سؤال 2- در يك محل، سيّد فقيرى وجود دارد كه از روى حيا و عفاف، ابراز فقر نمىكند
و اگر هم بگويند خمس است، قبول نمىكند، آيا مىشود از بابت هديه چيزى به او داد؟
جواب- مىتوانند خمس را بهعنوان هديه به او بپردازند.[1]
سؤال 3- آيا خمس و سهم امام را مىتوان به حسابهايى كه بهمنظور كارهاى عامالمنفعه اعلام شده است واريز نمود و در هر كار خير ديگرى مطابق دلخواه مصرف كرد؟
جواب- بايد خمس و سهم امام را به مرجع تقليد يا وكيل مسلّم الوكاله او بدهند يا طبق اجازه ايشان مصرف شود.[2]
ب- انفال
«انفال» جمع «نَفْل» بهمعناى زياده و بخشش است و در اصطلاح فقه، عبارت از اموال عمومى است كه به خاطر منصب امامت به امام معصوم7اختصاص دارد، همانطور كه به خاطر منصب رياست الهى پيامبر اكرم6به ايشان تعلّق داشت.[3]
موارد انفال
اموالى كه جزو انفال شمرده مىشوند عبارتند از:
1- فَىْء؛ آنچه بدون لشكركشى و جنگ به دست مسلمانان افتاده است خواه زمين باشد يا غير آن.
2- زمينهاى موات (باير)؛ كه جز با احيا و آباد كردن قابل استفاده نيست.
سرزمينهاى آبادى كه اهلش از آنجا كوچ كردهاند و آن سرزمينها به خرابى گراييده و آبادانى خود را از دست دادهاند به زمينهاى موات ملحق است.
[1]- استفتاءات، ج 1، ص 427
[2]- همان، ص 430
[3]- ر. ك. همان، ص 308 و مفردات، راغب اصفهانى، واژۀ نفل
3- سواحل درياها و رودخانهها، بلكه هر زمين بىصاحبى.
4- جنگلها، نيزارها و قلل كوهها.
5- اموال پادشاهان.
6- غنايم برجسته و ارزشمند.
7- غنايم جنگى كه بدون اجازه امام7به دست آمده باشد.
8- ارث بدون وارث.
9- معادنى كه در زمين شخصى كسى نيست[1]، يا كسى آن را احيا نكرده است.[2]
سرپرستى انفال
اصل عقلايى در ميان تمام دولتها و ملّتها- با توجه به اختلاف نوع حكومت آنان- اين است كه زمين هر كشورى در صورتى كه موات يا بىصاحب باشد و نيز جميع متعلقات آن از خشكى، دريا و فضا در اختيار حكومت است و هيچ دولت ديگرى حق دست اندازى و تصرف در آن را ندارد، مگر با اجازه حكومت آن سرزمين، بلكه مردم آن كشور نيز حق تصرفات عمده، مانند احيا زمين را ندارند، مگر با اجازه حاكم.
در اسلام نيز چنين است. از اين رو، در اسلام سرپرستى اين امور به امامان معصوم:سپرده شده است و در زمان غيبت نيز بهعهده نايب و جانشينان امام معصوم يعنى ولى فقيه است كه انفال را سرپرستى كند و او نسبت به آن ولايت دارد، همانگونه كه ولايت بيتالمال مسلمين و ولايت انفال مربوط به مقام امامت است.
بنابراين بدون اشكال فقيه هم در اين موارد كه مربوط به بيتالمال مسلمين و يا سرزمين آنهاست حق ولايت و اجازه را دارد.[3]
استفتاء: آيا شهردارى حق بهره بردارى اختصاصى از ماسهها و شنهاى كف
[1]- پيش از اين دانسته شد كه معادن، ملّى است و چنانچه كسى معدنى در ملك شخصى خود يافت حق تصرّف در آن را ندارد
[2]- تحريرالوسيله، ج 1، ص 368-369 و كتابالبيع، ج 3، ص 14
[3]- ر. ك. كتاب البيع، ج 3، ص 15-16
رودخانهها براى آبادانى و احداث شهر و غير آن را دارد و در صورتى كه اين حق را داشته باشند، اگر شخصى غير از شهردارى مدعى مالكيت آن باشد، آيا دعواى او مسموع است يا خير؟
ج- اين كار براى شهردارى جايز است و ادعاهاى مالكيت خصوصى كف و بستر رودهاى بزرگ و عمومى از سوى اشخاص پذيرفته نيست.[1]
[1]- اجوبة الاستفتائات، ص 224
پرسش
1- فلسفه خمس را بيان كنيد.
2- موارد خمس را ذكر كنيد.
3- مؤونه را تعريف كنيد.
4- موارد استثناى خمس را بنويسيد.
5- منظور از سال خمسى چيست؟
6- آيا به آذوقه مازاد بر موف سال، خمس تعلق مىگيرد؟
7- آيا خمس سرمايه و ابزار كار بايد پرداخت شود؟
8- حد نصاب براى خمس معون چقدر است؟
9- گنج را تعريف كنيد.
10- تكليف گنجى كه افراد در ملك شخصى خود پيدا مىكنند چيست؟
11- قيمت جواهرى كه خمس آن واجب چه قدر بايد باشد؟
12- در حكومت اسلامى، غنيمت جنگى چه حكمى دارد؟
13- وظيفه، نسبت به كسانى كه خمس نداده و نمىدهند چيست؟
14- پيامدهاى نپرداختن خمس چيست؟
15- خمس به چند قسمت تقسيم مىشود و به چه كسانى پرداخت مىگردد؟
16- شرايط سادات مستحق خمس را بيان كنيد.
17- انفال را تعريف كنيد.
18- موارد انفال را بنويسيد.
19- سرپرستى انفال با كيست؟
فصل دوّم
زكات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
«زكات» در لغت يعنى پاكيزگى و رشد و نموّ، و قول عربها كه مىگويند: «زَكَا الزَّرْعُ»[1]
بههمين معناست و در شرع، اسم صدقه واجب از مالاست؛ زيرا زكاتدهندگان با پرداخت زكات نزد خداى سبحان پاك مىگردند و در زمره پاكان و پاكشدگان قرار مىگيرند،[2]در قرآن مجيد مىخوانيم:
(خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها ...)[3]
از اموال آنها صدقهاى (بهعنوان زكات) بگير، تا بهوسيله آن، آنها را پاكسازى و پرورش دهى.
اهميت زكات
زكات از جمله ضروريات دين است و در اهميت آن همين بس كه در قرآن كريم بهطور مكرّر به وجوب آن در رديف نماز تصريح شده است.[4]در روايات معصومين:نيز نسبت به آن بسيار سفارش شده است و كسانى كه زكات مال خود را نمىپردازند بىدين شمرده شدهاند.[5]
فلسفه پرداخت زكات ريشهكنى فقر از جامعه اسلامى است و براستى اگر مسلمانان
[1]- يعنى زراعت رشد كرد و پاكيزه شد
[2]- فقهالامام جعفر الصادق، ج 2، ص 59
[3]- توبه (9)، آيۀ 103
[4]- ر. ك. بقره (2)، آيات 43، 83، 110 و 177؛ نساء (4)، آيۀ 77؛ نور (24)، آيۀ 56؛ حج (22)، آيۀ 78 و...
[5]- ر. ك. بحارالانوار، ج 96، ص 11
به اين دستور حيات بخش بخوبى عمل كنند در جامعه اسلامى فقيرى باقى نخواهد ماند. امام صادق7مىفرمايد:
«انَّما وُضِعَتِ الزَّكاةُ اخْتِباراً لِلْاغْنِياءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَراءِ، وَ لَوْ انَّ النَّاسَ ادَّوْا زَكاةَ امْوالِهِمْ ما بَقِىَ مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً ...»[1]
همانا زكات براى آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران مقرر شده است و اگر مردم زكات مال خود را بپردازند مسلمان تهيدست و نيازمندى باقى نخواهد ماند.
انواع زكات
زكات به دو نوع «زكات مال» و «زكات فطره» تقسيم مىشود.
الف- زكات مال
پرداخت اين نوع زكات در بعضى از روايات، از جمله شرايط قبولى نماز شمرده شده است. از رسول خدا6در خطبه حجةالوداع نقل شده است:
«ايُّهَا النَّاسُ ادُّوا زَكاةَ امْوالِكُمْ، الا! فَمَنْ لَمْ يُزَكِّ فَلا صَلاةَ لَهُ ...»[2]
اى مردم زكات اموال خود را بپردازيد. هان! هركه زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست.
امام رضا7نيز فرمود:
«مَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ»[3]
كسىكه نماز بخواند، ولى زكات نپردازد، نمازش قبول نمىشود.
موارد وجوب زكات مال عبارت است از:
1- غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش).
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 4
[2]- روضة الواعظين، ج 2، ص 417
[3]- بحارالانوار، ج 96، ص 12