاى علاج ناپذيرى كه از راه تماسهاى جنسى نامشروع شيوع مىيابد، سستى اركان خانواده و فروپاشى خانوادهها و مانند آن است كه اثرات آن را در بالا رفتن آمار طلاق، خودكشى، تزلزل خانوادهها، تجاوز به عنف، فرزندان تك والدى، افزايش آسايشگاههاى سالمندان، فرار فرزندان از خانه و غيره، همزمان با ميزان گسترش بىحجابى در كشورها مىتوان ديد.
2-2. پوشش واجب زنان
همان طور كه گفته شد، خداوند تبارك و تعالى، حكم حجاب را بر زنان واجب كرده است. بر اساس اين حكم زنان مىبايست بدن و زينت خود را از نامحرمان بپوشانند. البته دو نكته در اين حكم وجود دارد: اول آنكه زنان آن مقدار از دستها و صورت را كه قهراً نمايان مىشود، در حال معمولى لازم نيست بپوشانند. دوم آنكه مقدار پوشش واجب زنان در مقابل افراد محرم، كمتر از مقدار پوشش در مقابل ديگران است. در قرآن مىخوانيم:
(وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ). (نور: 31)
و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را (از هر نامحرمى) فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند، مگر آنچه كه (طبعاً) از آن پيدا است. و بايد روسرى خود را بر گردن خويش (فرو) اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان (همكيش) خود يا كنيزانشان يا خدمتكارانِ مرد كه (از زن) بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند، آشكار نكنند، و پاهاى خود را (به گونهاى به زمين) نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند، معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه كنيد، اميد است كه رستگار شويد.
خداوند در اين آيه حكم حجاب را بر زنان واجب كرده و دستور مىدهد كه زنان روسرى خود را بر گردن خويش اندازند. صاحب تفسير مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث مىنويسد:
زنان تكليف دارند كه روسرىهاى خود را بر روى سينه خود بيفكنند تا دور گردن آنان پوشيده شود. گفته شده است كه قبلًا روسرىها را به گونهاى استفاده مىكردند كه سينههايشان هويدا بود. ... اين دستور بدان دليل است كه زنان موها، گوشوارهها و گردنهاى خود را بپوشانند. از ابن عباس نقل شده كه زن بايد موى و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند.[1]
بر همين اساس فقها نيز مقدار حجاب لازم بر زنان را تمام بدن بجز «مَا ظَهَرَ مِنهَا». يعنى گردى صورت و دستها تا مچ مىدانند. البته در نماز زنان مىتوانند پاهاى خود را تا مچ پا (تا ساق) نپوشانند.[2]
[1]. مجمع البِیان، ج 7 ـ 8، ص 217.
[2]. رسالة توضِیح المسائل، مسئلة 789، ص 125.