بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 177

مسجد الحرام كند.»[1]

عمران حلبى مى‌گويد: از امام صادق7پرسيدم آيا زنان هنگام رفتن كنار كعبه غسل كنند؟

حضرت فرمود: آرى، همانا خداوند متعال مى‌فرمايد:

أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ.[2]

خانه‌ام را براى طواف كنندگان، عبادت كنندگان و راكعان و ساجدان پاك سازيد.

و سزاوار است كه بنده، جز با طهارت وارد خانه خدا نشود و (پيش از ورود) آلودگى‌ها را شسته و پاك شده باشد.[3]

مستحب است حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام، از باب بنى شيبه وارد شود. اين باب پيشتر كنار مقام ابراهيم قرار داشته كه در تصاوير قديمى مسجد الحرام مشخص است ليكن هم اكنون نشانى از آن باقى نمانده است.

[1]- كافى، ج 4، ص 399

[2]- بقره: 125

[3]- تهذيب، ج 5، ص 251


صفحه 178

دليل اين عمل مستحبى را امام صادق7اين‌چنين بيان فرموده‌اند:

«بت هُبَل را كه امير مؤمنان، على7هنگام بالا رفتن بر دوش رسول خدا6از بام كعبه به زمين انداخت، در باب بنى شيبه دفن كردند و از اين رو، ورود به مسجد الحرم از اين در سنت شد.»[1]

مرحوم شهيد در «شرح لمعه» با بيان اين‌كه مستحب است حاجى از باب بنى‌شيبه وارد شود، فرموده‌اند:

«ليَطَأَ هُبَلْ»؛ «تا بُت هُبل را پايمال كند.»[2]

هُبل بزرگترين بُتى بوده كه اعراب جاهلى آن را مى‌پرستيدند.[3]

معناى اين سخن آن است كه هر حاجى هنگام ورود به مسجد الحرام بايد بت‌ها را زير پا گذاشته و سپس وارد شود.

امام باقر7فرمود:

هر گاه به مسجد الحرام وارد شدى و مقابل حجر الاسود رسيدى، بگو:

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 67، ح 109

[2]- اللمعة الدمشقيّه، ج 2، ص 253

[3]- همان.


صفحه 179

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالطَّاغُوتِ وَ بِاللّاتِ وَالْعُزَّى وَ بِعِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ بِعِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ».[1]

«شهادت مى‌دهم كه جز خداوند يكتا معبودى وجود ندارد و شهادت مى‌دهم كه محمد6بنده و رسول خدا است، به خدا ايمان آوردم و به طاغوت ولات و عُزَّى و پرستش شيطان و هر كه جز خدا پرستش شود كفر ورزيدم.»

سپس به حجر الأسود نزديك و (اگر امكان استلام حجر الأسود به راحتى وجودداشت) آن را با دست راست لمس كن و بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ عِنْدَكَ لِي بِالْمُوَافَاةِ».[2]

«به نام خدا، وخداوند بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد، بار خدايا! اين امانت من است كه آن را ادا نمودم و پيمان من است كه‌

[1]- كافى، ج 4، ص 403

[2]- همان.


صفحه 180

به آن وفا نمودم، براى آن كه نزد تو شهادت دهد كه من به پيمان خود وفا دارم.»

معاويةبن عمار نيز از امام صادق7نقل كرده كه:

هنگام ورود به مسجد الحرام، با پاى برهنه و با آرامش و وقار و خشوع داخل شو.

همچنين فرمود:

«كسى كه با خشوع وارد مسجد الحرام شود، خداوند اگر بخواهد او را مى‌آمرزد.»

از آن حضرت پرسيدم: خشوع چيست؟

فرمود:

آرامش قلب. با تكبر و خود بزرگ بينى وارد مشو، پس هر گاه به در مسجدرسيدى بايست و بگو:

«السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ، السَّلامُ عَلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ، السَّلامُ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».[1]

«سلام و درود و رحمت خدا بر تو اى پيامبر.

به نام خدا و به يارى خدا و از خدا و آن‌چه خدا بخواهد. و درود و سلام بر پيامبران و

[1]- كافى، ج 4، ص 402


صفحه 181

رسولان خدا، سلام بر رسول خدا، سلام بر ابراهيم وحمد و سپاس مخصوص خداوند جهانيان است.»

و پس از آنكه داخل مسجد شدى دو دست خود را بالا بياور و رو به كعبه كن و بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي مَقَامِي هَذَا، فِي أَوَّلِ مَنَاسِكِي، أَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتِي وَ أَنْ تَجَاوَزَ عَنْ خَطِيئَتِي وَ تَضَعَ عَنِّي وِزْرِي، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي بَلَّغَنِي بَيْتَهُ الْحَرَامَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا بَيْتُكَ الْحَرَامُ، الَّذِي جَعَلْتَهُ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً مُبَارَكاً وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أَؤُمُّ طَاعَتَكَ، مُطِيعاً لِأَمْرِكَ، رَاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَمَرْضَاتِكَ».[1]

«بار خدايا! همانا من در اين مكان و در آغاز

[1]- كافى، ج 4، ص 401


صفحه 182

مناسك خود، از تو مى‌خواهم توبه مرا بپذيرى و از خطاهايم درگذرى و بار گناهم را فرو نهى و سپاس خداوندى را كه مرا به بيت حرام خود رساند، بار خدايا! شهادت مى‌دهم كه اين خانه، خانه حرام تو است، كه آن را محل اجتماع مردم و مركزى امن و هدايت‌گر جهانيان قرار دادى.

بار خدايا! من بنده تو هستم، شهر، شهرتو و خانه، خانه تو است، تو را اراده كرده‌ام، به سوى تو آمده‌ام و رحمت تو را مى‌طلبم و طاعت تو را اراده كرده‌ام، فرمانبردار امر تو هستم و راضى به تقدير تو و از تو درخواست مى‌كنم درخواست بيچاره مضطرى كه ازعقوبت تو در هراس است.

بار خدايا! درهاى رحمتت را به سوى من بگشاى و مرا در مسير بندگى خود و آنچه موجب خشنودى تو است به كار گير.»

اگر حاجيان با رعايت اين آداب وارد مسجد الحرام شوند و در انجام مناسك خود، عبوديت خدا را تمرين و عاشقانه اعمال حج را انجام دهند، به يقين تأثير شگرفى در آنان ايجاد واز ثمرات حج بهره‌مند خواهند شد.


صفحه 183

70- ادب طواف‌

طواف خانه خدا يكى از زيباترين و شكوهمندترين صحنه‌هاى عرفانى حج است، حاجى در طواف فرشته صفت گشته، از گناه پاك مى‌شود، طواف گزار درحال طواف از ديگران بريده، به خدا پيوند مى‌خورد و براى آن كه بتواند از بركات معنوى طواف بهره گيرد، چند چيز را سزاوار است مراعات كند:

1- توجّه به خداوند

در حال طواف، باتمام وجود متوجه خدا باشد و جز به خير و نيكى سخن نگويد.

رسول خدا6فرمود:

«طواف خانه كعبه نماز است، جز اين‌كه خداوند سخن گفتن به هنگام طواف را جايز شمرده است، پس كسى كه سخن مى‌گويد، جز خير و نيكى سخن نگويد.»[1]

2- متعادل راه برود

درطواف براى آن كه ديگر مسلمانان طواف كننده آزار نبينند، سزاوار است حاجيان آرام و متعادل حركت كنند.

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 191، ح 491


صفحه 184

عبدالرحمن‌بن سيّابه گويد:

از امام صادق7درمورد طواف پرسيدم كه آيا تند بروم يا آهسته؟

حضرت فرمود: راه رفتنى ميانه.[1]

3- طواف نكردن در حال خستگى‌

امام صادق7فرمود:

«دَعِ الطَّواف وَ انْتَ تَشْتَهِيهِ».[2]

«طواف را رها كن در حالى كه هنوز مايل به ادامه دادن آن هستى.»

71- مزاحمت ممنوع‌

در روايات به حاجيان توصيه شده است تا هنگام شلوغى جمعيت، محل طواف را به كسانى كه طواف واجب دارند واگذار واز طواف مستحبى خوددارى كنند.

امام صادق7فرمود:

«اولين چيزى كه امام عصر- عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف- از عدالت خودآشكار مى‌كند اين است كه سخنگوى آن حضرت اعلام‌

[1]- الحج فى الكتاب و السنه، ص 191، ح 492

[2]- همان، ص 193، ح 498