بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 76

الف. استطاعت با مهريه‌

زنى كه مهريه‌اش به مقدار مخارج حج يا بيشتر از آن است:

1. اگر شوهرش قدرت پرداخت مهريه را ندارد، زن حق مطالبه مهريه را ندارد و مستطيع نيست.

2. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن مفسده ندارد، با فرض اينكه شوهر مخارج زندگى او را مى‌دهد، لازم است مهريه را طلب كند و به حج برود.

3. اگر قدرت پرداخت دارد و مطالبه آن براى زن مفسده دارد؛ مثلًا ممكن است به نزاع و طلاق منجر شود، مطالبه آن لازم نيست. در اين صورت، زن، مستطيع نيست.[1]

ب. استطاعت با ارث‌

زنى كه شوهرش از دنيا رفته و اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است؛ اگر درآمد ديگرى ندارد كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگى خود را اداره كند، مستطيع نيست. اگر شغل يا راه درآمد دارد و بتواند به حج برود، بايد برود؛ اما اگر به سبب مريضى يا عذر ديگرى نتواند به حج برود مستطيع نيست.

زنى كه شوهرش زنده است و مخارج زندگى او را مى‌پردازد، ولى پس از مرگِ يكى از بستگانش، اموالى از ارث به او رسيده كه به مقدار مخارج حج است، مستطيع است و بايد به حج برود.[2]

ج. استطاعت با فروش وسايل اضافى‌

اگر زنى با فروش وسايل اضافى زندگى، مانند زيورآلاتى كه از نظر قيمت زيادتر از شأن اوست، مى‌تواند مخارج حج را تأمين كند، مثلًا گردنبند گران قيمتى دارد كه مى‌تواند به ارزان‌تر تبديل كند و با تفاوت قيمت آن، حج به جا آورد، اگر ساير شرايط را داشته باشد، مستطيع است و بايد به حج برود.[3]

[1]ر.ک: همان، ص 16.

[2]همان، ص 17.

[3]همان، ص 18.


صفحه 77

د. حج بذلى‌

زنى كه خودش هزينه حج را ندارد، ولى شوهرش يا پدرش يا ديگرى به وى بگويد: «به حج برو، من تمام هزينه آن را مى‌پردازم»، چنانچه به گفته او اطمينان داشته باشد، واجب است قبول كند و به حج برود.[1]

حجّ بَذْلى، كفايت از حَجّة الاسلام مى‌كند؛ يعنى اگر بعد از انجام اين حج، خودش هم استطاعت مالى پيدا كرد واجب نيست دوباره به حج برود.[2]

هـ. مسئله‌

1. زنى كه افرادى را تحت تكفّل دارد و مخارج آنها بر عهده اوست؛ مثل زنى كه همسرش از دنيا رفته و او مخارج فرزندانش را عهده‌دار است، در صورتى مستطيع است كه علاوه بر مخارج حج و احتياجات زندگى، مخارج افراد تحت تكفّل خود را تا برگشت از حج داشته باشد.[3]

2. اگر شرايط استطاعت براى شخصى موجود باشد، ولى به حج نرود، حج بر او مستقر مى‌شود و بايد بعداً هرگونه كه مى‌تواند به حج برود؛ هر چند آن شرايط را از دست داده باشد.[4]

3. مستطيع بايد خودش به حج برود و حج ديگرى از او كفايت نمى‌كند، مگر مريض يا پير كه حج بر او مستقر شده، ولى خودش نمى‌تواند به حج برود كه در اين صورت بايد شخصى را به نيابت از خود به حج بفرستد.[5]

4. اگر زن، مستطيع باشد، براى رفتن به حج، اجازه شوهر شرط نيست و براى شوهر هم جايز نيست كه او را از رفتن به حج منع كند.[6]

5. اگر زن، بخواهد حج مستحبى به جا آورد، بايد از شوهرش اجازه بگيرد.[7]

6. اگر زن بتواند به تنهايى به حج برود و بر خود نترسد، شرط نيست كه مَحرمى همراه او باشد؛

[1]همان، ص 19.

[2]همان، ص 20.

[3]همان، ص 22.

[4]همان، 23.

[5]همان.

[6]همان، ص 24.

[7]همان.


صفحه 78

ولى اگر امنيت ندارد و تنها نمى‌تواند به حج برود، واجب است يكى از محارم يا فرد مورد اطمينانى را همراه ببرد.[1]

4. نفقه پدر و مادر

اگر پدر و مادر نتوانند معاش خود را تأمين كنند، نفقه آنان بر همه فرزندان- اعم از پسر و دختر- واجب است؛ البته اگر فرزندى توانايى مالى رسيدگى به والدين را نداشته باشد، در اين باره تكليفى ندارد.[2]

5. بدهى‌ها و جريمه‌هاى شرعى‌

امام خمينى در پاسخ اين پرسش: «زنى به واسطه مريض بودن در ماه رمضان، روزه نگرفته و تا ماه رمضان بعدى قضاى روزه‌ها را هم نگرفته، يا آن كه عصياناً روزه خود را خورده است و تمكن بر كفاره هم ندارد، غير از مهريه‌اى كه از شوهر طلبكار است. آيا واجب است از مهريه به اندازه كفّاره از شوهر خود گرفته و اداى كفاره نمايد يا خير؟» فرمود: «كفاره واجب است؛ و لو اين كه از مهريه بگيرد و بپردازد.»[3]

نيز در پاسخ اين پرسش: «دخترى هستم 14 ساله كه به مدت 2 سال از روزه‌ام را بدون هيچ عذر موجّه نگرفته‌ام و هم اكنون تمام دارايى‌ام براى پرداخت كفّاره، يك النگو است، آيا جايز است بر فرض نارضايتى مادرم، آن را فروخته و كفّاره روزه‌ام را بپردازم؟» فرمود: «النگو اگر ملك شماست اختيار آن با خودتان است؛ ليكن وجوب اداى كفّاره، فورى نيست.»[4]

نيز در پاسخ اين پرسش: «اگر كسى در كوچكى از كسى پول يا چيزى برداشته باشد و حالا خواسته باشد از اين گناه بزرگ برى‌ء الذمّه شود، آيا مى‌تواند آن را از طرف صاحبش به فقير بدهد؟ و اگر جواب منفى است چگونه بايد آن را جبران كند؟» فرمود: «اگر صاحب آن را مى‌شناسد بايد رضايت او را تحصيل كند و اگر او را نمى‌شناسد از طرف او به فقير صدقه دهد.»[5]

[1]همان.

[2]ر.ک: استفتاءات، ج 3، ص 203 ـ 204.

[3]همان، ج 2، ص 490.

[4]همان، ص 489.

[5]همان، ج 3، ص 576.


صفحه 79

پرسش‌

1. سه مورد از حقوق مالى كه بر اموال و داراييهاى زن تعلق مى‌گيرد، كدام است؟

2. موارد خمس را نام ببريد.

3. منظور از منفعت كسب چيست؟

4. مال حلالِ مخلوط به حرام در چه صورتى با پرداخت خمس، پاك مى‌شود؟

5. خمس مهريه، ارث و هديه چگونه است؟

6. خمس به چه امورى تعلق نمى‌گيرد؟

7. سال خمسى چيست؟

8. تأخير پرداخت خمس از سال خمسى به سال ديگر، چه حكمى دارد؟

9. وظيفه كسى كه از اول خمس نداده، چيست؟

10. ندادن خمس چه پيامدهايى دارد؟

11. انواع زكات را نام ببريد.

12. موارد زكات اموال را بنويسيد.

13. زكات اموال در چه صورتى واجب مى‌شود؟

14. نصاب طلا و نقره را بنويسيد.

15. آيا طلاهايى كه امروزه بانوان به عنوان زيور استفاده مى‌كنند، زكات دارد؟

16. منظور از عبادت بودن زكات چيست؟

17. حج در چه صورت بر بانوان واجب مى‌شود؟

18. منظور از حج بذلى چيست؟

19. آيا اجازه شوهر براى رفتن زن به حج، لازم است؟

20. آيا نفقه پدر و مادر بر بانوان نيز واجب است؟

21. بدهيها و جريمه‌هاى شرعى زن بر عهده چه كسى است؟


صفحه 80

فصل هشتم

تدبير منزل‌

«تدبير»، در اصل به معناى چيزى را دنبال چيزى آوردن است و «تدبير امر» يعنى اشياى متعدد و مختلف را طورى تنظيم كنى و ترتيب‌دهى كه هر كدام در جاى خاص خود قرار بگيرد؛ به طورى كه به محض تنظيم، آن غرضى كه از هر كدام آنها دارى و فايده‌اى كه هر كدام دارد حاصل گردد. بر اين پايه، «تدبير منزل» يعنى منظم كردن امور خانه و تصرفاتى كه به آن مربوط است؛ به طورى كه وضع آن رو به صلاح گذارد و اهل منزل از فوايد مطلوب آن برخوردار شوند.[1]

با توجه به اينكه انديشيدن و چاره‌انديشى كردن، لازمه تدبير است، اهل لغت، چاره انديشى و انديشيدن براى انجام درستِ كارها يا پيدا كردن راه حل مشكل يا مسئله‌اى را تدبير ناميده‌اند.[2]بر اين اساس، مى‌توان گفت تدبير منزل كه شاخه‌اى از فلسفه و حكمت عملى است، چاره انديشى، برنامه ريزى و مديريت كردن در تنظيم امور خانه و زندگى خانوادگى است.

ضرورت و اهميت تدبير

ضرورت و اهميت تدبير در امور زندگى، سبب شده است كه معصومان7با سخن و سيره خود، بر آن تأكيد ورزند. امام على7تدبير و برنامه‌ريزى كردن را صلاح زندگى دانسته: «صَلاحُ الْعَيْشِ التَّدْبيرُ»[3]و دنياى بدون تدبير را بى‌خير معرفى كرده است: «لا خَيْرَ فى دُنْيا لا تَدْبيرَ فيها».[4]

[1]ر.ک: ترجمة تفسِیر المِیزان، ج 11، ص 394.

[2]ر.ک: فرهنگ بزرگ سخن، حسن انورِی، واژة تدبِیر.

[3]شرح غرر الحکم، ج 4، ص 194.

[4]بحار الانوار، ج 70، ص 307.


صفحه 81

مردى به امام صادق7عرض كرد: به ما گفته‌اند: اقتصاد و تدبير در معيشت، نيمى از كسب است.

آن حضرت فرمود: لا، بَلْ هُوَ الْكَسْبُ كُلُّهُ، وَ مِنَ الدّينِ التَّدْبيرُ فِى الْمَعيشَةِ؛ نه، بلكه اين كار، همه كسب است و تدبير در معيشت، جزئى از دين (و دين دارى) است.

نقش زن در تدبير منزل‌

اسلام، سرپرستى خانواده را بر عهده مرد گذاشته و او را به تأمين هزينه زندگى همسر و فرزندان و حمايت از آنان موظف ساخته است؛ اما نقش زن در مديريت كانون خانواده و تدبير امور داخلى آن را ناديده نگرفته است. رسول خدا6مى‌فرمايد:

... الرَّجُلُ فِى اهْلِهِ راعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الْمَرْأَةُ فى بَيْتِ زَوْجِها راعِيَةٌ وَ هِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْ رَعِيَّتِها ...[1]

مرد سرپرست و نگهبان خانواده و در برابر آنان مسئول است و زن [نيز]، در خانه شوهرش نگهبان است و از رعيّت [خانه، اموال و داراييهاى شوهر و فرزندان‌][2]او مورد بازخواست قرار مى‌گيرد.

درايت و زيركى زن، دقت و ظرافت او در برنامه ريزى و مديريت درست او، اعتدال مطلوب اسلامى را در خانه و زندگى حاكم مى‌سازد، اقتصاد خانواده را سامان مى‌دهد و خانواده را به صلاح و سعادت رهنمون مى‌سازد.

با توجه به اين مقدمه، با ذكر مواردى از نقش آفرينى زن در تدبير و تنظيم امور داخلى خانواده، بحث را پى مى‌گيريم.

1. تقدير معيشت‌

زن شايسته، همواره دخل و خرج زندگى مشترك را مورد ارزيابى و اندازه‌گيرى قرار مى‌دهد و چگونگى تأمين نيازهاى خود و اعضاى خانواده را با آن ميزان مى‌سنجد و بر همان پايه خرج مى‌كند. امام على7مى‌فرمايد:

[1]عوالِی اللآلِی، ج 1، ص 129.

[2]در بعضِی رواِیات چنِین آمده است: «اَلمَرأَةُ راعِِیَةٌ عَلِی مالِ زَوجِها وَ مَسئُولَةٌ عَنهُ» ر.ک: مستدرک الوسائل، ج 14، ص 248؛ «وَ المرأةُ راعِيةٌ عَلى بَيتِ بَعلِها و وُلدِهِ و هِيَ مَسؤولَةٌ عَنهُم» ر.ک: ارشاد القلوب، دِیلمِی، ج 1، ص 184.


صفحه 82

التَّقْديرُ نِصْفُ الْعَيْشِ.[1]

اندازه‌گيرى، نيمى از زندگى است.

منظور از «تقدير» در اين گفتار، حسابگرى، سنجيدن ميزان دخل و خرج و به اندازه خرج كردن است.

امام على7، افسار گسيختگى و عدم حسابگرى در هزينه‌هاى زندگى را موجب تنگدستى مى‌داند: «تَرْكُ التَّقْديرِ فِى الْمَعيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ.»[2]

امام صادق7مى‌فرمايد:

اذا ارادَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِاهْلِ بَيْتٍ خَيْراً رَزَقَهُمُ الرِّفْقَ فِى الْمَعيشَةِ.[3]

هرگاه خداوند بزرگ براى خانواده‌اى خير بخواهد، رفق در زندگى را به آنان روزى مى‌كند.

رفق در معيشت، آن است كه انسان براى گذران زندگى تدبير كند و به آنچه خدايش روزى كرده، بسازد و پا از گليم خود درازتر نكند.

2. ميانه‌روى در مصرف‌

تدبير زنِ شايسته را مى‌توان در شيوه زندگى‌اش شناخت؛ چنين زنى، اعتدال و ميانه‌روى را الگوى عملى خود قرار مى‌دهد و از آن تجاوز نمى‌كند؛ ساده زيست و كم خرج است؛ از حدّ متعارف و معمول خارج نمى‌شود؛ از امكاناتى كه خدايش داده، درست استفاده مى‌كند. رسول خدا6درباره ويژگيهاى چنين زنى مى‌فرمايد:

خَيْرُ نِسائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الطَّعامُ، الطَّيِّبَةُ الرّيحُ الَّتى انْ انْفَقَتْ انْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ انْ امْسَكَتْ امْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْكَ عامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عامِلُ اللَّهِ لايَخيبُ.[4]

بهترين زنان شما، زنى است كه غذاى پاكيزه بپزد، خوشبو و پاكيزه باشد، خرج كردن و خرج نكردنش بر اساس معروف (و متعارف) باشد. چنين بانويى از كارگزاران خداست و كارگزار خدا زيان نمى‌بيند.

[1]بحار الانوار، ج 71، ص 347.

[2]بحار الانوار، ج 71، ص 349.

[3]الکافِی، ج 5، ص 88.

[4]همان، ص 325.


صفحه 83

نيز مى‌فرمايد:

اعْظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً ايْسَرُهُنَّ مَئُونَةً.[1]

زنى كه مخارج او آسان‌تر و سبك‌تر باشد بركتش بيشتر [از ديگر زنان‌] است.

3. پرهيز از اسراف و تبذير

اسراف، به معناى تجاوز كردن از حدّ اعتدال و از گناهان كبيره است. بر اساس روايات، شاخصهاى اسراف عبارت است از:

الف. مصرف به گونه‌اى باشد كه به تلف كردن و ضايع ساختن آن بينجامد، مانند اينكه آب و غذا را دور بريزد. رسول خدا6مى‌فرمايد:

همانا ميانه روى كارى است كه خداى بزرگ دوستش مى‌دارد، ولى اسراف را دشمن مى‌دارد تا آنجا كه حتى دور ريختن باقى مانده آب و دور انداختن هسته خرما را ناپسند مى‌دارد؛ چون ممكن است مورد استفاده قرار گيرد.[2]

مقام معظم رهبرى فرمود:

حد و اندازه نگه داريد؛ زياده روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‌كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‌رسد، نه به خاطر اينكه كم داريم؛ به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مى‌دهند كه نعمتهاى الهى را بى‌حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‌اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‌اى نكنند، هيچ حدى نگه ندارند و حتى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‌شود و از خانه‌ها بيرون ريخته مى‌شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم، چند برابر اندازه لازم خريدارى مى‌شود و در خانه‌ها و صندوقها مى‌ماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.[3]

ب. مصرف كردن مال بيش از حد نياز باشد. براى مثال، كسى كه يك خانه يا يك طبقه از منزل نياز او را برمى‌آورد، پولش را در بيشتر از آن مصرف كند.

[1]مستدرک الوسائل، ج 14، ص 162.

[2]بحار الانوار، ج 71، ص 364.

[3]خطبه‌هاِی نماز عِید سعِید فطر، 4/1/1372.