بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 209

عده‌اى از ملايكه خدا با ايشان نشينند.

روايت هفدهم: روايت شده كه حضرت رسول خدا با اصحابش خارج شدند، فرمود: در باغهاى بهشت چرا كنيد پرسيدند: اى رسول خدا6! باغهاى بهشتى كدام است؟ فرمود:

مجالس ذكر باغهاى بهشتى هستند. در صبح و شام ذكر خداى نماييد! هر كس دوست دارد كه جايگاه خود را نزد خدا بداند، نگاه كند ببيند خداى تعالى چه جايگاهى نزد او دارد، زيرا خداى تعالى بنده را به جايگاهى مى‌نشاند كه بنده، خداى تعالى را نشانده است و بدانيد كه بهترين و پاك ترين اعمال شما نزد پادشاهتان و بالا برنده‌ترين اعمال به درجات بهشتى و بهترين چيزى كه خورشيد بر آن طلوع كرده است، ذكر خداى تعالى است، زيرا خداى تعالى از خود خبر داده است كه من همنشين كسانى هستم كه يادم كنند و فرمود: مرا ياد كنيد شما را به نعمت خود ياد كنم، و مرا به طاعت و عبادت ياد كنيد شما را به نعمت خود ياد كنم و مرا به طاعت و عبادت ياد كنيد! شما را به نعمت‌ها و احسان و رحمت و رضايت ياد كنم.

روايت هيجدهم: از ائمه اطهار:روايت شده كه در بهشت سرزمينى است كه وقتى ذاكر روى به ذكر مى‌كند فرشتگان نيز شروع به كاشتن درخت مى‌كنند گاهى فرشته‌اى مى‌ايستد از او سؤال مى‌شود: چرا ايستادى؟ مى‌گويد صاحب من يعنى ذاكر خسته شده است.

فصل (1) ذكر خداوند در همه حالات مستحب است و هيچ گاه مكروه نيست.

حلبى از امام صادق (ع) روايت كرد و فرمود: عيبى ندارد كه ياد خدا كنيد در حالى كه بول مى‌كنيد، زيرا ذكر خدا در هر حال خوب است و از ذكر خدا خسته نشويد! و از آن حضرت روايت شده: از سخنانى كه خداى تعالى به موسى (ع) وحى فرمود اينكه: اى موسى! از كثرت ثروت خوشحال مشو! ذكر مرا در همه صورت از ياد مبر! زيرا ثروت گناهان را از ياد مى‌برد و ياد نكردن من دل را سخت مى‌گرداند.

ابى حمزه از ابى جعفر7روايت كرده است كه حضرت فرمود: در تورات تحريف نشده نوشته شده است كه موسى از خداى خود پرسيد: خدايا! مجالسى پيش مى‌آيد كه تو بالاتر و بزرگتر از آنى كه در آن مجالس ذكرت را نمايم. خداى تعالى فرمود: اى موسى! ذكر من در هر حال پسنديده است. گاهى حق سبحان دوست دارد كه بنده‌اى يادش كند، بهمين خاطر او را مبتلا مى‌كند، تا بنده خداى را ياد كند و دعا نمايد. چنان كه در دعا گذشت. ابو الصباح نقل كرد كه:


صفحه 210

از امام صادق (ع) پرسيدم: آيا آن مصيبتى كه بنده مؤمن به آن مبتلا مى‌شود از گناه است؟ فرمود:

خير، ولى خداى تعالى مى‌خواهد كه ناله و شكايتش را بشنود، تا آنكه حسناتى براى او بنويسد و گناهانش را پاك مى‌كند. خداى تعالى از بنده مؤمن خود عذر خواهى مى‌كند چنان كه برادر از برادرش عذرخواهى مى‌كند مى‌فرمايد: نه هرگز، به عزتم قسم! من به خاطر آنكه نزد من بى‌مقدار بودى تو را فقير نكردم. اين پرده را بردار او پرده را بر مى‌دارد و نگاه به عوض و پاداش ان مصيبت و فقر مى‌كند بنده عرض مى‌كند: پروردگارا! آن متاعهاى دنيوى كه از من دريغ شده بود به من ضررى نزده است. و خداى تعالى هيچ گروهى را دوست نداشت، جز آنكه مبتلايشان كرد[1]. اجر بزرگ با بلاى بزرگ است. حق سبحان مى‌فرمايد: بندگان مؤمنى دارم كه امر دينشان جز با غنا و ثروت و صحت در بدن درست نمى‌شود من ايشان را با آن امتحان مى‌كنم و بندگان مؤمنى دارم كه امر دين ايشان جز با فقر و مسكنت و بيمارى در ابدان درست نمى‌شود. پس ايشان را به آن امتحان مى‌كنم. و امر دين ايشان اصلاح مى‌گردد. و خداى تعالى با مؤمنين پيمان بست كه گفتارشان مورد تصديق قرار نگيرد و از دشمنانشان انتقام گرفته نشود و حتى اگر خداى بنده‌اى را دوست داشته باشد او را در بلا فرو مى‌برد وقتى خداى را مى‌خواند خداى تعالى مى‌فرمايد:

لبيك بنده من، من بر درخواست تو توانايى دارم ولى حسناتى كه براى تو در مقابل بلا ذخيره كردم براى تو بهتر است.

حواريون حضرت عيسى7از اذيت و آزار مردم به آن حضرت شكايت بردند.

حضرت فرمود: مؤمنين پيوسته در دنيا در رنجند. از پيامبر6آمده كه فرمود: در بهشت منازلى است كه بندگان با اعمال به آن منازل نمى‌رسند و ارتباطى با منازل بالاتر ندارد و ستونى از پايين ندارد پرسيدند اى رسول خدا6! اهل اين منازل كيانند؟ حضرت پاسخ داد: اهل بلا و رنجها ساكنين اين منازلند.

فصل (2) شايسته نيست كه انسان در مجلسى بدون ذكر خدا بنشيند و بدون ذكر بلند شود.

ابو بصير از امام صادق7روايت كرد فرمود: هيچ گروهى در مجلسى ننشينند و در آن خانه ذكر خدا و ذكر ما اهل بيت در آن نشود جز آنكه در روز قيامت وبال گردن آنها شده است. سپس امام باقر (ع) فرمود: ذكر ما، ذكر خداست و ذكر دشمنان ما ذكر شيطان است. و از آن حضرت7‌

[1]

سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً

و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ‌

فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى‌

برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ)


صفحه 211

وارد شده است هر كس مى‌خواهد ثواب و پاداش زياد به او داده شود، وقتى مى‌خواهد از جايش بلند شود بگويدسُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‌[1]: منزه است خدايت، خداى بلند مرتبه، از آنچه وصفش نمايند بالاتر است و درود بر پيامبران باد و همه ستايشها از آن خداى بخشنده مهربان است».

و حسن بن ابى الحسن ديلمى از پيامبر نقل كرده است كه فرمود: فرشتگان به حلقه‌هاى ذكر عبور مى‌كنند و بر بالاى سر ايشان مى‌ايستند و با گريه‌هاى ايشان گريه مى‌كنند و بر دعاى ايشان آمين مى‌گويند وقتى به آسمان صعود كردند خداى تعالى مى‌فرمايد: اى فرشتگان من كجا بوديد؟

و خداى بهتر مى‌داند؟! ملايكه پاسخ مى‌دهند: اى پروردگار! ما در مجلسى از مجالس ذكر نشستيم و گروهايى را ديديم كه تو را تسبيح مى‌كردند و تمجيد مى‌نمودند و تقديس مى‌گفتند و از آتش جهنم مى‌هراسيدند. خداى تعالى مى‌فرمايد:

اى فرشتگان من جهنم را از ايشان دور مى‌كنم و شما را به شهادت مى‌گيرم كه ايشان را آمرزيدم و از چيزى كه ترسيدند ايمن كردم. فرشتگان عرضه داشتند: پروردگارا در بين ايشان فلانى بود و او تو را ياد نمى‌كرد خداى تعالى مى‌فرمايد او را به خاطر همنشينى با آن ذاكرين بخشيدم، ذاكرين خدا كسانى نيستند كه همنشين آنها شقى باشد.

فصل (3) استحباب ذكر در آنجايى كه غافلان حضور دارند مؤكد مى‌شود،

چون ممكن است حادثه‌اى براى ايشان اتفاق بيفتد و او به خاطر ذكرش نجات پيدا كند و شايد ايشان هم به خاطر ذكر وى نجات يابند.

دليل ديگر براى تاكيد در استحباب ذكر گفتار امام صادق7است كه فرمود: كسى كه در بين مردم غافل، ذكر خدا كند بسان رزمنده در بين فراريان است. و از آن حضرت از رسول خدا نقل شده است كه پيامبر6فرمود: ذاكر خدا در بين غافلان همانند جنگجوى بين فراريان است و كسى در بين فراريان رزم كند وارد بهشت مى‌شود. و از پيامبر6وارد شده است كه فرمود: هر كس خداى را با اخلاص در بازار ياد كند به هنگامى كه مردم غافلند و مشغول تجارت هستند، خداى تعالى هزار حسنه براى او مى‌نويسد، و روز قيامت او را به مغفرتى مى‌آمرزد كه به قلب بشرى خطور نكرده است.

[1]- 37/ صافات، 180.


صفحه 212

فصل (4) بهترين اوقات ذكر، وقت صبح و مغرب و بعد از صبح و عصر است. (68)

رسول خدا6از خداى تعالى نقل كرد كه حق سبحانه فرمود: اى فرزند آدم! بعد از صبح ساعتى و بعد از عصر ساعتى مرا ذكر كن! من مطلوبت را بر مى‌آورم. و امام باقر7فرمود: ابليس كه بر او لعنت‌هاى الهى باد! لشكريان شب خود را به هنگام غروب خورشيد و طلوع صبح مى‌فرستد، خداى را در اين اوقات زياد ذكر كنيد و از شر ابليس و لشكرش به خدا پناه بريد و بچه‌هاى خود را در اين دو ساعت حفظ كنيد! زيرا اين دو ساعت ساعت غفلت است. و امام صادق7در گفتار حق تعالى كه فرمود:وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ‌[1]منظور دعا قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن است و آن ساعت اجابت دعاست.

فصل (5) مستحب است كه ذكر مخفى باشد

، زيرا به اخلاص نزديك و از ريا دور است رسول خدا6به ابى ذر فرمود: اى ابا ذر! خداى را به صورت خامل ذكر كن! پرسيدم خامل يعنى چه؟

پاسخ داد: يعنى مخفى، و امير المؤمنين7فرمود: هر كس خداى را در پنهان ياد كند، زياد خداى تعالى را ذكر كرده است، زيرا منافقين خداى تعالى را در جمع زياد ذكر مى‌كردند، ولى در خفا و پنهانى ياد خدا نمى‌كردند پس خداى تعالى فرمود:يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا[2]رياكارى مى‌كنند و خداى را جز اندك ياد نمى‌نمايند. و امام صادق7فرمود كه خداى تعالى مى‌فرمايد: هر كس مرا در پنهان ياد كند، او را در آشكارا ياد كنم. و زراره از امام باقر (ع) يا امام صادق7نقل كرد، فرمود: فرشته جز آنچه را كه مى‌شنود نمى‌نويسد و خداى تعالى فرمود:وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً[3]پروردگارت را در نفس خود به زارى و پنهان ياد نما! پس ثواب ذكر پنهانى خدا را جز خدا نمى‌داند چون ثوابى عظيم دارد.

روايت شده است كه رسول خدا6در غزوه‌اى حضور داشت بر وادى مشرف شدند مردم با صداى بلند شروع به لا اله الا الله و تكبير كردند. حضرت فرمود: اى مردم ذكر را آهسته بگوييد!

[1]- 13/ رعد، 13.

[2]- 4/ نساء، 142.

[3]- 7/ اعراف، 205.


صفحه 213

مگر نمى‌دانيد كه شما ناشنواى را صدا نمى‌زنيد و غايبى را نمى‌خوانيد و شنواى نزديك خود را مى‌خوانيد.

فصل (6) ذكر اقسامى دارد

قسم اول: تمجيد است.

سعيد قماط از فضل روايت كرد گفت: به ابو عبد الله7گفتم:

فدايت شوم! دعايى جامع يادم بده، فرمود: خداى را حمد كن آنگاه هيچ نمازگزارى نيست كه براى تو دعا مى‌كند و مى‌گويد: سمع اللَّه لمن حمده خداى بشنود حمد كسى را كه حمدش نمود.

و از پيامبر6روايت شده است كه فرمود: هر سخنى كه با حمد شروع نشود، ناقص است.

و ابو مسعود از امام صادق (ع) روايت كرد كه فرمود: هر كس چهار بار به هنگام صبح بگويد:

«الحمد لله رب العالمين» شكر آن روز را ادا كرده است و وقتى به هنگام شب چهار بار همان را بگويد شكر آن شب را ادا كرده است. (67) و از امام صادق7روايت شده است كه فرمود: رسول خدا مى‌فرمود هر كس بگويد: «الحمد للَّه كما هو اهله» حمد خدايى را همان گونه كه سزاست، نويسندگان آسمانها مشغول نوشتن ثواب آن گردند، پس به خداى عرضه بدارند كه:

خدايا! ما غيب نمى‌دانيم، خداى تعالى مى‌فرمايد: همان طور كه بنده گفته است بنويسيد و من پاداشش را مى‌دهم.

چگونگى تمجيد

على بن حسان از بعضى اصحاب از امام صادق نقل كرد: هر دعايى كه قبل از آن تمجيد نباشد دم بريده است ابتدا با تمجيد خداى تعالى شروع كند، سپس ثنا نمايد. پرسيدم: حد اقل تمجيد لازم چه مقدار است فرمود مى‌گوييد: «اللّهم انت الاوّل فليس قبلك شى‌ء و انت الآخر فليس بعدك شى‌ء و انت الظّاهر فليس فوقك شي‌ء و انت الباطن فليس دونك شى‌ء و انت العزيز الحكيم»: خدايا تو اولى، قبل از تو چيزى نيست. تو آخرى بعد از تو چيزى نيست. تو ظاهرى و بالاتر از تو چيزى نيست و تو باطنى باطن‌تر از تو چيزى نيست و تو عزيز حكيمى. و به همين اسناد گفت: از امام صادق پرسيدم: كمترين چيزى كه از تمجيد كفايت مى‌كند چيست فرمود اين گونه مى‌گويد: «الحمد للَّه الذى علا فقهر و الحمد للَّه الذى بطن»


صفحه 214

فخبر و الحمد للَّه الذى يحيى الموتى و يميت الاحياء و هو على كلّ شي‌ء قدير»: حمد خدايى را كه برشد و سلطه پيدا كرد و حمد خدايى را كه باطن گرديد و مطلع شد و حمد خدايى را كه مرده را زنده مى‌كند و زندگان را مى‌ميراند و او بر همه چيز قادر است.

قسم دوم ذكر، تهليل و تكبير است.

ربعى از فضيل از امام باقر يا امام صادق8روايت نمود كه فرمود: تهليل (لا اله الا الله) و تكبير (الله اكبر) را زياد بگوييد زيرا خدا چيزى را از تكبير و تهليل بيشتر دوست ندارد. و از پيامبر6روايت شد كه: آن حضرت فرمود: بهترين عبادت «لا اله الا الله» است.

قسم سوم ذكر تسبيح است.

يونس بن يعقوب گفت از امام صادق7پرسيدم: هر كس صد بار «سبحان الله» بگويد آيا از جمله كسانى خواهد بود كه خداى را زياد ذكر كرده است؟ فرمود: بله.

[حضرت سليمان و مرد كشاورز]

حكايت شده كه لشكرگاه حضرت سليمان بن داود7صد فرسنگ در صد فرسنگ بوده است. بيست و پنج فرسنگ براى طايفه جن و بيست و پنج فرسنگ براى انسانها و بيست و پنج فرسنگ براى پرندگان و بيست و پنج فرسنگ براى حيوانات وحشى و آن حضرت هزار كاخ شيشه‌اى بر روى چوب داشت كه سيصد زن در آن بودند و هفتصد كنيز مخصوص داشت و اجنه براى او فرشى از طلا و ابريشم بافته بودند كه دو فرسنگ در يك فرسنگ بود و منبر طلايى وى را در وسط آن مى‌گذاشتند و حضرت بر آن مى‌نشست و در كنارش ششصد هزار صندلى طلا و نقره بود و پيامبران بر صندليهاى طلا مى‌نشستند و علما بر صندليهاى نقره قرار مى‌گرفتند و در اطراف ايشان مردم بودند و در اطراف مردم اجنّه و شياطين حضور داشتند و پرندگان با بالهايشان بر ايشان سايه مى‌انداختند تا آنكه خورشيد بر آنها نتابد و باد صبا بساط (فرش) سليمان (ع) را بلند مى‌كرد و در روز به اندازه يك ماه راه مى‌رفتند. و روايت شده است كه طوفان آن را حركت مى‌داد و باد آرام آن را به دوش مى‌كشيد خداى تعالى در حال سير بين آسمان و زمين به حضرت سليمان (ع) فرمود كه من بر سلطنت تو اضافه كردم به اينكه هر كس سخنى بگويد باد به‌


صفحه 215

گوش تو برساند. حكايت شد كه آن حضرت به كشاورزى رسيد كشاورز گفت: به پسر داود سلطنت بزرگى داده شده است! باد صداى آن مرد را به گوش حضرت سليمان رسانيد. سليمان پايين آمد و به پيش مرد كشاورز رفت و گفت: من پيش تو آمدم كه مبادا چيزى را كه تو بر آن قدرت ندارى از خدا بخواهى! سپس فرمود: تسبيحى را كه خداى تعالى آن را بپذيرد بهتر از آن سلطنتى است كه به پسر داود داده شده است. و در حديث ديگر آمده است: زيرا ثواب تسبيح مى‌ماند و پادشاهى سليمان از بين مى‌رود.

قسم چهارم تسبيح و تحميد است.

از امام صادق7روايت شده است كه فرمودند: امير المؤمنين (ع) فرمود: تسبيح نصف ميزان است (69) و تحميد ميزان را پر مى‌سازد. و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر بين آسمانها و زمين را پر مى‌سازد.

قسم پنجم از آن حضرت روايت شده كه: «اشهد ان لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا»

گواهى مى‌دهم كه جز الله خدايى نيست تنهاست و شريكى ندارد و خدايى واحد احد فرد و صمد است و همسر و فرزندى نگرفته است.

هر كس چهل و پنج بار آن را بگويد چهل و پنج هزار هزار براى او مى‌نويسد و چهل و پنج هزار هزار سيئه از نامه عمل او محو مى‌كند و چهل و پنج هزار هزار درجه او را بالا مى‌برد و بسان كسى است كه در روزش دوازده هزار بار قرائت قرآن كند و خداى تعالى خانه‌اى در بهشت براى او بنا مى‌كند.

قسم ششم قسم ششم از اذكار پنج كلمه زير است. [ «سبحان اللَّه و الحمد اللَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلىّ العظيم»]

پيامبر فرمود: آيا شما را پنج كلمه ياد ندهم كه بر زبان سبكند و در ميزان سنگينند و خداى را راضى مى‌كنند و شيطان را طرد مى‌نمايند و از گنجهاى بهشتند و از تحت عرش هستند و باقيات صالحات مى‌باشند، پاسخ دادند: بله اى رسول خدا6! رسول خدا6فرمود: بگوييد «سبحان اللَّه و الحمد اللَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه‌


صفحه 216

اكبر لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلىّ العظيم» و فرمود: چه مقدار اين پنج كلمه مباركند و چه قدر سنگينى آنها در ميزان خيلى زياد است!

قسم هفتم قسم هفتم از اذكار تسبيحات اربع است.

از امام ابى جعفر باقر (ع) روايت شده كه فرمود:

رسول خدا6به مردى كه درخت در باغ خود كاشت رسيد در كنارش ايستاد، فرمود: آيا شما را راهنمايى نكنم بر كاشتن درختى كه ريشه‌اش محكمترين و ميوه‌اش زودرس‌ترين و خوش خوراكترين و ماندگارترين ميوه‌هاست؟ گفت: اى رسول خدا مرا به آن راهنمايى كن! فرمود:

وقتى صبح و شب كردى بگو: «سبحان اللَّه و الحمد اللَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر» اگر اينها را بگويى به عوض اين كلمات در قبال هر تسبيح ده درخت در بهشت مى‌دهند كه از انواع ميوه‌ها در آن باشد و آنها از اعمال نيكوى باقى هستند آن حضرت (ع) فرمود: آن مرد گفت: اى رسول خدا6من تو را به شهادت مى‌گيرم كه اين باغ صدقه بر فقراى مسلمين باشد خداى تعالى اين آيه را فرستادفَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى‌ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‌[1]. هر كس ببخشد و تقوى پيشه كند و نيكويى را تصديق كند ما هم بر او آسان مى‌گيريم. محمد بن خالد برقى از امام صادق (ع) از جدش:از رسول خدا6نقل كرد كه آن حضرت فرمود: هر كس بگويد «سبحان الله» خداى درختى را عوض آن او در بهشت مى‌كارد و هر كس «الحمد لله» بگويد خداى تعالى بابت آن درختى در بهشت براى او مى‌كارد. و هر كس بگويد «لا اله الا اللَّه» خداى درختى را به عوض آن در بهشت مى‌كاريد. و هر كس بگويد «اللَّه اكبر» خداى درختى را به عوض آن در بهشت براى او مى‌كارد. مردى از قريش به آن حضرت عرضه داشت: بنا بر اين در بهشت درختان زيادى داريم حضرت فرمود: ولى شما را بر حذر مى‌دارم كه آتشهايى نفرستيد كه آنها را بسوزانيد و آن قول خداى تعالى است كه فرمود:يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ‌[2]اى كسانى كه كه ايمان آورديد خدا و رسول خدا را اطاعت كنيد و اعمال خويش را باطل نكنيد. و از آن حضرت (ع) آمده است كه روزى پيامبر به اصحابش فرمود:

به نظر شما اگر البسه و امتعه خانه‌هاى شما جمع آورى شود و بر روى هم چيده شود آيا به آسمان مى‌رسد؟ پاسخ دادند: نه اى رسول خدا6! فرمود: آيا شما را راهنمايى به چيزى نكنم كه‌

[1]- 92/ ليل، 10.

[2]- 47/ محمد، 33.