بلندى هستند كه هيچ كس با آنها مشاركت ندارد. و اما دورىكنندگان از معاصى پس من از مردم حساب مىكشم و از ايشان حساب نمىكشم.
در حجة الوداع پيامبر6فرمود: هر كس از ترس خدا گريه كند به هر قطره اشكش خداى تعالى جزايى به اندازه كوه احد مىدهد كه در ميزانش مىباشد و به هر قطره اشكش چشمهاى در بهشت عنايت مىكند كه در دو جانبش نهرها و قصرهايى وجود دارد كه نه چشم ديده نه گوش شنيده و نه به قلب بشرى خطور كرده است. و از امام باقر (ع) نقل شده كه ابراهيم7فرمود: پروردگارا جزاى بندهاى كه از ترس تو صورتش از اشك تر شود چيست؟ خداى تعالى فرمود: پاداش و مغفرت و رضايت من در روز قيامت پاداش او است. اسحاق بن عمار نقل كرد كه به امام صادق (ع) عرضه داشتم: دعا مىكنم و دوست دارم گريه كنم ولى نمىآيد، و چه بسا از ميّت خانوادهام ياد مىكنم و رقّت حاصل مىشود و گريه مىكنم آيا جايز است؟ فرمود بله:
ايشان را ياد آور وقتى رقّت حاصل شد براى خدا گريه كن!
نزديكى و تخفيف:
اگر گريهات نمىآيد خود را به گريه بزن، زيرا امام صادق (ع) فرمود اگر گريهات نمىآيد خودت را به گريه بزن، و از سعيد بن يسار گفت: به امام صادق عرضه داشتم: آيا در دعا خودم را به گريه بزنم ولى گريه حقيقى نباشد؟ فرمود: بله گر چه به اندازه سر مگسى باشد. و ابى حمزه از امام صادق روايت كرد كه امام صادق (ع) به ابو بصير فرمود: اگر از امرى مىترسى و يا حاجتى مىخواهى پس شروع به تمجيد و ثناى الهى كن! چنان كه او سزاوارش است و بر پيامبر و آلش درود بفرست، و خود را به گريه بيانداز، گرچه مثل سر مگسى باشد زيرا پدرم مىفرمود:
نزديكترين حالت بنده به خدا گريه در حال سجده است. و از آن حضرت است كه گريهات نمىآيد خودت را به گريه بيانداز اگر به اندازه سر سوزنى از تو اشك خارج شده پس خوشا به حالت.
نصيحت:
اگر موفق به دعا شدى ولى چشمان تو براى گريه تو را مساعدت نمىكنند ولى براى آمادگى براى ريزش اشك ياد گناهان بزرگ و رسواييهاى آن در روز قيامت و ترس مردم از ملك علّام نما و تصور كن آنچه كه بر خلايق فرود مىآيد در حالى كه زبانها نالان شده بانگها خاموش شده و در
ميان اعضاى بدن قرار گرفتى كه شاهدند و گفتگو مىكنند و به حدى خلايق ازدحام كردهاند كه عرق (چون دريايى) ايشان را لگام زده و تا بناگوش رسيده روزى، كه نهانهاى اشخاص آشكار مىشود و پنهانيهاى ايشان روشن مىشود و عداوتها كشف مىگردد و كسى حال نظر و التفات ندارد.
رسول خدا6فرمود: در روز قيامت مردم پا برهنه و عريان ازدحام مىكنند عرق ايشان را لگام زده و به بناگوش رسيده است. سوده همسر رسول خدا6گفت: واى بر ما عدهاى به عده ديگر نگاه كنند. حضرت فرمود مردم مشغولتر از آن هستند كه نگاه كنندلِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ[1]هر كس در آن روز در مصيبتى گرفتار است كه، دل مشغول آنست. چگونه توانايى نگاه دارد در صورتى كه عدهاى بر صورتشان كشانده مىشوند و عدهاى بر شكمشان راه مىروند و عده بسان مورچگان زير قدمها له مىشوند و عدهاى بر لبه آتش تا بهنگام تمام شدن حساب مردم به دار آويخته شدهاند و عدهاى مار در گردن ايشان حلقه زده است و تا بهنگام پايان حسابرسى ايشان را نيش مىزند و عدهاى گرفتار حيوانات سم دارند كه ايشان را لگد مىزنند و عدهاى مبتلا به حيوانات شاخدارند كه ايشان را شاخ مىزنند و با پاهايشان ايشان را لگد مىكنند. و به حال مردم در آن روز و قبل و بعدش فكر كن كه علت آن شقاوت و يا سعادت است.
در اين صورت علت ترس و انگيزه گريه و رقت و اخلاص قلب در تو پيدا مىشود آنگاه فرصت دعا پيش مىآيد از آن فرصت استفاده كن و بدان كه اين لحظه بهترين لحظات و گرانمايهترين حالات عمر است و در اين حالت به خداى جليل متوجه شو و از طلب آرزوها بپرهيز و متعرض سؤال اين گونه امور نشو! و اگر از او چيزى درخواست مىكنى درخواست و طلب تو روى آورى هميشگى حق سبحانه بر تو و روى آوردن تو بر او باشد و مراعات ادب را در پيشگاه حق سبحانه درخواست كن و چيزى سؤال كن كه خوبيش بماند و وبال آن گردن تو را نگيرد، ولى مال نه براى تو باقى مىماند و نه تو براى آن باقى مىمانى!
آگاهى
بدان كه گريه از گناهان و فرياد و زارى به حق تعالى صفاتى دوست داشتنى هستند ولى بدون كنارهگيرى از گناهان و توبه از آنها مفيد نيست. سيد العابدين على بن الحسين (ع) فرمود: گريهاى كه در آن اشك باشد ولى همراه ورع و پرهيزكارى نباشد كه جلوى معاصى را بگيرد، گريه ترس از
[1]- 80/ عبس، 37.
خدا نيست، و اين ترس كاذبى است. از پيامبر6روايت شده است كه حضرت موسى (ع) به يكى از اصحابش در حال سجده گذشت، كارش را انجام داد و برگشت، باز هم او را در حال سجده ديد. حضرت موسى (ع) فرمود: اگر حاجت تو در دست من بود آن را روا مىكردم.
خداى تعالى به او وحى فرمود: اى موسى! اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود مگر از آنچه مورد خشم من است به سوى آنچه كه مورد رضايت من است برگردد. و روايت از راه ديگر وارد شده كه موسى از مردى گريان گذشت. سپس برگشت باز او داشت گريه مىكرد فرمود خدايا! بنده تو از ترس تو گريه مىكند. فرمود: اى موسى! اگر مغز سرش با اشك چشمانش فرود آيد من او را نمىآمرزم زيرا او دنيا را دوست مىدارد.
و از جمله وحىهايى كه به موسى7شده: اى موسى! با قلب پاك و زبان راستگو مرا بخوان! و از امير المؤمنين روايت شده كه فرمود: دعا كليد سعادت و گردنبند رستگارى است، و بهترين دعا آن است كه از سينه پاك و قلب پرهيزگار صادر شود و مناجات علت نجات است و اخلاص علت خلاص است وقتى ناله و آه زياد شد خداى تعالى پناهگاه است.
امر يازدهم: اقرار به گناهان قبل از درخواست از خدا لازم است
چون مشتمل بر انقطاع و پناه بردن به خدا و پست كردن نفس است. و هر كس خود را پست نمايد و تواضع كند خداى تعالى او را بلند مىكند، و خداى تعالى در نزد دلشكستگان جاى دارد. روايت شده است كه عابدى هفتاد سال روزها روزه مىداشت و شبها به عبادت صبح مىكرد و سپس از خداى تعالى حاجتى را در خواست كرد حاجت او برآورده نشد. پس به خود روى آورد و گفت: اى نفس به خاطر تو خدا حاجت مرا نداد اگر در تو خيرى مىبود حاجت تو را به تو مىدادند خداى تعالى فرشتهاى را به سوى او فرستاد و گفت اى فرزند آدم! اين لحظه كه نفست را كوچك شمردى در نزد من بهتر از عبادتهاى گذشتهات مىباشد و از امام باقر (ع) آمده است، كه فرمود: خداى تعالى به موسى وحى فرمود: آيا مىدانى چرا من تو را براى گفتگو برگزيدم؟ عرضه داشت پروردگارا! خير! فرمود: اى موسى! من بندگانم را زير و رو كردم هيچ كس را بسان تو خوارتر براى خودم نديدم تو وقتى نماز مىگزارى، صورتت را بر خاك مىگذارى. و در روايت ديگر: من بندگانم را زير و رو كردم كسى را خوارنفستر از تو پيش خود نديدم پس دوست داشتم كه تو را بين خلايق بالا ببرم.
و روايت شده است كه خداى سبحان به حضرت موسى (ع) وحى كرد كه براى مناجات من بالاى
كوه برو و چندين كوه در آنجا وجود داشت. هر كدام خود را بلندتر مىشمرد و اميد داشت كه حضرت موسى بالاى او رود. جز كوهى كوچك كه خود را كوچك شمرد و گفت من كوچكتر از آنم كه پيامبر خدا براى مناجات با رب العالمين بر بالاى من رود. پس خداى تعالى به موسى وحى فرمود كه به همين كوه كوچك بالا رود، زيرا او براى خود اهميتى قائل نيست.
از پيامبر6روايت شده كه سه چيز است كه خداى تعالى جز خوبى در مورد آنها ارادهاى ندارد: تواضع و خود را پست شمردن كه خداى تعالى ارادهاى جز بزرگ نمودن او ندارد و خوار داشتن نفس كه خداى تعالى جز عزت براى او ارادهاى نكرده است. و پرهيزگارى و خداى جز غنا براى او اراده نكرده است و نيز روايت شده است كه در فرو گذاشتن نفس و شكستن و خشمگين كردن آن رضايت حق سبحانه است. از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت داود وحى فرمود: اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز ديگر گذاشتم و مردم در پنج چيز غير آن دو مىجويند و آن را نمىيابند. علم را در گرسنگى و تلاش نهادم و ايشان در سيرى و راحت مىجويند پس عزت را نمىيابند و بىنيازى را در قناعت نهادم و ايشان در زيادى مال مىجويند و نمىيابند و رضاى خويش را در خشم نفس نهادم و ايشان در خشنودى نفس مىجويند و آن را نمىيابند و راحت را در بهشت گذاشتم و ايشان در دنيا مىجويند و نمىيابند.
[فوايد اقرار به گناهان]
و از فوايد ياد آورى گناهان اين است كه ترس و رقت قلب انسان افزوده مىشود. امام صادق7فرمود: وقتى شما رقت قلب پيدا كرديد آنگاه دعا كنيد زيرا قلب تنها در حالت اخلاص پاك مىشود. و همين علت گريه و ريزش اشك است و اين خود از آداب دعاست بنا بر اين آمادگى براى پيدا كردن يك ادب دعا، باعث پيدا شدن ادب ديگرى براى دعا شده است.
و چون امام صادق7فرمود: آداب دعا عبارتند از مدح خداى سپس ثناى الهى سپس اقرار به گناهان آنگاه درخواست از خدا. به خدا قسم هيچ كس از گناه جز با اقرار به آن بيرون نرفته است بنا بر اين در اقرار به گناهان پنج فايده موجود است:
اول: انقطاع به خداى تعالى.
دوم: شكستگى قلب و فضيلت آن را فهميدى.
سوم: چه بسا رقت حاصل مىشود و آن نشانه اخلاص است و به آن هنگام اجابت تحقق
مىيابد.
چهارم: اقرار به گناه چه بسا باعث گريه مىشود و اين بهترين آداب دعاست.
پنجم: با امر امام صادق (ع) موافقت مىكند.
امر دوازدهم: روى آوردن دل به سوى حق تعالى
زيرا كسى كه به تو رو نكند شايسته رو كردن نيست.
چنان كه كسى با تو گفتگو كند و تو ميدانى كه او از گفتگويش غافل است و با دلش از گفتگوى با تو رويگردان شده است، او هم مستحق رويگردانى توست به اينكه با او گفتگو نكنى و از جوابش رويگردان شوى.
امام صادق7فرمود: هر كس مىخواهد كه جايگاه خود را نزد خدا بفهمد، جايگاه حق تعالى را به پيش خود بنگرد، خداى تعالى بنده را به جايگاهى همانند جايگاه خود نزد بنده مىنشاند. و امير المؤمنين7فرمود: خداى تعالى دعاى دلى كه متوجه غير خداست نمىپذيرد. بدون توجه قلبى دعا كردن معنايش آنست كه خواسته جدّى نيست و يا يقين به اجابت ندارد و يا خداى را نعوذ بالله ناتوان مىداند[1].
و سيف بن عميره از امام صادق7نقل كرده است كه: وقتى دعا كنى دلت را متوجه حق سبحانه نما.
و از جمله چيزهايى كه خداى تعالى به حضرت عيسى (ع) وحى كرده اين است كه:
اى عيسى! مرا نخوان! جز در صورتى كه گريه و زارى نمايى و همت تو مصروف يك چيز باشد وقتى اين گونه مرا بخوانى تو را اجابت مىكنم.
از ائمه:: آمده است كه دو ركعت نماز با تدبر بهتر از زنده داشتن يك شب با دلى مشغول است. از ائمه اطهار:روايت شده كه: نماز بدون حضور قلب نفعى به حال تو ندارد. و از سنتهاى ادريس7است كه: وقتى مشغول نماز شديد خاطرهها و افكار خود را متوجه نماز سازيد و خداى را با حالى پاكيزه و با نشاط بخوانيد و از او با خضوع و با
[1]
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)
خشوع و طاعت و افتادگى، مصالح و منافع خود را بخواهيد. و از جمله آن كلمات: اينكه وقتى داخل روزه شديد نفوستان را از آلودگى و فحش و نجاست پاك كنيد و براى خدا با قلبهاى صاف و پاكيزه از افكار بد و خيالات زشت روزه بگيريد! زيرا خداى تعالى دلهاى آلوده و نيتهاى شرك آميز را نجس مىشمارد.
امر سيزدهم: دعا بايد قبل از حاجت سابقه داشته باشد
رسول خدا6به ابا ذر فرمود: اى ابا ذر! آيا سخنانى به تو ياد ندهم كه خداى تعالى منفعتى از آن به تو برساند؟ عرضه داشت: بله اى رسول خدا6فرمود: خداى را حفظ (ياد) كن خداى تو را حفظ (ياد) مىكند خداى را حفظ (ياد) كن او را جلوى خودت مىيابى. در آسايش خودت را به خدا بشناسان، خداى تو را در سختى مىشناسد وقتى درخواست مىكنى از خدا درخواست كن! وقتى كمكى مىخواهى از خدا كمك بخواه تقدير حوادث پايان پذيرفت و تا روز قيامت نوشته گرديد. اگر تمام خلق كوشش كنند كه نفعى كه خداى تعالى مقدر نفرمود به تو برسانند نمىتوانند.
و هارون بن خارجه از امام صادق7نقل كرد كه آن حضرت فرمود: دعا در آسايش باعث استجابت دعا به هنگام بلاست و از آن حضرت روايت شده است: كه هر كس از بلايى بترسد كه مبادا به او اصابت كند از خداى تعالى درخواست نمايد كه خدا او را به آن مبتلا نكند. خداى تعالى هرگز آن بلا را به او نازل نمىكند و امام سيد العابدين7فرمود: دعا بعد از آنكه بلا نازل شد فايدهاى ندارد. (51)
امر چهاردهم: دعا براى برادران و التماس دعا از ايشان
ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام جعفر صادق (ع) روايت كرد، فرمود: هر كس چهل مؤمن را پيشاپيش دعا كند، سپس براى خود دعا كند، خداى تعالى دعايش را مستجاب كند. و بعد از پايان نماز شب مستحب است كه در حال سجده بگويد: «اللّهمّ ربّ الفجر و اللّيالي العشر و الشّفع و الوتر و اللّيل اذا يسر و ربّ كلّ شيء و مليك كل شيء صلّ على محمّد و آله و افعل بى و بفلان ما انت اهله و لا تفعل بنا ما نحن اهله يا اهل التّقوى و المغفرة» پروردگارا! پروردگار فجر و شبهاى دهگانه (اول ذى الحجه) و پروردگار جفت و فرد و شب، آن هنگام كه به روز روشن مبدل مىشود و پروردگار همه، و پادشاه همه، درود بر محمد و آلش
بفرست و به من و به فلان و فلانى آن نماز كه تو سزاوارش هستى و نه آنچه كه ما سزاوار آنيم اى اهل تقوى و مغفرت» و روايت شده خداى سبحان به موسى وحى فرمود: اى موسى! از من با زبان بدون گناه بخواه. عرضه داشت: كجا چنين چيزى ممكن است؟
خداى تعالى فرمود: مرا با زبان ديگران دعا نما! و رسول خدا6فرمود: هيچ دعايى به سرعت اجابت دعاى غايب در حق غايب نيست. و فضل بن يسار از امام باقر (ع) نقل كرد:
نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت دعاى برادر مؤمن براى برادرش در غياب اوست.
از امام باقر (ع) روايت شده: سريعترين دعا به اجابت، دعاى برادر مؤمن در غياب برادر مؤمن است، وقتى شروع به دعا كرد فرشته موكل مىگويد: آمين و براى تو دو برابر آن باد! عبد الله بن سنان از امام باقر (ع) روايت كرد كه آن حضرت فرمود: دعاى برادر مؤمن، در حق برادر مؤمن در غيابش، رزق را پايين مىكشد و بديها را دفع مىكند. و از آن حضرت روايت كرد كه رسول خدا6فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه براى مؤمنى دعا كند جز آنكه خداى تعالى، به همانند ثواب آن دعا، كه براى ايشان كرده است، به اندازه تمام مردان و زنان مؤمن، از ابتداى دنيا تا انتهايش تا روز قيامت به او مىدهد و بندهاى، امر به آتش مىشود، او را به سوى آتش جهنم مىكشند مؤمنين و مؤمنات عرضه مىدارند: پروردگارا اين همان بندهاى است كه براى ما دعا كرد، او را شفاعت مىكنند. و خداى تعالى شفاعت ايشان را مىپذيرد و پس از آتش نجات پيدا مىكند. و على از پدرش روايت كرد گفت: عبد اللَّه بن جندب[1]را در موقف عرفات ديدم موقفى را بهتر از موقف او نديدم، زيرا پيوسته دستانش را به سوى آسمان بلند كرده بود و سيلاب اشك بر صورتش مىريخت به طورى كه بر زمين مىافتاد، وقتى مردم بازگشتند گفتم: اى ابا محمد! من موقفى را بهتر از موقف تو نديدم، گفت به خدا قسم جز براى برادرانم دعا نكردم، زيرا امام ابو الحسن7به من خبر داد كه هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند از عرش ندا در دهند كه: صد هزار برابر براى تو باشد. پس خوشم نيامد كه صد هزار دعاى ضمانت شده را برگردانم و دعايى را بگيرم كه نمىدانم مستجاب است و يا نه.
ابن ابى عمير از زيد نرسى روايت كرد فرمود: من با معاوية بن وهب در موقف بودم و او دعا مىكرد كنجكاو شدم نديدم دعايى براى خود نمايد و ديدم كه براى تك تك مردم از جاهاى مختلف با نام بردن ايشان و پدرانشان دعا مىكند تا اينكه مردم به طرف مشعر راه افتادند آنگاه
[1]از ثقات اصحاب امام صادق و كاظم و رضا7مىباشد و به خاطر بزرگى و علو شأن وى، مناسب با حالش فرمود كه دعاى وى صد هزار برابر است.
پرسيدم: عموجان از تو چيز عجيبى ديدم. گفت: علت تعجب تو چيست؟ گفتم: برادرانت را در چنين موضعى بر خود مقدم داشتى و ايشان را تفقد كردى! در پاسخ من گفت: برادر زاده از اين تعجب مكن! من از مولايم و مولاى تو و مولاى هر مؤمن و مؤمنه و به خدا قسم آقاى همه گذشتگان و آقاى باقى ماندگان بعد از پدرانش:- شنيدم- اين گوش معاويه كر شود و چشمانش كور شود و شفاعت محمد6- به او نرسد، اگر نشنيده گفته باشم- مىفرمود:
هر كس در غياب برادر مؤمنش براى وى دعا كند فرشتهاى از آسمان دنيا ندا در مىدهد اى بنده خدا! و براى تو صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى، باشد و فرشتهاى از آسمان دوم ندا در مىدهد اى بنده خدا! براى تو دويست هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان سوم فرياد برمىآورد: اى بنده خدا! براى تو سيصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان چهارم فرياد بر مىآورد: اى بنده خدا! براى تو چهار صد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان پنجم فرياد برمىآورد كه اى بنده خدا! براى تو پانصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان ششم فرياد برمىآورد كه اى بنده خدا! براى تو ششصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد و فرشتهاى از آسمان هفتم فرياد بر مىآورد كه اى بنده خدا! براى تو هفتصد هزار برابر آنچه كه تو دعا كردى باشد. سپس خداى تعالى به او ندا مىدهد: من، بىنيازى هستم كه فقير نمىگردم، اى بنده خدا! براى تو هزار هزار برابر آنچه كه دعا كردى باشد. برادر زاده! اهميت كدام دعا بيشتر است؟ آيا آنكه من براى خود برگزيدم بهتر است يا آنكه تو مرا به آن امر مىكنى؟
آگاهى:
شايسته است كه علاوه بر دعا براى برادر مؤمن، به دل، دوستش داشته باشى و خالصانه دعا كنى و براى آرزوى اجابت آن دعا كنى. وقتى چنين باشى تو سزاوار استجابت دعايى كه در مورد خودت هم خداى تعالى چندين برابرش عوض دهد. زيرا دوست داشتن مؤمن به تنهايى خود حسنه است و خير خواهى براى او حسنه ديگرى است پس دعاى تو مشتمل بر سه حسنه است محبت، و اراده خير براى او، و دعا. و نيز وقتى چيزى را برايش از خدا درخواست مىكنى او را به قلب خودت دوست خواهى داشت و در دعايت به پيش خداى اكرم الاكرمين و اجود الاجودين شفاعتش مىكنى و او كريمتر و قادرتر و اولى است از تو كه به بندهاش منفعت برساند، ناچار تو را اجابت مىكند. و در روايت جابر از امام ابى جعفر باقر (ع) در تفسير آيه:يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ