يافتم. سپس آن مرد بعد از طلوع آفتاب به آن ده خراب بازگشت ناگاه آثار كشيده شدن موهاى شيطان را در آنجا ديد.
روايت ششم: از پيامبر6روايت شده كه: هر كس چهار آيه از اول بقره و آية الكرسى و دو آيه بعدش و سه آيه آخر بقره را بخواند در مورد خود و اموالش بدى نمىبيند و شيطان به او نزديك نمىشود و قرآن از يادش نمىرود.
روايت هفتم: از امام صادق7وارد شده كه فرمود: هر كس بر سلطانى وارد شود كه از او مىترسد به هنگام ورود و مواجهه با او آيه: كهيعص[1]را بخواند و انگشتان دست راست را ببندد به اينكه هر گاه حرفى را مىخواند انگشتى را ببندد سپس «حمعسق را بخواند و انگشتان دست چپ را ببندد سپسوَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً[2]را بخواند و در صورت او دو دست را باز كند خداى تعالى شر سلطان را از او بر مىگرداند.
روايت هشتم: از امام ابو الحسن (ع) آمده كه فرمود: وقتى از امرى، هراسناكى صد آيه از هر كجاى قرآن كه خواستى بخوان سپس سه بار بگو: «اللّهمّ ادفع عنّى البلا»: خدايا بلا را از من دفع كن.
[قرآن مؤمن را از ديد كفار پنهان مىكند]
روايت نهم: ابو عمران موسى بن عمران كسروى حديث كرد گفت: عبد الله بن كلب ما را حديث كرد او گفت: مرا منصور بن عباس از سعد بن جناح از سليمان بن جعفر جعفرى از امام رضا7از پدرش حديث فرمود كه ابو منذر هشام بن سايب بن كلبى بر ابى عبد الله صادق7وارد شد فرمود: آيا تو قرآن را تفسير مىكنى! پاسخ داد: بله. حضرت از او سؤال كرد:
اين آيه كه خداى تعالى به پيامبرش فرمودوَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً[3]وقتى قرآن مىخوانى ما بين تو و بين كسانى كه ايمان نمىآورند پردهاى ساتر قرار مىدهيم» آن قرآنى كه مورد اشاره اين آيه مىباشد كه
[1]مريم/ اوّل
[2]- 20/ طه، 111.
[3]- 17/ اسراء، 45.
رسول خدا6آن را مىخواند و از چشم كفار پوشيده مىگشت كدام آيه است. جواب داد نمىدانم فرمود: پس چگونه مىگويى كه من مفسّر قرآنم؟ پاسخ داد! اى پسر رسول خدا6! بر من منت گذاريد و به من بياموزيد، فرمود: آيهاى در سوره كهف و آيهاى در سوره نحل و آيهاى در سوره جاثيه بدين شرح:أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ[1]و آيه سوره نحل:أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[2]و كهف:وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً.[3]
[اسير همدانى در دست ديلميان]
كسروى گفت: من به مردى از اهل همدان آموختم آن مرد بدست ديلميان اسير بود سپس اين سه آيه يادش آمد گفت من در محلات و مجالس و نگهبانيهاى ايشان عبور مىكردم ولى مرا نمىديدند و چيزى به من نمىگفتند تا آنكه به سرزمين اسلام رسيدم. ابو منذر مىگويد من به گروهى آموختم كه با كشتى از كوفه به بغداد مىرفتند و هفت كشتى بودند دزدان دريايى شش كشتى را سرقت كردند ولى كشتى كه در آن اين آيات خوانده شد سالم ماند. و روايت شده است كه آن مرد كه از او اين آيات سؤال شد كه مقصود از قرآنى كه بواسطه آن حجاب پديد مىآيد كدام است خضر بوده است.
روايت دهم: براى گشودن بسته شده و افسون شده اين آيات را در كاغذى بنويسند و بر او بياويزيدبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ: إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً[4]سپس بنويسد:وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ
[1]- 45/ جاثيه، 23.
[2]- 16/ نحل، 108.
[3]- 18/ كهف، 57.
[4]- 48/ فتح، 1.
مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاًكذلك حللت فلان بن فلانه عن بنت فلانهلَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ».
قسم سوم: «آياتى كه مربوط به اجابت دعاهاست»
و همه قرآن براى اجابت دعا بعد از قرائت آن مناسب است و بعضى از روايات در آداب دعا گذشت و بر آياتى از قرآن تاكيد شده كه بعد از آن دعا اجابت مىگردد بعضى از آنها را ذكر مىكنيم: روايت اول: امام جعفر بن محمد7از پدرش و از پدرانش از پيامبر6نقل فرمود كه پيامبر6فرمود: وقتى خداى عز و جل خواست سوره فاتحه الكتاب و آيه الكرسى و شهد الله و قل اللهمّ مالك الملك تا بغير حساب را نازل كند اين آيات به عرش چسبيدند (79) در حالى كه بين ايشان و خداى تعالى پردهاى نبود عرضه داشتند؟ پروردگارا! آيا ما را به سرزمين گناه و سرزمين گناهكاران مىفرستى و ما با طهارت و قدس آويخته بوديم. خداى سبحان فرمود: قسم به عزت و جلالم! هيچ بندهاى نيست كه شما را بعد از نماز واجبش بخواند جز آنكه او را در حظيره قدس با همه نعمتهايى كه دارد، وارد مىكنم و الّا هر روز به او با چشم نهان خود هفتاد بار بنگرم و الّا هر روز هفتاد حاجت ويرا كه كمترين آن مغفرت و آمرزش است برآورم و الّا از هر دشمنى او را حفظ نمايم و او را بر دشمنش پيروز كنم و چيزى بين او و ورود به بهشت را جز مرگ نمىگيرد.
روايت دوّم: در بعضى از روايات ديدم كه دعا بعد از ده بار قرائت سوره جحد به هنگام طلوع آفتاب در روز جمعه مستجاب است.
روايت سوّم: از امير المؤمنين (ع) روايت شد: هر كس صد آيه از هر كجاى قرآن كه خواست بخواند آنگاه هفت بار بگويد: «يا الله» اگر بر صخرهاى نفرين كند خداى تعالى آن را بشكافد.
فصل در خواص متفرقه:
حديث اول:
درست از ابى عبد الله از رسول خدا6روايت كرد كه آن حضرت فرمود: هر كس سوره«أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ»را به هنگام خواب بخواند از فتنه قبر محفوظ مىگردد.
حديث دوّم: از امام صادق (ع) روايت شده كه قرآنى در دريا افتاد، همه آيات آن از بين رفت جز اين آيه«أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ».
حديث سوم: از امام7در فرق بين قرآن و فرقان سؤال شد كه آيا قرآن و فرقان دو چيزند يا معنايشان يكى است؟ فرمود: قرآن به همه كتاب گويند و فرقان به آيات محكم كه عمل به آن واجب است گفته مىشود.
حديث چهارم: اولين آيات نازله بر رسول خدا6«اقرأ باسم ربك» تا آخر مىباشد و آخرين آيات نازله بر آن حضرت «اذا جاء نصر الله» مىباشد.
حديث پنجم: از امير المؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: هر كس سه بار به هنگام ورود در بستر «قل هو الله احد» را بخواند خداى تعالى پنجاه هزار فرشته بر او موكل مىكند كه آن شب او را حفظ نمايند. و صدوق در كتاب توحيد نقل كرده است كه: قرائت آن كفاره پنجاه سال گناه است.
حديث ششم: ابو بكر خفرى از امام صادق7نقل كرد: هر كس به خداى تعالى و روز قيامت اعتقاد دارد بعد از نماز واجب سوره قل هو الله احد را رها نكند زيرا هر كس آن را بخواند، خداى تعالى خير دنيا و آخرت را برايش جمع مىكند و وى و پدر و مادر و فرزندانش را مىآمرزد.
حديث هفتم: حماد بن عيسى بدون واسطه از امير المؤمنين و آن حضرت از رسول خدا6نقل كرد كه رسول خدا6فرمود: دعايى شما را تعليم مىكنم كه قرآن را فراموش نكنيد و آن دعا اين است بگو:
«اللّهم ارحمنى بترك معاصيك ابدا ما ابقيتنى بار خدايا به من رحم نما به اينكه هميشه گناهان را ترك كنم مادامى كه زنده هستم فارحمنى من تكلّف ما لا يعنينى و ارزقنى حسن النّظر فيما يرضيك و الزم قلبى حفظ
پس به من رحم كن كه تكلف چيزى كه به درد من نمىخورد نكنم و نظر خوش به آنچه كه تو را راضى مىنمايد به من عنايت فرما و قلب مرا كتابك كما علّمتنى و ارزقنى ان اتلوه على النّحو الّذى يرضيك عنّى اللّهم نوّر بكتابك ملزم به حفظ كتابت نما چنان كه كتابت را به من آموختى و مرا توفيق ده كه قرآن را به آن صورت كه تو را راضى مىكند بخوانم خداى من! چشمانم را بصرى و اشرح به صدرى و اطلق به لسانى و استعمل به بدنى و قوّنى به على ذلك و اعنّى به واسطه قرآن نورانى گردان! و سينهام منشرح نما! و زبانم را به آن گويا نما! و قرآن را در بدنم به كار بگير! و به واسطه قرآن مرا بر آن قدرت بده! و مرا بر استفاده از آن توانا نما! «عليه لا يعين عليه الّا انت، لا اله الّا انت».
و مرا بر آن يارى نما و هيچ كس جز تو كمكى بر آن نمىتواند بنمايد خدايى جز تو نيست.
و گفت: همين را يكى از اصحاب از وليد بن صبيح و حفص اعور از امام صادق نقل كرد.
حديث هشتم: از امام صادق7وارد شد كه فرمود: هر كس يك روز از او بگذرد و در نمازش «قل هو الله احد» را نخواند در روز قيامت به او مىگويند تو از نمازگزاران نيستى.
حديث نهم: از آن حضرت وارد شده كه فرمود: هر كس جمعهاى بر او بگذرد و در آن «قل هو الله» را نخوانده باشد، سپس بميرد بر دين ابو لهب مرده است.
حديث دهم: و از آن حضرت نقل شده كه فرمود: هر كس مرضى يا سختى به او برسد و در مرض و سختىاش سوره «قل هو الله احد» را نخواند و بعد از آن مرض يا سختىاش بميرد از اهل آتش است.
حديث يازدهم: قاسم بن سليمان از ابى عبد الله السلام و آن حضرت از پدرش امام باقر (ع) نقل كرد كه فرمود: هيچ گاه مردى بعضى از قرآن را به بعضى ديگر از قرآن نزد جز آنكه كافر گرديد.
حديث دوازدهم: عامر بن عبد الله بن خزاعه از ابى عبد الله7نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هيچ بندهاى آخر سوره كهف را نخواند جز آنكه در همان ساعت دلخواهش بيدار مىشود.
حديث سيزدهم: زهرى مىگفت: از حضرت على بن الحسين7پرسيدم: كدام اعمال بهتر است؟ فرمود: عمل حالّ و مرتحل افضل است پرسيدم؟ مقصود از حالّ و مرتحل چيست؟
فرمود: اينكه قرآن را بگشايى و ختمش كنى هر گاه كه ابتدا كردى به پايانش برسانى.
حديث چهاردهم: از امام جعفر (ع) روايت شده كه فرمود هر كس سوره بنى اسرائيل را در هر شب جمعه بخواند نميرد تا حضرت قائم7را درك كند و با او محشور باشد و هر كس سوره كهف را هر شب جمعه بخواند جز با شهادت نميرد و خداى تعالى او را با شهدا محشور كند.
حديث پانزدهم: از آن حضرت روايت شده كه فرمود: هر كس در نماز وتر خود «معوّذتين» و «قل هو اللَّه احد» را بخواند به او بگويند: بشارت باد تو را كه نمازت قبول شد.
حديث شانزدهم: عمر بن يزيد از پدرش از امام صادق7نقل كرد كه فرمود: هر كس قل هو اللَّه احد را ده بار به هنگام خروج از منزلش بخواند، پيوسته در حفظ و حراست خدا باشد تا آنكه به منزلش بازگردد.
حديث هفدهم: تعويذ براى كرمهايى كه جاليزها و زراعت را مىخورند. بر چهار «نى» يا كاغذ دعاى زير را بنويسند و بر چهار «نى» گذاشته و در چهار جانب جاليز يا زراعت بگذارند.
«ايّها الدّوابّ و الهوامّ و الحيوانات اخرجوا عن هذه الأرض و الزّرع اى جنبندگان و خزندگان و حيوانات از اين زمين و زراعت به سوى محل خراب خارج شويد.
الى الخراب كما خرج ابن متّى من بطن الحوت و ان لم تخرجوا ارسلت عليكم شوّاظا چنان كه حضرت يونس از شكم ماهى خارج گرديد و اگر خارج نشويد شرارههاى آتش و مس من نار و نحاس فلا تنتصران أ لم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت بر شما فرو ريزم در آن صورت يارى نشويد آيا نمىبينيد به كسانى كه از ترس مرگ از سرزمين خويش بيرون رفتند در حالى كه هزاران نفر بودند.
فقال لهم اللَّه موتوا فماتوا اخرج منها فانك رجيم فخرج منها خائفا يترقب سبحان الذى
خداى تعالى به ايشان فرمود بميريد پس ايشان مردند از آن خارج شو تو رجيم هستى از آنجا خارج شد در حالى كه ترسان بود و انتظار مىبرد.
اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الّذي كأنّهم يوم يرونها لم يلبثوا منزه است خدايى كه بنده خويش را به هنگام شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى برد.
مثل آنكه آن روز وقتى الّا عشية او ضحيها فاخرجنا هم من جنّات و عيون و زروع و مقام كريم و نعمة كانوا فيها آن را ببينند گويا شبى و يا روزى در آن بيشتر درنگ نكرده بودند. پس ايشان از بهشت و چشمهساران و زراعتگاهها.
فاكهين فما بكت عليهم السماء و الارض و ما كانوا منظرين اخرج منها فما يكون لك أن تتكبّر.
و جايگاه نيكو نعمتهايى كه در آن متنعم بودند بيرون كرديم پس آسمان و زمين بر ايشان نگريست و مهلتى نداشتند از آن خارج شويد شما حق نداريد فيها فاخرج انّك من الصاغرين اخرج منها مذموما مدحورا فلنأتينّهم بجنود لا قبل لهم كه در آن كبر بورزيد خارج شو تو از حقيرانى از آن خارج شو در حالى كه نكوهش شده و راندهشدهاى هستى پس لشكريانى بىپايان برايشان بها و لنخرجنّهم منها اذلّه و هم صاغرون» فرود آورم و ايشان را از آن سرزمين به خوارى بيرون كنم در صورتى كه تحقير شدهاند.
حديث هيجدهم: از سمرة بن جندب نقل شده كه رسول خدا6فرمود: هر كس وضو بگيرد و به قصد مسجد از خانه خارج شود و به هنگام خروج از خانه بگويد: بسم اللَّهالَّذِي خَلَقَنِي
فَهُوَ يَهْدِينِ[1]بنام خداى كه مرا خلق كرد پس او مرا هدايت مىكند. خداى تعالى او را به ايمان هدايت مىكند و اگر بگويد:وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ[2]آنكه غذايم مىدهد و سيرابم مىكند.
خداى تعالى از غذاهاى بهشتى به او مىخوراند و از نوشيدنىهاى بهشتى به او مىنوشاند و اگر بگويد:وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِاگر مريض شدم خداى مرا شفا مىدهد خداى تعالى آن را كفاره گناهانش قرار مىدهد و اگر بگويد:وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِآن كه مرا مىميراند سپس زنده مىكند. حق سبحان او را به مرگ شهدا مىميراند و به زندگى سعادتمندان زندهاش مىكند و اگر بگويدوَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ[3]خدايى كه اميد دارم كه در روز قيامت مرا بيامرزد و خداى تعالى همه گناهان او را بيامرزد گرچه از كفهاى دريا بيشتر باشد. و اگر بگويد:
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ[4]خدايا به من حكمت بياموز و به صالحان ملحق گردان خداى تعالى به او حكمت و علم مىآموزد و او را به شايستگاه ملحق مىكند وقتى بگويد:وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ[5]خدايا نامم را بر زبان اقوام آتيه نيكو نما و سخنم را دلپذير گردان (ترجمه قمشهاى) خداى تعالى براى او كاغذى سپيد مىنويسد كه فلانى از راستگويان است و اگر بگويد:وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ[6]و مرا از وارثان نعمت قرار بده و خداى تعالى به او منازلى در بهشت عطا مىكند و اگر بگويدوَ اغْفِرْ لِأَبِي[7]پدرم را بيامرز.
خداى تعالى پدر و مادر او را بيامرزد.
حديث نوزدهم: از پيامبر6روايت شده كه فرمود: هر كس آيه زيرا را به هنگام خواب بخواند:قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً[8]نورى از مسجد الحرام درخشش مىكند كه در آن ملايكهاى هستند كه تا هنگام صبح براى او استغفار مىكنند.
[1]- 26/ شعراء، 78.
[2]- 26/ شعراء، 79.
[3]- 26/ شعراء، 82.
[4]- 26/ شعراء، 83.
[5]- 26/ شعراء، 84.
[6]- 26/ شعراء، 85.
[7]- 26/ شعراء، 86.
[8]- 18/ كهف، 110.