بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

الف- اگر بعداز اصابت سنگ به آنها- گرچه يك سنگ- فرار كنند، برگردانده نمى‌شوند.

ب- و گرنه بايد برگردانده شوند.

ناگفته نماند كه حكم مزبور درباره سنگسار كردن است، اما در مورد تازيانه، فرار نفعى ندارد، بلكه برگردانده مى‌شوند و حدّ مى‌خورند.[1]

3- اگر زناكار محصن «همسر دار» اقرار به زنا كرده باشد، اوّل امام7[2]و سپس مردم او را سنگسار مى‌كنند و اگر بيّنه بر آن اقامه شود، اوّل شهود سپس امام7و پس از آن مردم او را سنگسار مى‌كنند.[3]

4- مرد زناكار در حال ايستاده و بدون لباس- درحالى كه عورتش پوشيده شده- و زن به صورت نشسته و با لباس شلاق زده مى‌شود.[4]

5- براى حاكم سزاوار است به مردم اعلان كند كه در اجراى حدّ حضور يابند، بلكه سزاوار است كه به آنان امر كند، تا براى اجراى حدّ حضور يابند و احوط حضور گروهى از مؤمنان- سه نفر يا بيشتر- است.[5]

6- پيش از سنگسار كردن، امام7يا حاكم به او دستور مى‌دهد كه با آب سدر، سپس آب كافور و پس از آن با آب خالص، غسل ميّت كند، كفن بپوشد و حنوط ببندد، سپس سنگسار گردد. بعد از آن بر او نماز خوانده مى‌شود و بدون غسل دادن، در قبرستان مسلمانان دفن مى‌گردد.[6]

2- لواط

«لواط» در فقه اسلام و قوانين جزايى، اصطلاحى است كه براى عمل شنيع همبسترى مرد با مرد و جمع شدن آن دو با يكديگر براى اطفاى غريزه جنسى به كار مى‌رود. لواط

1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 1 ـ 2.

2- در زمان غِیبت به عهده حاکم شرع است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466 ـ 467، مسأله 5 ـ 6).

3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 466، مسأله 3.

4- همان، مسأله 4.

5- همان، مسأله 5.

6- همان، ص 467، مسأله 6.


صفحه 28

از جمله گناهان كبيره، برخلاف اصول فطرت، بر باد دهنده نسل، فاسد كننده اجتماع، از زنا زشت‌تر و حدّ آن نيز از حدّ زنا شديدتر است.

در زشتى لواط همين بس كه قوم لوط همگى به جرم اين عمل شنيع، به بلاى بزرگى دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ويران و مايه عبرت آيندگان شد. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

(وَ امْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الُمجْرِمينَ)(اعراف: 83)

و (سپس چنان) بارانى (از سنگ) بر آنها فرستاديم؛ (كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت) پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد!

امام رضا7درباره زشتى لواط فرمود:

وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَةَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَكَ امَّةً بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ يُهْلِكْ احَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ[1]

بدان كه حرمت لواط از زنا بيشتر است، زيرا خداوند قومى را (قوم لوط) به خاطر عمل لواط هلاك كرد، ولى كسى را براى زنا هلاك نكرد.

احكام لواط

1- اثبات لواط: لواط از دو راه اثبات مى‌شود:

اول: اقرار فاعل يا مفعول چهار مرتبه.[2]

دوم: شهادت چهار مرد به‌طور مشاهده، درصورتى كه شرايط قبول را دارا باشند.

2- صورت‌هاى گوناگون جرم و مجازات مجرم‌

1- فاعل و مفعول هر دو بالغ، عاقل و مختار باشند: حكم هر دو اعدام است.

2- فاعل، بالغ و عاقل و مفعول بچه باشد: حكم فاعل اعدام و حكم مفعول، تأديب است.

3- فاعل و مفعول هر دو نابالغ باشند: حكم هر دو تأديب است.

4- فاعل، نابالغ و مفعول، بالغ باشد: فاعل تأديب شده و مفعول حدّ مى‌خورد.

1- بحار الانوار، ج 79، ص 71.

2- اقرار هر کدام فقط در مورد خودش مؤثر است. (ر.ک. تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 50، مسأله 4)


صفحه 29

تذكّر: در احكام ياد شده تفاوتى ميان مسلمان و كافر و محصن و غير محصن نيست.[1]

3- اقسام اعدام‌

1- كشتن و گردن زدن با شمشير.

2- بستن دست و پاى مجرم و پرت كردن او از جاى بلندى مانند كوه و غير آن.

3- سوزانيدن با آتش.

4- سنگسار كردن.

5- و بنابر قولى: خراب كردن ديوارى روى او.

حاكم در اعدامِ مجرم،- اعم از فاعل و مفعول- بين موارد مزبور مخيّر است.[2]

4- توبه لواط كننده: كسى كه لواط كرده، اگر قبل از گواهى شاهدان، توبه كند، حدّ ساقط مى‌شود و اگر بعد از آن توبه كند، ساقط نمى‌شود و چنانچه ثبوت آن به‌واسطه اقرار باشد، سپس توبه كند، امام7و همچنين نايب او حق دارد، او را ببخشد يا حدّ بر وى جارى كند.[3]

5- در صورتى كه لواط به‌طور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو باسن، حد آن صد تازيانه است و [در اين حكم‌] بين محصن و غيره و كافر و مسلمان فرقى نيست در صورتى كه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد و گرنه كشته مى‌شود.[4]

3- مساحقه‌

يكى ديگر از انحرافات جنسى كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از گناهان كبيره شمرده شده، مساحقه (: همبستر شدن زن با زن) است.

احكام مساحقه به قرار زير است:

1- «سحق» همانند لواط با اقرار و بيّنه اثبات مى‌شود و حدّ آن صد تازيانه است، در صورتى كه دو طرف بالغ، عاقل و مختار باشند در اينجا فرقى بين محصنه بودن يا نبودن و نيز مسلمان يا كافر بودن نيست.[5]

1- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 469، مسأله 1 و 4.

2- همان، ص 470، مسأله 5.

3- همان، ص 470، مسأله 8.

4- همان، مسأله 6.

5- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 470، مسأله 9.


صفحه 30

2- اگر مساحقه تكرار شود، درصورتى كه حدّ در خلال آنها واقع شده باشد، در مرتبه چهارم كشته مى‌شود.[1]

3- حدّ مساحقه با توبه قبل از گواهى شاهدان، ساقط مى‌گردد، ولى بعد از آن ساقط نمى‌شود. اگر مساحقه به اقرار ثابت شود و مجرم توبه كند، امام7و نيز نايب او در اجراى حدّ يا بخشش مجرم مخيّر است، همان‌طور كه در لواط مخيّر بود.[2]

يك نكته‌

«قَوّادى» كه عبارت است از جمع كردن و مرتبط كردن دو نفر يا بيشتر براى زنا يا لواط، با دو بار اقرار (در صورتى كه اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار و داراى قصد باشد) و نيز شهادت دو مرد عادل ثابت مى‌شود و حد آن 75 تازيانه و تبعيد از محل زندگى است[3]و بنا به قول مشهور سر او نيز تراشيده مى‌شود و در شهر مى‌گردانند. در اين حكم مسلمان و كافر و مرد و زن با يكديگر مساوى‌اند جز اينكه در مورد زن فقط تازيانه اجرا مى‌شود.[4]

4- قذف‌

«قذف»[5]در اصطلاح فقهى عبارت است از نسبت دادن زنا يا لواط به كسى.

رواج تهمت و افترا در جامعه اسلامى باعث جريحه‌دار شدن عفّت عمومى و لكّه‌دار شدن نواميس مردم مى‌شود، حسّ اعتماد و اطمينان را از ميان مى‌برد و به جاى آن، سوءظن و بدگمانى را حاكم مى‌كند.

از اين رو، اسلام با رواج تهمت، اشاعه فحشا و بيان زشتى‌ها به‌ويژه در مسائل ناموسى، سخت مخالف است. قرآن كريم كسانى را كه به حريم عفّت و عصمت دامن‌هاى پاك احترام نمى‌گذارند، چنين تهديد مى‌كند:

1- همان، مسأله 10.

2- همان.

3- اندازه تبعِید منوط به نظر حاکم شرع است و در قانون مجازات اسلامِی سه ماه تا ِیک سال معِین کرده‌اند. (ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، هوشنگ ناصرزاده، ص 41).

4- ر.ک. به همان، ص 471، مسائل 14 ـ 15.

5- قذف نِیز از گناهان کبِیره است و در رواِیات به کبِیره بودنش تصرِیح شده و در قرآن مجِید وعده عذاب به آن داده شده است.


صفحه 31

(انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ ...)

(نور: 19)

كسانى كه دوست دارند زشتى‌ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است.

در جاى ديگر براى مبارزه با آن مى‌فرمايد:

(وَالَّذينَ يَرْمُونَ الُمحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً ابَداً وَ اولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ)(نور: 4)

به كسانى كه زنان عفيف را به زنا متّهم مى‌كنند و چهار شاهد نمى‌آورند، هشتاد ضربه (شلاق) بزنيد و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذيرند كه مردمى فاسقند.

رسول خدا6درباره آن فرمود:

كسى كه به مرد يا زن پاكدامنى نسبت زنا بدهد، خداوند كردار نيكش را از بين مى‌برد و روز قيامت هفتاد هزار فرشته از پيشِ رو و پشت سر، او را تازيانه مى‌زنند، سپس به آتش مى‌اندازند.[1]

شرايط قذف، قذف كننده و قذف شونده‌

1- در قذف شرط است كه:

الف- به لفظ صريح باشد و يا ظهور اعتمادآورى در قذف داشته باشند، مثل اينكه بگويد: «تو زنا كردى»، «تو لواط كردى»، «تو زناكار يا لواطكننده‌اى»، «با تو لواط شده»، «اى زناكار» و[2]....

ب- گوينده به معناى لفظى كه به‌كار مى‌برد آگاه باشد.[3]

1- وسائل الشِیعه، ج 18، ص 431.

2- هرگاه کسِی به قصد نسبت دادن زنا به شخصِی مثلاً چنِین بگوِید: «زن قحبه»، ِیا «خواهر قحبه» ِیا «مادر قحبه»، نسبت به کسِی که زنا را به او نسبت داده محکوم به حد قذف مِی‌شود و نسبت به مخاطب که به واسطه اِین دشنام اذِیت شده است تا 74 ضربه شلاق تعزِیر مِی‌شود. (ر.ک. قانون مجازات اسلامِی، ص 42.)

3- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 472، مسأله 2.


صفحه 32

2- در قذف كننده بلوغ، عقل، اختيار و قصد شرط است.[1]

3- قذف شونده بايد «مُحْصَن» باشد، يعنى بالغ، عاقل، آزاد، مسلمان و پاكدامن باشد[2]و اگر يكى از اين شرايط در او نباشد قذف كننده حد نمى‌خورد، بلكه تعزير مى‌شود.[3]

راه‌هاى اثبات قذف‌

1- دو مرتبه اقرار؛ البته اقرار در صورتى نافذ است كه اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار و داراى قصد باشد.

2- شهادت دو مرد عادل؛ (گواهى زنان پذيرفته نيست).[4]

حدّ قذف‌

1- حد قذف، هشتاد ضربه تازيانه است؛ خواه نسبت دهنده مرد باشد يا زن.

2- شدّت تازيانه در قذف كمتر از شدت آن در زناست.

3- تازيانه از روى لباس متعارف زده مى‌شود.

4- تازيانه به تمام بدن مجرم زده مى‌شود، منهاى سر و صورت و شرمگاه.[5]

ناسزاگويى به معصومين7

كسى كه به پيغمبر6- العياذ بالله- ناسزا بگويد، بر شنونده آن واجب است كه اگر بر خود، يا آبروى خود، يا بر جان و يا آبروى مؤمن نمى‌ترسد، او را به قتل برساند، ولى با وجود اين ترس، قتل او جايز نيست. چنانچه بر مال قابل توجه خود يا برادر مسلمانش نيز بترسد باز مى‌تواند او را نكشد و اين حكم به اذن امام7يا نايب او بستگى ندارد.

همچنين است اگر يكى از ائمّه7را دشنام بگويد و در ملحق كردن حضرت صدّيقه‌

1- همان، ص 474، مسأله 1.

2- منظور از عفِیف و پاکدامن آن است که تظاهر به زنا و لواط نداشته باشد که در اِین صورت حرمتِی ندارد و قذف او نِیز مانعِی نخواهد داشت.

3- همان، مسأله 3.

4- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 475، مسأله 1.

5- همان، ص 475، مسأله 2.


صفحه 33

طاهره (س) به آنان وجهى است، بلكه اگر سَبّ او به سبّ پيغمبر6برگردد، بدون اشكال به قتل مى‌رسد.[1]

5- شرابخوارى‌

شرابخوارى يكى از گناهان كبيره است[2]كه قرآن كريم پيروان خويش را از آن برحذر داشته است، چنان كه مى‌فرمايد:

(يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا انَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْانْصابُ وَالْازْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)(مائده: 90)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، شراب و قمار و بت‌ها و گروبندى با تيرها پليد و كار شيطان است، از آن اجتناب كنيد تا رستگار شويد.

امام باقر7فرمود:

رسول خدا6درباره شراب، ده طايفه را لعنت كرده كه عبارتند از: درختكار، باغبان، گيرنده آب انگور، نوشنده، ساقى، حمل كننده، تحويل گيرنده، خريدار، فروشنده و دريافت كننده پول آن.[3]

پيامدهاى شرابخوارى‌

شرابخوارى، آثار و پيامدهاى نامطلوبى در انسان بر جا مى‌گذارد: او را از سعادت و خوشبختى محروم مى‌سازد؛ آثار بدى در معده، روده‌ها، جگر، سلسله اعصاب، قلب و حواس انسان بر جاى مى‌گذارد؛ ضررهاى اخلاقى فراوانى دارد؛ انواع جنايت‌ها، خونريزى‌ها، هتك حرمت‌ها و ... را به دنبال دارد و به تعبير رسول خدا6:

1- همان، ص 476 (الاول).

2- ر.ک: بقره، آِیه 219.

3- وسائل الشِیعه، ج 12، ص 165.


صفحه 34

جُمِعَ الشَّرُّ كُلُّهُ فى‌ بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ شُرْبُ الْخَمْرِ[1]

تمام بدى‌ها در خانه‌اى جمع شده و كليد آن، شرابخوارى قرار داده شده است.

در اينجا به دو پيامد مهمّ آن اشاره مى‌كنيم:

1- فساد عقل: شرابخوارى بيش از هر چيز ديگر موجب فساد عقل انسان مى‌شود.

حضرت على7فرمود:

فَرَضَ اللَّهُ ... تَرْكَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصيناً لِلْعَقْلِ[2]

خداوند نياشاميدن شراب را براى محفوظ داشتن عقل (از فساد و تباهى) واجب كرده است.

2- اثر در نسل: شراب در نسل آدمى اثر نامطلوب به جاى مى‌گذارد. از اين رو، رسول خدا6فرمود:

شارِبُ الْخَمْرِ ... لا تُزَوِّجُوهُ اذا خَطَبَ[3]

هرگاه شرابخوارى (از دختر شما) خواستگارى كرد، به او زن ندهيد.

حدّ شرابخوارى‌

حدّ شرابخوارى و نيز نوشيدن آبجو هشتاد ضربه شلاق است كه بر پشت، دو كتف و بقيه بدن شخص شرابخوار زده مى‌شود و از زدن به سر و صورت و شرمگاه او خوددارى مى‌گردد.[4]

شرابخوار مرد باشد يا زن با شرايط زير حد مى‌خورد:

1- بالغ شد.

2- عاقل باشد.

3- با اختيار خودش شراب بنوشد.

4- به حرمت شرابخوارى آگاه باشد.

1- بحار الانوار، ج 79، ص 148.

2- نهج البلاغه، فِیض الاسلام، حکمت 244، ص 1197.

3- بحار الانوار، ج 79، ص 127.

4- تحرِیر الوسِیله، ج 2، ص 480، مسأله 9 ـ 10.