- منفعت، مانند: منافع خانه، باغ و حيوان؛
- كار مباح، مانند: ساختن خانه و دامدارى؛[1]
- آموزش، مانند: آموختن صنعت و حرفه؛[2]
- حقوق مالى، مانند: حق تحجير و نشان گذارى زمين.[3]
2. ماليت داشتن
چيزى كه مهر قرار مىگيرد بايد ماليت و ارزش اقتصادى داشته باشد و بتوان با آن معامله كرد.
بر اين پايه، مهر قرار دادن چيزى كه ماليت ندارد يا از نظر كم بودن از ماليت خارج شده، صحيح نيست.[4]
3. معين بودن
مهريه بايد به گونهاى معين شود كه آن را از ابهام درآورد. بنابراين، اگر يكى از دو چيز را به طور مبهم قرار دهد، يا كار دوختن يكى از دو لباس را مثلًا مهر قرار دهد، مهريه باطل مىگردد؛ اما عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن مباشرت كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنهايى كه مثل او هستند، بدهد.[5]
مقدار مهريه
مهريه، مقدار معينى ندارد؛ بلكه هر مقدار كه مورد رضايت و توافق زن و مرد قرار گيرد، خواه كم باشد يا زياد.[6]البته كم قرار دادن مهريه در اسلام مورد سفارش قرار گرفته است. رسولخدا6مىفرمايد:
[1]همچنانکه حضرت موسِی78 سال کار خود را مهرِیة همسرش قرار داد. (قصص: 27)
[2]چنانکه پِیامبر6مردِی از اصحاب خود را با زنِی تزوِیج کرد و مهرِیهاش را تعلِیم قرآن قرار داد.
[3]رسالة نوِین، عبدالکرِیم بِیآزار شِیرازِی، ج 3، ص 78.
[4]ر.ک: تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 258، مسئلة 5 و ص 265، مسئلة 1.
[5]همان، ص 266، مسئلة 3.
[6]همان، ص 265، مسئلة 1.
افْضَلُ نِساءِ امَّتى اصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ اقَلُّهُنَّ مَهْراً.[1]
بهترين زنان امت من، زيباروترين و كممهرترين آنان هستند.
در روايت آمده است:
انَّ مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ قِلَّةَ مَهْرِها وَ مِنْ شُؤْمِها كَثْرَةَ مَهْرِها.[2]
مباركى زن در كم بودن مهريه اوست و بديمنى (و نامباركى) او در زياد بودن مهرش.
بر پايه اين گونه روايات، كم بودن مهريه، نشانه بركت و خوش يمنى قدوم زن به خانه مرد است و باعث بالا رفتن ارزش معنوى او مىشود؛ همان گونه كه زيادى مهر، نشانه شومى و بديمنى زن شمرده شده و مورد نكوهش قرار گرفته است.
امام على7مىفرمايد:
مهريه زنان را گزاف و سنگين قرار ندهيد كه موجب دشمنى مىشود.[3]
امام خمينى (ره) در پاسخ پرسشى درباره زياد قرار دادن مهريه مىفرمايد:
در اسلام، حدّى براى مهريه به نحو لزوم معيّن نشده، ولى مستحب مىباشد كه مخارج ازدواج و همچنين مهريّه را كم كنند، و نيز مستحب است مقدار مهريّه از مهر السّنّة كه پانصد درهم است زيادتر نباشد.[4]
متأسفانه با همه اين سفارشها، امروزه شاهد افزايش بىرويه مهريهها هستيم. آموزههاى اسلامى، تقوا و پاكدامنى را وسيله برترى و بزرگى معرفى مىكند؛ اما بعضى از افراد مهريههاى سنگين، جهيزيههاى بالا و تجملات زندگى را مايه فخر و فضل و موجب تداوم و استحكام زندگى مىپندارند.
مهريههاى سنگين، باعث تدوام زندگى نمىشود، بلكه تأخير در ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج، نتيجه مهريههاى سنگين است.
[1]وسائل الشِیعه، ج 17، ص 78.
[2]همان، ص 79.
[3]بحار الانوار، ج 103، ص 351.
[4]استفتاءات، ج 3، ص 177.
انواع مهريه
شمارى از انواع مهريه عبارتند از:
1. مَهْرُ المُسَمَّى
مقدار مهريهاى كه مورد توافق و رضايت عروس و داماد قرار گرفته و در متن عقد آمده، مهر المسمّى مىگويند.
2. مَهْرُ السُّنَّه
مقدار مهريهاى كه رسول خدا6براى حضرت فاطمه (ع) صداق قرار داد.[1]
مهر السنّه، پانصد درهم است؛[2]و اين مقدار مهريه مستحب شمرده شده است.[3]از خطبه امام على7و نيز خطبه امام جواد7و بعضى از روايات ديگر استفاده مىشود كه مهريه حضرت زهرا (س) پانصد درهم بوده است. درهم شرعى برابر 6/ 12 نخود نقره سكّهدار است.
بنابراين، پانصد درهم، معادل 5/ 262 مثقال معمولى (مثقال: 24 نخود) نقره سكهدار مىشود.
امام خمينى (ره) در پاسخ اين پرسش: مهر السنة در زمان ما چقدر است؟ فرمود:
مقدار مهر السّنّة 5/ 262 مثقال نقره مسكوك است و تقويم آن موكول به عرف بازار است.[4]
3. مَهْرُ المِثْل
به مقدار مهريهاى كه براى زنان مشابه يكديگر معمول است، مهر المثل مىگويند. در مهر المثل، احتياط آن است كه زن از نظر سنّ، بكارت، نجابت، پاكدامنى، عقل، شرافت، كمال، زيبايى، بلكه هر چه از نظر عرف و عادت در بالا بردن و نقصان مهر مؤثر است، حتى خويشان و فاميل و شهر آن زن مورد توجه قرار مىگيرد.[5]
در مواردى كه هنگام عقد مقدار مهر را معين نكرده باشند، يا چيزى را به عنوان مهر قرار داده باشند كه قابليت ملكيت ندارد، زن مستحق مهر المثل مىشود؛ البته به شرط انجام عمل زناشويى.[6]
[1]ر.ک: فرهنگ معارف اسلامِی، دکتر سِید جعفر سجادِی، واژه مهر.
[2]ر.ک: وسائل الشِیعه، ج 15، ص 5 ـ 8.
[3]بحار الانوار، ج 43، ص 112.
[4]استفتاءات، ج 3، ص 187.
[5]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 266، مسئلة 6.
[6]همان، ص 267، مسئلة 7.
علاوه بر اقسام ياده شده، مهريه از نظر زمان پرداخت آن نيز به حالّ (نقد) و مُؤَجّل (مدّتدار) تقسيم مىشود. در اين صورت مىتوان مهريه را حالّ، مؤجّل، بخشى را حالّ و بخشى را هم مؤجل قرار داد. در جاهايى كه مهريه، حالّ باشد زن حق مطالبه دارد، ولى در جاهايى كه مدّت دار باشد حق مطالبه ندارد تا زمان آن فرارسد.[1]
ضرورت پرداخت مهريه
قرار دادن مهريههاى سنگين، مانند تعيين مهريه به اندازه سال تولد يا ازدواج، از موانع ازدواج جوانان در عصر حاضر است. خانواده هايى كه چنين مهريههاى نامعقولى را بر عهده داماد مىگذارند، با گفتن جمله «مهر را كى داده و كى گرفته؟!» تلاش مىكنند مهريه را تشريفاتى نشان دهند؛ در حالى كه پرداخت مهريه زن، وظيفه مرد است و زن در صورتى كه مهريهاش، حالّ باشد، مىتواند بلافاصله پس از عقد، آن را مطالبه كند، حتى فقه و قانون مدنى ما اين اجازه را به زن دادهاند كه پيش از دريافت آن تمكين نكند.
تشريع مهريه، براى زمان طلاق و جدايى زن و مرد از يكديگر نيست؛ اگر چه در آن هنگام، پرداخت مهر به زن، موجب آسايش نسبى او در اداره امور زندگى است، ولى اصل مهر براى دوران پيش از طلاق است و مهر بايد به نشانه صداقت و درستى علاقه مرد، به او تقديم شود.[2]
سيره معصومان7نيز بر اين بوده كه پس از ازدواج، مهريه زنان را مىپرداختند. امام حسين7مىفرمايد:
انَّا نَتَزَوَّجُ النِّساءَ فَنُعْطيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرينَ بِها ما شِئْنَ لَيْسَ لَنا مِنْهُ شَىْءٌ.[3]
ما پس از ازدواج با زنان، مهريه آنان را به خودشان مىدهيم و آنان هر چه بخواهند با آن مىخرند و آنچه خريدهاند [از آنِ خودشان است و] به ما تعلق ندارد.
امام صادق7مىفرمايد:
مَنْ امْهَرَ مَهْراً ثُمَّ لايَنوى قَضاءَهُ كانَ بِمَنْزِلَةِ السَّارِقِ.[4]
كسى كه مهرى قرار مىدهد، ولى قصد دادن آن را نداشته باشد به منزله سارق است.
[1]ر.ک: همان، مسئلة 11.
[2]ر.ک: ساِیت حوزه، مقالة بازشناسِی مهرِیه در قاموس عرف و شرع، سِید حسِین اسحاقِی.
[3]بحار الانوار، ج 76، ص 377.
[4]الکافِی، ج 5، ص 383.
نيز مىفرمايد:
كسى كه با زنى ازدواج كند و قصد نداشته باشد مهريه او را بپردازد، زناكار است.[1]
بنابراين، مهريه، حق زن است و حتماً بايد به او داده شود. اينكه زنان جامعه ما اقدام به گرفتن آن نمىكنند، به علت علاقهاى است كه نسبت به شوهر و پيوندشان دارند و اين تصميم را عاملى براى تحكيم بيشتر علاقهها مىدانند؛ اما اين نگرش زن هيچ گاه دليلى براى بدهكار نبودن مردان نيست.
مهريه و كاهش ارزش پول
در مواردى كه مهريه، وجه رايج نقدى قرار داده مىشود به دليل مرور زمان و تورم اقتصادى و تغيير شاخص قيمتها، ارزش مهريه، به طور قابل ملاحظهاى كاهش مىيابد. اين جا وظيفه چيست و مهريه زن چگونه محاسبه مىشود؟
قوه مقننه جمهورى اسلامى ايران براى يافتن راه حل اين موضوع، ارزشگذارى مهريه به نرخ روز را به بحث گذاشت كه نتيجه آن تصويبِ الحاقِ تبصرهاى به ذيل ماده 1082 قانون مدنى گرديد؛ تبصره اين است:
چنانچه مهريه، وجه رايج[2]باشد متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه، زمان تأديه نسبت به سال اجراى عقد كه توسط بانك مركزى جمهورى اسلامى ايران تعيين مىگردد، محاسبه و پرداخت خواهد شد.[3]
بر اين اساس، در مواردى كه مهريه زن، وجه رايج قرار داده شده و ميان او و شوهرش نزاع و كشمكش رخ مىدهد، بايد به محاكم قضايى مراجعه كنند؛ تا با تعيين مقدار مهريه به نرخ روز، مشكل برطرف گردد.
[1]همان.
[2]وجه راِیج، وجهِی است که سِیستم بانکِی ِیا حکومت کشور، آن را به عنوان پول معتبر آن کشور اعلام مِیکند. براِی مثال زمانِی وجه راِیج کشور با معِیار «قِران» معِین مِیشد و اِینک وجه راِیج اِیران، «رِیال» است.
[3]قوانِین و مقررات وِیژة زنان در جمهورِی اسلامِی اِیران، طِیبه آرتِیدار، ص 47.
احكام مهريه
1. تعيين مقدار مهريه به توافق دختر و پسر بستگى دارد و آنان هر طور كه با يكديگر توافق كنند و قرار بگذارند حلال است.[1]
2. مالك بودن مقدار مهريه در حين عقد لازم نيست و مىتواند پدر يا مادر يا خود پسر، مهريه را به ذمّه بگيرد.[2]
3. مهريه به خود زن تعلق دارد و هيچ كس در آن سهمى ندارد. بنابراين، اگر مرد، پدر او را در مهريه شريك سازد؛ يعنى براى زن، مهريه و براى پدرش چيز معينى را قرار دهد، آنچه كه براى زن به عنوان مهريه قرار داه، بر عهده او متعين مىشود، ولى آنچه كه براى پدرش قرار داده، ساقط مىشود و پدر مستحق چيزى نيست.[3]
4. شيربها به عنوان مهريه و جزء آن نيست، بلكه چيزى اضافه بر آن است كه گرفته مىشود و حكم آن اين است كه اگر دادن و گرفتن آن به عنوان جعاله براى عمل مباحى باشد،[4]در جواز و حلال بودن آن اشكالى نيست، ولى اگر به عنوان جعاله نباشد و شوهر با رضايت خاطر به نزديكانِ دختر مىدهد تا نظر، محبت و رضايت او را جلب كند، دادن و گرفتن شيربها جايز است.
اگر شوهر راضى به دادن آن نباشد و از روى ناچارى و براى خلاص كردن دختر، آن را بدهد، گرفتن آن حرام است.»
5. اگر يكى از دو زوج قبل از عمل زناشويى، از دنيا برود مهريه نصف مىشود مانند طلاق.
به ويژه اگر زن از دنيا برود؛ و احتياط مستحب بخصوص اگر مرد از دنيا رفته باشد، مصالحه است.[6]
[1]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 118، س 11 و ص 185، س 25.
[2]همان، ص 183، س 16.
[3]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 267، مسئلة 8.
[4]براِی مثال، شِیربها را در مقابل عملِی مانند سعِی در ازدواج قرار دهند، در اِین صورت حلال است. (ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 190 ـ 191، س 38)
[5]تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 267، مسئلة 9.
[6]همان، ص 268، مسئلة 14.
پرسش
1. منظور از صداق چيست؟
2. مهريه از نظر اسلام چه ماهيتى دارد؟
3. فلسفه مهريه را بيان كنيد.
4. در كدام يك از اقسام ازدواج، ذكر مهريه، شرط صحّت عقد است؟
5. چه چيزهايى را مىتوان مهر قرار داد؟
6. شرايط چيزهايى را كه مىتوان مهر قرار داد، چيست؟
7. مهريه بايد از نظر شرع چه مقدار باشد؟
8. مقدار مستحب در مهريه چيست؟
9. آيا قرار دادن مهريههاى سنگين باعث تدوام زندگى مىشود؟
10. انواع مهريه را نام ببريد.
11. مهر المسمى يعنى چه؟
12. مهر السّنّة چيست و به چه مقدار است؟
13. مهر المثل به چه معناست؟
14. زن در چه موردى استحقاق مهر المثل را دارد؟
15. آيا مهريه، تشريفاتى است و پرداخت آن ضرورت ندارد؟
16. سيره معصومان7در مهريه زنان را توضيح دهيد.
17. قانونگذار، در مواردى كه مهريه وجه رايج باشد، براى جلوگيرى از تضييع حقوق زنان، چه تدبيرى انديشيده است؟
18. تعيين مقدار مهريه بر عهده چه كسى است؟
19. آيا مىتوان پدر دختر را در مهريه شريك قرار داد؟
20. شيربها چه حكمى دارد؟
21. مهريه را از لحاظ زمانى، به چند صورت مىتوان قرار داد؟
22. منظور از مهريه حالّ چيست؟
23. آيا زن مىتواند مهريهاش را از شوهرش مطالبه كند؟
24. حكم مهريه در صورت طلاق و از دنيا رفتن زن يا شوهر چيست؟
فصل چهارم
نفقه
نفقه در لغت، به معناى هزينه و خرجى است و در اصطلاح، عبارت است از مالى كه براى ادامه زندگى، صرف مخارج ضرورى همسر و فرزندان، خويشاوندان و مانند آنها مىشود؛ اعم از خوراك، پوشاك، مسكن و غيره.
نفقه به سه سبب: «زوجيت»، «قرابت و خويشاوندى» و «مملوك بودن»، انسان باشد يا حيوان، واجب مىشود.
نفقه همسر
در ازدواج دائم، پرداخت نفقه زن بر شوهر واجب است. حق نفقه در اسلام، نوعى تسهيل براى زنان است و اگر چنين حقى براى آنها قرار داده نمىشد به سختى مىافتادند؛ چون زن در ازدواج دائم، مسئوليتهايى را در طول زندگى مشترك بر عهده دارد كه توان جسمى او را مىطلبد و فرصتى را از او مىگيرد؛ مسئوليتهايى مانند شوهردارى، خانه دارى، باردارى، تربيت فرزند؛ از اين رو، نفقه، حقى است كه اسلام براى زن قرار داده است.
در قرآن كريم، آيات متعددى درباره وجوب نفقه زن نازل شده است، مانند:
(وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ...)(بقره: 233)
مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند و براى آن كس كه فرزند براى او متولد شده [: پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدت شير دادن) بپردازد (حتى اگر طلاق گرفته باشد).