بواسطه آن قلوب را تسخير كرد يا آنكه گفتند كتاب سحرى بدستش رسيد. هيچ كدام از اين سخنان اصلى ندارد. البته اين امكان كه كتاب سحرى به دستش رسيد اقرب به نظر مىرسد از اينكه ابن فهد براى او كتابى نوشته باشد، كه در آن اسرار علوم غريبه بوده باشد زيرا اين كتاب نه پيش ابن فهد پيدا شده و نه در نزد ديگران ولى مردم در حق چنين كسانى كه به زهد و عبادت مشهور شدند به چنين كلماتى دست مىيازند. و شنونده هم زود تصديق مىكند 26. كتاب الادعية و الختوم. نسخه آن به خط شاگردش فضل بن هيكل حلى در كتابخانه مرحوم سيد حسن صدر در كاظميه موجود است.
آداب راز و نياز به درگاه بىنياز يا ترجمه عدّة الداعى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
[مقدمه مؤلف]
بسم اللَّه الرحمن الرحيم و به نستمد حمد خداى را كه شنواى دعا و رافع بلاست، و افشاننده نور و تارنده تاريكى است، بازكننده چشمه اميد و دهنده نعمتهاى فراخ و عطاهاى فراوان و نعمتهاى پى در پى است آسمان را برافراشت و پهندشت زمين را نگهداشت.
و درود بر پايانبخش پيامبران و آقاى برگزيدگان، محمد، كه همه دعاها اختصاص به وى دارد و او برگزيده مخصوص است، حجّت زمينىها و آسمانيهاست. و درود بر آلش كه به انتساب خالص وى نايل شدند و پيروى از ايشان واجب گرديد تا به آن هنگام كه آسمان آبى سايه مىافكند، و زمين خاكى گسترده است تا به هنگام بعث و جزاء.
و بعد خداى سبحان و متعالى از كرم بىپايان خويش دعا را آموخت و ما را به آن فرا خواند و درخواست را به بشر الهام كرد و بر آن تحريص نمود و در معامله با خويش و اقدام بر دعا ترغيب كرد و راه رستگارى را در مناجات با خويش قرار داد و در دعايش كليد بخششها و عطاها را نهاد و براى اجابت دعا راههايى قرار داد كه عبارتند از: (1) خصوصيت دعاها (2) اصناف دعاكنندهها، (3) حالات ايشان، (4) مكانهاى دعا و (5) اوقات آن. به همين خاطر اين كتاب را در همين موارد نگاشتيم و آن را «عدّة الداعى و نجاح الساعى» نام گذاشتيم. و اين كتاب داراى يك مقدمه و شش باب است.
(مقدمه)
: مقدمه كتاب، در تعريف و ترغيب دعاست، اكنون به مقدمه مىپردازيم پس مىگوييم: دعا در لغت به معناى ندا و خواهش است، گويى «دعوت فلانا اذا ناديته و صحت به» ترجمه گويى: فلانى را دعا كردم وقتى كه او را صدا زدى و خواندى. و دعا در اصطلاح درخواست شخص پايينتر از مقام بالاتر براى انجام كارى است. در صورتى كه با فروتنى و تضرع و زارى همراه باشد.
[تأكيد بر دعا از ناحيه معصومين]
و چون هدف از تأليف اين كتاب ترغيب در دعا و تحريص بر آن و حسن ظن به خدا و خواست آنچه كه در نزد خداست مىباشد بنا بر اين بدان كه اخبارى از ائمه اطهار در تاكيد دعا آمده كه دعا را معرفى كرده و به آن ترغيب مىنمايند و انسانها را به آن رهنمون مىسازند.
صدوق از محمد بن يعقوب به اسنادش از ائمه اطهار:روايت كرد:
هر كس كه عمل خيرى به او برسد و به آن عمل كند، ثواب او همانست كه در آن روايت آمده است، اگر چه در واقع، ثواب آن عمل به آن گونه نبوده كه به وى رسيده است.
و همچنين صدوق به اسنادش از صفوان از ابا عبد اللَّه7روايت مىكند: هر كس به او عمل خيرى برسد و به آن عمل نمايد به اجر آن مىرسد گرچه رسول خدا6نفرموده باشد.
و محمد بن يعقوب از على بن ابراهيم از پدرش از ابن عمير، از هشام بن سالم از امام صادق7نقل مىكند كه فرمود: هر كس چيزى از ثواب بر عملى، به وى برسد و آن را انجام دهد آن اجر، به وى مىرسد، گرچه آن ثواب به آن صورت نباشد كه به وى رسيده است.
و از طرق عامه روايت مرفوعه عبد الرحمن حلوانى از جابر بن عبد اللَّه انصارى است كه از پيامبر6نقل كرده كه آن حضرت فرمود: هر كس فضيلتى به او برسد و او آن را بگيرد، و بدان عمل نمايد در حالى كه ايمان به خدا دارد و اميدوار به پاداش الهى باشد، خداى تعالى آن پاداش را به او عطا مىكند، گرچه آن ثواب آن گونه نباشد. بنا بر اين اين معنا بين فريقين اجماعى است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
باب اول در تحريص بر دعا
عقل و نقل بر آن تحريص مىنمايند.
(عقل تحريص بر دعا مىكند)
عقل (1): عقل جلوگيرى از ضرر به نفس را در صورت قدرت و امكان واجب مىداند و از طرفى پيدايش گرفتارى براى انسان در دار دنيا حتمى است، زيرا انسانها ناچار درگير امورىاند كه باعث تشويش خاطر و مشغوليت فكرى شده و مضرّ به حال ايشان مىباشد. اين عوامل تشويش، يا داخلى هستند مثل بيمارى كه مزاج بشر را عليل مىكند، و يا خارجى مثل اذيت و آزار ستمگر، و يا ناملايماتى كه از همراه و يا همسايه به او مىرسد، اگر هم از همه اينها در امان باشد، از عقل وقوع و ارتباط اين نگرانيها را با او محتمل مىشمارد، چگونه انسان از تشويشها خالى باشد؟ در صورتى كه انسان در سرزمين حوادث كه دستخوش دگرگونى و تغييرات است، زندگى مىكند و هيچ انسانى، چه در حال، و چه در آينده از حوادث دردناك جدا نيست پس ضرر حوادث يا گريبانگير انسانهاست، و يا آنكه انتظار مىرود حوادثى براى او اتفاق افتد و در صورت امكان هر دو ضرر را بايد از بين برد. دعا اين غرض را برآورده مىكند و همه كس نيز توان دعا و نيايش دارد، بنا بر اين بايد دعا كرد.
امير المؤمنين و سيد الوصيين صلوات اللَّه عليه و آله نيز همين معنا را گوشزد كرده و فرمودهاند هيچ مبتلايى- گرچه ابتلاى او بزرگ باشد- سزاوارتر از شخص در عافيت، از دعا كردن نيست، زيرا كه شخص در عافيت، از بلا ايمن نيست.
بنا بر اين، روايت روشن نمود كه همه، چه دردمند، و چه در عافيت، نيازمند به دعا هستند و فايده دعا رفع بلاى موجود و دفع ضررهاى محتمل كه فرود مىآيند مىباشد، و يا دعا جلب منفعت مطلوب يا حفظ خير موجود و دوام و جلوگيرى از زوال آن مىنمايد زيرا ائمه:دعا را به سلاح وصف كردند و به وسيله سلاح هم جلب منفعت مىشود و هم ضرر جلوگيرى مىشود و نيز ايشان دعا را سپر نام گذاشتند و سپر وسيله دفاعى است كه از ناملايمات جلوگيرى مىكند.
پيامبر خدا6فرمود: آيا مىخواهيد كه شما را به سلاحى راهنمايى كنم كه