بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 110

3- اخلاص در دوستى‌

على7فرمود: «دوست واقعى از دوستى‌اش برنمى‌گردد، گرچه در حقّش جفا شود».[1]

4- خوش‌رويى‌

على7فرمود: «خوش رويى و گشاده‌رويى، [موجب‌] دوام دوستى است».[2]

5- رعايت ادب‌

امام كاظم7فرمود:

«ادب و احترام ميان خود و برادر دينى‌ات را از بين مبر؛ زيرا از ميان رفتن آن، حيا و شرم را از بين مى‌برد و برجاى بودن ادب، پايدار بودن دوستى را به‌دنبال دارد».[3]

6- اظهار دوستى‌

[1]- المحبه في الكتاب و السنه: ص 67، ح 201

[2]- همان، ص 68، ح 205

[3]- همان: ح 207


صفحه 111

على7فرمود: «با اظهار دوستى، دوستى پديد مى‌آيد».[1]

7- تواضع‌

على7فرمود: «ميوه تواضع، دوستى است».[2]

8- وفادارى‌

على7فرمود: «عامل انس گرفتن مردم، وفادارى است».[3]

9- رعايت انصاف‌

على7فرمود: «با انصاف، برادرى تداوم مى‌يابد».[4]

10- مدارا با مردم‌

على7فرمود: «مدارا و نرمى و بخشندگى انسان، او را محبوب دشمنانش مى‌كند».[5]

44- عوامل گسستن دوستى‌ها

[1]- المحبه في الكتاب و السنه: ص 68، ح 208

[2]- المحبة فى الكتاب والسنة، ص 68، ح 212

[3]- همان، ص 68، ح 213

[4]- همان، ص 69، ح 219

[5]- همان، ص 70، ح 223


صفحه 112

يك سلسله علل و عموامل نيز موجب گسستن دوستى‌ها و منشأ بروز كينه و دشمنى مى‌گردد كه مسافران و به خصوص زائران بيت اللَّه الحرام بايد از آن‌ها پرهيز كنند. برخى از آن‌ها عبارتند از:

1- بدخلقى‌

على7فرمود: «هر كه بد اخلاق شود، دوست و رفيق او نيز ناياب گردد.»[1]

2- عيبجويى‌

امام صادق7به ابوبصير فرمود: «اى ابو محمد از دين مردم جستجو مكن كه بدون دوست مى‌مانى.»[2]

3- جدال‌

على7فرمود: «كسى كه با برادران خود به بحث و مناقشه بپردازد دوستانش كم مى‌شوند.»[3]

4- ستيزه جويى‌

على7فرمود: «باستيزه‌گرى، دوستى وجود ندارد.»[4]

5- تنگ چشمى‌

على7فرمود: «شخص تنگ چشم، دوستى ندارد.»[5]

6- تكبر

على7فرمود: «براى فرد متكبر دوستى‌

[1]- المحبة فى الكتاب و السنه، ص 87، ح 323

[2]- همان، ص 88، ح 329

[3]- همان، ص 88، ح 332

[4]- همان، ص 88، ح 335

[5]- همان، ص 88، ح 343


صفحه 113

وجود ندارد.»[1]

7- كينه توزى‌

على7فرمود: «هيچ كينه توزى را دوستى نيست.»[2]

8- حسدورزى‌

على7فرمود: «حسود را دوستى نخواهد بود.»[3]

9- دست انداختن ديگران‌

امام صادق7فرمود:

«كسى كه مردم را دست مى‌اندازد، نبايد انتظار صداقت در دوستى داشته باشد!»

10- نيرنگ و فريبكارى‌

على7فرمود: «با حيله گرى، هيچ دوستى پايدار نمى‌ماند.»[4]

45- چشم به مال ديگران نداشتن‌

مسافر سزاوار است در طول سفر، چشم به مال ديگران نداشته باشد و عزت و بزرگوارى خود را به‌

[1]- المحبة فى الكتاب والسنة، ص 90، ح 351

[2]- همان، ص 88، ح 356

[3]- همان، ص 88، ح 358

[4]- همان، ص 91، ح 361


صفحه 114

خصوص در سفر حج حفظ كند.

ابن عباس گويد:

گروهى از اهل يمن بدون تهيه زاد و توشه حج مى‌گزاردند و مى‌گفتند: بر خدا توكل مى‌كنيم، خداوند اين آيه را نازل كرد:

وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‌.[1]

«و براى خود توشه برگيريد كه همانا بهترين توشه تقوا است.»[2]

عكرمه و مجاهد و جز آنان نيز گفته‌اند:

گروهى از اعراب بدون همراه داشتن غذا و خوراكى لازم به حج آمدند و مى‌گفتند: ما توكل كننده بر خدا هستيم و برخى نيز مى‌گفتند: ما حج خانه خدا را انجام مى‌دهيم و او غذا به ما ندهد؟

و با اين تفكر، بارى بر دوش ديگران بوده، غذاى آنان را برخى از همسفرانشان تأمين مى‌كردند، آن گاه خداوند آيه‌ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى‌ را نازل‌كرد و آنان را از اين كار برحذر داشت.[3]

احمدبن حنبل پيشواى حنبليان، درباره آنان كه‌

[1]- بقره: 197

[2]- تفسير طبرى، ج 4، ص 166- درالمنثور، ج 1، ص 221

[3]- تفسير طبرى، ج 4، ص 166؛ درالمنثور، ج 1، صص 220 و 221


صفحه 115

بدون زاد و توشه به سفر مى‌روند گفت:

«من آن را دوست نمى‌دارم، اينها بر خوراكى‌هاى مردم توكل كرده‌اند.»[1]

46- پرهيز از سوء ظن‌

شايسته است حاجيان كاروان خود را به كانون محبت و صفا تبديل كنند ونسبت به همديگر مهربان و خوشبين باشند و از هر گونه سوء ظنى بپرهيزند.

امير مؤمنان على7فرمود:

«كار برادر دينى خود را به بهترين وجه توجيه و حمل كن، تا زمانى كه از او كارى سرزند كه راه توجيه را بر تو ببندد و هيچگاه از سخنى كه از (دهان) برادرت بيرون آيد تا وقتى كه مى‌توانى محمل خوبى براى آن بيابى گمان بد مبر.»[2]

حسن ظن و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزش‌هاى اخلاقى و بزرگترين عطيه‌ها است.[3]

براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفته‌اند كه رسول خدا6فرمود:

[1]- مغنى ابن قدامه، ج 3، ص 221

[2]- امالى صدوق، ص 250

[3]- غرر الحكم، ح 4834


صفحه 116

«اطْلُبْ لِاخِيكَ عُذْراً فَانْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً».[1]

«براى گفتار و كردارى كه ازبرادر تو سر مى‌زند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!»

بنابراين، از آنجا كه حاجيان در سفر حج، به عبادت خدا روى آورده و در صدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمده‌اند، لذا بايد به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد عبادت را تباه مى‌كند.[2]

47- رازدارى‌

شيوه تقسيم بندى زائران هر كاروان به گونه‌اى است كه معمولا هر چند نفر در يك اتاق قرار مى‌گيرند و نزديك به يك ماه شب و روز با هم به سر مى‌برند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفتگوهايى رد و بدل شود كه چه بسا بعضى از آن‌ها دوست نمى‌دارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود، از اين رو پيشوايان دينى ما به ما دستور داده‌اند تا سخنان محرمانه اشخاص‌

[1]- بحار، ج 72، ص 197

[2]- غرر الحكم، ح 5574


صفحه 117

را براى كسى بازگو نكنيم.

امام صادق7فرمود:

آنچه درمجالس گفته مى‌شود امانت است و كسى حق ندارد، سخن‌هم صحبت‌خود را براى ديگرى بازگو كند مگر آنكه با اجازه او بوده و يا نقل آن، بيان خوبى او باشد[1](مانند آن كه كسى در مجالس خصوصى، همسفران خود را به نيكى به عبادت و امثال آن تشويق و ترغيب كرده و اين مطلب براى ديگرى بازگو شود).

رسول خدا6در اين زمينه فرمود:

مجالس امانت اند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است پس از اين كار دورى كن.[2]

و در حديث ديگرى فرمود:

وقتى دو نفر با يكديگر در جلسه‌اى صحبت مى‌كنند، آنچه با يكديگر در ميان مى‌گذارند امانت خدا است، پس جايز نيست كه يكى از آن‌ها بر خلاف ميل برادر دينى‌اش آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند.[3]

[1]- كافى، ج 2، ص 660

[2]- بحار الانوار، ج 74، ص 89

[3]- تنبيه الخواطر، ج 1، ص 98