عظيم خلقت براى رسيدن به مودّت، عشق و علاقه ميان دو جنس مخالف، نقش متفاوتى را به عهده هر كدام از آنها نهاده است. اين نقش آفرينى بر اساس فطرت و غريزه طبيعى زن و مرد، در نهاد آنها تدبير شده است. خداوند با حكمت بالغه خود، نقش زن و مرد را متفاوت قرار داده تا در سايه اين تفاوت، شخصيت يكديگر را تكميل كنند. اما اگر هر دو از شرايط غريزى واحدى برخوردار بودند، هيچ نيازى به يكديگر پيدا نمىكردند در نتيجه انقطاع نسل پيش مىآمد. در اين ميان نقش زن جلوه نمايى، خود آرايى، ارائه و جمال است و نقش مرد شيفتگى، شيدايى، طلب و اقتدار. زنان به طور طبيعى سعى در جذب مردان دارند و مردان به طور طبيعى سعى در به دست آوردن زنان.[1]
علاوه بر فطرت و غريزه كه در زنان جمال و در مردان اقتدار مىباشد، خداوند تبارك و تعالى ويژگى دلربايى و جمال را در چهره و اندام زن بيشتر نهاده است تا مرد. و از طرف ديگر صلابت و اقتدار را در چهره و اندام مرد بيشتر قرار داده است تا زن.
اسلام، ضمن احترام به اين غرايز طبيعى زن و مرد، از پيروان خود خواسته نقش آفرينى خود را در چارچوب منضبط و در قلمرو خانواده پى جويند. در غير اين صورت غريزهشان در راه ناصواب بكار گرفته شده، به بيراهه مىافتد. آنگاه نه تنها مقصود الهى از نهادن اين غريزه در وجودشان، حاصل نخواهد شد، بلكه صدمات جدى بر دو طرف و جامعه وارد مىشود. دستورات دينى براى استفاده صحيح از اين غريزه الهى، به زن مىگويد در خانه و براى شوهرت جلوهنمايى كن، خود را بيارا تا دل او را بربايى و به مرد مىگويد عشق ورزى و شيفتگى خود را براى همسرت به كار گير تا تنها او را به دست آرى.[2]
[1]. مجموعه آثار، ج 19، 179.
[2]. همان، ص 181 ـ 185.
نكته ديگر اينكه در حفظ حجاب، هم جنس زن سود برده و هم بر پارسايى جنس مرد مىافزايد. توضيح آنكه، زنان بر اساس غريزه خود، سعى در جلوه نمايى و محبوب بودن دارند، اما مردان بر اساس غريزه خود، سعى در چشم چرانى و كاميابى. حال اگر زنان هر چه بيشتر محجوب و عفيف باشند، كاميابىهاى بى حد و حصر و نامشروع مردان، مانند لذتهاى بصرى، سمعى، لمسى، كلامى و غيره، سلب شده، محدود به خانه مىگردد. در اين صورت، زنان نيز از اذيت و آزار مردان بيگانه در امان مانده، حرمت شان حفظ خواهد شد. قرآن كريم، به اين واقعيت تصريح مىكند.[1]
قرآن بين كمال و حجاب و انديشه و عفاف، ارتباط قائل است. عظمت زن در اين است كه نبيند مردان نامحرم را و مردان نيز آنان را نبينند. قرآن كريم وقتى درباره حجاب سخن مىگويد، مىفرمايد حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن كه نامحرمان او را از ديد حيوانى ننگرند. حال اگر كسى از تشخيص اصول ارزشى عاجز باشد، ممكن است حجاب را يك بند بداند و حال اين كه قرآن كريم وقتى مسأله لزوم حجاب را بازگو مىكند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مىفرمايد:
(ذَلِكَ أَدنى أَن يُعرَفنَ فَلَا يُؤذَينَ). (احزاب: 59)
براى اينكه شناخته شوند و مورد اذيت واقع نگردند.
چرا كه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.[2]
آرى حفظ حجاب، داراى اثرات سودمند بسيارى از جنبههاى روانى، خانوادگى، اجتماعى و حتى اقتصادى است. در مقابل آنچه با بىحجابى
[1]. نور (24)، آِیه 60 و احزاب (33)، آِیه 59.
[2]. زن در آِینه جلال و جمال، ص 438.
به وجود مىآيد، ركود فعاليتهاى اجتماعى، شكسته شدن حريم ارزشهاى زنان، بىاحترامى به آنان، افزايش بيماريهاى علاج ناپذيرى كه از راه تماسهاى جنسى نامشروع شيوع مىيابد، سستى اركان خانواده و فروپاشى خانوادهها و مانند آن است كه اثرات آن را در بالا رفتن آمار طلاق، خودكشى، تزلزل خانوادهها، تجاوز به عنف، فرزندان تك والدى، افزايش آسايشگاههاى سالمندان، فرار فرزندان از خانه و غيره، همزمان با ميزان گسترش بىحجابى در كشورها مىتوان ديد.
2-2. پوشش واجب زنان
همان طور كه گفته شد، خداوند تبارك و تعالى، حكم حجاب را بر زنان واجب كرده است. بر اساس اين حكم زنان مىبايست بدن و زينت خود را از نامحرمان بپوشانند. البته دو نكته در اين حكم وجود دارد: اول آنكه زنان آن مقدار از دستها و صورت را كه قهراً نمايان مىشود، در حال معمولى لازم نيست بپوشانند. دوم آنكه مقدار پوشش واجب زنان در مقابل افراد محرم، كمتر از مقدار پوشش در مقابل ديگران است. در قرآن مىخوانيم:
(وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ). (نور: 31)
و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را (از هر نامحرمى) فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند، مگر آنچه كه (طبعاً) از آن پيدا است. و بايد روسرى خود را بر گردن خويش (فرو) اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان (همكيش) خود يا كنيزانشان يا خدمتكارانِ مرد كه (از زن) بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند، آشكار نكنند، و پاهاى خود را (به گونهاى به زمين) نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند، معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه كنيد، اميد است كه رستگار شويد.
خداوند در اين آيه حكم حجاب را بر زنان واجب كرده و دستور مىدهد كه زنان روسرى خود را بر گردن خويش اندازند. صاحب تفسير مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث مىنويسد:
زنان تكليف دارند كه روسرىهاى خود را بر روى سينه خود بيفكنند تا دور گردن آنان پوشيده شود. گفته شده است كه قبلًا روسرىها را به گونهاى استفاده مىكردند كه سينههايشان هويدا بود. ... اين دستور بدان دليل است كه زنان موها، گوشوارهها و گردنهاى خود را بپوشانند. از ابن عباس نقل شده كه زن بايد موى و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند.[1]
بر همين اساس فقها نيز مقدار حجاب لازم بر زنان را تمام بدن بجز «مَا ظَهَرَ مِنهَا». يعنى گردى صورت و دستها تا مچ مىدانند. البته در نماز زنان مىتوانند پاهاى خود را تا مچ پا (تا ساق) نپوشانند.[2]
[1]. مجمع البِیان، ج 7 ـ 8، ص 217.
[2]. رسالة توضِیح المسائل، مسئلة 789، ص 125.
همچنين «بر زن واجب است، گردن و زير چانه خود را، حتى بنابر احتياط واجب مقدارى از زير چانه را كه بعد از بستن روسرى ديده مىشود، بپوشاند.»[1]
حكم كلى مقدار پوشش بانوان در نماز و غير نماز، در مقابل بيگانگان و نامحرمان بيان شد. در ادامه، نحوه پوشش در برابر مردان محرم بيان مىگردد. در آيه شريفه دوازده گروه از محارم نامبرده شده است كه عبارتند از:
1. شوهر، 2. پدران، 3. پدر شوهران، 4. پسران، 5. پسر شوهران، 6. برادران، 7. پسر برادران، 8. پسر خواهران، 9. زنان مسلمان، 10. مملوكان (كنيزان)، 11. خدمتكاران مردى كه از زن بىنيازند. (مردان ضعيف و كم عقلى كه نياز جنسى ندارند)، 12. كودكان غير مميز.
حكم اين آيه را به افراد ديگرى نيز مىتوان تطبيق داد، مانند پدر بزرگ، يا پدر بزرگ شوهر. ضمناً از آنجا كه آيه پسر برادر و پسر خواهر را محرم مىداند، يعنى زن نسبت به آنها عمه و خاله مىشود، پس به دست مىآيد كه عمو و دايى هم بر آن زن محرم هستند.[2]اين حكم شامل عمو و دايى پدر و مادر نيز مىشود.[3]
برخى ديگر از محارم كه به واسطه ازدواج محرم مىگردند، شوهر مادر (ناپدرى) و شوهر دختر (داماد) مىباشند.[4]براى آگاهى بيشتر از اين گروه، مىبايست به رسالههاى عمليه مراجعه كرد.
آنچه ذكر شد، محارمى بودند كه به ايشان محارم نَسَبى و سَبَبى گفته
[1]. تحرِیر الوسِیله، ج 1، ص 129.
[2]. تفسِیر نمونه، ج 14، ص 454.
[3]. رساله نوِین، حضرت امام خمِینِی (ره)، گرد آورنده عبدالکرِیم بِیآزار شِیرازِی، ج 3، ص 57.
[4]. رساله توضِیح المسائل، ص 359.
مىشود. برخى اشخاص ديگر هستند كه ممكن است از راه شير خوردن بر زن محرم شوند. به اين گروه از محارم، رضاعى گفته مىشود. مانند دخترى كه در كودكى با شرايطى، از زنى شير خورده است. اين دختر وقتى به سن بلوغ رسيد، بر شوهر آن زن محرم مىشود. مسائل مربوط به اين نوع محارم نيز در رسالهها موجود است.[1]
حجاب برتر:
آنچه ذكر شد، مربوط به «كميّت» و مقدار واجب حجاب براى زنان بود. اكنون نظر اسلام را راجع به كيفيت حجاب بانوان بررسى مىكنيم. در اين بررسى، پوشش بانوان از نظر رنگ، نوع دوخت، مدل، نوع پارچه و مانند آن مورد توجه قرار مىگيرد. ابتدا يادآور مىشويم كه منظور دين اسلام از وجوب حجاب، حفظ عفت، متانت و شخصيت زن بوده است. رسولاللَّه6مىفرمايد:
الحَياءُ عَشرَةُ أَجزَاءٍ فَتِسعَةٌ فِى النِّسَاءِ وَ وَاحِدٌ فِى الرِّجال.[2]
حياء ده جزء دارد، نُه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان.
ديگر آن كه خداوند اراده كرده است با حكم حجاب، عوامل تحريك شهوت مردان كنترل شود. در آيه 31 سوره نور مىخوانيم:
(... وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ.)
(زنان) هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينتهاى پنهانشان دانسته و معلوم گردد!
در واقع، خداوند به زنان دستور داده، حتى به گونهاى راه نروند كه همراه با عشوهگرى و جلب توجه مردان باشد. بديهى است وقتى زنان اجازه ندارند
[1]. ر.ک: رساله توضِیح المسائل، ص 367 ـ 373.
[2]. مِیزان الحکمه، ج 3، ص 1352.
با اغواگرى و عشوهگرى در جامعه تردد كنند، حق ندارند با پوشش نامناسب و تحريك كننده در انظار ظاهر گردند.
سومين نكته آن است كه حجاب برتر زن، پوششى است كه علاوه بر معيارهاى قبلى، او را به خداوند نزديكتر گرداند. امام صادق7مىفرمايد:
خَيرُ لِبَاسِكَ مَا لَا يَشغَلُكَ عَنِ اللَّه عَزَّوَجلَّ بَل يَقرِّبُكَ مِن ذِكرِهِ وَ شُكرِهِ وَ طَاعَتِهِ وَ لَايَحْمِلُكَ عَلَى الْعُجبِ وَالرِّيَاءِ وَالتَّزَيُّنِ وَالتَّفَاخُرِ وَالْخَيلاءِ فَانَّهَا مِنْ آفاتِ الدِّينِ وَ مُورِثَةُ الْقَسوَةِ فِى الْقَلبِ.[1]
بهترين لباس تو آن است كه تو را از خداى غافل نسازد، بلكه به ذكر و شكر و طاعت او نزديك نمايد. همچنين عجب و ريا و تزيين (خود نمايى) و تفاخر و كبر را براى تو ارمغان نياورد؛ چرا كه اين صفات، آفتهاى دين بوده و قساوت قلب را (براى هر مؤمن) به ارث مىگذارند.
با اين توضيحات معلوم مىگردد، پوشش برتر زن بايد هم حيا و عفت او را حفظ كند، هم موجب جلب توجه و تحريك مردان نگردد و هم او را از خداوند غافل نسازد. در اين رابطه پوشيدن لباس بلند و گشاد با طرح و رنگ ساده مانند آنچه امروزه به مانتو معروف است، در صورتى كه دستها را تا مچ و پاها را تا ساق بپوشاند و نيز پوشيدن مقنعه يا روسرى، در صورتى كه موى سر، گردن و سينه را بپوشاند، براى حجاب زن كفايت مىكند. اما آنچه كه شأن و منزلت زن مسلمان خصوصاً اقشار متدين جامعه ايجاب مىكند، علاوه بر مقدار ذكر شده، بر سر كردن چادر است. چادر نشانه ملى ما و حجاب برتر مىباشد.
[1]. مستدرک الوساِیل، ج 3، ص 324.
چادر است كه كمترين خودنمايى و تحريك را دارد. از همين رو، بسيارى از عالمان دينى، چادر را برترين حجاب در اسلام دانستهاند.[1]
استفاده از اين حجاب برتر، نه تنها تمام بدن و زينت آلات زن را پوشيده مىدارد، بلكه پوشاننده حجم و برآمدگى اعضاى بدن او نيز هست. البته بايد تذكر داد كه گاه بعضى زنان، چادر و لباسهاى زير آن را به گونهاى مىپوشند كه هدف از به سر كردن چادر محقق نمىشود. آيةاللَّه مطهرى در همين رابطه نوشته است:
در عصر ما بعضى بانوان چادرى را مىبينيم كه چادر داشتن آنها صرفاً جنبه تشريفاتى دارد. با چادر هيچ جاى بدن خود را نمىپوشانند، آن را رها مىكنند. وضع چادر سركردنشان نشان مىدهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند و از اينكه مورد بهرهبردارى چشمها قرار بگيرند، ابا و امتناعى ندارند. (اما) نوع ديگر، برعكس بوده و هست؛ زن چنان با مراقبت جامههاى خود را به خود مىگيرد و آن را رها نمىكند كه نشان مىدهد اهل عفاف و حفاظ است. خود به خود «دور باشى» ايجاد مىكند و ناپاكدلان را مأيوس مىسازد.[2]
از جمله لباسهاى تأكيد شده براى زنان، پوشيدن شلوار است. روزى پيامبر6با اصحاب در بقيع نشسته بود. زنى سوار بر مركب از آنجا عبور مىكرد كه ناگهان به زمين افتاد. پيامبر خدا6به دليل آنكه شايد در اثر اين حادثه، لباس زن به كنار رود و پايش نمايان شود؛ روى خود را برگردانند. اما آنگاه كه اصحاب به ايشان گفتند، زن شلوار پوشيده و پايش نمايان نشد؛ فرمود:
[1]. مسائل جدِید، ج 1، ص 37 و 38.
[2]. مجموعه آثار، ج 19، ص 503.