باب ششم در تلاوت قرآن
تلاوت خود از اقسام ذكر و دعاست و جانشين ذكر مىشود و هر تشويق و ترغيب و جلب منفعت و دفع ضرر كه در ذكر و دعاست در تلاوت قرآن نيز موجود است در آنچه مىآيد مطلب فوق را خواهى يافت و مطالب زير فضايلى را بيشتر از آن دو به اثبات مىرساند.
اول: قرآن كلام خداست دوم: قطعا در قرآن اسم اعظم است سوم: سر چشمه علم و دانش است.
حفص بن غياث از زهرى نقل كرد گفت: از على بن الحسين (ع) شنيدم كه مىفرمود: آيات قرآن خزانههاى علم هستند هر گاه خزانهاى گشوده شود شايسته است كه به آنچه در آن است نظر كنى چهارم: تلاوت و زياد خواندن قرآن باعث انتشار معجزه پيامبر6است و آن را در تواترى كه دارد براى آيندگان حفظ مىكند پنجم: براى هر حرفى از قرآن پاداشى داده مىشود چنان كه بيايد و در غير آن نيامده است براى هر كدام تعدادى اندك از اخبار را بياوريم: روايت اول: از پيامبر روايت شده كه فرمود خداى تعالى مىفرمايد: هر كس قرائت قرآن او را از دعايم باز دارد من بهترين ثواب شاكرين را به او مىدهم.
روايت دوّم: محمد بن يعقوب در حديثى مرفوع از پيامبر6نقل كرد كه فرمود: هر كس خداى تعالى به او قرآن را بدهد و فكر كند كه خداى تعالى به ديگران بهتر از آنچه كه به او داده عطا كرده است بزرگى را كوچك شمرده و كوچكى را بزرگ شمرده است.
روايت سوم: از آن حضرت روايت شده كه: وقتى فتنهها همانند پارههاى شب تار به شما روى آورند بر شما باد به قرآن زيرا قرآن شفيعى است كه از ديگران شفاعت مىكند و شاهدى است كه خداى تعالى او را تصديق مىكند و هر كس او را جلوى خود قرار دهد او را به بهشت مىبرد و هر كس او را پشت سر خود قرار دهد او را به جهنم سوق مىدهد و او بهترين راهنما به بهترين راههاست و هر كس از قرآن گفت، راست گفت و مؤمن شد و هر كس به قرآن حكم كند عدالت كرده و هر كس به قرآن تمسك كند اجر برده است.
روايت چهارم: ليث بن سليم بدون واسطه از پيامبر روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
خانههاى خويش را با تلاوت قرآن نورانى كنيد و خانههاى خود را جايگاه مردگان نسازيد چنان كه يهود و نصارى چنان كردند كه در معابد و كنيسههايشان نماز گزاردند و خانههاى خود را خالى گذاشتند، زيرا خانهاى كه در آن زياد تلاوت قرآن شود خيرش زياد مىشود و اهل آن از تلاوت قرآن بهرمند مىشوند و آن خانه اهل آسمان را روشنى مىدهد چنان كه ستارگان آسمان به اهل دنيا نور مىدهند.
روايت پنجم: از امام صادق7آمده كه فرمود: خانهاى كه در آن مسلمانى باشد كه قرآن مىخواند اهل آسمان آن خانه را مىبينند، چنان كه اهل زمين ستاره درخشان آسمان را مىبينند.
روايت ششم: امام رضا7از پيامبر نقل مىفرمايد كه آن حضرت فرمود: براى خانههايتان بهرهاى از قرآن قرار دهيد، زيرا وقتى در خانهاى قرآن خوانده شود بر اهل آن خانه سبك گرفته مىشود و خيراتش زياد مىگردد و اهل آن در زياده هستند و اگر در آن خانه قرآن خوانده نشود خانه بر اهلش تنگ مىشود و خيراتش كم مىشود و ساكنين آن در نقصان خواهند بود.
روايت هفتم: امام صادق7فرمود: شايسته است كه مؤمن نميرد تا آنكه قرآن بياموزد و يا آنكه در راه فراگيرى آن باشد.
روايت هشتم: حسن بن ابى الحسين ديلمى از كتابش نقل كرد كه آن حضرت فرمود: قرائت قرآن بهتر از ذكر است و ذكر بهتر از صدقه است و صدقه بهتر از روزه است و روزه سپر آتش است و فرمود: قارى قرآن به عوض هر حرفى در نمازش در صورتى كه در حال ايستاده بخواند صد حسنه دارد و در صورتى كه نشسته نماز گزارد و در آن قرآن بخواند پنجاه حسنه بابت هر حرفى مىبرد و در غير نماز اگر با طهارت باشد بابت هر حرفى بيست و پنج حسنه مىبرد و اگر بدون طهارت باشد ده حسنه مىبرد منظور من از حرف اين نيست كه بگويم «الم» يك حرف است بلكه براى قارى قرآن براى هر حرف يعنى بابت «الف» ده حسنه و بابت حرف «لام» ده حسنه و
بابت حرف «ميم» ده حسنه و عوض حرف راء ده حسنه مىبرد.
روايت نهم: بشر بن غالب اسدى از امام حسين بن على (ع) روايت كرد كه فرمود: هر كس آيهاى از كلام خدا را در نمازش به حالت ايستاده بخواند خداى تعالى در عوض هر حرفى صد حسنه برايش مىنويسد و اگر در غير نماز بخواند بابت هر حرفى ده حسنه (77) به او مىدهد و اگر قرآن را بشنود به عوض هر حرفى يك حسنه مىنويسند و اگر قرآن را در شب ختم كند فرشتگان آسمان بر او صلوات مىفرستند تا صبح كند و اگر در روز ختم قرآن كند ملايكه بر او درود فرستند تا شب كند و براى وى يك دعاى مستجاب هست و آن بهتر است از آنچه كه بين آسمان و زمين است، پرسيدم: اين پاداش كسى است كه قرآن خوانده است (ولى كسى كه قرآن نخوانده پاداشش چيست)؟ حضرت فرمود: اى برادر بنى اسد! خداى تعالى بخشنده و بزرگوار و كريم است وقتى آنچه كه شنيده (در حفظ دارد) بخواند خداى تعالى همان را به او مىدهد.
روايت دهم: عبد الله بن سليمان از ابى جعفر باقر7نقل كرد كه آن حضرت فرمود:
هر كس در نماز در حال ايستاده قرآن بخواند خداى تعالى به هر حرفى صد حسنه به او مىدهد و هر كس در نمازش نشسته قرآن بخواند خداى تعالى براى هر حرفى پنجاه حسنه مىنويسد. و هر كس در غير نماز قرآن بخواند به عوض هر حرف ده حسنه برايش مىنويسند.
روايت يازدهم: از امام صادق7آمده است كه فرمود: هر كس حرفى از قرآن را در حال نشسته در نماز بخواند خداى پنجاه حسنه در عوض آن حرف برايش مىنويسد و پنجاه گناه را از او محو مىكند و پنجاه درجه او را بالا مىبرد و هر كس در حال ايستاده در نماز حرفى از قرآن بخواند خداى تعالى به عوض آن حرف صد حسنه برايش مىنويسد و صد گناه از او محو كند و صد درجه او را بلا برد و هر كس قرآن را ختم كند يك دعاى مستجاب دارد، خواه در آينده و يا در حال. راوى گفت: خداى مرا فدايت كند همه قرآن را بخواند، فرمود: همه قرآن را ختم كند. منصور از ابى عبد الله (ع) نقل كرد فرمود: از پدرم شنيدم كه مىفرمود: رسول خدا مىفرمود: قرآن را تا آنجا كه مىداند ختم كند.
روايت دوازدهم: از امام صادق7وارد شده كه فرمود: هر كس حرفى از كتاب خدا را بدون قرائت بشنود خداى تعالى براى او حسنهاى بنويسد و گناهى را از وى محو كند و درجهاى
را به او دهد.
روايت سيزدهم: خالد بن مارد قلانسى از ابى حمزه از ابى جعفر باقر (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هر كس قرآن را در مكه از جمعه تا جمعه ديگر ختم كند يا كمتر از آن ختم نمايد و يا بيشتر از آن ختم كند خداى تعالى براى او اجر و حسناتى را كه از جمعه اول دنيا تا جمعه آخر دنيا بوده و يا خواهد بود براى او مىنويسد و اگر در ساير ايام هم ختم كند نيز چنين حسناتى دارد.
روايت چهاردهم: سعيد بن ظريف از امام باقر (ع) نقل كرد كه فرمود: رسول خدا فرمود: هر كس ده آيه از آيات قرآن را در يك شب بخواند از غافلين شمرده نمىشود و هر كس پنجاه آيه از قرآن را بخواند از ذاكرين نوشته مىشود و هر كس صد آيه بخواند از قانتين نوشته مىشود. و هر كس دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته مىشود و هر كس سيصد آيه بخواند از فايزين نوشته مىشود و هر كس پانصد آيه بخواند از مجتهدين نوشته مىشود و هر كس هزار آيه بخواند قنطارى از نيكى براى او نوشته مىشود و مقدار قنطار پانزده هزار مثقال از طلاست و مثقال بيست و چهار قيراط مىباشد كه كمترين آن مثل كوه احد است و بزرگترين آن به بزرگى آنچه ميان آسمان و زمين است مىباشد.
فصل (1) «در فضيلت قرائت قرآن قبل از خواب»
و شايسته است كه انسان نخوابد جز آنكه مقدارى قرآن بخواند. فضيل بن يسار از امام صادق7روايت كرد كه فرمود: چه چيز مانع تاجر در بازار است كه وقتى از بازار برگشت نخوابد تا آنكه سورهاى از قرآن بخواند و براى او در قبال هر آيهاى كه مىخواند ده حسنه مىباشد و ده سيئه از او محو مىشود.
فصل (2) «در فضيلت نگهدارى قرآن در منزل»
و مستحب است كه در خانه قرآن نگهدارند، چون امام صادق7فرمود: خوشم مىآيد كه در خانه قرآنى باشد كه خداى تعالى شيطان را به آن طرد كند و شايسته است كه آن قرآن
را بخواند اگر چه از حفظ مىتواند قرآن بخواند و قرآن را رها نكند. و نيز به دليل سخن امام صادق7كه فرمود: سه چيز به درگاه خداى عزيز جليل شكايت مىكند: مسجد خراب كه كسى در آن نماز نمىخواند و عالمى كه در ميان نادانهاست و قرآنى كه غبار بر او نشسته و از آن خوانده نمىشود. و از اسحاق بن عمار روايت شده كه فرمود: به امام صادق7عرضه داشتم: فدايت شوم. من قرآن را حفظ هستم آيا از حفظ بخوانم بهتر است و يا از روى قرآن بخوانم؟ اسحاق بن عمار گفت: امام در پاسخ من فرمود: نه، بلكه قرآن را بخوان و در كتاب نگاه كن! و اين بهتر است آيا نمىدانى كه نگاه به قرآن عبادت است؟ و از آن حضرت نقل شده است كه هر كس در قرآن نگاه كند از چشمش بهره مىبرد و از عذاب پدر و مادرش و لو كافر باشند كاسته مىگردد و از آن حضرت بدون واسطه از پيامبر نقل شده است كه فرمود: هيچ چيز بر شيطان از قرائت قرآن از روى مصحف سنگينتر نيست و قرآن در منزل شيطان را طرد مىكند.
فصل (3) و شايسته است هر كس قرآن را از حفظ دارد در تلاوت آن مداومت كند
تا آنكه از يادش نرود و در قيامت بر آن تأسف و حسرت بخورد. عبد الله مسكان از يعقوب بن احمد روايت كرد كه به امام صادق7عرض كردم: فدايت شوم غمها و حوادثى بر من فرود آمد كه بخششى همه خيرات از من رخت بر بستند حتى بخششى از قرآنى كه از حفظ داشتم از خاطر رفت. وقتى ياد قرآن كردم آن حضرت غمگين شد سپس فرمود: مرد سورهاى از قرآن را از ياد مىبرد، روز قيامت آن سوره در درجهاى از درجات بهشت بر او مشرف مىشود و مىگويد: «السلام عليك» آن شخص پاسخ مىدهد: «عليك السلام» از او مىپرسد. تو كى هستى؟ جواب مىدهد: من سوره فلان هستم كه مرا ضايع كردى و ترك نمودى (اگر مداومت مىكردى) و به من چنگ مىزدى تو را به اين درجه مىرساندم سپس حضرت با انگشت خويش اشاره كرد و فرمود: شما را به قرآن سفارش مىكنم. قرآن را بياموزيد، گروهى از مردم قرآن مىآموزند تا بگويند فلانى قارى قرآن است و عدهاى قرآن مىآموزند و مقصود او صداست تا آنكه بگويند فلانى صداى خوشى دارد در اين گروهها خيرى نيست و عدهاى قرآن مىآموزند تا در شب و روز با قرآن باشند و در اين انديشه نيستند كه كسى بداند و يا نداند. و از آن حضرت در اين زمينه آمده است كه فرمود: هر كس سورهاى از قرآن را از ياد ببرد آن سوره در صورتى زيبا و بر درجه بلند بهشتى براى او تمثّل پيدا مىكند وقتى آن را ببيند. مىپرسد: تو كيستى؟ چقدر زيبايى! اى كاش از آن من
بودى! آن صورت در جوابش مىگويد آيا مرا نمىشناسى من سوره فلان هستم اگر مرا فراموش نمىكردى تو را به آن درجه بالا مىبردم. و از امام صادق7روايت شده كه فرمود: قرآن عهد خداى با خلقش مىباشد شايسته است كه مسلمان در عهد خدا نگاه كند و هر روز پنجاه آيه بخواند. و هيثم بن عبيد گفت. از ابا عبد الله7در مورد شخصى پرسيدم كه قرآن را حفظ نموده است سپس فراموشش كرد آنگاه ياد آورى نمايد تا سه بار آيا مشكلى متوجه او مىشود؟
فرمود: خير.
فصل (4) «در شفا به از قرآن و تعويذ با آن»
بدان كه نوشداروى اعظم و ياقوت سرخ قرآن است و خواص عجيب و معجزات غريب در قرآن موجود است عظمت آن را نمىتوان با كوه عظيم مقايسه كرد بلكه قرآن گرانسنگتر است و نمىتوان آن را با درياى عميق مقايسه نمود بلكه قرآن عظيمتر است اگر به مواعظ و نواهى آن بنگرى سخنران ماهر و واعظ بليغ از آن اقتباس مىكند و اگر به احكام و معالم حلال و حرامش بنگرى از درياى آن فقيه ماهر و مفتى راستگو كفى بر مىدارد و اگر به بلاغت و فصاحت قرآن نگاه كنى اهل بلاغت و فصاحت از آن بهره مىجويند و از دريافت معانى و شناخت سبكها و مبانى قرآن اديب توانا و فرزانه دانا استفاده مىبرد بعد از اين گفتار حق سبحان، مداحان و ثناگويان در مدح و ثناى قرآن چه مىتوانند گفت كه فرمود:فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ*[1]بعد از قرآن به كدام گفتار ايمان مىآورند. فرمود:ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ[2]ما در قرآن چيزى را فرو گذار نكرديم و اگر براى استشفا و تعويذ به قرآن نگاه كنى در قرآن شفا و دوا موجود است.
در اين زمينه نيز قرآن غنى و كافى است و خود راهى براى اجابت دعاهاست اكنون در مورد استشفاء و تعويذ سخن مىگوييم. و آن سه قسم است:
قسم اول: شفا از بيماريها.
مقدارى اندك از آن را در اينجا مىآوريم تا شاهد ادعاى ما باشد گر چه بسيارى از كلمات استشفا قرآن را جز پيامبر و اوصيا كه مبيّن وحى الهى هستند نمىدانند و ديگران از پيدا كردن آن كلمات عاجزند:
[1]- 7/ اعراف، 185.
[2]- 6/ انعام، 38.
روايت اول: امام صادق (ع) از پدرانش بلا واسطه از پيامبر نقل مىفرمايد كه: مردى به خدمت پيامبر اكرم6آمد و از درد سينه شكايت كرد حضرت فرمود از قرآن شفا بگير! زيرا، خداى تعالى مىفرمايد:وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ[1]قرآن شفاى دردهايى است كه در سينه مىباشد.
روايت دوم: صدوق بدون واسطه از پيامبر6نقل مىكند: شفاى امت من در يك سوم آيهاى از قرآن يا شربتى از عسل يا نيشتر حجّام مىباشد.
روايت سوم: از امام باقر7نقل شده است كه: هر كس سوره حمد او را معالجه نكند چيزى او را درمان نمىكند.
روايت چهارم: از امام ابى الحسن7آمده است كه فرمود: هر كس آية الكرسى را به هنگام خواب بخواند از بيمارى فالج نمىترسد و هر كس بعد از هر نمازى بخواند جانور سمى او را آزار نمىرساند.
روايت پنجم: اصبغ بن نباته در حديث طولانى نقل كرد: مردى در پيشگاه امير المؤمنين بلند شد عرضه داشت در شكم من آبى زرد است آيا دوايى دارد؟ فرمود: بله: بدون خرج كردن درهم و دينارى براى شفاى آن. آية الكرسى را بر شكمت بنويس و نيز آن را مىنويسى و مىخورى و ذخيره در شكم قرار مىدهى به اذن خدا تندرست مىشوى. مرد دستور حضرت را انجام داد به اذن حق تعالى شفا يافت.
قسم دوم: در كافى دانستن قرآن
در اين مورد روايات زيادى موجود است. به مقدارى اندك اكتفا مىكنيم: روايت اول: حسين بن احمد منقرى نقل كرد گفت: از ابا ابراهيم7شنيدم مىفرمود: هر
[1]- 10/ يونس، 57.
كس قرآن را براى خود كافى بداند وقتى يقين داشته باشد از مشرق و مغرب بىنياز مىشود.
روايت دوم: مفضّل بن عمر از آن حضرت نقل كرد كه فرمود: اى مفضل از همه مردم به «بسم الله الرحمن الرحيم» (78) و به «قل هو الله احد» در پرده شو كه از راست و چپ و جلو و پشت سر و پايين و بالايت بخوانى و نيز از پادشاه ستمگر، وقتى به او بنگرى سه بار آن را بخوان و دست چپ را گره كن و از هم مگشا! تا از نزد او بيرون آيى.
روايت سوم: براى محافظت از دزدان وقتى به بسترت پناه بردى بگو:قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً[1]از على (ع) روايت شده و نيز از ائمه اطهار7نقل شده است كه هر كس اين دو آيه را بخواند به هنگامى كه در بسترش قرار مىگيرد پيوسته از همه شياطين و از ستمگران عنود تا به هنگام صبح در حفظ خداست.
روايت چهارم: قرائت سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» براى چيزهايى كه ذخيره مىشود و ميوههايى كه چيده مىشود حرز است، و روايت از ائمه:بر آن وارد شده است.
روايت پنجم: براى حفاظت از شياطين وقتى در بسترش آرام گرفت آيه سخره را بخواند«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ[2]مردى از امير المؤمنين اين را آموخت و رفت سپس به دهى خراب رسيد شب را در آن خوابيد و اين آيه را نخواند شياطين او را آموخت و رفت سپس به دهى خراب رسيد شب را در آن خوابيد و اين آيه را نخواند شياطين او را فرا گرفتند ناگاه يكى از آنها لحيه او را گرفت شيطان ديگر به رفيقش گفت او را مهلت بده، مرد بيدار شد و اين آيه را خواند آن شيطان به رفيقش گفت خدا بينىات را به خاك ماليد الان تا صبح او را نگهبانى كن. وقتى صبح شد به نزد امير المؤمنين بازگشت و قصه را به عرض آن حضرت رساند. و گفت: در كلام تو شفا و درستى
[1]- 17/ اسراء، 110، 111.
[2]- 7/ اعراف، 54.