بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 120

49- صبر در برابر مشكلات‌

طبيعت سفر، همواره با سختى و مشكلات همراه است، نظم زندگى به هم مى‌خورد و دشوارى‌هاى ناخواسته‌اى بر انسان تحميل مى‌شود، بهترين راه مقابله با اين سختى‌ها، صبر و بردبارى است.

امام صادق7فرمود:

«إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ ... وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَة».[1]

«هنگامى كه اراده حج نمودى، دنيا و راحتى را رها كن ...»

محرم شدن، از محرمات احرام پرهيز كردن، در بين جمعيت انبوه حاجيان طواف كردن، حضور در صحراى عرفات، كوچ از عرفات به مشعر و در صحراى فاقد امكانات شبى را تا صبح به سر بردن، پياده به سوى منا در ميان آن جمعيت حركت نمودن و سپس رمى جمرات و سر تراشيدن و ... سختى‌هايى دارد كه اگر حاجى عاشقانه هر يك از آن‌ها را انجام دهد، سختى‌ها به لذت روحى مبدّل خواهد شد.

در روايت ديگرى امام صادق7فرمود:

«مَا مِنْ مَلِكٍ وَ لا سُوقَةٍ يَصِلُ إِلَى الْحَجِّ إِلَّا

[1]- مستدرك‌الوسائل، ج 10، ص 172


صفحه 121

بِمَشَقَّةٍ فِي تَغْيِيرِ مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ رِيحٍ أَوْ شَمْسٍ لا يَسْتَطِيعُ رَدَّهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‌ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ».[1]

«هيچ پادشاه و نه هيچ رعيتى به حج نمى‌رسد مگر اينكه نوعى مشقت و ناگوارى در غذا، آشاميدنى‌ها، باد توفان، خورشيد و گرماى هوا او را تحت تأثير قرار مى‌دهد و اين است معنى فرموده خداوند بلند مرتبه كه «اين چهار پايان هستندكه بارهاى شما را به شهر حمل مى‌كنند و اگر آن‌ها نبودند شما بامشقت و جان كندن آن را مى‌برديد، همانان پروردگار شما مهربان و رحيم است.»

در روايت ديگرى امام صادق7فرمود:

«وَ مَا أَحَدٌ يَبْلُغُهُ حَتَّى تَنَالَهُ الْمَشَقَّةُ».[2]

هيچ كس به حج دست نمى‌يابد مگر اينكه مشقت و سختى به او مى‌رسد.

تحمل سختى و رنج، خود بخشى از فلسفه حج‌

[1]- كافى، ج 4، ص 253

[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 112


صفحه 122

است كه در آن، انسان ساخته شده و به ضعف خويش در برابر خداوند بيشتر پى مى‌برد.

على‌بن موسى الرضا7فرمود:

«وَ عِلَّةُ اْلحَجِّ ... وَ ما فِيهِ مِن اسْتِخْراجِ اْلأَمْوالِ وَ تَعْبِ اْلأَبْدانِ وَ حَظٌرِها عَنِ الشَّهَواتِ وَ الَّلذَّاتِ ...»[1]

«پرداخت اموال، سختى بدن‌ها، دورماندن ازشهوات و لذات و ... بخشى از فلسفه وجوب حج است.»

امام صادق7فرمود:

پدرم امام باقر7پيوسته مى‌فرمود:

حج از نماز و روزه برتر است، همانا نمازگزار ساعتى و روزه‌دار، يك روز از اهل خود دور مى‌شود، اما حاجى بدن خود را به رنج مى‌افكند و نفس خود را به سختى و اميد وا مى‌دارد و مال خود را انفاق و مدتى طولانى از خانواده خود دور مى‌ماند ...[2]

از جمله سختى‌هاى حج، تحمل گرما در فصل تابستان، به خصوص هنگام حضور در عرفات و منا است.

[1]- كافى، ج 4، ص 255، ح 14

[2]- مسند احمد، ج 4، ص 114


صفحه 123

رسول خدا6فرمود:

«وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى حَرِّ مَكَّةَ سَاعَةً تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ وَ تَقَرَّبَتْ مِنْهُ الْجَنَّةُ مَسِيرَةَ مِائَةِ عَامٍ».[1]

«و كسى كه يك ساعت بر گرماى مكه صبر كند، دوزخ يك صد سال از وى دور و بهشت يك صد سال به وى نزديك مى‌گردد.»

تحمل گرما و ساخته شدن و ايجاد تحول روحى، انسان حج گزار را به خدا نزديك و از آتش دور مى‌كند و بر اساس فرموده ائمه معصومين:اجر كسانى كه در سرما و گرما حج به جا مى‌آورند از ديگران بالاتر است.[2]

در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان‌

شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى‌

گرچه امروزه امكانات فراوانى براى حاجيان فراهم شده و منازل به حرمين نزديك‌تر و راه‌ها هموارتر و رفت و آمدها سهل‌تر و آب و غذا فراوان و بهداشتى و خيمه‌هاى منا ضدآتش و داراى كولر است و آب و

[1]- مستدرك الوسائل، ج 9، ص 364، ح 11088

[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 174، ح 14558


صفحه 124

ساير نيازمندى‌هاى حجاج به موقع تأمين مى‌گردد، ليكن درعين حال اين سفر دشوارى‌هايى دارد كه بايد با صبر و حوصله آنها را تحمل و از كنار آن عبور نمود.

50- مواعظ لقمان به مسافران‌

امام صادق7فرمود:

لقمان به پسرش گفت:

هرگاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان بسيار با آن‌ها مشورت كن و با لبخند با آنان برخورد كن (وخنده رو باش) و در زاد و توشه‌اى كه همراه دارى نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه كه با خود دارى از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.

هر گاه درامر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، و پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود تصميم نگير و در مشورت دهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى. همانا كسى كه براى‌


صفحه 125

طرف مشورت خيرخواهى نكند، خداوند رأى و انديشه او را مى‌گيرد و (لباس) امانت را از او دور كند.

هر گاه ديدى همراهان تو حركت مى‌كنند، با آن‌ها حركت كن و اگر ديدى كار مى‌كنند تو هم با آنان كاركن و اگر صدقه و يا وامى به كسى دادند تو نيز به ايشان اعطا كن و از آن كه از تو بزرگتر است حرف شنوى داشته باش.

هرگاه همراهانت تو را به چيزى فرمان دادند و از تو چيزى پرسيدند به آن‌ها آرى بگو و نگو خير؛ زيرا «نه» گفتن عيب و نقص است.

و هرگاه در راه سرگردان مانديد، از مركب فرود آييد و آن گاه كه ترديد داشتيد بايستيد و مشورت كنيد ...

فرزندم هرگاه وقت نماز فرارسيد براى هيچ كارى نماز را به تأخير ميانداز، نماز را بخوان و خود را از اين دَيْنى كه به عهده دارى راحت كن، نماز را به جماعت بگزار اگرچه بر سرِ نيزه باشد[1]...

هر گاه خواستيد جايى منزل كنيد، در مكانى فرود آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرم‌تر و پرعلف‌تر باشد.

[1]- كنايه از تنگى مكان است.


صفحه 126

و آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به قضاى حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى ساكنانى از فرشتگان دارد.

اگر مى‌توانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تازمانى كه مشغول كارى هستى بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى برتو باد به دعا ...[1]

51- راهنماى گمشدگان‌

ابوبصير گويد: امام صادق7فرمود: اگر در راه گم شدى فرياد كن و بگو:

«يَا صَالِحُ أَوْ يَا أَبَا صَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ».[2]

«اى صالح و اى ابا صالح لطف و عنايت خداوند بر شما باد، ما را راهنمايى كنيد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 440، ح 15208 و 15209

[2]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 195، ح 885 و 886


صفحه 127

همچنين نقل شده كه خداوند صالح را بر بيابان و حمزه را بر دريا گمارده است.»

عبيداللَّه گويد:

چنين مشكلى براى ما پيش آمد و ما راه را گم كرديم، برخى از همراهان از ما خواستند تا صداى خود را بلند كرده و جمله فوق را بگوييم، پس از آنكه صدا زديم، دو نفر به سوى ما آمده ما را راهنمايى كردند و گفتند: راه از سمت راست است (يا آن كه گفتند سمت چپ) و ما درهمان جهت حركت كرده، راه را يافتيم.

او همچنين از قول پدرش نقل كرده كه در بيابان راه را گم كرديم پس بلند صدا زديم (يا صالح و يا اباصالح) آنگاه ما را راهنمايى كردند. رفيق همراه ما گفت:

صداى ضعيفى را شنيدم كه مى‌گفت:

راه در سمت راست است و ما خيلى راه نرفته بوديم كه به مسير اصلى رسيديم.[1]

52- زينت تشيّع‌

زائران ايرانى سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در سرزمين وحى‌اند، مسلمانان حاضر در آن‌

[1]- محاسن، ص 363