ج- بهطور امانت آن را نگاه دارد، بدون ضمانت.[1]
صلح
صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند، يا از طلب، يا حق خود بگذرد، خواه در برابر عوض باشد يا بدون عوض.[2]
شرايط صلح
1- قرارداد صلح لازمالإجرا است و آن را جز با اقاله (: فسخ عقد از دو طرف) يا اختيار فسخ نمىتوان از ميان برد.[3]
2- عقد صلح، نياز به ايجاب و قبول دارد و با هر لفظى كه مفيد مصالحه طرفين باشد، درست است.[4]
3- دو نفرى كه چيزى را با يكديگر صلح مىكنند، بايد بالغ و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند.[5]
احكام صلح
1- صلح، تنها براى حقوقى كه قابل نقل و اسقاطند، صحيح است، ولى براى حقوقى كه قابل نقل و اسقاط نيستند صحيح نيست مانند حق مطالبه دَيْن و حق رجوع در طلاق رجعى.[6]
3- دو نفر كه بر سر چيزى نزاع دارند، جايز است بهگونهاى با يكديگر صلح كنند، ولى اين صلح، ظاهرى و براى رفع دعواست و نمىتواند حقيقتى را كه پنهان است تغيير دهد. بنابراين، كسى كه مىداند ادعا يا انكارش باطل است، شرعاً ذمهاش به ديگرى
[1]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 201، م 6
[2]- توضيحالمسائل، م 2160
[3]- تحريرالوسيله، ج 1، ص 516، م 4
[4]- همان، م 2 و 3
[5]- همان، ص 517، م 9
[6]- همان، م 8
مشغول خواهد بود، مگر اين كه شخص ديگر واقعاً با رضايت خاطر صلح كند.[1]
صدقه
در روايات آمده است:
صدقه به هنگام شب، غضب الهى را فرو مىنشاند و بسيارى از گناهان را محو مىگرداند و در روز قيامت، حساب را آسان مىكند و صدقه روز، مال را پر بار و عمر را افزون مىكند و چيزى دشوارتر از صدقه بر شيطان نيست. صدقه به مستمندان پيش از اين كه به دست آنان برسد، بهدست خداى تبارك و تعالى مىرسد.[2]
شرايط صدقه
در تحقق صدقه، افزون بر بلوغ، عقل و محجور نبودن،[3]شرايط ذيل نيزضرورىاست:
1- قصد قربت؛
2- تمليك رايگان؛
3- قبض و اقباض.[4]
با شرايط فوق، صدقه لازم مىشود و ديگر نمىتوان آن را بازپس گرفت.[5]
تذكر: صدقه، نياز به صيغهاى مخصوص ندارد و همين كه مالك، مال خود را در اختيار گيرنده بگذارد، كافى است.[6]
مستحبّات صدقه
1- بهترين صدقه آن است كه پنهانى باشد، ولى براى ترغيب و تشويق ديگران يا
[1]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 519، م 17
[2]- همان، ج 2، ص 80
[3]- همان، م 4
[4]- همان، م 1
[5]- همان، م 2
[6]- همان، م 1
براى دور كردن اتهام بىتفاوتى از خود، آشكار كردن صدقه نيكوست و پنهانكارى ترجيحى بر آن ندارد.[1]
2- وساطت براى رسيدن صدقه به اهلش مستحب است و در خطبهاى از پيامبر اكرم6آمده است: «كسىكه صدقه ديگرى را به مسكين برساند، به اندازه صدقه دهنده پاداش دارد، گر چه شمار واسطهها چهل هزار نفر باشد.»[2]
مكروهات صدقه
1- خريدن و هديه گرفتن صدقهاى كه خود انسان به فقير داده و هر گونه تملّك آن، جز ارث بردن، كراهت شديد دارد.[3]
2- رد كردن مستمندان هر چند احتمال بىنيازىشان برود، مكروه است.[4]
3- تكدّى (: گدايى) در صورت بىنيازى، بلكه در صورت نياز هم، بهشدت مكروه است، بعضى نيز تكدّى درصورت بىنيازى را حرام دانستهاند.[5]
نذر
نذر، يكى ديگر از سنّتهاى نيكوى اسلامى است. در نذر، شخص نذر كننده با اعتقاد مذهبى، با خداوند پيمان مىبندد كه چنانچه حاجتش روا شود يا بيمارىاش شفا يابد و يا براى شكر به درگاه خدا و امورى ديگر از اين قبيل، مقدارى معيّن از مال خود را در راه رضاى او، براى مسكينان، يتيمان، اسيران و ديگر امور خيريه خرج كند، يا عمل راجح و مطلوبى را انجام دهد و يا از عمل ناپسندى دست بردارد.
بنابراين، نذر عبارت است از التزام به انجام كارى معيّن براى رضاى خداى متعال، با
[1]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 81، م 6
[2]- همان، م 7
[3]- همان، م 8
[4]- همان، م 9
[5]- همان، م 10
اظهار عبارتى كه بيانگر بر عهده گرفتن انجام يا ترك كارى براى اوست.[1]
شرايط نذر
1- صيغه
در نذر بايد صيغه خوانده شود، ولى لازم نيست آن را به عربى بخوانند. پس اگر بگويد: «چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر من است كه صد تومان به فقير بدهم.»، نذر او صحيح است.[2]
2- توانايى ادا
كسىكه نمىتواند كارى انجام دهد، اگر آن را نذر كند، صحيح نيست.[3]
3- نداشتن منع شرعى
اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.[4]
4- شرايط عمومى
نذر كننده بايد بالغ، عاقل، مختار و مصمّم باشد و از تصرف در مال خود ممنوع نباشد. بنابراين، نذر كردن كسى كه او را مجبور كردهاند، يا بهواسطه عصبانى شدن بىاختيار نذر كرده، صحيح نيست.[5]
نكته: نذر زن بىاجازه شوهرش باطل است، ولى چنانچه با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمىتواند نذر او را بههم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى نمايد.[6]
[1]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 102، م 1
[2]- توضيح المسائل، م 2641
[3]- همان، م 2647
[4]- همان، م 2648
[5]- همان، م 2642
[6]- همان، م 2644 و 2645
انواع نذر
1- نذر برّ
نذرى است براى شكرگزارى نعمت دنيوى يا اخروى؛ مانند نذر براى بچهدار شدن يا توفيق تشرف به حج.
2- نذر استدفاع
نذرى است براى رفع بلا، بيمارى و گرفتارى؛ مانند اينكه بگويد: اگر خداوند بيمارم را شفا دهد فلان كار را براى خدا انجام مىدهم.
3- نذر زجر
نذرى است كه به انجام كار حرام يا مكروه و يا بر ترك واجب يا مستحب تعلق مىگيرد و بهخاطر باز داشتن نفس از ارتكاب حرام يا مكروه و نيز ترك واجب يا مستحب منعقد مىگردد، مثل اينكه انسان نذر كند اگر فلان كار حرام يا مكروه را انجام دادم بهخاطر زجر و منع نفس خودم از انجام آن، فلان كار را به خاطر خدا انجام دهم و يا اگر فلان كار واجب يا مستحب را ترك كردم بهخاطر زجر نفس خود از ترك آن، فلان كار را به خاطر خدا انجام دهم.
4- نذر تبرّع
نذر مطلق است و مشروط به چيزى نيست؛ مثلًا شخصى نذر مىكند كه فردا روزه بگيرد.[1]
كفاره نذر
1- اگر انسان از روى اختيار به نذر خود عمل نكند، بايد كفاره بدهد.[2]كفاره نذر، مانند كفاره افطار روزه ماه رمضان است. كفاره افطار روزه رمضان عبارت است شصت روز روزه كه سى و يك روزش پى در پى است يا غذا دادن به شصت فقير و يا آزاد ساختن اسير.[3]
[1]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 103، م 4
[2]- همان، ص 109، م 26
[3]- همان، م 28
2- ه رگاه نذر كننده، از اداى نذر خود در وقت مقرّر باز بماند، نذرش ساقط مىشود، ولى چنانچه نذرش روزه باشد، بايد افزون بر قضا، براى هر روز ده سير به فقرا غذا بدهد.[1]
احكام نذر
1- هرگاه فرزند نذرى كند، اگر چه بدون اجازه پدر هم باشد بايد به آن نذر عمل نمايد.[2]
2- اگر نذر كند عملى را انجام دهد، بايد همان طور كه نذر كرده به جا آورد. پس اگر نذر كند كه روز اوّل ماه صدقه بدهد، يا روزه بگيرد و يا نماز اول ماه بخواند، چنانچه قبل از آن روز يا بعد از آن به جا آورد كفايت نمىكند. و نيز اگر نذر كند كه وقتى مريض او خوب شد صدقه بدهد، چنانچه پيش از آن كه خوب شود صدقه را بدهد كافى نيست.[3]
3- اگر براى حرم يكى از امامان يا امامزادگان چيزى نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند. از قبيل فرش، پرده و روشنايى و اگر براى امام7يا امامزاده نذر كند، مىتواند به خدّامى كه مشغول خدمت هستند بدهد. چنانكه مىتواند به مصارف حرم يا ساير كارهاى خير برساند و ثواب آن را هديه آن امام يا امامزاده نمايد.[4]
استفتا
سؤال: در صيغه نذر اگر بگويد: «خدايا اگر حاجتم برآورده شد، فلان كار را مىكنم» آيا در انعقاد نذر كافى است، يا اين كه بايد لِلَّه علىِّ كذا و الفاظ مرادف آن باشد؟
جواب: كافى نيست و بايد صيغه مخصوص خوانده شود.[5]
[1]- تحرير الوسيله، ج 2، ص 108، م 24 و 25
[2]- توضيح المسائل، م 2647
[3]- همان، م 2651
[4]- توضيح المسائل، م 2662
[5]- استفتائات، ج 2، ص 460، م 8
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل هشتم معاملات بانكى
تعريف و كاركرد بانك
بانك، «مؤسسهاى است تجارى كه به موجب قانون بانكدارى تأسيس مىشود و براساس موازين آن به عمليات بانكى مىپردازد.»[1]
خدمات عمده بانكها براى مردم به شرح زير است:
1- قبول سپرده قرضالحسنه، شامل حساب جارى و حساب پسانداز.
2- قبول سپرده سرمايهگذارى مدتدار، شامل سرمايهگذارى كوتاه مدت و بلند مدت.
3- خدماتى ديگر چون معاملات سفته و برات، معاملات ارزى، معاملات فلزات گرانبها، كارهاى مربوط به سهام و اسناد و برگهاى بهادار، نقل و انتقال پول در داخل و خارج از كشور، اجاره صندوق امانات، صدور ضمانتنامههاى بانكى و اعطاى وام بهصورت قرضالحسنه و سرمايهگذارى و هر نوع معاملات مجاز ديگر كه مغايرت با قانون بانكى نداشته باشد.[2]
اهمّيت بانك
بانكها نقش عمده و تعيين كننده در فعاليتهاى اقتصادى و به گردش درآمدن
[1]- ترمينولوژى حقوق، محمدجعفر جعفرى لنگرودى، واژۀ بانك
[2]- قانون عمليات بانكى بدون ربا، فصل اول، مادۀ 2