آداب سفر حج
1- تعيين هدف
سير و سفر با انگيزههاى دينى و عقلانى، از ديدگاه اسلام امرى پسنديده و مقبول است. خداوند متعال در آيات متعددى از قرآن كريم مردم را به سير و گردش در زمين دعوت نموده، از آنان خواسته است تا با سفر به گوشه و كنار جهان، در تاريخ و سرنوشت نهايى ملتها بيانديشند و از حوادث، رخدادها و خوب و بد زندگى امتهاى گذشته درس عبرت بگيرند:
«أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...»؛[1]
«آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها زيستهاند چگونه بوده است؟»
سفر الهى و معنوى حج نيز به دليل اهميتى كه در اسلام دارد بايد با انگيزهاى الهى و با قصد قربت و
[1]- غافر: 21
بهصورتى هدفمند انجام شود تا حاجى بتواند به دستاوردهاى درنظر گرفته شده از سوى خداوند، دست يابد.
امام صادق7فرمود:
«الْحَجُّ حَجَّانِ: حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ، فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ، وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».[1]
«حج دو گونه است: 1- حج براى خدا 2- حج براى مردم، پس آنكس كه براى خدا حج گزارد، از خداوند پاداش بهشت گيرد و آنكس كه براى مردم حج بهجاى آورد، پاداش آن در روز قيامت با مردم است!»
از اين روايت بهخوبى مىتوان فهميد كه هدف و انگيزه تا چهاندازه در سفر حج تأثيرگذار است.
بنابراين اگر حاجى با هدف خداخواهى، خداجويى، تحول روحى و اخلاقى، و پالايش روح و جان در اين راه گام نهد، اعمال و رفتار خود را نيز با اين اهداف منطبق مىسازد و درنتيجه در حرمين شريفين پيوسته به نماز و دعا و عبادت و تفكر در حقايق اسلام و
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 109، ح 40؛ ثوابالاعمال، ج 74، ص 16
تاريخ زندگى پيامبران و امامان و ياران باوفا و پاكباخته آنان مىپردازد، از لحظهلحظه سفر بهرهگيرى مىكند، پردههاى غفلت را از جلو چشمانش كنار مىزند تا هنگام رسيدن به مرقد معشوق در مدينه و معبد عشق در مكه، كاملًا روح و جان خويش را صيقل داده، رنگ الهى و معنوى به خود بگيرد.
و اگر حاجى به قصد تفريح و استراحت به حج بيايد، بهگونهاى ديگر رفتار خواهد كرد، بيشتر به مسكن بهتر، غذاى لذيذتر، و خريد كالاى بيشتر و ارزانتر مىانديشد و بهجاى حضور در حرمين شريفين در كوچه و خيابان و بازار پرسه مىزند و در پايان سفر نيز با كولهبارى از اجناس پرزرق و برقِ دنيايى به ديار خويش بازمىگردد.
رسول خدا6در يك تقسيمبندى تنبّهآفرين، حاجيان امت خود در آخرالزمان را به سه دسته تقسيم فرموده، وضعيت آنان را اينچنين پيشبينى كرده است:
دسته اول: ثروتمندان كه با انگيزه تفريح و خوشگذرانى به حج مىروند.
دسته دوم: گروههاى متوسط جامعه كه با هدف تجارت و سوداگرى راهى زيارت خانه خدا مىشوند.
دسته سوم: نيازمندان و فقيران كه براى خودنمايى و
رياكارى عازم آن ديار مىشوند.[1]
و طبيعى است كه هيچ يك از اين سه دسته، بهره و نصيب معنوى از اين سفر نخواهند داشت.
از اينرو حاجيان پيش از سفر، بايد هدف و انگيزه خود را مشخص كنند و سپس در راستاى همان اهداف درنظر گرفته شده، برنامهريزى نموده، سفر را آغاز نمايند.
2- توبه و استغفار
پس از آنكه خداخواهى و خداجويى بهعنوان هدف مشخص شد، حاجى بايد زنگارهاى گناه و معصيت را از جان و دل بزدايد، و روح را از تيرگىها پاك كند تا زمينه را براى راهيابى به محضر حق و حريم عشق و پذيرش در پيشگاه معبود فراهم سازد.
امام صادق7فرمود:
«إذا ارَدْتَ الْحَجَّ ... ثُمَّ اغْسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ مِنَ الذُّنُوبِ ...».[2]
«هرگاه اراده حج كردى ... با آب توبه خالص گناهانت را بشوى ...»
[1]- تهذيب، ج 5، ص 463، ح 1613- تاريخ بغداد، ج 10، ص 296
[2]- مصباحالشريعه، ص 142
حاجى در سفر حج و عمره ميهمان خداوند است و از آنجا كه خالق، به ظاهر خلق نمىنگرد بلكه به باطن نظر دارد، لذا به روح و جان حاجى نظر مىافكند و روا نيست انسان با آلودگى به محضر حق وارد شود.
عادت مردم در ميهمانىها اين است كه از محل كار خود به خانه رفته، جسم خويش را شستشو داده، لباسهاى تميز پوشيده، موها را شانه زده، خود را معطر مىكنند و سپس به ميهمانى مىروند و هرچه ميزبان درنظر آنها مهمتر باشد، اينگونه آداب را بيشتر رعايت مىكنند.
حال چهكسى از خداوند عظمتش بيشتر است؟ آيا از ادب بهدور نيست كه انسان در پيشگاه خالق و آفريننده خود با قلبى مالامال از گناه و معصيت شرفياب شود؟ خدايى كه به تمام افكار و اسرار نهان ما آگاه است، اعمال ما را مىداند و از نيات ما باخبر است.
از اين رو پيش از ورود به حرمين شريفين لازم است حاجى خانه دل را از گناه پاك نمايد، آنگاه بهسوى كوى دوست حركت كند.
توبه نيز بايد حقيقى و به بيان قرآن كريم توبه نصوح باشد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً
نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ ....[1]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به درگاه خدا توبهاى راستين كنيد، اميد است كه پروردگارتان، بدىهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد ...»
خواجه اگر توبه نصوح كند
هردمى، عالمى فتوح كند
توبه نصوح، توبه بدون بازگشت است و نيازمند يك تصميم جدى و قاطع.
روشى كه براى دستيابى به توبه نصوح از سوى پيشوايان دينى ارائه گرديده، چنين است:
گناهكار ابتدا بايد از عملكرد بد خويش پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد از اين پس خود را به معاصى نيالايد و گناهان مرتكبشده را ترك گويد، آنگاه از پيشگاه خداوند طلب مغفرت و آموزش كند.
گناهان نيز بر دو قسماند:
1- حقّاللَّه 2- حقالناس
[1]- تحريم: 8
دسته اول گناهانى است كه مستقيماً به خداوند ارتباط پيدا مىكند، مثلًا نمازى را نخوانده، روزهاى نگرفته و ....
توبه اينگونه گناهان آن است كه انسان از نافرمانى خداوند پشيمان شود، سپس تصميم بگيرد گذشته را جبران كند، نمازها و روزهها را قضا نمايد و از اينپس نيز فرايض دينى را در موعد مقرر بهجاى آورد. آنگاه از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند.
دسته دوم گناهانى است كه به مردم ارتباط پيدا مىكند، همچون غيبت، افترا، سرقت، ظلم و ستم و ....
توبه اينگونه گناهان، پس از پشيمانى و تصميم به ترك گناه، آن است كه در صورت امكان رضايت مردم را جلب و سپس از پيشگاه حق، طلب مغفرت نمايد. اگر مالى از كسى به زور گرفته، آن را به صاحبش برگرداند و اگر صاحبش را نمىشناسد با اذن مرجع تقليد از سوى صاحب اصلى صدقه دهد، اگر غيبت ديگران را كرده از آنها حلاليت بطلبد و پس از آن استغفار نمايد.
زمنجلاب هوس گر برون نهى قدمى
نزول در حرم كبريا توانى كرد
اگر ز هستى خود بگذرى يقين مىدان
كه عرش و فلك زير پا توانى كرد
پشيمانى از گناه، آغازى براى جبران گناهان است و بهقول صائب، شاعر نامدار:
ابر رحمت را كند اشك ندامت مايهدار
آبروى عفو در شرمندگى پوشيده است
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ ....[1]
«از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهرهمندى نيكويى تا زمانى معين بهرهمند سازد و به هر شايسته نعمتى، از كرم خود عطا كند ...»
3- اخلاص در نيت
اخلاص شرط اساسى در تمامى عبادات است، هركس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.
[1]- هود: 3
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة