بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 81

همچنين «بر زن واجب است، گردن و زير چانه خود را، حتى بنابر احتياط واجب مقدارى از زير چانه را كه بعد از بستن روسرى ديده مى‌شود، بپوشاند.»[1]

حكم كلى مقدار پوشش بانوان در نماز و غير نماز، در مقابل بيگانگان و نامحرمان بيان شد. در ادامه، نحوه پوشش در برابر مردان محرم بيان مى‌گردد. در آيه شريفه دوازده گروه از محارم نامبرده شده است كه عبارتند از:

1. شوهر، 2. پدران، 3. پدر شوهران، 4. پسران، 5. پسر شوهران، 6. برادران، 7. پسر برادران، 8. پسر خواهران، 9. زنان مسلمان، 10. مملوكان (كنيزان)، 11. خدمتكاران مردى كه از زن بى‌نيازند. (مردان ضعيف و كم عقلى كه نياز جنسى ندارند)، 12. كودكان غير مميز.

حكم اين آيه را به افراد ديگرى نيز مى‌توان تطبيق داد، مانند پدر بزرگ، يا پدر بزرگ شوهر. ضمناً از آنجا كه آيه پسر برادر و پسر خواهر را محرم مى‌داند، يعنى زن نسبت به آنها عمه و خاله مى‌شود، پس به دست مى‌آيد كه عمو و دايى هم بر آن زن محرم هستند.[2]اين حكم شامل عمو و دايى پدر و مادر نيز مى‌شود.[3]

برخى ديگر از محارم كه به واسطه ازدواج محرم مى‌گردند، شوهر مادر (ناپدرى) و شوهر دختر (داماد) مى‌باشند.[4]براى آگاهى بيشتر از اين گروه، مى‌بايست به رساله‌هاى عمليه مراجعه كرد.

آنچه ذكر شد، محارمى بودند كه به ايشان محارم نَسَبى و سَبَبى گفته‌

[1]. تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 129.

[2]. تفسِیر نمونه، ج 14، ص 454.

[3]. رساله نوِین، حضرت امام خمِینِی (ره)، گرد آورنده عبدالکرِیم بِی‌آزار شِیرازِی، ج 3، ص 57.

[4]. رساله توضِیح المسائل، ص 359.


صفحه 82

مى‌شود. برخى اشخاص ديگر هستند كه ممكن است از راه شير خوردن بر زن محرم شوند. به اين گروه از محارم، رضاعى گفته مى‌شود. مانند دخترى كه در كودكى با شرايطى، از زنى شير خورده است. اين دختر وقتى به سن بلوغ رسيد، بر شوهر آن زن محرم مى‌شود. مسائل مربوط به اين نوع محارم نيز در رساله‌ها موجود است.[1]

حجاب برتر:

آنچه ذكر شد، مربوط به «كميّت» و مقدار واجب حجاب براى زنان بود. اكنون نظر اسلام را راجع به كيفيت حجاب بانوان بررسى مى‌كنيم. در اين بررسى، پوشش بانوان از نظر رنگ، نوع دوخت، مدل، نوع پارچه و مانند آن مورد توجه قرار مى‌گيرد. ابتدا يادآور مى‌شويم كه منظور دين اسلام از وجوب حجاب، حفظ عفت، متانت و شخصيت زن بوده است. رسول‌اللَّه6مى‌فرمايد:

الحَياءُ عَشرَةُ أَجزَاءٍ فَتِسعَةٌ فِى النِّسَاءِ وَ وَاحِدٌ فِى الرِّجال.[2]

حياء ده جزء دارد، نُه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان.

ديگر آن كه خداوند اراده كرده است با حكم حجاب، عوامل تحريك شهوت مردان كنترل شود. در آيه 31 سوره نور مى‌خوانيم:

(... وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ.)

(زنان) هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت‌هاى پنهانشان دانسته و معلوم گردد!

در واقع، خداوند به زنان دستور داده، حتى به گونه‌اى راه نروند كه همراه با عشوه‌گرى و جلب توجه مردان باشد. بديهى است وقتى زنان اجازه ندارند

[1]. ر.ک: رساله توضِیح المسائل، ص 367 ـ 373.

[2]. مِیزان الحکمه، ج 3، ص 1352.


صفحه 83

با اغواگرى و عشوه‌گرى در جامعه تردد كنند، حق ندارند با پوشش نامناسب و تحريك كننده در انظار ظاهر گردند.

سومين نكته آن است كه حجاب برتر زن، پوششى است كه علاوه بر معيارهاى قبلى، او را به خداوند نزديك‌تر گرداند. امام صادق7مى‌فرمايد:

خَيرُ لِبَاسِكَ مَا لَا يَشغَلُكَ عَنِ اللَّه عَزَّوَجلَّ بَل يَقرِّبُكَ مِن ذِكرِهِ وَ شُكرِهِ وَ طَاعَتِهِ وَ لَايَحْمِلُكَ عَلَى الْعُجبِ وَالرِّيَاءِ وَالتَّزَيُّنِ وَالتَّفَاخُرِ وَالْخَيلاءِ فَانَّهَا مِنْ آفاتِ الدِّينِ وَ مُورِثَةُ الْقَسوَةِ فِى الْقَلبِ.[1]

بهترين لباس تو آن است كه تو را از خداى غافل نسازد، بلكه به ذكر و شكر و طاعت او نزديك نمايد. همچنين عجب و ريا و تزيين (خود نمايى) و تفاخر و كبر را براى تو ارمغان نياورد؛ چرا كه اين صفات، آفت‌هاى دين بوده و قساوت قلب را (براى هر مؤمن) به ارث مى‌گذارند.

با اين توضيحات معلوم مى‌گردد، پوشش برتر زن بايد هم حيا و عفت او را حفظ كند، هم موجب جلب توجه و تحريك مردان نگردد و هم او را از خداوند غافل نسازد. در اين رابطه پوشيدن لباس بلند و گشاد با طرح و رنگ ساده مانند آنچه امروزه به مانتو معروف است، در صورتى كه دستها را تا مچ و پاها را تا ساق بپوشاند و نيز پوشيدن مقنعه يا روسرى، در صورتى كه موى سر، گردن و سينه را بپوشاند، براى حجاب زن كفايت مى‌كند. اما آنچه كه شأن و منزلت زن مسلمان خصوصاً اقشار متدين جامعه ايجاب مى‌كند، علاوه بر مقدار ذكر شده، بر سر كردن چادر است. چادر نشانه ملى ما و حجاب برتر مى‌باشد.

[1]. مستدرک الوساِیل، ج 3، ص 324.


صفحه 84

چادر است كه كمترين خودنمايى و تحريك را دارد. از همين رو، بسيارى از عالمان دينى، چادر را برترين حجاب در اسلام دانسته‌اند.[1]

استفاده از اين حجاب برتر، نه تنها تمام بدن و زينت آلات زن را پوشيده مى‌دارد، بلكه پوشاننده حجم و برآمدگى اعضاى بدن او نيز هست. البته بايد تذكر داد كه گاه بعضى زنان، چادر و لباسهاى زير آن را به گونه‌اى مى‌پوشند كه هدف از به سر كردن چادر محقق نمى‌شود. آيةاللَّه مطهرى در همين رابطه نوشته است:

در عصر ما بعضى بانوان چادرى را مى‌بينيم كه چادر داشتن آنها صرفاً جنبه تشريفاتى دارد. با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى‌پوشانند، آن را رها مى‌كنند. وضع چادر سركردنشان نشان مى‌دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند و از اينكه مورد بهره‌بردارى چشمها قرار بگيرند، ابا و امتناعى ندارند. (اما) نوع ديگر، برعكس بوده و هست؛ زن چنان با مراقبت جامه‌هاى خود را به خود مى‌گيرد و آن را رها نمى‌كند كه نشان مى‌دهد اهل عفاف و حفاظ است. خود به خود «دور باشى» ايجاد مى‌كند و ناپاكدلان را مأيوس مى‌سازد.[2]

از جمله لباسهاى تأكيد شده براى زنان، پوشيدن شلوار است. روزى پيامبر6با اصحاب در بقيع نشسته بود. زنى سوار بر مركب از آنجا عبور مى‌كرد كه ناگهان به زمين افتاد. پيامبر خدا6به دليل آنكه شايد در اثر اين حادثه، لباس زن به كنار رود و پايش نمايان شود؛ روى خود را برگردانند. اما آنگاه كه اصحاب به ايشان گفتند، زن شلوار پوشيده و پايش نمايان نشد؛ فرمود:

[1]. مسائل جدِید، ج 1، ص 37 و 38.

[2]. مجموعه آثار، ج 19، ص 503.


صفحه 85

اللَّهُمَّ اغْفِر لِلْمُتَسَرْوِلاتِ - ثَلاثَاً - يَا ايُّهَا النَّاسُ، اتَّخِذُوا السَّراويلاتِ. فَانَّهَا مِن أَسْتَرِ ثِيَابِكُم وَ حَصِّنُوا بِهَا نِسَاءَكُم اذَا خَرَجْنَ.[1]

خدايا زنان شلوار پوش را بيامرز- سه بار- اى مردم شلوار بپوشيد كه شلوار، پوشاترين جامه‌هاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مى‌آيند با شلوار حفظ كنيد.

بايد يادآور شد، پوشش شلوار در جايى خوب است كه بر روى آن لباسهاى گشاد مانند، مانتو و چادر قرار گيرد. يعنى علاوه بر تنگ و چسبان نبودن، روى آن لباس بلند پوشيده شود، نه همراه با كت، بلوز و امثال آن.

بنابراين آنچه كه امروزه در بعض بلاد اسلامى اتفاق مى‌افتد و زنان مسلمان با شلوارهاى تنگ و مردانه، بدون پوشش ديگر، در اجتماع ظاهر مى‌شوند، مورد پسند اسلام نيست.

3-2. پوشش حرام براى زنان‌

1- 3- 2. لباس نازك:

پوشيدن لباسى كه نازك است و بدن از زير آن نمايان مى‌شود، در مرحله نخست در مقابل نامحرمان و در مرحله بعد در مقابل محرمان، بجز شوهر، براى زن جايز نيست. در روايتى وارد شده است كه روزى پيامبر خدا6پيراهنى به يكى از اصحاب خود بخشيد. چون پيراهن نازك بود، پيامبر6به او فرمود اين پيراهن را به همسرت بده بپوشد و به او دستور بده زيرش لباس ديگرى نيز بپوشد تا بدنش از زير آن نمايان نگردد.[2]

[1]. مِیزان الحکمه، ج 2، ص 995.

[2]. کنز العمال، ج 15، ص 325.


صفحه 86

بنابراين، زنان نمى‌توانند چادرهاى نازكى بپوشند كه بدن نما باشد و زير آن پوشش مناسب نداشته باشند.

2-3-2. لباس مردانه:

زنان نبايد لباسى را بپوشند كه عرفاً مخصوص مردان است. در حديثى مى‌خوانيم:

لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ6... وَالمَرئَةَ تَلْبَسُ لِبسَةَ الرَّجُلِ.[1]

يعنى پيامبر6لعنت كرد ... و زنى را كه لباس مردان به تن نمايد.

خداوند دو غريزه و طبيعت متفاوت در زن و مرد ايجاد كرده است. هم چنين از نظر جسم و اندام هم آن دو را متمايز ساخته است. بنابراين اگر هر كدام از آن دو، خود را شبيه ديگرى كند و يا لوازمى همچون لباس ديگرى را استفاده نمايد، در واقع به نادرستى، بر خلاف غريزه و طبيعت الهى خويش عمل كرده است. از اين رو، امام صادق7از پدران بزرگوار خويش نقل مى‌كند كه زن از اينكه در پوشش خود از مرد تقليد كند، نهى شده است.[2]

3- 3- 2. لباس شهرت و لباس بيگانه:

از ديگر موارد منع شده در پوشش بانوان، استفاده از لباس شهرت كه باعث جلوه نمايى زن مى‌گردد و او را انگشت نما مى‌نمايد و نيز استفاده از لباس بيگانه در جهت تبليغ و اشاعه كفر مى‌باشد. در قسمت پوشش مردان قدرى در اين رابطه توضيح داديم. اكنون به همين مقدار اكتفا مى‌كنيم كه فلسفه پوشش و حجاب براى بانوان، حفظ عفت و شخصيت زن و عدم تهييج و تحريك مردان است. حال اگر فرض كنيم، زنان لباسى بپوشند كه در عين حال نه عفت‌شان را حفظ كند و نه از تحريك نامحرم جلوگيرد، در اين صورت‌

[1]. مِیزان الحکمه، ج 6، ص 2665.

[2]. همان.


صفحه 87

مثل آن است كه اين زن اصلًا پوشش ندارد. در حديثى از پيامبر6نقل شده است كه حضرت دو گروه دوزخى را كه در آينده در جامعه اسلامى پديدار مى‌گردند، معرفى مى‌نمايد. ايشان در رابطه با گروه دوم مى‌فرمايد:

وَ نِسَاءٌ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ، مُميلاتٌ مَائِلاتٌ، رُؤُوسُهُنَّ كَأَسنِمَةِ البُختِ المائلَةِ، لايَدخُلْنَ الْجَنَّةَ وَ لَا يَجِدْنَ رَيحَهَا، وَ انَّ رَيحَهَا لَيُوجَدُ مِنْ مَسيرَةِ... .[1]

و (گروه دوم) زنانى كه پوشش دارند، امّا برهنه‌اند، كجراهه مى‌روند. ديگران را نيز به كجروى تشويق مى‌كنند، (موهاى) سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى برآمده است. اينان به بهشت نمى‌روند و بوى بهشت را كه از فاصله چندان و چندان (خيلى زياد) به مشام مى‌رسد، استشمام نمى‌كنند.

اينكه پيامبر6مى‌فرمايد اين گروه زنان در عين حالى كه پوشش دارند اما به لحاظ غير شرعى بودن پوشش ايشان، با برهنگان تفاوتى ندارند، يا لباسى كه (در اجتماع و در برابر نامحرمان) مى‌پوشند آنقدر نازك است كه بدنشان هويدا است. يا آنقدر چسبان و كوتاه است كه پستى و بلندى اندامشان كاملًا آشكار است. نكته سوم آنكه اين زنان علاوه بر پوشش نامناسب، حركات نامناسب هم از خود بروز مى‌دهند. صاحب كتاب ميزان الحكمه در ذيل اين حديث توضيح مى‌دهد كه:

مائلات يعنى زنانى كه با كرشمه راه مى‌روند و دل مردان را مى‌ربايند، يا روسرى و مقنعه خود را كج و تا نيمه بر سر مى‌نهند، يا با آرايش و زيور بيرون مى‌آيند و خود را به نمايش مى‌گذارند. «مميلات»، زنانى (هستند) كه به ديگر زنان ياد مى‌دهند مانند آنها رفتار كنند. (در بى‌حجابى).[2]

[1]. مِیزان الحکمه، ج 2، ص 995.

[2]. همان.


صفحه 88

آخرين نكته‌اى هم كه از حديث فوق برداشت مى‌شود، صفتى است كه زنان بايد در آرايش و تزيين موى خود رعايت مى‌كنند. يعنى موى خود را به گونه‌اى نيارايند كه برجستگى آن از زير مقنعه و روسرى، نمايان گردد. چرا كه پيامبر6اين صفت را مذموم دانسته از آن با لحن كنايه‌آميزى به كوهان شتر خراسانى ياد كرده است. آرى زنان بايد از صفت‌هاى ناپسندى كه در اين حديث شريف ذكر شده، پرهيز نمايند. در غير اين صورت نه تنها به بهشت وارد نمى‌شوند؛ بلكه بوى بهشت را هم استشمام نخواهند كرد.

4-2. پوشش در برابر زنان بيگانه‌

اگر چه حجاب زنان در مقابل زنان ديگر لازم نيست، اما گروهى از زنان هستند كه شايسته است بانوان متديّنه بدن و زينتشان را از ايشان هم بپوشانند. از آن جمله زنان يهود و نصارى هستند. امام صادق7مى‌فرمايد:

لا يَنبَغى لِلْمَرأَةِ ان تَنكَشَفَ بَينَ يَدَىِ الْيَهُودِيَّةِ وَالنَّصرانِيَّةِ فَأِنَّهُنَّ يَصِفْنَ ذلِكَ لأَزواجِهِنَّ.[1]

سزاوار نيست زن مسلمان در برابر زن يهودى يا مسيحى برهنه شود، زيرا آنان آنچه را ديده‌اند، براى شوهرانشان باز مى‌گويند.

آنطور كه پيدا است علت حفظ پوشش در مقابل اين گروه از زنان، افشاء شدن زيبايى و زينت زنان مسلمان و محجبه است در مقابل مردان نامحرم. بنابراين مى‌توان نتيجه گرفت زنان غير يهود و نصارى هم اگر چنانچه عادت دارند كيفيت زيبايى و زينت بانوان محترمه را نزد شوهران يامردان غريبه ديگر بازگو كنند،

[1]. تفسِیر نور الثقلِین، علِی بن جمعة العروسِی الحوِیزِی، تصحِیح و تعلِیق سِید هاشم رسولِی محلاتِی، ج 3، ص 593.